دوشنبه ۲ دى ۱۳۸۷ - ۲۳ ذيحجه ۱۴۲۹
Mon, Dec 22, 2008
ديپلماتيك
۴۱۰۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
سياست
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
ماجرا
ديپلماتيك
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
روايت يك چهره يهودى از واقعيت هاى فلسطين اشغالى
دومين شكست انگليسى ها در بين النهرين
[ نوشته سئوماس مايلين‎/ ترجمه پوراندخت مجلسى‎/ منبع گاردين ]
اگر انگليس به راستى در ژوئن آينده از عراق خارج شود ، اين امر نشانه پايان شرم آور ترين رويداد تاريخ مدرن بريتانيا خواهد بود. همين ماه گذشته بود كه لرد بينگهام ارشد ترين حقوقدان مجلس اعيان انگليس، حمله به عراق را « تجاوزى جدى و آشكار به قوانين بين المللى» خواند و اين كه« اين تهاجم نه تنها كشورى را ويران كرد و صد ها هزار كشته و زخمى بر جاى گذاشت، يك سرافكندگى سياسى و نظامى براى قدرت هاى نظامى بود. در مورد بريتانيا كه به دعوت دولت افراطى و بى پرواى ايالات متحده وارد يك كشور مستقل شد ، اين جنگ يك بى آبرويى ملى بود كه به موضع جهانى آن لطمه زد».
نيرو هاى نظامى انگليس، نه تنها تابستان گذشته به وسيله نيرو هاى مصمم مقاومت از بصره بيرون رانده شدند ، بلكه پيش از آن يعنى ۴۰ سال پيش هم نيرو هاى استعمارگر بريتانيا مجبور شدند از عدن بيرون بروند - و پيش از آن از عراق و افغانستان و جا هاى ديگر. در ترك بصره آنها پشت سر خود توده هايى از اسناد و مداركى مبنى بر كتك زدن زندانيان، شكنجه كردن و كشتن آنها بر جاى گذاشتند ولى تنها يك درجه دار سطح پائين ارتشى تاكنون براى مجازات اين همه جنايت ها انتخاب و محكوم شده است.
احتمالاً برنامه زمان بندى براى عقب نشينى نيرو هاى بريتانيايى از عراق توجيه نظامى دارد ، درست همان توجيهى كه برنامه قبلى كاهش نيرو ها به وسيله گوردون براون داشت - كه به وسيله جورج بوش وتو شد. در هر حال در اثر انتخاب باراك اوباما، آخرين طرح هاى بريتانيا براى بيرون رفتن از عراق بسيار باور كردنى به نظر مى رسند. قرار بود چند صد نيرو براى آموزش عراقى ها در عراق باقى بمانند ولى به جاى اين كار نشانه ها حاكى از اين است كه نيروهاى امريكايى در بصره جانشين بريتانيايى ها خواهند شد.
هيچ يك از اينها به اين مفهوم نيست كه عقب نشينى قابل توجهى از نيرو ها از عراق صورت نخواهد گرفت. ولى اين عقب نشينى تا چه حد خواهد بود، بستگى دارد به نوع فشار هايى كه اوباما چه در وطن و چه در عراق با آن رو به روست. روشن است كه امريكا يك سرپرستى و به اصطلاح قيموميت طولانى را در عراق در برنامه دارد. دولت عراق هم اكنون در حال مذاكره براى بستن قرارداد هاى سرى با شركت هاى عمده نفتى امريكايى و انگليسى است، براى اداره ۹۰ در صد توليدات نفت اين كشور.
مبارزه براى پايان بخشيدن به اشغال و كنترل عراق به وسيله امريكا با پيروزى فاصله زيادى دارد. همين امر در مورد جنگ با ترور هم صادق است كه عراق به طور وحشتناكى در كانون آن قرار داشته است. نتيجه هدف هاى استراتژيك دست نيافتنى امريكا در جهان، شكست هاى امريكا را در عرصه هاى گوناگون به دنبال داشته است: عدم توفيق در ممانعت از تبديل شدن ايران به يك قدرت منطقه اى، عميق تر شدن تنگناى جنگ افغانستان، كه پيروزى در آن محتمل نيست و.‎/‎/ مشكلات فراوانى هم حل نشده باقى مانده است از جمله مشكل تشكيل يك كشور فلسطينى، وسعت يافتن محبوبيت حماس و حزب الله، احتمال انفجار پاكستان از درون و - به جزاين ها، پيشرفت ملى گرايان چپگرا در امريكاى لاتين است و رشد چالش با روسيه و چين - كه كاملاً موضوعى جداست.
ولى از همه اينها مهم تر آشكار شدن ضعف امريكا در عراق است ‎/ جنگ ۳۰ تريليون دلارى عراق اقتصاد امريكا را به بحرانى جدى كشيده است. شگفت نيست كه نخبگان امريكا خواستار يك تغيير جهت كامل بوده باشند.
روايت يك چهره يهودى از واقعيت هاى فلسطين اشغالى
فعالان صلح طلب پشت حصار غزه
403302.jpg
[كانترپانچ‎/ ترجمه: زهرا سليمى ]
با گذشت ۲ ماه از محاصره غزه توسط رژيم صهيونيستى، مردم اين منطقه با مشكلات معيشتى فزاينده اى مواجه هستند. امنيت، آب آشاميدنى، غذا، برق تجهيزات بيمارستانى و دارو همگى بديهى ترين لوازم زندگى است كه غزه نشينان از آن محروم شده اند. حتى روزنامه نگاران و نيروهاى امدادى نيز حق ورود به نوار غزه را ندارند.
اما اكنون ماجراى غزه به محور رويارويى آزاديخواهان جهان با صهيونيست ها تبديل شده است. گروه هاى مختلف حقوق بشر، روزنامه نگاران و فعالان سياسى در سرتاسر جهان سعى كردند تا به وسيله قايق و كشتى به نوار غزه وارد شوند و محاصره را بشكنند. در ميان اين افراد مى توان از جف هارپر نام برد. وى يك شهروند اسرائيلى متولد امريكا و همچنين هماهنگ كننده «كميته اسرائيلى ضدتخريب خانه ها» است كه در نوار غزه زندگى مى كند. او پس از ورود به غزه به وسيله قايق توسط نيروهاى اسرائيلى به اتهام ناديده گرفتن قوانين اين رژيم مبنى بر ممنوعيت ورود به نوار غزه بازداشت شد.
هارپر اخيراً مصاحبه اى با پايگاه خبرى كانترپانچ انجام داده كه در آن زواياى تازه اى از حقيقت نسل كشى در غزه توصيف شده است. متن اين مصاحبه پيش روى شما است.
كانترپانچ: شما اخيراً در جنبش «غزه آزاد» شركت كرده ايد و با موفقيت توانستيد با ورود به غزه توسط قايق خط محاصره اين منطقه را بشكنيد. هدف از شكستن خط محاصره نوار غزه چه بود آيا واقعاً با اين كار به مقصود خود رسيديد
هارپر: هدف از اين كار شكستن محاصره غزه توسط اسرائيل و مجامع بين المللى بود. به هر حال ما موفق شديم وارد غزه شويم و اين اقدام موفقيت آميز موجب خواهد شد تا مردم اين منطقه به تغيير سياست كشورهاى ديگر در قبال چنين مسئله اى و اقدام عليه محاصره غزه اميدوار شوند. ما با اين عمل توانستيم با مردم محروم و مظلوم اين منطقه ابراز همدلى و همدردى و اتحاد كنيم.
به عنوان يك يهودى اسرائيلى شما بنيانگذار «كميته اسرائيلى ضدتخريب خانه ها» هستيد. اهداف تشكيل چنين كميته اى چيست
ما در سال ۱۹۹۷ پس از روى كار آمدن بنيامين نتانياهو و شكست مذاكرات اسلو اين كميته را بنا نهاديم. يكى از اهداف تأسيس اين كميته درگير كردن دوباره گروه هاى صلح طلب يهودى در مبارزه با اشغال فلسطين توسط رژيم صهيونيستى بود. اين سازمان يك نهاد سياسى يهودى است كه سياست اصلى آن مخالفت با تخريب خانه هاى مسكونى فلسطينيان توسط صهيونيست ها مى باشد.
اين گروه همچنين عليه شهرك سازى هاى غيرقانونى، تصرف زمين ها، محاصره مناطق مختلف مثل غزه، به حراج گذاشتن درختان زيتون و محصولات كشاورزى فلسطينيان در سرزمين هاى اشغالى به مبارزه مى پردازد. بنيانگذاران اين سازمان اميدوارند تا صلح پايدار ميان يهوديان و فلسطينيان برقرار شود.
تزيپى ليونى وزير خارجه رژيم اسرائيل در تاريخ ۱۷ سپتامبر سال جارى به سمت رياست حزب كاديما برگزيده شد. چه چيزهايى موجب خواهد شد كه وى به عنوان نخست وزير آينده رژيم صهيونيستى انتخاب نشود
هر چهار حزب اصلى اسرائيل يعنى حزب ليكود به رهبرى نتانياهو، كاديما به رهبرى اولمرت و ليونى، كارگر به رهبرى باراك و حزب شاس به رهبرى الى شياى و خاخام اوفاديا يوسف از جناح راست مى باشند و رهبران و اعضاى آنها از افراد بانفوذ در رژيم صهيونيستى هستند.
اگرچه ليونى همچنان محبوب ترين كانديدا براى احراز پست نخست وزيرى است، ولى موفق نخواهد شد؛ زيرا در اسرائيل چيزى به نام دموكراسى وجود ندارد. رأى دهندگان تنها به احزاب رأى مى دهند نه به نامزدها. همچنين مناطق مختلف در اين سرزمين داراى نمايندگان مستقل در مجلس نمى باشد.
تنها راهى كه ليونى مى تواند به عنوان نخست وزير انتخاب شود، انتخاب حزب كاديما توسط مردم است؛ در حالى كه اين حزب فاقد محبوبيت كافى در ميان رأى دهندگان است، در نتيجه افراد ترجيح مى دهند به حزب ليكود به رهبرى نتانياهو رأى دهند. نتانياهو نيز شخصيتى است كه از وجهه خوبى در ميان عموم و حتى در حزب ليكود برخوردار نيست.
به گفته گيدئون لوى روزنامه نگار اسرائيلى تا زمانى كه عموم افراد اسرائيل با ادامه روند اشغال فلسطين مشكلى نداشته باشند، اين كار همچنان ادامه خواهد داشت. وى مى گويد در جايى بيشتر افراد موافق ايجاد صلح در مناطق اشغالى هستند و در جايى ديگر به نتانياهو كه يك جنگ طلب است رأى مى دهند. نظر شما در اين زمينه چيست
سه چيز اسرائيل را به يك نيروى منفى و ضدصلح تبديل كرده است:
۱) اين واقعيت كه بيشتر ساكنان اسرائيل طرفدار نظريه «دو دولت ـ دو ملت» به عنوان راه حلى براى حل مناقشات مى باشند، ولى در عين حال آنان توسط سردمداران رژيم صهيونيستى متقاعد شده اند كه هيچ راه حل سياسى براى حل مسئله فلسطين وجود ندارد و تنها راه حل اين مشكل ادامه روند اشغال سرزمين هاى فلسطينى است.
۲) همانطور كه قبلاً گفته شد مردم ساكن سرزمين هاى اشغالى هيچگونه حضور ملموسى در صحنه سياسى و تصميم گيرى هاى رژيم صهيونيستى ندارند و حتى تلاشى هم در اين زمينه نمى كنند.
۳) تا زمانى كه اين مردم در درون حباب اسرائيل زندگى مرفه و تأمينى داشته باشند، هيچگاه مشكلات اعراب و فلسطينى ها برايشان اهميت نخواهد داشت. در نتيجه در انتخاب حزب مورد اعتماد افراد مسئله صلح اهميت چندانى نخواهد داشت.
به گفته نوام چامسكى نظريه پرداز معروف يهودى- امريكايى مشكل اساسى راه حل «دو دولت ـ دو ملت» اين است كه با اجرايى شدن اين نظريه گروه هاى فلسطينى به انزوا كشيده مى شود و ديگر هيچ كس مسئوليتى در قبال مشكلات اين مردم به عهده نمى گيرد. نظر شما راجع به اين سخنان و همچنين آينده روابط فلسطين و اسرائيل چيست
به نظر من براى حل مناقشه اسرائيل و فلسطين سه راه حل وجود دارد: تشكيل كشورى با دولت واحد مانند آفريقاى جنوبى و تشكيل دو كشور با دو دولت كه بيشتر فلسطينيان مايل به اين راه حل هستند و برقرارى رژيم آپارتايد. البته اسرائيل راه حل دو كشور با دو دولت را در صورتى قبول دارد كه بتواند همه فلسطينيان را در ۱۵ درصد از سرزمين هاى اشغالى كه اندكى بزرگتر از ناحيه هاى سياهپوست نشين آفريقاى جنوبى موسوم به بانتوتستان هستند زندانى كند و كنترل بقيه اين قلمرو را كه شامل تمامى مرزها، بيت المقدس، حريم هوايى و آب مى باشد خود به دست گيرد. به عقيده من، اسرائيل با ادامه شهركسازى و تصرف زمين ها اثبات كرده كه حتى به راه حل دو دولت ـ دو ملت پايبند نمى باشد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |