|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
سرنوشت مرموز مرد گمشده
|
|
|
گروه حوادث ـ پليس و بازپرس جنايى تهران براى يافتن رد يك جوان كه از چهار سال قبل به شكل مرموزى ناپديد شده از مردم كمك خواستند. به گزارش خبرنگار جنايى ما، شهريور ۸۳ مرد ميانسالى با مراجعه به شعبه چهارم بازپرسى دادسراى جنايى تهران با تسليم شكايتى گفت: پسرم هادى - 36 ساله - كه در يك قهوه خانه در منطقه دربند كار مى كند از ديروز صبح كه به محل كارش رفت ديگر برنگشت. با اين كه همه جا دنبالش گشتيم اما هيچ خبرى از او به دست نيامده است. از آن جا كه به سه تن از دوستانش مشكوك هستم احتمال مى دهم آنها پسرم را به قتل رسانده باشند. بدين ترتيب پرونده به دستور بازپرس هنرمند در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهى تهران قرار گرفت. كارآگاهان در نخستين گام مظنونين را شناسايى و براى بازجويى و تحقيق به اداره آگاهى احضار كردند. اما آنها منكر هرگونه اطلاع از سرنوشت هادى بودند / سرهنگ كارآگاه «سعيد ليراوى» - معاون مبارزه با جرايم جنايى پليس آگاهى تهران در اين باره گفت: از آن جا كه تحقيقات ويژه جنايى در اين پرونده تاكنون به بن بست رسيده بازپرس بهروز هنرمند از مردم خواست در صورت شناسايى هادى يا اطلاع از سرنوشتش موضوع را به اداره دهم پليس آگاهى تهران اطلاع داده يا با شماره تلفن ۵۵۳۸۹۰۴۸ تماس بگيرند.
|
|
|
|
|
مردى قربانى اعتياد پسرش شد
گروه حوادث - پسر معتاد كه در جريان مشاجره خانوادگى، پدرش را با ضربه كارد از پا درآورده بود جزئيات قتل را تشريح كرد. به گزارش خبرنگار جنايى ما، نيمه شب چهارشنبه مأموران كلانترى ۱۵۱ يافت آباد در پى تماس مسئولان يكى از بيمارستان هاى تهران از قتل مرد ميانسالى با خبر شدند. محمد حسين شاملو - بازپرس كشيك ويژه قتل تهران - با اطلاع از موضوع و بررسى هاى لازم، به گروهى از كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهى مأموريت داد در اين باره تحقيق كنند. در نخستين بررسى ها مشخص شد ناصر - 55 ساله - ساعتى قبل با پسرش جواد - 25 ساله - درگير شده و از پا درآمده است. بدين ترتيب كارآگاهان با مراجعه به خانه مقتول جواد را دستگير كردند. وى پس از انتقال به اداره آگاهى تحت بازجويى قرار گرفت و گفت: «پدرم هميشه به خاطر موضوع اعتيادم با من اختلاف و درگيرى داشت. شب حادثه هم بار ديگر سر همين موضوع با هم درگير شده و من از شدت عصبانيت كاردى را به طرف پدرم پرت كردم كه به سينه اش خورد و مجروح شد. بلافاصله اعضاى خانواده، پدرم را به بيمارستان منتقل كردند اما متأسفانه او جان سپرد. در حالى كه نمى خواستم اين اتفاق رخ دهد و پدرم كشته شود. حالا هم پشيمانم و از خانواده ام طلب عفو و بخشش دارم. »در حال حاضر متهم با قرار قانونى بازداشت است و تحقيقات ادامه دارد.
|
|
|
|
|
پسر بيمار، قربانى خرابى بلندگوى بيمارستان
گروه حوادث ـ حميده گودرزى : پرونده پسر ۱۸ ساله كه به دليل خرابى بلندگوى بيمارستان و دير رسيدن پزشك معالج جان باخته بود با اعتراض پدرش به دومين نظريه كارشناسى وارد مرحله تازه اى شد. در آخرين اعلام نظر كارشناسى، مسئول فنى يكى از بيمارستان هاى شمال تهران ۱۵ درصد در مرگ پسر ۱۸ ساله مقصر شناخته شد.به گزارش خبرنگار ما، مرد ميانسالى كه غم و اندوه در چهره اش موج مى زد، به شعبه دوم داديارى دادسراى ناحيه ۱۹- ويژه جرايم پزشكى تهران- رفت و با تسليم شكايتى عليه جراح يكى از بيمارستان هاى تهران، به داديار جهانگيرى گفت: من و خانواده ام ساكن غرب كشور هستيم. اسفند سال ۸۶ پسر ۱۸ ساله ام «مجيد» در حال بازگشت به خانه با يك تراكتور تصادف كرد. شدت اين حادثه به قدرى بود كه پسرم، دچار ضربه مغزى شد. ما هم وقتى از ماجراى مجروح شدن پسرم اطلاع يافتيم، بلافاصله او را به بيمارستان انتقال داديم. پزشكان هم تلاش براى نجات پسرم را آغاز كردند، بعد از مدتى كه حال «مجيد» كمى بهتر شد، ما به تصور اين كه بيمارستان هاى تهران مجهزترند و پزشكان با تجربه ترى دارند با مشورت پزشك معالج پسرم، او را به يكى از بيمارستان هاى شمال تهران انتقال داديم.با گذشت چندروز حال پسرم بهتر شد و پزشك معالج اش هم از وضعيت اش ابراز خوشحالى كرد. ما هم از اين كه تا چند روز ديگر مجيد در كمال سلامت از بيمارستان مرخص خواهد شد، بسيار خوشحال بوديم. اما روز بعد وقتى براى ملاقات پسرم به بيمارستان رفتيم، پرستاران گفتند: ساعتى قبل ناگهان حال مجيد بشدت بد شده و به دليل دير رسيدن پزشك بر بالينش او براثر ايست قلبى جان باخته است.وى گفت: در حالى كه با شنيدن خبر مرگ فرزندم شوكه بودم، اعتراض كردم. حال آن كه قبل از مرگ پسرم، وقتى از بيمارستان خارج مى شدم حالش خوب بود و ديگر نمى دانم كه چه اتفاقى افتاده است، حالا هم از مسئولان بيمارستان شكايت دارم.داديار پرونده پس از شنيدن اظهارات اين مرد از كارشناسان كميسيون پزشكى قانونى خواست پس از بررسى هاى لازم علت اصلى مرگ «مجيد» و مقصر اصلى حادثه را معرفى كنند.كارشناسان هم پس از بررسى ها دريافتند روز حادثه پرستاران به محض اطلاع از وخيم شدن حال «مجيد» از بخش اطلاعات خواستند تا پزشك معالج را از طريق بلندگو صدا كند. اما به دليل خرابى بلندگو پزشك بموقع بر بالين «مجيد» حاضر نشد. به همين خاطر كارشناسان مسئول فنى بيمارستان را به ميزان ۱۰ درصد مقصر شناختند. اما با اعتراض شاكى پرونده، كميسيون عالى پزشكى قانونى شامل ۹ پزشك متخصص وارد شور شده و بدين ترتيب، مسئول فنى بيمارستان را به ميزان ۱۵ درصد ديه مرد مسلمان مقصر شناختند. اما شاكى باز هم به نظريه كارشناسان پزشكى قانونى اعتراض كرد. قرار است قاضى پرونده پس از بررسى هاى نهايى در اين باره تصميم گيرى نمايد.
|
|
|
|
|
زن جنايتكار در زندان مخفى شده بود
|
|
|
گروه حوادث ـ راز قتل مرد جوان كه در ساختمان متروكه از پا درآمده بود در قلب يك زن معتاد مى تپيد كه به اتهام حمل مواد مخدر زندانى بود. به گزارش خبرنگار جنايى ما، صبح جمعه ۲۸ تير يكى از ساكنان خيابان صفا در تماس با پليس ۱۱۰ از كشف جسد متعفن مرد جوانى در يك ساختمان مخروبه خبر داد. دقايقى بعد مأموران كلانترى ۱۰۹ بهارستان راهى محل شده و در يكى از طبقات ساختمان با جسد امين - 30 ساله - كه چند روزى از مرگش مى گذشت روبه رو شدند. بلافاصله نيز موضوع به محمد حسين شاملو - بازپرس ويژه قتل تهران - گزارش شد. بازپرس و كارآگاهان جنايى تهران پس از حضور در محل جنايت به تحقيق در اين باره پرداختند. در نخستين بررسى ها مشخص شد قربانى با اصابت ضربه اى به سرش به قتل رسيده است. پس از انتقال جسد به پزشكى قانونى، پرونده براى رسيدگى تخصصى در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهى تهران قرار گرفت. با شروع تحقيقات، تعدادى از دوستان امين شناسايى و به اداره آگاهى احضار شدند. با اين حال آنها از ماجراى قتل اظهار بى اطلاعى كردند. تيم تحقيق در ادامه دريافت مقتول با زنى به نام «دنيا» - 29 ساله - رابطه دوستى داشته اما در آخرين روزهاى زندگى با وى اختلاف پيدا كرده بود. با كشف اين سرنخ، شناسايى و دستگيرى زن جوان در دستور كار قرار گرفت. تجسس هاى پليسى در حالى ادامه يافت كه با وجود پيگيرى هاى گسترده و گذشت ۵ ماه از اين جنايت هيچ ردى از «دنيا» به دست نيامد. سرانجام بازپرس پرونده با طرح اين احتمال كه «دنيا» زندانى شده است از كارآگاهان خواست با استعلام از سازمان زندان ها و مراجع قضايى، انتظامى سرنخى از او به دست آورند. سرانجام چند روز قبل مشخص شد وى كه از اعضاى يك شبكه تهيه و توزيع مواد مخدر بوده از ۲ ماه قبل به اتهام حمل مواد مخدر دستگير و به زندان اوين منتقل شده است. بنابراين دستور انتقال وى به اداره دهم پليس آگاهى تهران صادر و متهم تحت بازجويى قرار گرفت. او كه ابتدا منكر آشنايى با امين بود وقتى خود را با مدارك مستند روبه رو ديد گفت: «من با امين آشنا بودم اما از قتل او بى خبرم. از ۲ ماه قبل هم كه در زندان بوده ام. » زن تبهكار كه به هيچ عنوان قفل سكوت را نمى شكست و همچنان بر بى گناهى اش اصرار داشت صبح چهارشنبه به شعبه اول بازپرسى دادسراى جنايى تهران منتقل شد. همزمان با حضور «دنيا» - متهم - در شعبه اول بازپرسى، بازپرس شاملو بازجويى هاى فنى، تخصصى و روانكاوانه را آغاز كرد. تا اين كه پس از ساعاتى، زن جوان لب به اعتراف گشود و راز قتل امين را فاش كرد. وى گفت: حدود ۱۰ سال قبل از همسرم جدا شده و پس از سپردن فرزندم به خانواده مادرى، راهى تهران شدم. اما متأسفانه خيلى زود در دام باندهاى تبهكار گرفتار شدم. از آن جا كه هيچ درآمد و سرپناهى نداشتم، ناچار از طريق خريد و فروش مواد مخدر زندگى ام را تأمين مى كردم. تا اين كه چند ماه قبل با امين آشنا شدم كه نگهبان يك ساختمان بود. اما پس از مدتى با او اختلاف پيدا كردم و يك روز كه در ساختمان متروكه بوديم با او درگير شده و با آجر چند ضربه به سرش زده و فرار كردم حال آن كه نمى خواستم او را بكشم و اصلاً فكر نمى كردم با ضربه هاى من كشته شود. سرهنگ كارآگاه سعيد ليراوى معاون مبارزه با جرايم پليس آگاهى تهران نيز در اين باره گفت: در بررسى پرونده هاى مشابه درمى يابيم «دنيا» خود نيز قربانى افراد و باندهاى تبهكار و شيطان صفت شده است. بنابراين به جوانان توصيه مى شود هيچ وقت محيط امن خانواده را با آينده اى مبهم و خطرناك كه احتمال بروز هر اتفاق ناخوشايندى در آن بسيار زياد است، عوض نكنند و مطمئن باشند خانواده بهترين پناهگاه امن براى هر فرد در جامعه است. چرا كه همواره گرگ صفت هايى در كمين افراد تنها و بى پناه هستند.
|
|
|
|
|
آدمكش اجاره اى در يك قدمى مرگ
|
|
|
گروه حوادث ـ حكم مجازات سه مرد و يك زن كه در توطئه اى شوم، سناريوى قتل مرد شيرينى فروش اصفهانى را طراحى و اجرا كرده بودند از سوى قضات ديوان عالى كشور تأييد شد. براساس محتويات پرونده، اواخر مرداد ۸۶ مأموران پليس اصفهان از وقوع جنايت در يكى از محله هاى اين شهر باخبر شدند.آنها پس از حضور در محل حادثه در حالى با پيكر خونين محسن- 35 ساله- مقابل خانه اش روبه رو شدند كه او با شليك چهار گلوله به قتل رسيده بود.حال آن كه هيچ ردپايى نيز از جنايتكاران در دست نبود.پس از انتقال جسد به پزشكى قانونى، بازپرس شعبه اول دادسراى جنايى اصفهان، در نخستين گام به بازجويى از همسر نگشت مرد شيرينى فروش پرداخت.همسر محسن در نخستين اظهاراتش گفت: شب هنگام با شوهرم در خانه بوديم كه زنگ زدند. همين كه همسرم در حياط خانه را باز كرد صداى شليك چهار گلوله شنيدم. اول فكر كردم بچه ها در خيابان در حال ترقه بازى هستند اما وقتى محسن به خانه برنگشت بلافاصله به حياط رفته و در كمال ناباورى با جسد خونين همسرم رو به رو شدم.بازپرس پرونده درادامه تحقيقات به بازجويى از چند مظنون پرداخت. در حالى كه همه شواهد نشان مى داد محسن قربانى اقدامى كينه جويانه شده است يكى از نزديكان مقتول كه سابقه درگيرى با مرد شيرينى فروش را داشت بازداشت شد.وى در بازجويى ها منكر ارتكاب جنايت شد و دلايلى ارائه دادكه گواهى بر بى گناهى اش بود.با اين حال وى بازداشت شد و تحقيقات پليسى ادامه يافت. از سوى ديگر با تلاش پليس اطلاعات وامنيت اصفهان ردپاى پسرى به نام «پيمان» كه در گذشته وارد زندگى شخصى مقتول شده بود دراين جنايت به دست آمد.وى در حالى دستگير شد كه با دريافت رواديد به مشهد رفته بود تا از آن جا به اوكراين برود. به گزارش سايت عبرت، اين مرد در نخستين بازجويى ها منكر اتهام قتل شد. اما كارآگاهان و بازپرس جنايى با كشف سرنخ هاى تازه به مرد ديگرى به نام نويد نيز مظنون شده و او را هم بازداشت كردند.هر دو متهم سرانجام در ادامه تحقيقات ناچار به اعتراف شدند.اين دو كه در پى رابطه شيطانى با همسر مقتول مرتكب جنايت شده بودند ضمن پذيرفتن قتل مرد شيرينى فروش جزئيات جنايت را تشريح كردند.پيمان در اعترافاتش گفت: رابطه ما باعث شد محسن را از سر راه برداريم، به همين خاطر يك كلت خريده و با اجير كردن مردى به نام مصطفى و پرداخت مقدارى پول، شب جنايت به مقابل خانه مرد شيرينى فروش رفتيم.من در صندلى جلوى خودرو نشسته بودم، نويد نيز رانندگى مى كرد و مصطفى با اسلحه در صندلى عقب براى شليك آماده شد.لحظاتى بعد وقتى محسن در را باز كرد مصطفى چهار گلوله شليك كرد و سپس به سرعت از صحنه گريختيم. مبلغى پول نيز به قاتل پرداختيم. بدين ترتيب متهمان پس از دستگيرى و اعتراف براى محاكمه مقابل بازپرس قنبرى قرار گرفتند. وى با شنيدن اظهارات متهمان دستور دستگيرى فروشنده سلاح و مالك خودرو را نيز صادر كرد و با انجام اقدامات قانونى، اين افراد نيز با قرار بازداشت روانه زندان شدند.پس از صدور كيفرخواست از سوى دادستان اصفهان پرونده به شعبه ۱۷ دادگاه كيفرى و تجديد نظر استان ارسال شد و قاضى هاشم رضايى و چهار مستشار رسيدگى به پرونده جنايت را در دستور كار قرار دادند.اما متهمان در جلسه دادگاه منكر بسيارى از موارد شده و اتهام قتل و معاونت را رد كردند، قضات شعبه ۱۷ كيفرى استان نيزبا شنيدن اظهارات نماينده دادستان اصفهان كه خواستار اشد مجازات متهمين بود در حكمى مصطفى را به قصاص و پيمان را به ۱۲ سال زندان و نويد را به هشت سال زندان و همسر مقتول را نيز به ۱۵ سال زندان تعزيرى محكوم كردند.با صدور اين رأى و اعتراض متهمين پرونده به شعبه ۳۷ ديوانعالى كشور ارسال شد.اما اعتراض آنها وارد شناخته نشد و حكم شعبه ۱۷ كيفرى و تجديد نظر استان اصفهان تأييد شد. هم اكنون نيز پرونده، براى اجراى حكم به دادگسترى اصفهان ارسال شده است.
|
|
|
|