|
بررسى طرح جلد كتب بر مبناى تحليلى نشانه شناختى
نشانه هاى قاب گرفته شده
|
|
|
[ليدا فخرى / بخش نخست] موضوع نشانه شناسى، بررسى شيوه توليد نظام هاى معنابخش است كه در متن هاى گوناگون از جمله نوشته و تصوير ظاهر مى شود. يكى از مهمترين اين نشانه ها، نشانه هاى تصويرى است. اما گاه اين نشانه ها به تنهايى نمى توانند دلالت گر معنا باشند، چرا كه به نشانه هاى ديگرى چون نوشتار، رنگ، نوع قلم، قطع تصوير و ديگر نشانه هاى همنشين وابسته اند تا دامنه معنايى آن را تحديد كنند. از جمله هنرهايى كه در آن نشانه هاى تصويرى به كمك نشانه هاى ديگر به شكل گيرى ارتباط بين مخاطب و متن مى انجامد «گرافيك» است. در اثر گرافيكى پيام به قصد ارائه منظور و تبليغ و ترغيب و اطلاع رسانى براى مخاطب طراحى مى شود و از اين رو براى جذب مخاطب و انتقال پيام همواره از ابزارهاى گوناگون مدد مى جويد. «طراحى جلد كتاب» شاخه اى از گرافيك است كه علاوه بر جنبه اطلاع رسانى، نقش ترغيبى - تبليغى نيز دارد. اگر كل كتاب را به عنوان يك متن در نظر بگيريم، بنا به نظر ژرار ژنت، جلد كتاب به مثابه «آستانه ورود به متن» محسوب مى شود كه رابطه اش با كل متن، از نوع «پيرامتنيت متصل» است. ژنت به يك «هسته مركزى» به نام «متن» معتقد است كه ديگر اجزا به نوعى به اين متن اصلى آويخته شده اند و به عنوان بيش متنيت، فرامتنيت، پيرامتنيت و پيش متنيت با متن اصلى يا هسته مركزى در ارتباط قرار مى گيرد. اما در ديدگاه نشانه شناسى لايه اى - نظريه اى كه از سوى فرزان سجودى مطرح شد - همه اينها لايه هايى از يك شبكه متنى هستند و حتى گاهى اين لايه هاى به اصطلاح حاشيه اى از خود متن اصلى مهمتر مى شوند و در خوانش متن برجسته تر و پررنگ تر عمل مى كنند. از اين رو به دليل تنوع و جذابيت كاركرد طرح جلد كتاب و ارتباط تنگاتنگى كه با روانشناسى و جامعه شناسى و مطالعات فرهنگى و تحليل گفتمان دارد موضوعى است بسيار جذاب و قابل تأمل در حوزه مطالعات نشانه شناختى؛ كه با انواع نشانه هاى تصويرى- نوشتارى با دلالت گرى هاى بسيار متنوع و گاهى حتى متضاد و متباين سر و كار دارد. از آنجايى كه طرح جلد كتاب متنى تبليغى - ترغيبى نيز محسوب مى شود، علاوه بر كاركردهاى مستقيم كه تأثيرگذارى بر مخاطب به قصد اقناع است، داراى كاركردهاى غيرمستقيم ديگرى چون دستكارى افكار عمومى، ساخت كليشه هاى ذهنى و اسطوره سازى است. خوانش تصوير، گفتمانى است بين مخاطب، متن و مؤلف كه در شرايط اجتماعى - فرهنگى خاصى معنا مى يابد. به اين اعتبار نمى توان رمزگان هاى فرهنگى كدگذارى شده در طرح جلد كتاب و نقش پيش دانسته هاى فرهنگى يك جامعه را در خوانش آن ناديده گرفت. طراح جلد كتاب با در نظر داشتن اين پيش دانسته هاى مخاطب خود و با استفاده از تكنيك «آشنايى زدايى» با دگرگون كردن نگاه و سرپيچى از قاعده هاى پذيرفته شده باعث خلق متنى زيبايى شناسانه شده و شناختى تازه از موضوع را شكل مى دهد. به قول بارت، وقتى نگاه از روى عادت باشد نشانه ها از نگاهمان مى گريزند. نگاه ناآشنا به موضوعى آشنا حتى تركيب بندى صريح و ساده يك طرح جلد كتاب را به تصويرى زيبايى شناسانه بدل مى كند. طراح جلد هم از اين قاعده سود جسته و با گذر از هنجارها، مرزهاى شفافيت را پشت سر مى گذارد و «لذت متن» را آنگونه كه مورد نظر بارت است در مخاطب برمى انگيزد. بارت در كتاب «لذت متن» (۱۹۷۵)، لذت كلى متن را هر آن چيزى مى داند كه از يك معناى شفاف واحد فراتر مى رود. مخاطب با ديدن طرح روى جلد كتاب كه نخستين لايه ارتباطى مخاطب با متن كلان است به نوعى پيوند، پژواك و مرجع مى رسد كه اين ناشى از ارجاع رمزگان هاى كدگذارى شده در طرح جلد كتاب به رمزگان هاى فرامتن و پيرامتن است و اين ارجاعات پياپى و بى شمار باعث انقطاع جريان خطى متن مى شود و در نهايت به آنچه مى انجامد كه بارت از آن به «لذت متن» نام مى برد. كه اين نگاه را به وضوح در طرح روى جلد كتاب تجربه مى كنيم. براى اينكه بتوانيم بحث را عينى تر و موضوعات را ملموس تر پيش ببريم به تحليل نشانه شناختى طرح جلد كتاب «نشانه شناسى كاربردى» تأليف دكتر فرزان سجودى مى پردازيم و در خلال تحليل طرح جلد اين كتاب سعى مى كنيم برخى مبانى نشانه شناسى تصويرى را هم طرح كنيم. با توجه به رويكردى كه اتخاذ كرديم ابتدا بايد به دنبال پاسخ اين سه سؤال محورى باشيم: 1- جلد اين كتاب چه رابطه اى با كليت كتاب دارد ۲- چه رمزگان هايى در جلد اين كتاب كدگذارى شده است و چگونه يكديگر را تقويت مى كنند ۳- نشانه هاى ترغيبى و اطلاع رسانى در جلد اين كتاب چگونه نقش خود را ايفا مى كنند در جلد هر كتابى با دو لايه اصلى زبانى و غيرزبانى روبه رو هستيم كه هر دو، جنبه ديدارى يافته اند. اين دو لايه در مجموع يك «قاب» و در نتيجه يك «متن» را مى سازند كه لايه اى از يك متن بزرگتر يعنى كلان متن كتاب هستند و در ارتباط با آن كلان متن، آستانه ورود محسوب مى شود. لايه زبانى جلد كتاب جنبه ديدارى- تصويرى دارد بنابراين به طور همزمان هم دلالت زبانى و هم دلالت بصرى را دربر مى گيرد. در واقع در جلد كتاب با دو سطح زبان تصويرى و زبان نوشتارى مواجه هستيم كه از برآيند اين دو به سطح دلالت هاى ضمنى مى رسيم. ۱- در سطح دلالت هاى زبانى به باور سوسور مناسبات جانشينى و همنشينى يك دسته از تقابل هاى دوتايى ميان عناصر زبان هستند كه هر يك پديدآورنده دسته معينى از ارزش ها است. مبناى فعاليت ذهنى بشر نيز بر پايه اين دو محور شكل مى گيرد و تمام پديده هاى فرهنگى كه نظامى دلالى را به وجود مى آورند بر طبق اين دو محور تبيين مى شوند. از اين رو به كارگيرى اين مناسبات در تحليل متن جلد كتاب مى تواند پاره اى از ارزش هاى عناصر متن را روشن كند. در لايه نشانه هاى زبانى و در سطح دلالت هاى زبانى كه در چارچوب مفهومى نظام زبان قابل بررسى است ما با «عنوان كتاب»، «نشانه - مؤلف» و «نام ناشر» مواجه هستيم. درخصوص عنوان كتاب مى توان گفت عبارت «نشانه شناسى» در تقابل با دانش هايى چون زيست شناسى، روانشناسى، پديدارشناسى و.// دلالت زبانى و معنايى خود را مى يابد. در واقع از غياب آنها حضورش معنا پيدا مى كند. در مورد نشانه زبانى «كاربردى» هم وقتى به توانش زبانى خود رجوع مى كنيم در محور جانشينى در تقابل با نشانه هايى چون نظرى، شناختى و.// براى ما معنا و مفهوم مى يابد. ۲- در سطح دلالت هاى پيرا زبانى اينكه عبارت «نشانه شناسى كاربردى» در كجاى «قاب» قرار گرفته، با چه قلمى نوشته شده، در كنار آن چه آرم و تصويرى قرار دارد، با چه رنگ قلمى و بر چه رنگ زمينه اى نقش بسته و يا اينكه اين عبارت در يك سطر آمده يا در دو سطر، كرسى حروف و كلمات همتراز است يا خير و.// همه و همه نشانه هاى معنابخشى هستند كه در سطح دلالت هاى ديدارى - تصويرى ارزش و اعتبار خاصى را به متن مى بخشند و بر معناى خاصى دلالت مى كنند. بنابراين يكى از جنبه هاى مهم در جلد كتاب دلالت هاى تصويرى و پيرازبانى نشانه هاى زبانى است. عنوان كتاب «نشانه شناسى كاربردى» به رنگ قرمز و تا حدودى نامتعارف است و همين باعث نشاندار شدن آن شده است. قلمى كه براى عنوان كتاب به كار برده شده قلمى نامتعارف است و مى توان مدعى بود كه عنوان كتاب «نشانه شناسى كاربردى» در سطح بصرى و وجه ديدارى نوشتار، نشاندار است. عنوان كتاب در دو سطر كار شده است و كرسى حروف و واژه هاى عنوان كتاب در يك سطر و به صورت متعارف است به اين اعتبار مى توان گفت كه از اين نظر بى نشان است.نام مؤلف و نام ناشر به لحاظ دلالت هاى پيرازبانى متعارف و در نتيجه بى نشان است.
|