چهارشنبه ۱۱ دى ۱۳۸۷ - ۳ محرم ۱۴۳۰
Wed, Dec 31, 2008
ماجرا
۴۱۱۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
سياست
سياست۱
سياست۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
قرآن
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
نگاه مشاور
«ايران» در گفت وگو با كارشناسان
اجتماعى و قضايى بررسى مى كند
نگاه مشاور
رفتار خشونت آميز هرگز
مريم منصورى ، آسيب شناس و مدرس دانشگاه مى گويد: از آنجا كه اغلب جوانان حساس و زودرنج هستند، والدين بايد با توجه به شرايط سنى و رشد بلوغ فكرى فرزندانشان بيشتر آنها را درك كنند و به خواسته هايشان اهميت دهند.
حال آن كه بايد توجه داشته باشند نبايد كارى انجام دهند كه دختران و پسران جوان از خانه فرارى شوند يا مرتكب رفتارهاى خشونت آميزى از جمله قتل و موارد مشابه شوند.
به گفته مشاور خانواده كلينيك مددكارى نيايش، والدين بايد با فرزندان خود مانند يك دوست رفتار كنند. ضمن اين كه آنها را از خطرات پيش رو نيز آگاه كنند.
ضمن اين كه اگر جوانى براى ازدواج، شريك زندگى خود را انتخاب كرد اما فرد مورد نظر مورد تأييد خانواده نبود بايد با دلايل منطقى علت مخالفت را مورد بررسى قرار داد و در صورتى كه توافق حاصل نشد مى توان از مشاوران و متخصصين مربوطه بهره گرفت.
اما جوانان نيز بايد بدانند، ازدواج واقعى با ماجراجويى در عشق هاى سطحى تفاوت بسيارى دارد. ماجراجويى در تشكيل زندگى عاقبت خوشى نخواهد داشت و به طور قطع دردسرساز خواهد بود و در حقيقت عشقى پوشالى است كه متأسفانه برخى از جوانان با الگو گرفتن از فيلم هاى غير واقعى در اين زمينه تغذيه فكرى شده و تحريك مى شوند. به همين خاطر نيز گاهى مواقع به اشتباه تصميم هاى احساسى و بدون پشتوانه منطقى مى گيرند كه جبران پذير نيست. در اين ميان والدين نيز بايد بدانند كه اغلب جوانان به رشد فكرى رسيده اند و نبايد با آنان مانندكودكان گذشته برخورد كرد.
حال اگر پسر يا دخترتان شريك زندگى خود را انتخاب كرده اما اين فرد مورد تأييد آنها نيست نبايد از حربه تهديد و اعمال زور و خشونت استفاده كنند. چرا كه مى توان با دختر و پسر، درباره زندگى مشترك، مشكلات آينده و مسائل مختلف با زبان خودشان صحبت كرد و دلايل مخالفت را نيز به طور منطقى مطرح كرد.
«ايران» در گفت وگو با كارشناسان
اجتماعى و قضايى بررسى مى كند
تراژدى عشق هاى پوشالى
404616.jpg
[ خسرو مبشر ]
تراژدى جنايت هاى ناشى از عشق هاى پوشالى، و روابط سياه ، پنهانى و غير منطقى ميان
برخى دختران و پسران، پيامدى جز
خدشه دار شدن پيكره اجتماع و افكار عمومى ندارد. در اين ميان بررسى هاى كارشناسانه پرونده هاى مشابه نشان مى دهد مجرمين
پس از گرفتار شدن در اين قبيل
مسائل احساسى، بدون هيچ تفكر منطقى باتصميم گيرى هاى عجولانه، براى رسيدن
به عشق خود ساخته وقتى بامخالفت هاى والدين يا نزديكان روبه رو مى شوند
تصميم هاى خطرناكى مى گيرند كه اغلب
غير قابل جبران هستند.
بررسى دو پرونده اخير حقايق تكان دهنده اى را
پيش روى ما قرار مى دهد.
مادر، قربانى جنون فرزند
ظهر شنبه ششم اسفند سال ۸۴ مردى به نام حسن همراه دختر خردسالش وارد خانه شده همان موقع نيز حسام - پسر خانواده- با ديدن پدر و خواهر كوچكش هراسان و مضطرب به طبقه بالاى خانه دويد. لحظاتى بعد نيز پدر با شنيدن صداى فرياد دلخراش دختر خردسالش سراسيمه به اتاق پذيرايى رفت و در كمال ناباورى با پيكر بى جان همسرش روبه رو شد. همسايه ها با شنيدن صداى فريادها خود را به آنجا رساندند، دقايقى بعد حسام كه در طبقه بالا مخفى شده بود با چشمانى اشكبار وارد شد و با مشاهده جسد مادرش همراه پدر و خواهرش به شيون و زارى پرداخت.در نخستين تحقيقات پليسى مشخص شد «حسام» از مدت ها قبل به خاطر مخالفت هاى خانواده اش در ازدواج با يك دختر ۳۴ ساله اختلاف هاى شديد داشته است. به همين خاطر نيز تصميم به قتل اعضاى خانواده از جمله پدر و مادرش گرفته است. حسام در نخستين تحقيقات گفت: از مدتى قبل به مريم - منشى شركت مادرم- كه ۱۰ سال از من بزرگتر است، علاقه مند شده بودم اما مادر و پدرم با ازدواج ما مخالف بودند. به همين خاطر سه بار از خانه فرار كردم حتى دست به خودكشى زدم، اما همچنان با مخالفت هاى خانواده ام روبه رو بودم.بنابراين در شرايط روحى روانى بسيار به هم ريخته تصميم گرفتم موانع ازدواج را از ميان بردارم. در نتيجه سناريوى قتل آنها را طراحى كردم. يك هفته قبل از اجراى نقشه به يكى از كاركنان شركت پدر و مادرم زنگ زده و از او خواستم برايم مقدارى قرص تهيه كنند. او نيز ۳۵۰ هزار تومان از من گرفت. اما روز بعد فقط دو عدد قرص به من داد كه قرص ها تقلبى از آب درآمدند. روز حادثه در خانه تنها بودم كه با تلفن شركت مادرم تماس گرفته و به بهانه اى از او خواستم با عجله خود را به خانه برساند. در اين ميان پشت در ورودى پنهان شدم بنابراين به محض ورودش او را با طناب خفه كردم. پس از قتل مادرم، تصميم داشتم پدرم را نيز بكشم، اما اين فرصت فراهم نشد.
جنايت مشابه
در پرونده ديگرى دختر نوجوانى پس از برقرارى رابطه پنهانى، با همدستى پسر مورد علاقه اش، جنايت فجيع ديگرى را رقم زد. او وقتى پى برد والدينش با ازدواج آنها مخالف هستند تصميم جنون آميزى گرفت و نقشه قتل پدر و مادرش را طراحى كرد. بنابراين از يك دوره گرد مقدارى داروى سمى خريد.
وى طى ۱۰ روز در غذاى والدينش مقدار كمى سم مى ريخت تا آنها دچار ايست قلبى شوند. اما در آخرين روز دختر بزرگ خانواده كه از سفر برگشته بود وقتى با پيكر نيمه جان پدر و مادرش در اتاق خواب روبه رو شد بلافاصله آنها را به بيمارستان رساند اما معالجات پزشكان درباره پدر مؤثر واقع نشد و او در بيمارستان جان سپرد. با اين حال مادر از مرگ نجات يافت. پس از افشاى راز دختر جنايتكار، او توسط كارآگاهان پليس جنايى دستگير و زندانى شد. اين خبرهاى تلخ نمونه هايى از جنايت هاى خانوادگى جنون آميز است كه هر از گاهى در گوشه و كنار كشور از سوى افرادى رخ مى دهد كه معناى زندگى و عشق واقعى را نمى دانند.آنها در پى يافتن زوج مناسب براى زندگى مشترك نيستند، بلكه به ظاهر در جست وجوى نيمه اى از وجود گمشده خود هستند كه در محيط خانواده آن را از دست داده اند. از منظر علمى و روانى شناختى، اين قبيل مجرمان نه تنها عاشق نيستند، بلكه بيمارانى تلقى مى شوند كه دوستى ها و روابط پنهانى را عشق واقعى قلمداد مى كنند. اين افراد هيچ گاه با عقل و منطق خود دنبال عشق واقعى نيستند. حال آن كه اغلب اين قبيل موارد در بين جوانان خانواده هاى مرفه رخ مى دهد.
هشدارهاى قاضى عالى رتبه جنايى
نورالله عزيز محمدى، قاضى با سابقه دادگاه كيفرى استان تهران كه پرونده هاى جنايى مختلفى را رسيدگى كرده درباره عشق هاى سياه كه به جنايت انجاميده مى گويد: در چند سال اخير شاهد تشكيل و رسيدگى به پرونده هاى جنايى دختران يا پسرانى بوده ايم كه به خاطر مخالفت والدين شان با ازدواج هاى غير منطقى آنها مرتكب قتل شده يا سناريويى را آماده اجرا داشته اند. حال آن كه در بررسى هاى رفتارشناسانه اين گروه از مجرمين و جنايتكاران به روشنى در مى يابيم كه آنها به دليل باورهاى غلط؛ پدر، مادر يا اعضاى خانواده را مانع خوشبختى خود دانسته و در نتيجه تصميم به قتل شان گرفته اند.در حالى كه وقتى بزودى در مى يابند اسير يك هوس بوده اند بشدت پشيمان مى شوند. اما افسوس كه خيلى دير شده است.به گفته قاضى عزيز محمدى، جوانان بايد بدانند پدران و مادران سعادت فرزندان شان را مى خواهند و اگر آنان هر از گاهى تحت شرايط خاص با خواسته فرزندان مخالفت مى كنند، به اين دليل نيست كه فرزندشان را دوست ندارند بلكه تمام هدف آنها خوشبختى ثمره زندگى شان است. از اين رو به جوان ها و والدين شان توصيه مى شود در صورت قرار گرفتن در چنين شرايطى قبل از تصميم گيرى، از نظرات كارشناسان و مشاوران مربوطه بهره مند شوند. وى در ادامه گفت: وقتى جوانى دچار احساسات خام عاشقانه مى شود، نه مخالفت صريح لازم است، نه اقدام سريع، بلكه خانواده ها بايد با هوشيارى كامل، موجباتى را فراهم كنند تا فرزندشان را از گمراهى و باورهاى غلط نجات دهند.
عوارض جدى تصميم هاى عجولانه
اكرم محمدى - آسيب شناس - نيز درباره جنون عاشقى جوانان مى گويد: دلبستگى هاى عاطفى به جنس مخالف دروغ نيست. چرا كه اين حس همزمان با بلوغ شكل مى گيرد. در اين ميان برخى دختران يا پسران منتظر مى مانند تا به قول معروف پدر و مادر برايشان آستين بالا بزنند. حال آن كه گاهى انتخاب جوان حساب شده و صحيح است و والدين پس از انجام تحقيقات لازم و رعايت اصولى كه براى شروع زندگى مشترك يك دختر و پسر جوان لازم است، موجبات ازدواج را فراهم مى كنند. اما بسيار اتفاق مى افتد كه والدين احساس مى كنند انتخاب فرزندشان اشتباه است. در چنين مواردى پس از بحث و گفت وگوهاى فراوان وقتى نتيجه اى حاصل نمى شود آنها از خود سلب مسئوليت كرده و به جوان فرصت مى دهند به رغم ميل باطنى شان، خودش تصميم بگيرد.
در اين ميان گروهى ديگر با علم و اطلاع از اين كه فرزندشان به بيراهه مى رود تلاش مى كنند او را متقاعد كنند راه و انتخابش اشتباه است. خوشبختانه هرگاه استدلال خانواده ها منطقى و توأم با تدبير بوده، موردپذيرش جوانان قرار گرفته است. حتى اگر براى مدتى نيز سرسختى نشان داده اند سرانجام واقعيت ها را پذيرفته و تسليم شده اند. اما هرگاه مخالفت خانواده غيرمنطقى و غيرمستدل باشد، جوان افسرده يا پرخاشگر شده و در موقعيتى قرار مى گيرد كه از خانه و خانواده گريزان مى شود كه به طور طبيعى حوادث ناگوار و تلخى درانتظار چنين افراد و خانواده هايى است.در چند سال اخير نيز شاهد تبعات اين قبيل تصميم گيرى هاى عجولانه و كاملاً احساسى بوده ايم كه پسر و يا دختر در اقدامى خشونت آميز و تحت تأثير احساسات و عشق هاى كاذب و سياه، دچار جنون آنى و مرتكب جنايت شده اند.در حقيقت اين افراد خود را شكست خوردگانى مى دانند كه با انتقامجويى سعى مى كنند خود را از نظر روحى - روانى تخليه كنند. بلافاصله نيز پشيمان مى شوند كه هيچ فايده اى ندارد. به گفته اين آسيب شناس، جوانان بايد بدانند فاصله عشق احساسى با واقعيت بسيار است. آنها با واقعيت به سعادت و آرامش مى رسند. اما عشق احساسى نابودشان مى كند. به اعتقاد اين كارشناس، والدين حق دارند نسبت به زندگى فرزندان خود و آينده آنها حساسيت نشان بدهند و در شرايطى كه احساس مى كنند ازدواج به صلاح آنان نيست به طور اصولى فرزند خود را از عواقب تلخ و ناگوار آگاه سازند. اما به طور حتم مخالفت هاى بى پايه و اساس نيز تبعات خودش را دارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |