چهارشنبه ۱۱ دى ۱۳۸۷ - ۳ محرم ۱۴۳۰
Wed, Dec 31, 2008
حوادث
۴۱۱۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
سياست
سياست۱
سياست۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
قرآن
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
با تلاش كارآگاهان و همكارى
طلافروشان دستگير شد
سخنگوى قوه قضائيه خبر داد
با تلاش كارآگاهان و همكارى
طلافروشان دستگير شد
پسر برج ساز
سارق ۶ طلافروشى
404745.jpg
گروه حوادث ـ پسر تبهكار يك برج ساز و دوست سابقه دارش، طراح و اجراكننده نقشه سرقت هاى اخير طلافروشى هاى تهران بودند كه با رديابى هاى ويژه مأموران پليس آگاهى تهران به دام افتادند.
به گزارش خبرنگار ما، شامگاه هفتم دى مأموران پليس آگاهى از سرقت سريالى پنج مغازه طلافروشى در نقاط مختلف تهران باخبر شدند.
نخستين گزارش ها نشان مى داد دو مرد كلاه مشكى سوار بر يك دستگاه موتوسيكلت با پرتاب سنگ شيشه ويترين مغازه طلافروشى ها را شكسته و پس از سرقت طلاها از داخل ويترين متوارى شده اند. با دريافت اين گزارش، بلافاصله به دستور سرهنگ محمديان، رئيس پليس آگاهى تهران، عمليات ويژه كارآگاهان باتجربه اداره آگاهى به سرپرستى سرهنگ مصطفى مداحى- رئيس اداره يكم پليس آگاهى تهران- آغاز شد.
كارآگاهان در چند شاخه عملياتى همزمان با اجراى طرح مهار به كنترل محدوده هاى سرقت پرداختند. تيم هاى بررسى صحنه جرم نيز با حضور در محل سرقت ها به جمع آورى اطلاعات از مالباختگان، شاهدان حادثه و همچنين تصاوير ضبط شده دوربين هاى مداربسته طلافروشى ها پرداختند.تحقيقات و بررسى ها نشان مى داد دزدان موتورسوار در نخستين سرقت ساعت ۱۹‎/۳۰ شنبه به يك طلافروشى در خيابان زرتشت رفته، اما به علت استحكام شيشه ويترين، ناكام از سرقت متوارى شدند. اما پس از آن به ۴ طلافروشى در شرق تهران دستبرد زده و حدود ۲ كيلوگرم طلا دزديدند. كارآگاهان پس از بررسى تصاوير دوربين هاى دو مغازه، تصاويرى از متهمان به دست آوردند. آنها سپس با هماهنگى مسئولان اتحاديه طلافروشى ها، جست وجوهاى نامحسوس در بازار را نيز در دستور كار قرار دادند و سرانجام ظهر يكشنبه ۸ دى كارآگاهان دريافتند فردى در بازار طلاى تهران در حال فروش مقدارى طلاى بدون فاكتور است. بدين ترتيب دقايقى بعد فروشنده طلاها دستگير شد. او كه منكر هرگونه جرمى بود، به اداره آگاهى منتقل شد.
مالباختگان بلافاصله اموال مسروقه را شناسايى كردند.متهم كه از موضوع سرقت اظهار بى اطلاعى مى كرد، در بازجويى ها گفت: طلاها را از برادرش كه كارگاه طلاسازى دارد، گرفته است. برادر وى پس از دستگيرى بلافاصله اقرار كرد طلاها را از ۲ تن به نام هاى امير و مصطفى خريده اما اطلاعى از مخفيگاه شان ندارد.بنابراين، كارآگاهان با اطلاعات به دست آمده و بررسى بانك هاى اطلاعاتى مجرمان سابقه دار، ۱۴ ساعت پس از آخرين سرقت موفق به شناسايى هويت دزدان شدند. بدين ترتيب عمليات رديابى و دستگيرى آنها وارد مرحله تازه اى شد. شامگاه ۹ دى كارآگاهان وقتى به سراغ امير- 30 ساله- رفتند، او سوار بر خودروى پرايد از آنجا گريخت.
كارآگاهان نيز خودرواش را هدف گلوله قرار داده و سرانجام دقايقى بعد عمليات دستگيرى با موفقيت پايان يافت.گروهى از كارآگاهان نيز مصطفى را در جنوب تهران شناسايى و او را در مخفيگاهش دستگير كردند.
متهمان كه بشدت شوكه بودند، در نخستين بازجويى ها به سرقت از ۵ طلافروشى در يك شب و سرقت از يك طلافروشى ديگر در خيابان كريمخان كه شامگاه ۳۰ آذر صورت گرفته بود، اعتراف كردند.در بررسى سوابق متهمان مشخص شد هر دو به اتهام كيف قاپى و شرارت نيز زندانى بوده اند.
404736.jpg
سرهنگ عباسعلى محمديان با اعلام اين خبر گفت: در بازرسى خانه متهمان سه دستگاه موتوسيكلت، دو دستگاه خودروى هيوندا و زانتيا، دو قبضه تفنگ بادى و حدود يك كيلوگرم طلاى مسروقه كشف شده است.اين در حالى است كه تحقيقات روانشناسانه براى كشف انگيزه و دلايل اصلى سرقت ها ادامه دارد.متهمان تاكنون به ۶۰ فقره سرقت و كيف قاپى در تهران و كرج نيز اعتراف كرده اند كه هر دو با دستور بازپرس حسين توكلى- رئيس شعبه پنجم بازپرسى دادسراى جنايى تهران- بازداشت هستند.
گفت وگو با متهمان
امير كه خود را فرزند يكى از برج سازان معرفى مى كرد، به خبرنگار ما گفت: من به هيچ عنوان نياز مالى نداشتم چرا كه پدرم بسيار ثروتمند است اما به خاطر مشكلات خانوادگى و لجبازى با او، خودم را بدبخت و گرفتار كردم.
چگونه با مصطفى آشنا شدى
۷ ماه قبل از طريق يكى از بستگانم با او آشنا شده و پيشنهاد سرقت ها را مطرح كردم كه او هم پذيرفت.
مالخرها را از كجا مى شناختى
يك بار كه به كارگاه طلاسازى رفته بودم تا برايم طلا بسازند، با آنها آشنا شدم. بنابراين پس از سرقت، براى فروش طلاها سراغشان رفتيم.
امير كه بشدت ابراز پشيمانى مى كرد، گفت: اشتباه كردم و خيلى پشيمانم. من با اين ندانم كارى ها زندگى پدر، مادر و همسرم را نابود كردم.مصطفى- پسر ۲۵ ساله و مجرد- كه خود را كارگر مبل سازى معرفى كرد، گفت: فقط مى توانم بگويم اشتباه كردم، نمى دانم چرا اين كار را كردم چون آن قدر نياز مالى نداشتم كه دست به سرقت بزنم. پشيمانم فقط همين.
سرقت ها را چگونه طراحى و اجرا كرديد
از ۱۲ روز قبل همزمان با شناسايى مغازه هاى طلافروشى كه شيشه هاى معمولى داشتند، آنها را براى سرقت انتخاب كرديم. امير راكب موتوسيكلت بود، من هم سرقت ها را انجام مى دادم.
وقتى مقابل مغازه ها مى رسيديم، در يك فرصت مناسب از موتوسيكلت پياده شده و با پرتاب آجر، شيشه ويترين را شكسته و پس از جمع آورى طلاها در كمترين زمان ممكن، فرار مى كرديم. برايم مهم نبود چه ميزان طلا به دستم مى آيد، فقط آنها را برمى داشتم.
پس از سرقت كجا رفتيد
هر يك به خانه خودمان رفتيم. روز بعد هم فروش را آغاز كرديم.
سخنگوى قوه قضائيه خبر داد
جزئيات كيفرخواست باندپاليزدار
كد رهگيرى مسكن، پلمب كانون مدافعان حقوق بشر
گروه حوادث ـ تازه ترين جزئيات و روند رسيدگى به پرونده باند پاليزدار، متهمان پرونده كودك آزارى دهدشت، پلمب دفتر مدافعان حقوق بشر و طرح ساماندهى خريد و فروش مسكن تشريح شد.
به گزارش خبرنگار ما، عليرضا جمشيدى سخنگوى قوه قضائيه، ديروز در نشست مطبوعاتى با خبرنگاران داخلى و خارجى درباره آخرين وضعيت پرونده اعضاى باند پاليزدار، گفت: قاضى پرونده پس از تحقيقات كامل از ۱۱ متهم پرونده آنها را مجرم شناخت و قرار مجرميت شان را صادر كرد كه براساس قرار صادره، داديار اظهارنظر كيفرخواست متهمان را در ۷۱ صفحه تنظيم كرد. پرونده نيز براى رسيدگى و محاكمه به دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شد. اعضاى اين باند به اتهام توهين و اهانت به مسئولان، پخش شايعه و نشر اكاذيب و سوءاستفاده تحت تعقيب هستند.
پرونده آزار و اذيت كودكان
وى درباره پرونده آزار و اذيت كودكان دهدشت نيز گفت: در گزارشى كه به دستگاه قضايى ارائه شده فقط دو شاكى وجود دارند كه در اين رابطه هفت متهم نيز توسط پليس دستگير شده اند كه پس از تحقيق و بازجويى ها، سه تن بيگناه و سه تن ديگر با قرار وثيقه تا زمان رسيدگى به پرونده اتهامى شان از زندان آزاد شدند. متهم اصلى پرونده نيز با قرار قانونى در زندان است.
پرونده بهنود شجاعى
سخنگوى قوه قضائيه درباره پرونده بهنود شجاعى كه به اتهام قتل يك نوجوان به قصاص محكوم شده نيز گفت: در نظام قضايى تلاش مى كنيم اينگونه افراد اعدام نشوند و تا آنجا كه ممكن است پرونده به صلح و سازش بينجامد. در مورد بهنود شجاعى نيز تلاش هاى بسيارى از سوى قضات، افراد نيكوكار و هنرمندان صورت گرفته است. در عين حال حكم فعلاً متوقف است تا بررسى كامل صورت گيرد. البته خانواده اولياى دم نيز درخواست مشروع و قانونى دارند.
پلمب كانون مدافعان حقوق بشر
جمشيدى درباره پلمب كانون مدافعان حقوق بشر هم اظهار داشت: آنها مجوزهاى قانونى براى فعاليت نداشتند. به همين خاطر نيز دفترشان پلمب شد. حال آن كه كانون مدافعان حقوق بشر به محض دريافت مجوز از وزارت كشور، بازگشايى خواهد شد.
كد رهگيرى براى ساماندهى مسكن
سخنگوى قوه قضائيه درباره طرح ساماندهى خريد و فروش املاك از سوى دولت نيز گفت: چندى قبل در جلسه اى با حضور مسئولان و دست اندركاران ارشد حوزه هاى مربوط مسائل و مشكلات مربوط مورد بررسى قرار گرفت. سپس رئيس سازمان ثبت اسناد و املاك در بخشنامه اى به همه دفاتر اسناد رسمى سراسر كشور، آنها را ملزم به اجراى مفاد «طرح كد رهگيرى» كرد كه تخلف از مفاد آن، تخلف قانونى محسوب مى شود.

مجازات مرگ براى پسرى كه مادرش را كشت
404733.jpg
گروه حوادث ـ پسرى كه به دنبال ناكامى در ازدواج با دختر مورد علاقه اش، مادر خود را به قتل رسانده بود، پس از محاكمه در دادگاه كيفرى استان تهران به مرگ محكوم شد.
اين حكم در حالى صادر شد كه «حسام» در جريان محاكمه علنى، با ابراز تنفر از دختر مورد علاقه اش، او را عامل اصلى و طراح نقشه جنايت معرفى كرد. به گزارش خبرنگار ما، در جلسه محاكمه صبح ديروز در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران به رياست قاضى «نورالله عزيز محمدى» برگزار شد، ابتدا «محمد شادابى» - نماينده دادستان به قرائت كيفرخواست پرداخت و گفت: حسام - 21 ساله - متهم است صبح ششم اسفند ۸۴ با همدستى دخترى به نام مريم - 31 ساله - مادرش «مينا» را در خانه با طناب خفه كرده است. «حسام» پس از دستگيرى در بازجويى ها گفته بود در حالى كه عاشق «مريم» - منشى شركت مقتول - بودم، تصميم به ازدواج گرفتيم اما به خاطر اختلاف هاى سنى و فرهنگى، خانواده ام راضى نمى شدند. بنابراين «مريم» پيشنهاد كرد مادر و پدرم را بكشيم و با تصاحب خانه زندگى مشترك را شروع كنيم. بنابراين يك هفته قبل از فردى به نام «عبدالله» قرص مرگبار خريدم اما عمل نكرد. در مرحله دوم سفارش تهيه مواد كشنده ديگرى دادم كه فروشنده بدقولى كرد بنابراين به ناچار مادرم را پس از غافلگيرى خفه كردم.بنابراين تقاضاى مجازات متهمان به اتهام قتل عمد و رابطه نامشروع را دارم. در ادامه جلسه، «كيميا» - دختر ۱۲ ساله مقتول - با اعلام گذشت نسبت به برادرش از قصاص وى صرفنظر كرد. اما خاله ها و دايى «حسام» خواستار قصاص وى شدند. سپس به درخواست رئيس دادگاه، متهم رديف اول براى دفاع از خود در جايگاه ايستاد. «حسام» گفت: با اين كه خانواده تحصيلكرده و مرفهى داشتم اما متأسفانه پدر و مادرم هيچوقت به من فرصت ابراز احساسات ندادند. به همين خاطر هميشه از بى مهرى پدر و مادرم عذاب مى كشيدم و مورد كم توجهى قرار مى گرفتم. تا اين كه با «مريم» كه منشى شركت مادرم بود آشنا شدم. پدر او ازدواج مجدد كرده و مادرش هم، خارج زندگى مى كرد. بنابراين مريم هم در خانه مادربزرگش بود و معنى تنهايى را خوب مى فهميد. هر روز بعد از تعطيلى مدرسه به شركت مى رفتم و بيشتر ساعات را در آنجا سپرى مى كردم. تا اين كه تصميم به ازدواج با مريم گرفتم. اما او ۱۰ سال از من بزرگتر بود و خانواده ام راضى نمى شدند. در اين ميان رابطه عاطفى من و مريم به قدرى عميق شده بود كه هر چه مى گفت مى پذيرفتم. تا اين كه دست مريم شكست و او براى كاهش دردهايش از من خواست برايش مقدارى «كراك» تهيه كنم. در آنجا بود كه پى به اعتيادش بردم و از آن به بعد بيشتر وقت ها با هم مواد مصرف مى كرديم. وى ادامه داد: به دليل اين كه مادرم نفوذ زيادى بر رفتارهاى پدرم داشت، مريم از من خواست پدر را متهم به داشتن روابط غيراخلاقى با مريم - منشى شركت - كنم تا بدين طريق آنها از هم طلاق بگيرند، بلكه با ايجاد تفرقه بين پدر و مادرم، بتوانم زودتر به او برسم. اما وقتى مادرم را در جريان رابطه پدرم و «مريم» قرار دادم، صبح روز بعد «مريم» از محل كار اخراج شد و او از مادرم كينه به دل گرفت. در عين حال براى اين كه مادربزرگش از موضوع اخراج با خبر نشود صبح ها ساعت ۸ از خانه بيرون مى آمد و تا عصر با ماشين من پرسه مى زديم. در آن ايام به دليل اين كه بيشتر از قبل، همديگر را مى ديديم علاقه ام به او شديدتر شده بود. تا اين كه يك ماه قبل از قتل، هنگام استعمال مواد مخدر - شيشه - او پيشنهاد قتل پدر و مادرم را مطرح كرد. من كه عاشق مريم بودم در اوج مصرف مواد مخدر در حالى كه فكرم به درستى كار نمى كرد خواسته اش را پذيرفتم. بنابراين به مرد جوانى به نام «عبدالله» كه فروشنده مواد مخدر بود، با پرداخت ۲۵۰ هزار تومان، سفارش خريد قرص هاى مرگبار دادم.
وقتى قرص ها را به پدر و مادرم خوراندم متوجه شدم بى اثر بوده اند. بار ديگر ۱۰۰ دلار به «عبدالله» دادم تا برايم ماده مرگبار ديگرى تهيه كند. چرا كه مى خواستم پدر و مادرم را پس از بيهوشى به قتل برسانم. اما «عبدالله» پول را گرفت و سر قرار حاضر نشد. صبح روز شنبه طبق هماهنگى با «مريم» به مادرم تلفن زدم تا به خانه بيايد. ساعت ۱۰ مريم به خانه رسيد و ۵ دقيقه بعد هم مادرم آمد. او با ديدن منشى اخراجى شركت شوكه شد و با هم جر و بحث كردند من هم از پشت طنابى دور گردن مادرم انداخته و كشيدم. وقتى مادرم روى زمين افتاد، مريم روى شكمش افتاد و دو سرطناب را كشيد. سپس جسد را داخل پتو پيچيديم تا آن را به خارج از شهر ببريم. اما همان موقع پدرم با تلفن همراهم تماس گرفت و از من خواست تا خواهرم را از مدرسه به شركت بياورم. به ناچار همراه «مريم» از خانه خارج شديم تا پس از رساندن خواهرم، به خانه برگرديم و جسد را منتقل كنيم. وقتى به نزديكى مدرسه خواهرم رسيديم، مريم پياده شد. اما وقتى برگشتم او رفته بود و به پيغام هاى تلفنى ام جواب نمى داد. به همين خاطر به خانه برگشتم. همان موقع صداى باز شدن در پاركينگ را شنيده و به طبقه پنجم دويدم. در راه پله ها بودم كه فريادهاى پدر و خواهرم «كيميا» را شنيدم. من هم پس از ورود داد و فرياد كردم.» «مريم» نيز در ادامه جلسه در دفاع از خود با انكار تمام اظهارات قبلى اش گفت: من هيچ نقشى در قتل نداشتم. «حسام» مرا معتاد كرد ضمن اين كه ما با هم رابطه اى نداشتيم و فقط براى استعمال مواد مخدر به خانه آنها مى رفتم. روز حادثه نيز هنگام مصرف مواد متوجه جسدى در اتاق خواب شدم اما او ادعا كرد جنازه ساختگى است تا عكس العمل مرا ببيند. من مى دانستم او قصد كشتن پدر و مادرش را دارد اما باور نمى كردم. به گزارش خبرنگار ما، قاضى عزيز محمدى و ۴ قاضى مستشار - رحيمى، محمدى كشكولى، بومى و سرى - ادامه جلسه را به صورت غيرعلنى برگزار كردند. در پايان محاكمه جنجالى، ۵ قاضى وارد شور شده و به اتفاق آرا «حسام» را به اتهام قتل عمد و رابطه نامشروع به قصاص نفس - اعدام - و ۱۰۰ ضربه شلاق محكوم كردند. حكم «مريم» نيز كه با قرار وثيقه ۱۰۰ ميليون تومانى آزاد است بزودى صادر مى شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |