پنجشنبه ۵ دى ۱۳۸۷ - ۲۶ ذيحجه ۱۴۲۹
Thu, Dec 25, 2008
فرهنگ وانديشه
۴۱۰۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
خانواده
ماجرا
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
آخر هفته
پاتوق
حقوقى
اوقات شرعى
گزارشى از همايش نوانديشى دينى (۲)
بررسى امكان و امتناع نوانديشى دينى
كتاب انديشه
گزارشى از همايش نوانديشى دينى (۲)
مى شود ما مى توانيم
بررسى امكان و امتناع نوانديشى دينى
403797.jpg
[ناژين صفوى مقدم ]
دكتر محمدرضا تاجيك، عضو هيأت علمى گروه سياسى دانشگاه شهيد بهشتى، تحت عنوان «نوانديشى دينى، كدام ميدان گفتمانى است» به شكلى نو به طرح بحث نوانديشى دينى پرداخت.
وى در اين خصوص چند سؤال مطرح كرد: آيا اساساً اين بحث امكانپذير است آيا مى توان خارج از گفتمان مدرنيته درباره نوانديشى دينى سخن بگوييم آيا گفتمان نوانديشى ما درون گفتمانى است يا برون گفتمانى و آيا اساساً بحث از نوانديشى دينى حكايت از انديشه هاى ما دارد يا غير انديشه هاى ما در واقع پاسخ دكتر تاجيك به اين سؤالات زمينه ساز بحث اصلى شد. به گفته وى براى پاسخ به اين سؤالات بايستى از دريچه اى با فضاى زبان شناختى - معناشناختى استفاده كنيم. بر اساس اين منظر و نظر، شناخت جهان خود و ديگرى جز در پرتو زبان ممكن نيست. ما در اين ساحت منظرى به نام فرازبان و فراگفتمان نداريم، در واقع هر دالى، مدلول خودش را مديون زبان مى داند و برون گفتمان و زبان چيزى وجود ندارد. به زعم ايشان هر گفتمانى مى تواند از منظرى نوانديشى دينى را تبيين كند و هيچ رابطه گوهرى و ذاتى ميان نوانديشى دينى و گفتمان وجود ندارد، پس زبان نه تنها وسيله اى براى بازيابى معانى است، بلكه خود سازنده معناست. از نظر دكتر تاجيك تحقيق و سخن گفتن از نوانديشى دينى در پرتو پذيرش گفتمان هاى در حال صيرورت امكانپذير است. همچنين به اعتقاد ايشان برخلاف تلقى عده بسيارى، نوانديشى دينى متناقض (paradox) نيست و مى تواند وجود داشته باشد چون مفاهيم مى تواند همنشين و جانشين يكديگر شود. در ادامه توضيح دادند كه نوانديشى دينى، مشمول بازنمايى اى است كه در گفتمان صورت مى گيرد. برخى از نفى ديگرى به اثبات خود مى رسند: من كهنه انديش نيستم. نوانديش دينى ام. توصيف گرايان مى گويند: من نوانديش دينى هستم چون نوانديش دينى ام، كه برخى نحله ها برخلاف اينان برآمدند و همچنين طبق فرآيند لاكانى من نوانديش دينى هستم چون در يك فضاى زبانى جزء زبان مشترك شدم يعنى در جغرافياى ميان اذهان نشستن. ديگر اين كه ما نوانديش دينى هستيم چون با نگاه و رويكردى نو به دين مى نگريم و بالاخره اين كه من نوانديش دينى ام چون عارف زمان هستم. پس از بررسى اين امكانات طرح شده دكتر تاجيك گفت: درست است كه ما با خرده گفتمان هاى مختلف به نوانديشى دينى مى رسيم اما اين به اين معنى نيست كه هر گفتمانى قادر به ورود به چنين عرصه و حريمى باشد، به تعبيرى هر گفتمان براى خود داراى جزئياتى الهى است كه اين جزئيات مى تواند به شكل اصولى درآيد و در فضاى مشترك جغرافيايى بين الاذهانى بنشيند. به طور كلى به اعتقاد تاجيك، امكان تحقق نوانديشى دينى در فضاى خاص درون گفتمانى محقق است. ديگر اين كه نوانديشى دينى امكان نوانديشى در زمان هاى ديگر را نمى دهد چون هر فضاى گفتمانى داراى جو معنايى خاص خود است به همين دليل است كه قابليت بحث دارد. در نهايت تأكيد ايشان در اين خصوص براين مطلب بود كه ما نبايد زبان را ناميده بپنداريم، زبان نه فقط قادر به بازنمايى انديشه دينى است، بلكه توانايى دارد مولد انديشه اى نو در زمينه دين باشد.
نگاه استاد جلال الدين فارسى، نگاهى متفاوت با عقايد طرح شده تا اين قسمت از اين همايش محسوب مى شد. درواقع ايشان با نگاه سلبى و نفى اى به نوانديشى دينى نگريستند و معتقدند كه در دين نوانديشى وجود ندارد. زيرا آنچه دين مى گويد مالم يعلم است و بايد از آنچه دين مى گويد پيروى كرد. استاد فارسى با ذكر دو نوع زندگى موجود، يعنى زندگى حيوانى و زندگى متعالى انسانى به اين نكته اشاره كردند كه براى ما اين امكان هستى شناختى وجود دارد كه از زندگى انسانى تنزل كرده، به زندگى حيوانى محض يا به حيات پست شى وارگى برسيم.
همچنين مى توانيم از حيات انسانيت پا فراتر نهيم و به حيات طيبه ـ اسلام ـ ارتقا پيدا كنيم. براى ايشان آموزه هاى وحيانى اى كه نه از راه انديشه توأم با پژوهش منتهى به دانش و معرفت، بلكه از راه وحى پيامبران به ما منتقل شده را راه تعالى انسانى برشمردند ويژگى حيات انسانى را آزاديخواهى، انديشيدن و علاقه خود برخود ذكر كرد و تفاوت انديشه دينى و دانش را در اين مطلب دانستند كه انديشه دينى توأم با پژوهش به علم و دانش مى انجامد و دانش به فناورى در دانش انسانى كه به فناورى مى انجامد امكان نوانديشى وجود دارد اما در معرفت دينى كه عبارت است از آموزه هاى وحيانى و كتاب درسى قرآن، نوآورى و نوانديشى وجود ندارد.
ايشان سه لايه خردورزى در دين را تفكر، تعقل و تفقه خوانده و گفتند: موضوع درس پروردگار مالم يعلم است كه همين موضوع مرز ميان حوزه و دانشگاه است و طبق سنتى كه خداوند بر منظومه هستى ـ انسان و زندگى ـ حاكم كرده است، او را به حيات طيبه مى برد اما شرط اين فراروى اين است كه انسان سلطه ناپذير، انديشمند و آزاديخواه، و داراى حيات انسانى باشد و اگر به حيات دنيادارى، استكبارى و شى وارگى زنده باشد و قادر به تفكر نباشد، نمى تواند به حيات طيبه برسد همان طور كه فلاسفه از سقراط تاكنون بر موضوع تفكر و انديشه آدمى تأكيد بسيار ورزيدند، انديشه شرط مهم تعالى آدمى است.
كتاب انديشه
شرح رشحات البحار
آيت الله نورالله شاه آبادى
پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى
بيش از شصت سال از نگارش كتاب رشحات البحار نوشته محمدعلى شاه آبادى كه به عربى نگاشته است، مى گذرد.
از آنجا كه اين كتاب ارزشمند حاوى مطالب علمى و عرفانى است، شايسته بود شرحى بر آن نوشته شود كه بيان كننده ريزه كارى ها و ظرفيت هاى آن باشد.
بويژه آن كه بتواند با شرح كامل اصطلاحات و توضيح معارف آن، مخاطب را به گونه اى آشنا كند كه به سادگى بتواند از آن استفاده كند.
آيت الله نورالله شاه آبادى در اثر حاضر علاوه بر ترجمه «رشحات البحار»، شرحى نيز بر آن نگاشته است. وى درترجمه خود سعى كرده تا آنجا كه ممكن است از به كار بردن اصطلاحات تخصصى خوددارى كند و در آنجا كه لازم بوده با بيانى كه براى خواننده قابل بهره گيرى باشد، اصطلاحات را توضيح دهد.
كتاب رشحات البحار در سه بخش و به صورت سه مقاله تنظيم شده است؛ القرآن و العتره، الايمان و الرجعه، الانسان و الفطره. بخش اول آن درباره كتاب مقدس قرآن و عترت - كه خاندان عصمت و طهارتند - است كه به مقدمه اى درباره علم الهى آغاز گرديده و مسائلى مانند تجرد علم، مراتب تجرد، نحوه اتحاد ذات با علم و ساير صفات الهى، اسما و صفات وجودى حق و نحوه علم به ماسوا موردبحث قرار گرفته كه شرح آن در رابطه با قرآن و عترت مورد توجه است.
البته بحث درباره قرآن و عترت بحث تازه اى نيست ولى بحث كنندگان هر يك از زاويه خاصى و با ديدگاه هاى مختلف آن را مورد توجه قرار داده اند.
در اين اثر علم الهى مدنظر قرار داده شده و از آنجا كه قرآن كلام خدا و علم الهى است، حقيقت آن را جز خدا و راسخان در علم نمى دانند و از آن جهت كه عترت طاهره پيامبر اكرم (ص) كه وارثان كتاب و علم خدا هستند، همان راسخان در علمند كه با قرآن ارتباط تنگاتنگ داشته و قرآن درباره آنان شهادت طهارت داده است كه هيچگونه انحرافى درباره بيان آنان از كتاب خدا و معارف آن تصور نمى گردد. به همين جهت در اين اثر مقام ولايت مدنظر قرار گرفته است تا معلوم شود عترتى كه از قرآن خدا جدانشدنى است، از چه مزيتى برخوردار است كه وجود آنان متحد با قرآن است و قرآن نيز از آنان جدا نخواهد شد.
فرارو
انديشه سياسى تربيتى علوى در نامه هاى نهج البلاغه

كتاب «انديشه سياسى تربيتى علوى در نامه هاى نهج البلاغه» تأليف دكتر احمد بهشتى در دو جلد از سوى مؤسسه بوستان كتاب منتشر شده است.
نهجالبلاغه، اقيانوس موجخيزى است كه گوهرهاى فراوانى از علم و معرفت را در خود، نهفته دارد؛ از آن جمله، تربيت و سياست است كه در اين كتاب، به و فور به چشم ميخورد؛ همان چيزى كه در هميشه روزگار، دو ركن مهم جامعه بشرى بوده و هست.
در اثر حاضر، انديشه سياسى - تربيتى علوى در نامههاى نهجالبلاغه، به تفصيل بررسى شده است.

سيره نبوى؛ پيامبر مهر و رحمت

كتاب «سيره نبوى؛ پيامبر مهر و رحمت» تأليف سيدمصطفى علوى از سوى انتشارات هزاره ققنوس منتشر شد.
به گزارش مهر، اين كتاب جلد هفتم از مجموعه اى مطالعاتى با عنوان معرفت است و در آن تبيين رفتار، كردار و گفتار پيامبر اكرم(ص) با هدف الگوگيرى و پندآموزى مورد توجه قرار گرفته است.
اين اثر پژوهشى در شش فصل با عناوين اوصاف و اخلاق پيامبر(ص)، شكنجه اسرا ممنوع، صبر رسول خدا، جايگاه مسجد در صدر اسلام، موسيقى در عصر رسول خدا، پيامبرى كه جنگ طلب نبود و ملاك خردمندى تدوين و به چاپ رسيده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |