|
شيوه هاى هنرمندانه، رشد استعدادها را سرعت مى بخشد
|
|
|
[معصومه مشايخى] براى پرورش خلاقيت دانش آموزان بايد آنان را با هنر آميخته كرد و اصولاً تفهيم مسائل تربيتى با هنر از ابعاد مختلف سريع تر به نتيجه مطلوب مى رسد. كودك و نوجوان علاقه مند است كه درباره جهان و مسائل روز تفكر و سؤال كند كه اين پرسش اولين گام براى شناخت محسوب مى شود. اگر به كودكان اجازه داده شود كه فكر كرده و سؤال كنند و حرف بزنند و مشاركت داشته باشند، تخيل آنان بارور مى شود كه اين قدرت تخيل يك ابزار تربيتى است كه در هنر مى توان از آن بهره گرفت. وجود هنر در توسعه فعاليت هاى امور تربيتى نقش بسزايى دارد و اين هنر است كه موجب روآوردن افراد به فعاليت امور تربيتى در مدرسه از جنبه هاى مختلف مى شود. مقصود از تربيت هنرى نيز بهره گيرى از شيوه هاى هنرمندانه و اثرگذار در فعاليت هاى تربيتى است به نحوى كه در سازندگى، ابتدايى ترين و نخستين مسئله ارتباط است. برقرار كردن رابطه فكرى و روحى با يك فرد، جامعه، دانش آموزان يك كلاس و با فرزندان يك خانواده مرحله نخست انتقال ايده ها و پيام هاى تربيتى است، پس از برقرارى رابطه، ابلاغ پيام است. بنابراين مى توان چهار مرحله در مقوله تربيت هنرى لحاظ كرد: ۱- ايجاد رابطه ۲- ابلاغ پيام ۳- تأثيرگذارى بر مخاطب ۴- استمرار اثر پيام اگر آموزش، انتقال معلومات و دانش هايى از بيرون به ذهن افراد تحت تعليم است، پرورش به معنى روياندن از ريشه و رشد دادن از درون و به فعاليت رساندن قوا و استعدادهاى نهفته در انسان هاست. هنر مى تواند در ذهن افراد سؤال پديد آورد و در پى خود، آنان را براى يافتن جواب برانگيزد. به طور مثال سؤالاتى از قبيل كيستم، چيستم و چرا زندگى مى كنم سؤالاتى است كه گاهى مورد غفلت انسان قرار مى گيرد كه يادآورى آنها نشانه بيدارى خواهد بود. اگر روش هاى هنرى بتواند اين سؤال ها را براى انسان عمده و اساسى كند، يك گام به جلو برداشته و اگر بتواند شوق و انگيزه يافتن جواب را هم پديد آورد، گامى ديگر برداشته و اگر پاسخ ها را به كمك تلاش و حركت درونى انسانها بيابد، گام سوم تحقق يافته است. اگر نقش هنر را بالاترين نقش در ايجاد كشش و كوشش در انسانها بدانيم، از اين رو بكارگيرى هنر در برنامه هاى تربيتى مى تواند تأثير تربيت را عميق تر و ماندگارتر سازد و بستر تأثيرپذيرى از هدايت ها و حكمت هاى متعالى را گسترده تر گرداند. معرفى قهرمان هاى خوب و الگوهاى شايسته در قالب هاى هنرى همچون فيلم، تئاتر، داستان، نقاشى و خط، طراحى، آموزش ، شعر و سرود، در نهادينه كردن رفتارهاى اخلاقى در انسانها مؤثر است. در ميان جوانان هم الگوهاى خوب، فراوان يافت مى شود. آنان كه براى لحظه لحظه عمرشان برنامه ريزى مى كنند، آنان كه هر كارى را در شأن و شايسته جايگاه انسانى خود نمى دانند، آنان كه خلأ روحى خود را با عبادت پر مى كنند. بنابراين همه اين ها نقش الگويى دارند كه مى توان با ابزار و شيوه هاى هنرى، اين گونه افراد و چنين صفات و حالاتى را به صورت سرمشق درآورد از اين رو كار مربى بايد پيوسته از تحول و نوشدن و ابداع برخوردار باشد. بكارگيرى هنر در مورد تربيت از اين رهگذر است كه هم ضرورت مى يابد و هم افق هاى جديدترى را مى گشايد. بروز عقايد و افكار در قالب هنرى نوجوان از طريق به وجود آوردن اشكال مختلف هنرى ، افكار و عقايد و احساسات خود را ظاهر مى كند واز اين راه قوه ابتكار نيز پرورش مى يابد كه اين اعتماد به نفس و خلاقيت در تمام سطوح يادگيرى نقشى مؤثر دارد. قرائت داستانى كوتاه از سوى مربى و يا ارائه آن به صورت قصه گويى، دعوت از دانش آموزان به كشيدن نقاشى هاى مناسب با آن و يا ترسيم يكى از صحنه هايى كه برايشان جالب تر از موارد ديگر بوده است، از جمله فعاليت هايى است كه مى تواند به رشد هنر كودك كمك كند و آنها را به سمت اهداف تربيتى سوق دهد. نقش مربى در پرورش انديشه و عواطف اولين گام براى موفقيت در كار مربيگرى، ايمان به رسالت مربى و عشق ورزيدن به شاگردان است.اگر به انسان هايى كه ماهها و سالها با آنها سر و كار داريم، علاقه مند نباشيم و نتوانيم ارتباط سالم برقرار كنيم، چگونه ممكن است بر آنها تأثير بگذاريم و موجب تغيير و تحول آنان شويم. مربى امروز بدون آگاهى از روان شناسى، فلسفه و اصول و روشها و فنون تدريس هنر هرگز قادر نخواهد بود وظيفه خطير خود را به نحو شايسته انجام دهد و زمينه رشد و شكوفايى استعداد شاگردانش را فراهم كند.مربيان بايد موقعيت آموزشى را آنچنان فراهم كنند كه دانش آموزان خود را در فعاليت هاى آموزشى و هنرى سهيم و دخيل بدانند. در چنين وضعيتى است كه ادامه جريان تفكر و فعاليت هاى هنرى و تربيتى در محيط مدرسه امكان پذير مى شود و دانش آموزان احساس لياقت و شايستگى خواهند كرد. يكى از مهم ترين وظايف مربى بايد بازسازى انديشه فراگير باشد. دانش آموزان بايد در جريان تعليم و تربيت شهامت لازم را كسب كنندو استعداد خود را رشد دهند تا بتوانند در برخورد با امر تازه در باورها و اطلاعات خود تجديدنظر كرده و آنها را دوباره بسازند تا از اين راه وجود خود را به عنوان يك فرد تربيت شده تثبيت كنند. مربى تربيتى با هنر خود مى تواند نوجوانان سركش و منفى گرا را با صميميت و شخصيت دادن به آنها و پرداختن به انجام امور و كارهاى تربيتى و هنرى در مدرسه، به راحتى خلع سلاح كند و ابرهاى تيره و ضخيمى كه بر روابط آنان و اولياى مدرسه سايه افكنده برطرف كند و فضا را به آسمانى صاف و روشن تبديل كند، البته تا حدود زيادى موفقيت اين روش به هنر مربى مربوط مى شود. راهكارهاى آموزشى و تربيتى مربيان از آ نجا كه همزمان شدن با زمانه همواره منطق رسولان و بزرگان بوده است، ما نيز بايد در اين برنامه سخن دين را متناسب با زبان و زمان خويش كنيم. هرگاه امكان چنين سخن گفتنى براى دين فراهم شد دين نقش مؤثر خود را ايفا خواهد كرد. نكته ديگر تناسب موضوعات دينى با روحيات دانش آموزان است، بايد ديد كه چه موضوعاتى درخور چه سنى از دانش آموزان است، يعنى درس هاى دينى، تربيتى دوره ابتدايى با تربيتى دوره راهنمايى بايد تفاوت اساسى داشته باشد. كسانى كه با امور تربيتى سر و كار دارند مى دانندكه تربيت و به طريق اولى تربيت دينى دوره ابتدايى مهم تر از ساير دوره هاست. در پايه دوم دبستان معلم مدرسه الگو و ايده آل بچه هاست و در پايه دوم دبيرستان معلم عملاً اصل و الگوى دانش آموزان قرار نمى گيرد، بلكه بدون توجه به نوع مخاطب يك مفهوم تربيتى از پيش تعيين شده ارائه مى شود. يكى ديگر از نكاتى كه در مسائل تربيتى بايد رعايت شود توجه به نوع مسائلى است كه هر كسى با آن روبه رو مى شود / يك نوع مسائل را خود دين به ما مى دهد مانند مسائل اصول و فروع دين كه خود دين جواب را هم مى دهد و نوع ديگر مسائلى كه با توجه به مسائل روز پيش مى آيد. مربيان تربيتى كه ارتباط نزديك و تنگاتنگى با دانش آموزان دارند بيشتر مى توانند پاسخگوى اين بچه ها باشند. به هرحال بايد بدانيم كه براى خلاقيت و پرورش معرفت نوجوانان ، آنان را بايد با هنر آميخته كنيم كه مى توان آن را به صورت قرائت داستانى كوتاه از سوى مربى، يا ارائه آن به صورت قصه گويى، دعوت از دانش آموزان به كشيدن نقاشى هاى مناسب با آن و درمورد مناسبت هاى مختلف مثل اعياد، روز دانش آموز و روز معلم در آوريم. گاهى اوقات تأثير يك نقاشى ساده از يك سخنرانى طولانى بيشتر است و بچه ها با نقاشى ها و نمايش بيشتر ارتباط برقرار مى كنند تا با سخنرانى سخت و خشك. آنها حتى تمايل بيشترى هم دارند كه در قسمت هنرى مدرسه فعاليت داشته باشند، زيرا بيشتر مى توانند خودشان را نشان بدهند. البته مربى امور تربيتى در اين زمينه وظيفه سنگينى بر عهده دارد و آن اين كه توانايى و استعدادهاى دانش آموزان را در حد امكان شناسايى كرده و آنان را براى نيل به اهداف راهنمايى و در زمينه هاى مختلف آنان را كمك و ارشاد كند. دراين قالب او نكته تربيتى خود را با نمايش و سرود و هنرهاى مختلف به دانش آموزان به طور غيرمستقيم آموزش داده است، به نحوى كه دانش آموزان با او انس گرفته وارتباط مستقيم و تنگاتنگى در پيش مى گيرند. نبايد فراموش كرد كه همزبان شدن با دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصيلى هنر مربى تربيتى است و جذب بچه ها با فعاليت هاى هنرى گوناگون و استفاده از همفكرى و همكارى آنها در برنامه هاى تربيتى بسيار سودمند و مفيد است. در پيشبرد اهداف تربيتى مانند نقاشى براى رسيدن به هدفى خاص و آشنا كردن نوجوانان با موضوعى ، از آنها مى خواهيم كه نقاشى ناتمامى را كامل كنند. مربى ابتدا زمينه مناسب را فراهم مى آورد و در اين امر آنها را كمك و يارى مى كند، استفاده از بازى هاى خلاق تصويرى هم براى اين كار مناسب هستند. كامل كردن اين بازيها و نقاشى هاى ناتمام در خدمت اهداف تربيتى قرار مى گيرند ، مى توان آنها را گروه بندى كرد و به صورت گروهى و با همفكرى همديگر آنها را كامل كنند. بچه ها ذهنيت خويش را به تصوير مى كشند و به كمك هم هماهنگ و كامل مى سازند و در آخر مربى تربيتى هدف مورد نظر را از آنها خواسته و بعد از بازگو كردن دانش آموزان هدف مورد نظر را توضيح كامل مى دهد. دانش آموزان بعد از لذت نقاشى و بازى و كار گروهى حتماً برايشان مطلوب خواهد بود و درس مربى را با كمال ميل مى پذيرند.
|