|
روايت پاكستانى ازعمليات تروريستى دربمبئى
|
|
|
[ترجمه: هرمز برادران ] پس از سقوط هواپيماى ژنرال محمد ضياء الحق در اوت ،۱۹۸۸ ژنرال ميرزا اسلم بيگ جانشين وى شد و رياست ستاد ارتش پاكستان را بر عهده گرفت. وى در حدود ۳ سالى كه اين سمت را بر عهده داشت، شاهد و عامل مهمى در انتقال قدرت از بازماندگان ضياء الحق به غير نظاميان (حزب مردم) و به تبع آن بى نظير بوتو بود و پس از تكميل اين پروسه به ۳۹ سال خدمت در ارتش پايان داد و بازنشسته شد.وى دوران پرتلاطمى داشته و در قلب پاكستان ناظر بسيارى از رخدادهاى سرنوشت ساز در اين كشور بوده است.ميرزا اسلم بيگ در ساليانى كه افغانستان صحنه نبرد با كمونيست ها بود، نقش مهمى در برنامه ها و فعاليت هاى ارتش اين كشور در قبال اوضاع منطقه داشت. وى همچنين مخالف مداخله امريكا در خاورميانه و جنوب آسيا بوده است.او در دو جنگ (۱۹۷۱ و ۱۹۶۵) از سه جنگى كه ميان هند و پاكستان رخ داده، حضور داشته و فرماندهى بسيارى ديگر از مناقشات مربوط به پاكستان را عهده دار بوده است.پس از وقوع حادثه بمبئى كه دو كشور را در آستانه تقابل نظامى قرار داده، ميرزا اسلم بيگ به دليل سوابقش در رابطه با هند اين مسئله را مورد كنكاش قرار داده است. وى در مقاله اى اختصاصى براى «ايران» ريشه هاى اين بحران و عوامل مؤثر در تشديد و تداوم آن را بررسى كرده است. او بر اين باور است كه حادثه اخير نوعى تبانى داخلى گروه هاى تندرو براى جبهه سازى جديد عليه پاكستان است و اتهامات وارده بر اسلام آباد صحت و اساس ندارد. وى همچنين ديدگاه هايش را درباره احتمال بروز جنگ چهارم ميان دو كشور مطرح كرده است. اسلم بيگ آنجا كه به روابط هند و پاكستان مى پردازد، ادبيات دوران جنگ سردى به كار مى گيرد و نسبتاً يكسويه به استقبال تحولات مى رود.آنچه مسلم است، تحليل صحيح و واقعى تحولات شبه قاره از شناخت دقيق بازيگران منطقه اى و بين المللى و سهم آنها حاصل مى شود.روزنامه ايران به دنبال بررسى ابعاد مختلف ماجراى بمبئى، اين بار روايتى پاكستانى را از اين غائله تقديم خوانندگان مى كند. روز ۲۶ نوامبر ۲۰۰۸ حادثه اى غم انگيز گريبانگير شهر زيبا و تجارى بمبئى شد و حدود ۱۹۵ كشته و صدها زخمى برجاى گذاشت. در زمزمه هاى نخستين براى يافتن عاملان آن، دم دست ترين سپر بلا پاكستان و سازمان اطلاعات آن (ISI) بود. اما اين بار نوك پيكان انتقادات به سوى نيروهاى ضدملى گراى هند، گردان سافرون كمانه كرد. گردان سافرون همانند هيتلر، استالين يا موسولينى نيرويى فاشيستى است و از ايدئولوژى موسوم به «هندوتوا» بهره مى برد. اين سازمان راديكال هند به خاطر قتل عام مسلمانان، داليت ها (هندوهاى طبقه پائين جامعه) و مسيحيان به خوبى شناخته شده است. به زعم آنها، هندوستان تنها از آن هندوهاست و سايرين يا بايد تكفير شده يا خاكستر شوند. اعضاى اين فلسفه خشن افرادى مانند مودى، عدوانى و بال تاكراى هستند كه در قالب گروه هاى شبه نظامى متعددى مانند RSS-BJP، VHP و باجرنگ دال فعاليت مى كنند. حادثه بمبئى يك توطئه با همدستى گروه هاى شبه نظامى هند و موساد بود. آن دسته از تروريست هايى كه به هتل هاى اوبروى و تاج محل و ايستگاه راه آهن حمله كردند، هدف اصلى شان افرادى نظيرى هرمانت كركره و افسران جوخه ضدترور (ATS) - كه كشته شدند- بود. كركره، افسر شجاعى بود كه تلاش فراوان كرد تا فعاليت هاى تروريستى گردان سافرون و ساير گروه هاى فوق الذكر را برملا كند. سرانجام كركره و ساير افسران ATS حذف شدند و اين حملات به عنوان پوششى براى جنايت هاى واقعى اين گروه ها مورد بهره بردارى قرار گرفت. اين حادثه تلخ از سوى سازمان هاى تروريستى هند و با دقت بسيار بالايى طرح ريزى شده بود. غائله احمدآباد هم از سوى همين گروه ها اجرا شد. ناتورام گادساى كه مهاتما گاندى را به قتل رساند، وابسته به RSS بود. مسجد بابرى توسط همين بنيادگراهاى هندو ويران شد. نكته برجسته و نمايان در اين بازى قتل و كشتار كه كانون حملات نيز به شمار مى آيد، ناريمان هاوس در بمبئى است كه پاتوق يهوديان بود. دست موساد در اين غائله كاملاً آشكار است. مقصر دانستن مسلمانان و پاكستانى ها به خاطر تمام حملات تروريستى داخل هند، زدن بر طبل توخالى است. واقعيت آن كه مسلمانان هند مانند ساير اقليت ها منزوى و وحشت زده شده اند. هند از لحاظ سياسى و روانى بسيار بى ثبات تر از پاكستان است زيرا فاقد انسجام اجتماعى است. برخورد با اقليت ها و داليت ها نفرت انگيز است. وجود ده ها جنبش جدايى طلبانه بيانگر ميزان نارضايتى هاست. حادثه بمبئى نتيجه چنين مناقشه درونى و كار افراط گرايان هندوست.برخى از مطالب اخير در رسانه هاى هند واقعيت غائله بمبئى را نشان مى دهند: - چرا كركره كشته شد هدف عمليات تروريستى اخير قتل كركره و تيمش بود كه به طرزى دليرانه كارهاى گردان سافرون را فاش كردند. - خوفناك ترين ترس هاى ما به حقيقت پيوسته است. كاملاً واضح است كه موساد در اين كار دست دارد. تمام شهر مورد حمله موساد و احتمالاً مزدورانش قرار گرفته است. يك سازمان به تنهايى نمى تواند چنين عمليات پيچيده اى را برنامه ريزى و اجرا كند. آشكار است كه اين عمليات مورد پشتيبانى نيروهاى فرقه گرا در درون دولت هند بوده است. «آروندهارى روى»، انديشمند هندى نيز اخيراً در مقاله اى در روزنامه انگليسى گاردين درباره غائله بمبئى نوشت: در چنين شرايطى، حملات هوايى به منظور نابودى اردوگاه هاى تروريستى ممكن است اين اردوگاه ها را از بين ببرد اما قطعاً قادر به ريشه كنى تروريست ها نيست. جنگ نيز چنين امكانى ندارد. - اگر در چنين برهه اى هند تصميم به آغاز جنگ بگيرد، شايد تمام منطقه به طور كامل دچار هرج و مرج شود. - درك اين مسئله دشوار است كه چرا سكانداران حكومت هند مشتاق به تكرار اشتباهات پاكستان هستند و امريكا را به مداخله خطرناك در امور بسيار پيچيده ما دعوت مى كنند. يك ابرقدرت هرگز متحد ندارد بلكه عامل و دست نشانده دارد. - تنها راه محدود كردن تروريسم آن است كه خود را در آيينه بنگريم و در همه چيز مداقه كنيم. ما بر سر دوراهى ايستاده ايم. روى يك تابلو نوشته «عدالت» و روى ديگرى «جنگ داخلى». راه سومى وجود ندارد و برگشتى هم در كار نيست. بايد انتخاب كرد. ارتش هند به دليل تبانى و همدستى نظاميان و هندوهاى افراطى، بنيادگرا شده است. قابليت نظامى متعارف هند هم محدود است. اما بازدارندگى هسته اى كاملاً كارساز است. تسليحات كشتارجمعى ابزار جنگ نيست. بنابراين آنچه كه مهم است، قابليت هاى متعارف نظامى است. گزينه هاى هند از اين نظر محدود است. نقض حريم هوايى و مرزها منجر به جنگى ويرانگر خواهد شد. در شرايط فعلى حملات غيرمستقيم از افغانستان عليه پاكستان ادامه مى يابد. ما اطلاعات كافى داريم و مى توانيم شبكه هاى جاسوسى فعال در افغانستان را شناسايى كنيم و ابعاد اين جنگ بزرگ را مشخص كنيم. كانون اين فعاليت ها جلال السراج است كه سازمان هاى جاسوسى سيا، Raw هند، موساد، MI-6 انگليس و BND آلمان در آنجا فعال هستند. تشكيلات عظيمى در ساختمان هاى بتونى با آنتن ها و تمام تجهيزات مدرن الكترونيكى در آنجا برپاست. پايگاه هاى ديده بانى آنها در ساروبى و قندهار عليه پاكستان، در فيض آباد عليه چين، در مزار شريف عليه روسيه و كشورهاى آسياى مركزى و در هرات عليه ايران سازماندهى و مستقر شده اند. كانون اين فعاليت ها در ساروبى عليه پاكستان به راه افتاده و توسط يك ژنرال هندى كه فرماندهى سازمان جاده مرزى (BRO) را هم برعهده دارد هدايت مى شود. پايگاه هاى اصلى آنها غزنه، خوست، غارديز، جلال آباد، اسدآباد، واخان و فيض آباد است. شبكه ساروبى ايالت سرحد پاكستان را هدف گرفته است و ناراضيان پاكستانى در آنجا براى انجام مأموريت هايى در ايالت سرحد آموزش مى بينند. قند هار نيز مكان ديگرى است كه ناراضيان بلوچ در آنجا آموزش داده مى شوند و هدف آن حمايت از ارتش آزاديبخش بلوچستان (BLA) و ايجاد بى ثباتى در پاكستان و ايران است.تشكيلات فيض آباد (بدخشان) و برضد چين و با هدف آموزش ناراضيان استان سين كيانگ چين استقرار يافته است. اما اين گونه القا شده كه تمام تشكيلات فيض آباد توسط پاكستانى ها اداره مى شود. پايگاه اطلاعاتى مزار شريف هم مشتركاً توسط سيا، RAW، موساد و BND و برضد روسيه اداره مى شود. ناراضيان چچنى و عواملى از تركمنستان به منظور انجام عمليات هايى در اين كشورها آموزش داده مى شوند. پايگاه هاى جاسوسى هرات و فراه توسط سيا، RAW و موساد اداره مى شود و فعاليت هاى آن بر ايران متمركز است. اين سازمان ها از اين دو پايگاه و مراكزى در داخل پاكستان مانند كالمات، جيوانى و مند فعاليت هاى تروريستى مشتركى در داخل ايران انجام داده و شمارى از نيروهاى امنيتى ايرانى را به قتل رسانده اند. سازمان تروريستى موسوم به جندالله براى انجام چنين عمليات هايى در داخل ايران مورد استفاده قرار گرفته است.هفت مركز اصلى اين شبكه تحت عنوان «كنسولگرى» فعاليت مى كنند تا وجهه و پوششى ديپلماتيك براى اقداماتشان فراهم كنند. اين امر، منجر به بدترين نوع «تروريسم گروهى واجتماعى» از سوى ملت هاى به اصطلاح متمدن شده است و از طريق اشغال افغانستان و نقض خشونت آميز حاكميت افغانستان صورت مى گيرد. اما نيروهاى اشغالگر در فاصله سال هاى ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ شكست خواهند خورد. پاكستان از لحاظ سياسى با ثبات تر از قبل شده است. انتخابات ۲۰۰۸ اتحاد سياسى به وجود آورده و هيچ عامل افراطى انتخاب نشده است. تنها جنبش جدايى طلب در بلوچستان تحت كنترل است. مناقشه طايفه اى و قبيله اى در مرز هاى غربى كه به دليل دخالت هند و امريكا از ناحيه افغانستان صورت مى گيرد با شكست نيروهاى اشغالگر در افغانستان محو خواهد شد. با توجه به مشكلات ما در مرزهاى غربى نگرانى چندانى وجود ندارد زيرا قبايل منطقه بشدت به پاكستان وفادار هستند. در صورت بروز يا تهديد جنگ با هند اين قبايل امنيت مرزهاى غربى را تأمين خواهند كرد و در مقابله مستقيم با نيروهاى اشغالگر در افغانستان شكست را بر آنان تحميل خواهند كرد. در جريان سال هاى ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ ISI در تحميل شكست بر شوروى كمك زيادى كرد و اكنون براى شكست دخالت هاى هند و امريكا در مناطق قبايلى تلاش مى كند. ISI نخستين خط دفاعى را شكل مى دهد. پاكستان از لحاظ نظامى بسيار متوازن تر از گذشته است. قابليت هجومى و امتياز مقاومت اسلامى را هم بايد به آن اضافه كرد. مقاومت اسلامى كه در طول مرزهاى پاكستان و افغانستان گسترده است در دهه ۱۹۸۰ شوروى را شكست داد، در لبنان شكست را بر اسرائيلى ها و در عراق بر امريكايى ها تحميل كرد و اروپايى ها نيز در افغانستان با شكست مواجه شده اند. سياست دفاعى پاكستان نقش مقاومت اسلامى در هرگونه جنگ احتمالى با هند را مدنظر خواهد داشت. قابليت هسته اى پاكستان نيز عامل بازدارندگى چشمگيرى در مقابل هند خواهد بود. اما اين ابزار جنگ نيست بلكه سياست نظامى پاكستان بر قابليت هاى نظامى متعارف مبتنى است.پاكستان براى خنثى كردن فشارهاى هند و امريكا بايد توازنى ميان سياست هاى دفاعى و ديپلماتيك ايجاد كند و بايد براى مبارزه در يك جنگ تمام عيار هم آماده باشد. در صورت بروز جنگ پاكستان جنگ را كنترل و به قلمرو رقيب مى كشاند و مفهوم دفاع هجومى را به اجرا خواهد گذاشت. اما تنها ضعف داخلى پاكستان در رهبرى سياسى آن نهفته است و در خارج، اشغال افغانستان منشأ همه مشكلات آن به شمار مى آيد كه با مشاركت راهبردى هند و امريكا توأم شده است. اين مشاركت حس كاذب قدرت به هند داده است. هند هم اكنون از همان نوع مشاركتى بهره مند است كه ما نيز از آن برخوردار بوديم. اما باعث شده كه در ۵۰ سال گذشته احساس حقارت كنيم. هند اكنون دو گزينه پيش رو دارد: نسبت به اقليت ها و داليت ها عادل باشد يا دچار گسست هاى اجتماعى، جنگ داخلى و واگرايى داخلى شود.
|