|
نگاهى به ماهيت جنگ ارتش رژيم صهيونيستى عليه حماس
سياست زمين سوخته درغزه
|
|
|
[محمد بخشنده] سير رويارويى رژيم صهيونيستى و جنبش حماس از ابتدا يك جنگ بزرگ را در افق خويش نمايان ساخته بود. همه آنهايى كه مراحل برخورد دستگاه نظامى ـ سياسى صهيونيست ها با اين جنبش انقلابى را دنبال كرده اند ترديد نداشتند كه سرانجام تل آويو براى برانداختن نيرومند ترين هسته انتفاضه آخرين ذخيره قدرت خويش كه همان ارتش است را وارد غزه خواهد ساخت. البته جنبش حماس از بدو تولد خويش در ۱۹۸۷ مسير مبارزه را برگزيد و در برابر رژيم اشغالگر قدس به راه ديگرى جز جهاد و مقاومت نمى انديشد. اما مصاف خونينى كه اكنون در غزه درگرفته است حاصل انديشه دو سال اخير سران اسرائيل است. پايه اين تفكر كه سرانجام براى انهدام اركان حماس بايد جهنم آتش بپا كرده و از تئورى زمين سوخته استفاده كرد در ژانويه ۲۰۰۶ گذاشته شد يعنى زمانى كه دست جنبش انقلابى حماس به عنوان برنده نخستين انتخابات آزاد فلسطين بالا رفت. آن روز تل آويو و همه طرف هاى اروپايى و حتى عربى بر روى جناح رقيب حماس يعنى سازمان ليبرال فتح شرط بندى كرده بودند. با سرمايه گذارى بى حد وحصرى كه شركاى جهانى ابومازن كرده بودند كسى تصور نمى كرد كه حماسى ها فاتح اين نبرد بزرگ باشند. با اين پيروزى ابتدا ابومازن و فتح و سپس متحدان عربى و غربى با پديده شگفتى كه همانا تشكيل نخستين دولت به دست انقلابيون خاورميانه بود روبه رو شدند. بناى ناسازگارى از همان ابتدا توسط اين مثلث بازندگان انتخابات ـ اعراب محافظه كار، تل آويو و واشنگتن ـ گذاشته شد و تصميم به براندازى حماس در همان روزها گرفته شد و نكته جالب اينجا است كه تزيپى ليونى وزير خارجه اسرائيل آن روز اين تصميم را به صورت رسمى به سران امريكا و اتحاديه اروپا اعلام كرد و صريح ترين كلام بر زبان بنيامين نتانياهو رئيس حزب ليكود جارى شد كه گفت قدرت يابى حماس نشان داد اسرائيل نبايد از سرزمين هاى بيشترى عقب نشينى كند. لذا در اين مدت حماسى ها كه دو سال محاصره و تحريم هاى بى رحمانه را به جان خريده بودند ترديد نداشتند كه روزى وارد اين مصاف نظامى خواهند شد البته راهبران اين جنبش بويژه خالد مشعل اميدوار بودند كه دست كم جبهه اعراب را از ورود در اين بازى منع كنند، به همين دليل دو سال گذشته، ديپلماسى حماس تلاش بسيارى را براى تعديل در نگاه سران عرب منطقه به كار بست. اما متأسفانه سران عرب منطقه بويژه رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين براى بن بست كشاندن حماس همان راهى را برگزيدند كه تل آويو و واشنگتن مى خواست وآن ملزم ساختن اين جنبش به اجراى توافقات سازشى است كه مجاهدان حماس يك عمر با آن مبارزه كرده بودند. براى حماسى ها در اين مدت چيزى ناگوارتر از اين نبود كه اين شروط اجحاف آميز از زبان قاهره كه لباس ميانجى برتن كرده بود بيان شود. بنابراين در اين مدت حماسى ها فقط دو راه پيش رو داشتند ؛ آنها يا بايد به همان شروط سران سازشكار عرب كه پذيرش موجوديت رژيم اشغالگر بود تن مى دادند كه مفهوم اين تصميم اين بود كه جنبش به رأى همه آنهايى كه در مخالفت با امضا كنندگان سازش نام حماس را در برگ رأى نوشتند پشت كند و ديگر اين كه همان راه ديرين مبارزه و انتفاضه را پيش گيرند و چنانكه انتظار مى رفت جنبش با شكست پياپى نشست هاى مذاكره در قاهره، صنعا و رياض راه مجاهدت را پيش گرفت. مختصات سياسى جنگ غزه در ماهيت و اهداف جنگ خونينى كه اكنون غزه را فراگرفته است چندان اختلاف نظرى وجود ندارد. هدف روشن رژيم صهيونيستى از حملات به غزه سرنگونى دولت منتخب و مردمى حماس است. ايهود باراك وزير جنگ رژيم صهيونيستى در آخرين سفر خويش به مصر به صراحت از وارد كردن ضربه اى كارى به حماس و نابودى حماس سخن گفت. سران تل آويو بويژه از زمانى كه نتايج نظرخواهى ها نشان داد كه پس از تحريم ها و محاصره اقتصادى فلسطينيان دست از مقاومت برنداشته اند و محبوبيت حماس در بين آنان بيشتر هم شده است، در اين تصميم خويش مصمم شدند و درست به همين دليل است كه شمارى از سران اين رژيم همزمان به دولت اولمرت هشدار داده اند به همان دليل كه حماس زنجيره محاصره دو ساله را شكست مى تواند از اين حمله مرگبار نيز موفق بيرون آيد. البته پس از اجلاس آناپوليس دولت اولمرت انتظار داشت كه دولت مصر و طرف هاى عربى با ائتلاف سياسى بتوانند جنبش حماس را به عدول از برخى مواضع انقلابى اش راضى كنند و فرمول پيشنهادى آنها نيز اين بود كه خالد مشعل در دولت مشتركى كه اين بار ابومازن تشكيل مى دهد برترى تشكيلات خود گردان را بپذيرد. حتى تزيپى ليونى از طرحى به نام چانه زنى در عين تحريم سخن گفته بود كه بر اساس آن پس از پايان يافتن آتش بس شش ماهه بين اسرائيل و حماس، اسرائيل تلاش كرد فشارهاى همه جانبه خود را بر حماس و فعالان آن در غزه افزايش دهد و در همان حال از مصر خواست تا ابزار افسانه اى حماس يعنى موشك هاى قسام را از كار اندازد و پرتاب راكتها به شهركهاى اسرائيلى را متوقف كند. اما با شكست اجلاس قاهره، تل آويو از اين طرح نيز نااميد شد. البته براى حزب حاكم اسرائيل اين جنگ يك كاركرد سياسى و تبليغاتى نيز دارد. تزيپى ليونى كه از تشكيل يك دولت ائتلافى نااميد شده است تلاش دارد از نتايج اين نبرد براى اثبات به اصطلاح توانايى خويش بهره گيرد. رژيم صهونيستى اكنون خود را براى انتخابات 10 فوريه آماده مى كند و تزيپى ليونى وزير امورخارجه و كانديداى حزب كاديما براى نخست وزيرى رقابت تنگاتنگى با بنيامين نتانياهو از حزب ليكود دارند كه اكنون در نظرسنجى ها به مراتب بهتر از ليونى عمل كرده است. ليونى با اين جنگ در واقع وارد يك شرط بندى شده است و در صورت شكست او در اين جبهه نظامى بازى سياسى نيز با برترى نتانياهو تمام خواهد شد. با تأمل در مختصات جنگ اخير غزه به روشنى مى توان دريافت كه اين جنگ از جهات گوناگون شباهت به رويارويى تابستان ۲۰۰۶ و جنگ ۳۳ روزه دارد. معادله نبرد غزه معادله رويارويى جبهه مشترك امريكا و اسرائيل با دومين ركن تفكر مقاومت يعنى حماس است و ارتش صهيونيستى در اين نبرد نيز از همان تاكتيك ها و استراتژى هايى بهره مى برد كه در مرز لبنان بهره جست اما آنچه اين جنگ غزه را به نبرد ۳۳ روزه شبيه ساخته دو عامل مهم ديگر است ؛ اول حس انتقام و تلافى كه ارتش اسرائيل را دو سال در انتظار اين نبرد نشانده تا بلكه شكست تاريخى در برابر حزب الله را مقابل زوج فكرى آن جبران كند و دوم ائتلاف نانوشته اى كه اين بار هم ميان سه كشور مخالف حزب الله يعنى مصر، اردن و عربستان با طرف اسرائيلى براى مقابله با حماس بسته شده است به گونه اى كه اين بار هم گفته مى شود مسئولان امنيتى سه كشور عربى حملات رژيم صهيونيستى به نوار غزه و نابودى حماس را همراهى مى كنند. مصر، اردن و عربستان سعودى در جنگ ۳۳ روزه نيز راه را براى حمله رژيم صهيونيستى به حزب الله هموار كرده بودند. پس از شكست ميانجيگرى مصر و بعد از آنكه حماس به خواسته هاى مبارك تن نداد اين خبر به طور قوى مطرح شد كه سه كشور عربى از رژيم صهيونيستى خواستند طرح حمله به غزه را عملى كند. مثلث سازشكار عرب با نگرانى مدام اين گزارش را مطرح مى كردند كه قدرت حماس در غزه در حال افزايش است و در صورتى كه اسرائيل سريعاً وارد عمل نشود ديگر نمى تواند با حماس مقابله كند.
|