|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
پيامك هايى كه بوى مرگ مى داد
گروه حوادث ـ اختلاف دو پسر به خاطر پيامك هاى غيراخلاقى، با قتل يكى از آنها پايان يافت. به گزارش خبرنگار ما، عصر دوشنبه ۱۸ آذر، مردى با مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ شهريار تماس گرفت و از كشف جسدى در حاشيه شهر خبر داد. پس از اين تماس گروهى از كارآگاهان همراه بازپرس جنايى شهريار، در محل حادثه حاضر شده و با پيكر خونين پسر جوانى روبه رو شدند كه با ضربه هاى كارد از پا درآمده بود. در ادامه با بررسى مدارك، هويت «داوود» - 21 ساله - شناسايى شد. از سوى ديگر كارآگاهان در تحقيق از اهالى، موفق به شناسايى عليرضا - ضارب ۱۸ ساله - شدند. متهم به قتل پس از دستگيرى و انتقال به اداره آگاهى لب به اعتراف گشود و اظهار داشت: چند روز قبل مقتول سراغم آمد و با اعتراض گفت پسرخاله ام برايش پيامك هاى غيراخلاقى فرستاده است. روز حادثه، وقتى پسرخاله ام را سوار خودروى مقتول ديدم به تعقيب شان پرداختم چرا كه احتمال مى دادم داوود قصد انتقام دارد. در ميان راه دوستم متوجه من شد و توقف كرد. او سپس با كارد به طرفم حمله ور شد و از ناحيه كتف مجروحم كرد. من نيز در دفاع از خود با كاردى كه همراه داشتم چند ضربه زدم. با اعتراف هاى متهم بازپرس جنايى شهريار او را با قرار قانونى روانه زندان كرد.
|
|
|
|
|
عامل قتل در آرايشگاه بخشيده شد
|
|
|
گروه حوادث ـ فرناز قلعه دار: شاگرد آرايشگاه كه به اتهام قتل مشترى جوان، به مرگ محكوم شده بود با رضايت مادر قربانى از مجازات قصاص نجات يافت. به گزارش خبرنگار جنايى ما، صبح ديروز زن ميانسالى با مراجعه به شعبه اجراى احكام دادسراى جنايى تهران در اقدامى خداپسندانه از گناه قاتل فرزندش گذشت كرد.در اين ماجراى غم انگيز كه ۲۰ فروردين ۸۶ رخ داد، كمال- 17 ساله- شاگرد آرايشگاه مردانه در خيابان اميرى، در جريان درگيرى مرگبار، با ضربه هاى كارد، شاهين- 25 ساله- را از پاى درآورد و بعد هم گريخت.شاهين پس از انتقال به بيمارستان براثر شدت جراحات، جان باخت. در حالى كه تلاش براى دستگيرى «كمال» - عامل قتل- آغاز شده بود وى چند ساعت بعد خود را تسليم كرد.پسر ۱۷ ساله كه بشدت اظهار پشيمانى مى كرد گفت: «در مغازه مشغول كار بوديم كه شاهين با حالت غير طبيعى وارد شد. دقايقى بعد هم بر سر موضوعى با صاحب آرايشگاه درگيرى لفظى پيدا كرد. من نيز به طرفدارى از صاحبكارم وارد درگيرى شدم و ناگهان شاهين غرق در خون روى زمين افتاد و از وحشت پا به فرار گذاشتم. اما وقتى فهميدم او در بيمارستان جان باخته خودم را معرفى كردم.»بدين ترتيب پس از اعتراف هاى كمال، وى با دستور بازپرس حسين اصغرزاده بازداشت و مجرم شناخته شد. پس از محاكمه متهم در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران، وى به درخواست مادر مقتول - تنها ولى دم- به قصاص محكوم شد. اين حكم نيز از سوى قضات شعبه ۳۳ ديوانعالى كشور تأييد شد.پس از ارجاع پرونده به اجراى احكام دادسراى جنايى تهران، قاضى فخرالدين جعفرزاده- سرپرست دادسراى جنايى تهران- با توجه به مستندات حادثه و اظهار ندامت و پشيمانى عامل قتل، از مسئولان واحد صلح و سازش دادسرا خواست با تشكيل جلسات صلح و سازش و دعوت از خانواده طرفين پرونده، براى جلب رضايت مادر مقتول تلاش كنند. بدين ترتيب پس از برگزارى چند جلسه صلح و سازش سرانجام قاضى عصمت اله جبارى - سرپرست شعبه اجراى احكام- و پور مكرى- مدير دفتر شعبه- موفق شدند رضايت مادر شاهين را جلب و او را از قصاص منصرف كنند.مادر مقتول كه بشدت بيمار است به خبرنگار ما گفت: مرگ فرزندم داغ سنگينى بود كه تا آخرين لحظه زندگى آن را فراموش نخواهم كرد. غم از دست دادن پسر جوانم كمرم را شكست و بيمار و افسرده ام كرد. با اين حال تصميم گرفتم به خاطر خدا قاتل را ببخشم. چرا كه چند روز ديگر تحت عمل جراحى قلب قرار مى گيرم. به همين خاطر مى خواستم قبل از انجام عمل جراحى، از گناه پسر جوان بگذرم.
|
|
|
|
|
ساكنان برج ۹ طبقه دردام آدمكش نامرئى
|
|
|
گروه حوادث ـ حميده گودرزى : امدادگران اورژانس و آتش نشانى در عمليات هاى ويژه جداگانه ساكنان برج ۹ طبقه كه بر اثر نشت گاز مونوكسيد كربن مسموم شده بودند را از يك قدمى مرگ نجات دادند. اين درحالى است كه بر اثر گازگرفتگى در دو منطقه ديگر پايتخت، سه تن كشته و يك تن نيز راهى بيمارستان شد. به گزارش خبرنگار ما، ساعت ۵ و ۳۵ دقيقه صبح ديروز يكى از ساكنان برج ۹ طبقه ۲۳ واحدى - واقع در شهرك غرب - كه بشدت دچار سرگيجه شده بود، به تصور اين كه مسموم شده تلفنى با اورژانس تماس گرفت و تقاضاى كمك كرد. بدين ترتيب گروهى از امدادگران با عجله خود را به خيابان «فلامك شمالى» رسانده و با پيكرهاى نيمه جان چهار تن از اعضاى خانواده روبه رو شدند. نخستين آثار و شواهد از مسموميت شديد آنها حكايت داشت. بنابراين امدادگران با احتمال اين كه آنها به خاطر مصرف غذاى مسموم بيمار شده اند، بلافاصله هر چهار مصدوم را به بيمارستان منتقل كردند.در همين هنگام آنها از مسموميت چند تن ديگر از ساكنان ساختمان باخبر شدند. بدين ترتيب وقتى احتمال نشت گاز قوت گرفت، آتش نشانان تهرانى نيز به محل حادثه اعزام شدند.«مهدى فضيلت خواه» كارشناس روابط عمومى اورژانس تهران در اين باره به خبرنگار ما گفت: در جريان اين حادثه ۹ تن از ساكنان بدحال به بيمارستان انتقال يافتند و ۱۶ تن ديگر هم به صورت سرپايى درمان شدند.«ناصر صفرخانى» - افسر آماده منطقه ۴ عملياتى آتش نشانى - هم درباره علت اصلى گازگرفتگى گفت: در بررسى هاى به عمل آمده مشخص شد موتورخانه ساختمان مجهز به سيستم حرارت مركزى گازسوز بود و به علت سوختن ناقص و بروز اشكال در خروج گاز مونوكسيد كربن و نبود تهويه مناسب در موتورخانه، گاز خطرناك به داخل ساختمان سرايت كرده است كه خوشبختانه همه ساكنان برج به صورت معجزه آسا نجات يافتند.به گزارش خبرنگار ما، نشت گاز مونوكسيد كربن در دو خانه مسكونى واقع در جنوب تهران، مرگ دو زن و يك مرد را به دنبال داشت. زن سالخورده اى هم راهى بيمارستان شد.در نخستين حادثه كه عصر روز شنبه به اورژانس تهران گزارش شد، امدادگران با حضور در يكى از خيابان هاى جنوب تهران با جسد يك زن ۳۵ ساله به نام فاطمه و پيكر نيمه جان زيور - 75 ساله - روبه رو شدند كه به دليل نصب غير استاندارد دودكش بخارى دچار گازگرفتگى شده بودند.پيكر زن سالخورده بلافاصله به بيمارستان منتقل شد و او از مرگ حتمى نجات يافت. جسد «فاطمه» نيز با دستور «محمد شهريارى» - بازپرس كشيك ويژه قتل - به پزشكى قانونى منتقل شد. دومين حادثه مرگبار ساعت ۱۹ و ۵۲ دقيقه عصر شنبه نيز امدادگران اورژانس با دريافت گزارشى، از وقوع گازگرفتگى ديگرى در خيابان خاوران باخبر شده و بلافاصله خود را به محل حادثه رساندند. نخستين بررسى ها نشان مى داد يك زن و مرد به دليل نصب بخارى غير استاندارد و نشت گاز مونوكسيد كربن، جان باخته اند. بدين ترتيب با دستور بازپرس كشيك ويژه قتل اجساد به پزشكى قانونى انتقال يافت / تحقيق در اين باره ادامه دارد.
|
|
|
|
|
نقشه شوم مدير شركت خصوصى براى دختر جوان
|
|
|
گروه حوادث ـ مدير يك شركت خصوصى كه با وعده ازدواج، دختر جوانى را به دام انداخته بود با شكايت دختر فريب خورده به شلاق و زندان محكوم شد. به گزارش خبرنگار ما، شهريور امسال دخترى هراسان و مضطرب با مراجعه به دادسراى ناحيه يك شميران ضمن شكايت از مدير يك شركت در حالى كه بشدت اشك مى ريخت به بازپرس پرونده گفت: زمستان ۳ سال قبل، پس از فارغ التحصيلى در رشته مهندسى، تصميم گرفتم وارد بازار كار شوم. بنابراين در آزمون هاى استخدامى چند سازمان و دستگاه دولتى شركت كردم اما موفق به يافتن شغل مناسبى نشدم. سرانجام پس از ماه ها بلاتكليفى در يك شركت خصوصى مشغول كار شدم. در همان روزهاى نخست مورد توجه «كامبيز» مدير شركت قرار گرفتم. مدتى بعد او به من ابراز علاقه كرد و وقتى شنيدم كه مرا براى زندگى آينده اش انتخاب كرده و قصد ازدواج دارد، از خوشحالى در پوست خود نمى گنجيدم. كم كم رابطه ما صميمى تر شد تا اين كه خانواده ام را در جريان قرار دادم. او به مادرم قول داد در اولين فرصت به محض فراهم شدن شرايط مالى اش جشن نامزدى را برگزار كند. بدين ترتيب با اصرار و اشتياق فراوان از لحظه به لحظه زندگى ام خبردار مى شد و در اين ميان براى انجام هر كارى بايد از او اجازه مى گرفتم.دختر جوان با ناراحتى ادامه داد: من كه غرق در عشق و وفادارى او بودم هيچ چيز را نمى ديدم. او در برابر چشمانم موادمخدر مصرف مى كرد و من عاشقانه به تماشايش مى نشستم. در تمام مسافرت ها و ميهمانى هاى خانوادگى مان هم شركت مى كرد تا اين كه كم كم فريب حرف هاى شاعرانه و وعده هاى خيالى اش را خورده و زمانى به خود آمدم كه دير شده بود. از آن زمان روزهاى سياه زندگى ام آغاز شد. او مرا از شركت اخراج كرد و آزارهايش شروع شد. به طورى كه هر بار به بهانه توزيع فيلم سياه مرا به دفتر كارش مى كشاند و پس از ضرب و جرح از من سوء استفاده مى كرد. كابوس هاى شبانه در حالى مرا با بحران هاى روحى شديد روبه رو كرده بود كه هر لحظه آرزوى مرگ داشتم. تا اين كه يك روز مرا بشدت كتك زد و به تصور اينكه براثر ضربه مغزى به دردسر خواهد افتاد، متوارى شد. اما ساعتى بعد به هوش آمدم و پس از مدتى تحقيق از طريق يكى از دوستانش فهميدم كامبيز به اصفهان گريخته و با دختر ديگرى طرح دوستى ريخته و سناريوى شوم و سياهش را تكرار كرده است. به همين خاطر تصميم به طرح شكايت گرفتم. چرا كه با وعده هاى پوشالى و فريبنده «كامبيز» آينده و جوانى ام تباه شد.با شكايت «ساناز» به دستور بازپرس دادسرا، دو شاهد براى تأييد اظهارات شاكى حاضر شدند. بدين ترتيب «كامبيز» به دادسرا احضار شد و در تحقيقات گفت: «من از روى ترحم و دلسوزى حاضر شدم تا اين دختر را در شركتم استخدام كنم. اظهارات وى بى اساس و دروغ است. او فقط قصد اخاذى دارد و با انگيزه سودجويى مرا متهم به برقرارى رابطه نامشروع مى كند.»بازپرس پرونده با توجه به دفاعيات متهم و انكار شديد وى، دستور بررسى پرينت مكالمات تلفن همراه و پيامك هاى ارسالى و دريافتى دختر و پسر جوان را صادر كرد. در جريان بازخوانى پيامك ها مشخص شد ادعاهاى دختر واقعيت دارد و او بارها از سوى پسر تبهكار تهديد شده است.بنابراين قرار مجرميت «كامبيز» صادر و براى آزادى اش قرار وثيقه صادر شد.پس از صدور كيفرخواست پرونده براى رسيدگى و صدور حكم در اختيار شعبه ۱۰۵۴ قرار گرفت. قاضى پرونده پس از بررسى مدارك موجود در پرونده و دريافت آخرين دفاعيات متهم، وى را به حبس و شلاق محكوم كرد.
|
|
|
|