سه شنبه ۱۰ دى ۱۳۸۷ - ۲ محرم ۱۴۳۰
Tue, Dec 30, 2008
فرهنگ وانديشه
۴۱۱۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
سياست
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
فرهنگ و پايدارى
خانواده
ماجرا
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
زنگ اول
اوقات شرعى
بررسى طرح جلد كتب
بر مبناى تحليلى نشانه شناختى
فرارو
بررسى طرح جلد كتب
بر مبناى تحليلى نشانه شناختى
هيجانات اجتماعى جلد يك كتاب
404484.jpg
[ليدا فخرى ‎/ بخش دوم و پايانى ]

طرح جلد كتاب علاوه بر جنبه اطلاع رسانى، متنى تبليغى - ترغيبى نيز محسوب مى شود كه به جز كاركردهاى مستقيم كه تأثيرگذارى بر مخاطب به قصد اقناع است، داراى كاركردهاى غيرمستقيم ديگرى چون دستكارى افكار عمومى، ساخت كليشه هاى ذهنى و اسطوره سازى است. طراح جلد با در نظر داشتن پيش دانسته هاى مخاطب و با استفاده از تكنيك «آشنايى زدايى» با دگرگون كردن نگاه و سرپيچى از قاعده هاى پذيرفته شده باعث خلق متنى زيبايى شناسانه شده و شناختى تازه از موضوع را شكل مى دهد. مؤلف در اين نوشتار سعى كرده بطور موردى تحليلى نشانه شناختى از طرح جلد كتاب «نشانه شناسى كاربردى» به دست دهد. در بخش نخست مقاله كه روز گذشته منتشر شد طرح جلد اين كتاب در دو سطح دلالت هاى زبانى و پيرازبانى مورد بحث قرار گرفت و در بخش پيش رو به دلالت هاى ضمنى طرح جلد اين كتاب كه از برآيند دلالت هاى زبانى و پيرازبانى حاصل مى شود، پرداخته شده است.
۳- در سطح دلالت هاى ضمنى
از برآيند دلالت هاى زبانى و پيرازبانى به سطح دلالت هاى ضمنى مى رسيم. در اين سطح از دلالت هاى معنايى طرح جلد اين كتاب بيانگر اين است كه با متنى غيرمتعارف مواجه هستيم كه پيرو قواعد حاكم نيست و قصد دارد چيزى متفاوت از آنچه تاكنون بوده را عرضه كند.
اين نكته حائز اهميت است كه وقتى با لايه اى نامتعارف و نشاندار مواجه هستيم، اين امر به قصد آشنايى زدايى در جلد كتاب رمزگذارى شده كه قلمرو معنايى گسترده ترى را دربر مى گيرد و در مورد كتاب «نشانه شناسى كاربردى» هم چنين است. اگر از لايه هاى بى نشان، در سطح دلالت هاى پيرازبانى اين كتاب استفاده مى شد قطعاً معناهاى محدودترى را مى توانست منتقل كند.
اما دومين لايه نشانه هاى ديدارى جلد كتاب، لايه نشانه هاى تصويرى است كه در مورد اين كتاب شامل ۱- علائم زبان اشاره و ۲- آرم ناشر مى شود.
دو لايه نشانه هاى زبانى و تصويرى جلد كتاب؛ الف: يا در «چالش» با يكديگر هستند كه در اين حالت «آشنايى زدايى» اتفاق مى افتد و با متنى «نشاندار» مواجه هستيم كه همه اينها باعث گسترده تر شدن قلمرو معنايى متن مى شود.
ب: يا در «تعامل» با يكديگر قرار مى گيرند و معناى يكديگر را محدود مى كنند كه به «انسجام متنى» مى انجامد. همچون در كتاب «نشانه شناسى كاربردى» كه لايه نشانه هاى تصويرى با لايه نشانه هاى زبانى (بويژه عنوان كتاب) در تعامل با يكديگر هستند و لايه نشانه هاى تصويرى (نشانه هاى زبان اشاره) با عنوان كتاب رابطه «مجاز» برقرار كرده است. مجاز در فرآيند تركيب (يا همنشينى) در مجاورت تجلى مى يابد و تداعى گر است.
در اينجا علائم زبان اشاره، تداعى گر بحث زبان شناسى و ارتباط و پيوندى است كه با نشانه شناسى دارد. اما در مقام تفسير طرح جلد اين كتاب مى توان گفت كه اولين چيزى كه در جلد كتاب «نشانه شناسى كاربردى» بيش از هر چيز جلب توجه مى كند، عنوان آن است.
«نشانه شناسى كاربردى» با رنگ قرمز بر زمينه اى توسى نقش بسته است كه باعث تشديد شدن رنگ قرمز و بيشتر به چشم آمدن آن مى شود. نوع قلمى كه براى عنوان كتاب انتخاب شده، از نوع فونت نامتعارف براى كتاب هاى نظرى و آكادميك و تداعى كننده ديوارنوشته هاى با اسپرى است.
اما بايد ديد اين هنجارگريزى ها در انتخاب رنگ و فونت و تيتر در سطح ديدارى جلد كتاب مى تواند دربردارنده معنا و مفهومى باشد آيا طراح جلد يا مؤلف و ناشر قصد داشته اند از طريق اين هنجارگريزى و در نتيجه آشنايى زدايى معنايى را به مخاطب خود القا كنند آيا انتخاب چنين نشانه هاى تصويرى اى براى عنوان كتاب به انسجام متنى مى انجامد يا اينكه در چالش با يكديگر قرار مى گيرند
به نظر مى رسد به لحاظ تصويرى انتخاب رنگ و فونتى نامتعارف براى عنوان كتابى دانشگاهى نشاندار است و شايد به كار بردن فونتى نامتعارف به سبك ديوارنوشته ها براى كتاب آكادميك چندان توجيه پذير نباشد. اغلب ديوارنوشته ها كه عمدتاً با اسپرى نگاشته مى شوند بيانگر و تداعى كننده هيجانات اجتماعى و انقلابى هستند. شايد طراح جلد يا مؤلف قصد داشته اند از طريق اين انتخاب به مخاطب اثر اين نكته را القا كنند كه با متنى غيرمتعارف و پرهيجان سر و كار دارد كه در بسيارى از موارد پيرو قواعد حاكم نيست و مى خواهد چيزى متفاوت از آنچه تاكنون بوده را عرضه كند. به اين اعتبار مى توان نتيجه گرفت كه انتخاب چنين وجه تصويرى اى براى عنوان كتاب از روى عمد و قصد بوده است كه با هدفى خاص، حتى وجه متعارف را ناديده گرفته است.
در زير عنوان كتاب و نشانه هاى تصويرى، نام مؤلف ديده مى شود كه با نماد تصويرى دستى كه در زير آن است و به نام مؤلف اشاره مى كند باعث برجسته تر و پررنگ تر جلوه كردن «مؤلف - نشانه» بر روى جلد شده است. چنين نشانه تصويرى اى در بالاى تيتر هم به چشم مى خورد كه باز باعث غليظ تر و برجسته تر شدن عنوان كتاب مى شود و مخاطب را به نوعى به نشانه هاى زبانى روى جلد رهنمون مى كند. در زير عنوان مؤلف، نام و آرم ناشر در وسط و پائين جلد آورده شده است. اينگونه به كار بردن نام و آرم ناشر مى تواند متضمن معنا و القاكننده مفهومى باشد. وقتى نام و آرم ناشرى اينگونه برجسته در روى جلد به كار مى رود مى تواند بر معتبر و صاحبنام بودن آن ناشر دلالت داشته باشد. چرا كه مى توانست نام و آرم ناشر در پشت جلد يا در درون كتاب و در شناسنامه اثر ذكر شود. گاهى هم تنها آرم ناشر بر جلد كتاب حك مى شود و نام آن در داخل كتاب و شناسنامه اثر ذكر مى گردد كه در هر يك از اينها، معنايى كدگذارى شده است كه مخاطب براساس فهم و درك خود و پيش زمينه اطلاعاتى مى تواند آنها را رمزگردانى كند.
در مجموع نكات جالب و قابل تأملى از مطالعه نشانه شناختى طرح جلد كتب به عنوان متنى چند رسانه اى و اثرى هنرى قابل دريافت است ‎/ از جمله اينكه جلد كتاب به عنوان يك اثر هنرى دو رسالت دارد؛ يكى اينكه موجب لذت در مخاطب شود و ديگر آنكه او را به انديشيدن وادارد.
در واقع مخاطب در خوانش جلد كتاب به گفت وگو با متن فراخوانده مى شود و از آنجايى كه همه مخاطبين يك متن، به يك اندازه به رمزگان هاى متفاوت دسترسى ندارند، گاهى يك طرح جلد براى عده اى مفهوم است و براى برخى ديگر هيچ كنش ارتباطى اى را برنمى انگيزد، چرا كه آنان به برخى رمزگان هاى دخيل در كاركرد آن متن آگاهى ندارند.
نوشته هاى روى جلد دلالت هاى ضمنى خود را با آنچه در تصوير جلد وجود دارد تلفيق و تصويرى جديد در ذهن مخاطب خلق مى كنند كه گاهى تصويرى غيرمنتظره و پيش بينى نشده است كه نه در نشانه هاى زبانى وجود دارد و نه در نشانه هاى تصويرى روى جلد كتاب، بلكه فقط از همجوارى اين دو لايه به وجود آمده است. اين مشابه آن چيزى است كه در بحث «روانشناسى گشتالت» مطرح است؛ «كل فراتر از چيزى است كه از جمع قسمت ها حاصل شده باشد.»
به قول رولان بارت، كه در مقاله بسيار معروف خود با نام «اسطوره، امروز»، مى گويد؛ تصوير بدون شك پرخاشگرتر از نوشتار است؛ تصوير نشانه اى دقيق تر است، مدلولش بارها به موضوع نزديك تر است، ضابطه شناخت است. در طرح جلد كتاب نيز درمى يابيم كه تصوير جلد كتاب دلالت را يكدفعه بدون تجزيه و تحليل و يا رقيق كردن تحميل مى كند. تصوير از لحظه اى كه دلالت گر به چيزى مى شود به يك نوشتار بدل مى شود و به اين اعتبار، چون نوشتار واحد خواندنى نام مى گيرد.
فرارو
بحران دنياى متجدد
404466.jpg
كتاب «بحران دنياى متجدد» نوشته رنه گنون با ترجمه حسين عزيزى از سوى انتشارات حكمت بزودى منتشر مى شود.
به گزارش مهر، اين كتاب يكى از سه اثر اصلى گنون در باب مهم ترين انديشه هاى وى در انتقاد از فرهنگ و انديشه غرب است. به نظر گنون شرايط هولناكى را كه دنياى متجدد در آن به سر مى برد، عمدتاً بايد از طريق روشن كردن تعليم ادوارى آئين هندو تبيين كرد كه به موجب آن بشريت در حال سقوط و انحطاط به وضعى بيش از پيش انجماد يافته و مادى شده است و بيش از هر زمان ديگرى نسبت به تأثيرات معنوى تأثيرناپذير گشته است. گنون به هنگام نوشتن اين كتاب بر اين باور بود كه هيچ ترميم ممكنى وجود ندارد و از فاجعه آخرالزمان گريزى نيست. وانگهى آنچه از يك جنبه ممكن است بدبينى دنيايى تلقى شود، از جنبه ديگر همچون خوشبينى آسمانى جلوه گر مى شود، زيرا پايان يك دور نشانه تكميل آن و استقرار مجدد نظم حقيقى است.گنون اين كتاب را وقتى نوشت كه هنوز در غرب مشكلاتى كه امروزه در مقابل چشم همگى هويدا است، ظاهراً وجود نداشت و مغرب زمين با اطمينان فراوان به آينده خويش در حال از بين بردن باقيمانده هاى سنت هاى معنوى خود و ساير تمدن هاى جهان بود.
پيش بينى هايى كه گنون در اين آثار از وضع آينده جهان كرده است دليل كافى براى حكمت و عمق نظر اوست.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |