سه شنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۷ - ۱۷ ذيحجه ۱۴۲۹
Tue, Dec 16, 2008
زنگ اول
۴۱۰۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
فرهنگ و پايدارى
خانواده
ماجرا
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
زنگ اول
اوقات شرعى
مناسبت
جاى خالى باباى مدرسه
402690.jpg
[جواد مرتضى زاده]
روزهاى كودكى يادآور خاطرات تلخ و شيرين براى همه ماست، خاطراتى كه هر چقدر هم كهنه و فرسوده شوند از بين نمى روند. در ميان برگ هاى خاطرات دوران كودكى شخصيت هاى به ياد ماندنى مى درخشند. آدم هايى بى نام و نشان كه با تأثير گذارى خود بر زندگى افراد هميشه در اذهان باقى مى مانند. يكى از اين افراد باباى مدرسه بود.
بابا صبح خيلى زود در حياط مدرسه را باز مى كرد، همه جا را آب و جارو مى كرد و با كلى زحمت مدرسه را براى يك روز كارى آماده مى كرد و حواسش كامل به ورودى مدرسه بود، بچه ها يكى يكى مى آمدند و هر كدام سعى مى كردند با او سلام و احوال پرسى كنند، چون بابا شاداب بود و به بچه ها انرژى مى داد به مدير و ناظم و معلم ها احترام خاصى مى گذاشت و با اين كار احترام به بزرگترها را به بچه ها مى آموخت. گرما و سرماى كلاس ها براى بابا مهم بود، بابا فقط نظافت نمى كرد، به هر حال او نقش برجسته اى داشت، پذيرايى از دبيران و ارباب رجوع را نيز او انجام مى داد، با همه وجودم از تماشاى خدمات بابا حتى بردن يك استكان چاى تميز به دفتر معلمان لذت مى برم. وقتى دير به مدرسه مى آمديم بعضى وقت ها بابا وساطت مى كرد تا يك بار ديگر هم به كلاس راهمان بدهند.خيلى وقت ها موقع تنبيه بچه ها مى آمد و مدير و ناظم را به بهانه تلفن مى برد و بچه ها را نجات مى داد. باباى خوب مدرسه بچه هاى اخراج شده را نصيحت مى كرد. با اولياى دانش آموزان مشكل دار قبل از ديدن مدير و ناظم مشاوره مى كرد، راه و چاه برخوردهاى ادارى و قانونى را به بچه ها ياد مى داد.بابا نگهبان مدرسه بود.
جلوى در مدرسه دخترانه بابا مراقبت مى كرد تا كسى براى بچه ها كه مثل دخترهاى خودش بودند ايجاد مزاحمت نكند.
به طور كلى باباى مدرسه امين مردم بود. خيلى پيش مى آ مد كه او بچه هاى بيمار را تا خانه همراهى مى كرد، اما امروز شاهد آخرين بازماندگان اين قشر شريف و تأثيرگذار در مدرسه هستيم. سال هاست كه آموزش و پرورش از جايگزين كردن افراد جديد در اين پست كوتاهى كرده است. امروز نظافت مدارس به عهده افرادى گذاشته شده كه گرچه آدم هاى زحمتكشى هستند، اما نتوانسته اند جايگاه باباى مدرسه را پركنند. باباى مدرسه تغيير نام داد به خدمتگزار و آن هم نه نيروى رسمى در آموزش وپرورش بلكه فردى كه طرف قرارداد با يك شركت خدماتى است. شركتى كه به هر شكل از طريق برنده شدن در يك مناقصه نياز خدماتى مدارس يك منطقه آموزش و پرورش را به عهده مى گيرد. او هيچ پيوندى با مدير و كادر مدرسه ندارد و خود را از آنها نمى داند، او خودش هم مى داند كه موقت است و سه ماه تابستان حقوقى نمى گيرد، او يك كارگر فصلى است!
در حالى كه با حذف بابا از سيستم اداره مدرسه، نه يك شخص كه يك مجموعه آداب و فرهنگ را از مدرسه حذف كرده ايم.
شكوفايى خلاقيت در كلاس بى تنش
402750.jpg
[دكتر مهدى شاكرى]
اطلاعات آمارى سيستم هاى آموزشى در كشورهاى پيشرفته كمك مهمى براى مسئولان برنامه ريز آموزشى است. از اوايل قرن بيستم كه اولين مدارس تيزهوشان در امريكا پايه گذارى شد، عده اى محقق روانشناس پيگير چگونگى پيشرفت تعدادى از بچه ها در آن مدارس شدند. در يكى از موارد معروف و مهم، تحقيقى بود كه پروفسور ترمن و تيم مربوطه به عهده داشتند، نتايج عجيبى از همان بچه ها بعد از چهل سال (حدود پايان جنگ جهانى دوم) به دست آمد. آنها بعد از چهل سال هر كدام براى خود شخصيت هاى علمى و اثرگذارى در عرصه هاى مختلف بودند و آن زمان تعجب مسئولين بسيارى از كشورها را برانگيخت، اما بعدها در بررسى ها متوجه شدند سطح انتظار از آن بچه ها مى توانست خيلى بيشتر باشد، مشابه اين تحقيقات روى بچه هاى بسيارى انجام گرفت. نتيجه اين شدكه بر همين اساس امروز بهترين كلاس ها و برنامه هاى آموزشى در جهان براى بروز خلاقيت و نوآورى در بزرگسالى محيط هاى آموزشى بدون فشارهاى روحى و استرس تقسيم گرديد.
اصولاً اگر ايجاد زمينه هاى رقابتى آرامش بچه ها را به هم بزند، خوب نيست، شكل ايجاد رقابت بايد درست به كار رود، به طور مثال اگر ما در يك مركز آموزشى فاصله ۱۹ تا ۱۹‎/۵ يعنى ۰‎/۵نمره را به حد يك فاصله چند كيلومترى نشان دهيم اشتباه كرده ايم.
سيستم كلاس هاى باز يا Classes Open در دنياى پيشرفته براى بچه ها بر همين اساس پايه ريزى شده است، همه اينها براى اين است كه خلاقيت و شكوفايى در بچه ها از بين نرود.
اثرات نامطلوب اضطراب
اضطراب و استرس به اختلال آرامش درونى در بچه ها منجر مى شود و مانع خلاقيت است. خانواده ها مراقب باشند اگر مى خواهند بچه هايى با عزت نفس و اعتماد به نفس و خلاق داشته باشند، آنها را زير فشارهاى منفى آموزشى قرار ندهند. فاصله نيم نمره در امتحانات آنقدر مهم نيست كه داشتن يك آرامش درونى براى موفقيت هاى زندگى در بزرگسالى اهميت دارد.
معتقديم كه سيستم هاى آموزشى در مراكز آموزشى دولتى و بويژه مراكز استعدادهاى درخشان بايد به سمت سيستم هاى با ثبات (از نظر مديريت و حذف سليقه هاى فردى) و سيستم هاى آموزش كم فشار و بدون استرس هدايت شوند. ما نيروهاى قوى و آشنا به امر آموزش داريم كه آنها خارج از سيستم دولتى هستند، اگر راه را براى آنها باز كنند به آموزش و پرورش كشور كمك مى شود.
منطقى ترين نهاد ايجاد خلاقيت و نوآورى در كشور، نهاد آموزش و پرورش است، البته در اين ميان استعدادهاى درخشان، گنجينه هاى آشكار كشور هستند كه بايد مورد توجه جدى قرار بگيرد.
تعالى بشر هميشه از سوى معدود افرادى بوده است كه توانسته اند توانمندى هاى درونى خود را آن هم به صورت خلاقانه بارور كنند.
ما در زمان پيشرفته اى از رشد و تكامل بشرى زندگى مى كنيم، عصر ارتباط اينترنتى مرحله اى از جهش سريع اجتماعى است، اين مرحله مناسبات و شرايط خاص خود را طلب مى كند، هر چند بچه هاى امروز با دو سه نسل پيش بسيار متفاوتند، اما با وجود اين آنچه براى بسترسازى بروز خلاقيت بچه ها لازم است، تفاوتى نكرده است.
بچه هاى امروز هم مثل گذشته براى بروز خلاقيت نياز به آرامش و محيط مناسب دارند كه بايد سيستم آموزشى و خانواده ها آن را تأمين كنند.
نبايدهاى تربيتى
محمدصادقپور
* تمسخر و استهزاء نوجوان از سوى پدر و مادر يا مربى، مانع بسيار جدى در ايجاد ارتباط و تبادل نظر مطلوب خواهد بود، تحقير يك نوجوان گاهى سبب مى شود تا او هرگز به سوى ما نيايد و به حرف ما گوش ندهد.
بنابراين استهزاء و تمسخر فرزندان را وامى دارد تا از ترس آسيب ديدن همواره در يك حالت دفاعى شديد به سر برند و از گوش دادن به حرف بزرگترهاى خود بپرهيزند.
يقين بدانيم كه استهزاء و تمسخر در روند پرورش صحيح و مطلوب فرزند هيچ نقش مثبتى ندارد چرا كه هيچ يك از ما بزرگسالان نيز نمى خواهيم با فردى كه ما را مورد تمسخر و استهزاء قرار مى دهد حرف بزنيم و يا به حرف هاى او گوش كنيم.
* برخى از والدين به هنگام واگذارى تكاليف به فرزندان خود، معمولاً با تندى و عصبانيت تحكم مى كنند وگاه داد و فرياد به راه مى اندازند، به طور معمول در چنين شرايطى فرزندان (بويژه نوجوانان) مقاومت مى كنند و يا با دلخورى و توأم با تنفر فقط براى خاموش كردن فريادها تن به اجرا مى دهند و علاوه بر اين روحيه نامناسب، درس عصبانيت و پرخاشگرى را هم مى آموزند.
مادران و پدران عصبى و پرخاشگر ممكن است خودشان متوجه نباشند كه با تندى با فرزندان خويش حرف مى زنند و به آنان فرمان مى دهند، از اين رو لازم است به عكس العمل «نافرمانى» فرزندان و تلاش بر اصلاح رفتار خود توجه كنند.
* ورود رسانه ها به خانه يعنى ورود غريبه ها به خانه. هرگز برنامه ها و فيلم هايى را كه متناسب با فرهنگ، سن و درك فرزندتان و ارزش هاى اخلاقى نيست با فرزندان تان تماشا نكنيد.
هرگز بدون زمان بندى و محدوديت، پلى استيشن، رايانه و تلويزيون را در اختيار فرزندان خود (حتى قبل از دبستان) قرار ندهيد تا به صورت يك عادت و اعتياد غلط دربيايد، در اين صورت در مراحل بعدى اصلاح و كنترل به راحتى قابل اجرا نيست.
نبايد فرزندان را بدون مهارت و آمادگى لازم در اقيانوس اطلاعات، تصاوير، فيلم ها و برنامه هاى مختلف با عنوان هاى گوناگون فرهنگى - اجتماعى رها كرد. (همان طور كه فرزند را بدون آشناسازى با شنا، در استخر رها نمى كنيد)‎/
*كارشناس ارشد مسائل آموزشى و تربيتى


|   شناسنامه   |   آرشيو   |