|
جوابيه دانشگاه آزاد و توهين هاى بى سابقه به منتقدان
• ادامه مطلب از صفحه سياست۱
- سوءاستفاده از محيط هاى دانشگاهى، به عنوان پايگاهى جهت تداوم تحريكات و تبديل آنها به صحنه جنگ روانى عليه دانشگاه آزاد اسلامى و مهم تر از آن، معرفى اين تلاش هاى مذبوحانه، به عنوان مبرم ترين اولويت هاى جنبش دانشجويى كه از سوى آقاى سليمى مطرح گرديده است، آشكارا اقدامى در جهت جعل يك هويت عاريتى آبرومند، براى حركتى توطئه آميز و پنهانى است كه از هيچ مشروعيتى نه در انگيزه و اهداف و نه در وسايل و روش ها، برخوردار نيست. غافل از آنكه فقدان هرگونه سنخيتى ميان آن باطن سياه و اين ظاهر سپيد، موجب رسوايى تزويرگران خواهد شد. كما اين كه نگاه ابزارى گوينده، نسبت به جنبش دانشجويى و تلاش براى مصادره اعتبار و آبروى پديده سياسى و اجتماعى يادشده، به نفع تحركات رسواى سياسى و قدرت طلبانه، در عين بى اعتنايى نسبت به مؤلفه ها و مفاهيم بنيادين اين جنبش به وضوح عيان است. زيرا چنان كه روشن است، ارزيابى و تعيين اولويت هاى جنبش دانشجويى، از بدو ظهور آن به مثابه بخش پيشگام نهضت انقلابى مردم ايران، همواره مستلزم تحليلى جامع، مركب از دو بخش تئوريك و تاريخى درباره جايگاه دانشگاه و دانشجويان، در ساختار و روند تحولات اجتماعى و سياسى از يك سوى و نيز موقعيت جنبش دانشجويى، در مقطع خاص مورد بررسى از سوى ديگر است. تنها درسايه چنين تحليل جامعى است كه مى توان از مبرم ترين اولويت هاى جنبش دانشجويى كشور سخن گفت. در غياب چنين تحليلى، هر نوع اظهار نظر سطحى و بدون پشتوانه تحليلى، تنها موجب لوث شدن مفاهيم ياد شده و كاشف از نيت مدعى، براى ضرب سكه قلب و ملعبه ساختن آرمان ها و احساسات پاك و تعالى جويانه جوانان و دانشجويان، در خدمت اهداف گروه هاى ذى نفوذ و اليت هاى قدرت سياسى است كه صد البته حناى چنين نيرنگ بازانى، در نظر دانشجويان آگاه و هوشمند، رنگى نداشته و ندارد. بجاست از آقاى سليمى نمين سؤال شود كه چگونه مى توان، تلاش سازمان يافته و توطئه آميز براى بى اعتبار ساختن مديريت دانشگاه آزاد اسلامى، به هر بهاى ممكن،را كه از سوى يك محفل ذى نفوذ و گروه فشار، با انگيزه هاى صد درصد منفعت طلبانه، طراحى و اجرا مى گردد، در چارچوب جنبش دانشجويى كه همواره بازتاب دهنده مطالبات سياسى و صنفى مشخص قشر تحصيلكرده دانشگاهى بوده و به گونه اى كاملاً شفاف و به نمايندگى از سوى نيروهاى اجتماعى پيشرو و تحولخواه جامعه در هر مقطع خاص اعلام مى گردد، گنجاند آيا اين ادعا، صرفاًَ مصداق ديگرى از ترفند مخفى ساختن اهداف شخصى و انحصارطلبانه يك باند كوچك، در پوششى از شعارها و آرمان هاى معتبر و موجه نيست كه پيش از اين ارزش هاى ديگرى چون عدالت طلبى، ولايتمدارى و متابعت از رهبرى، قانونگرايى و تحول خواهى را مصادره كرده است بى گمان جامعه فرهيخته و دردآشناى دانشگاهى كشور، اجازه نخواهند داد تا اغراض و مطامع شخصى كه در وراى جريان توطئه عليه مديريت دانشگاه آزاد اسلامى نهفته است، به ضرب شعبده بازى و چشم بندى، در زمره اهداف ماندگار و افتخارآميزى همچون: مبارزه با ديكتاتورى و سركوب سياسى، استعمار و نظام سلطه، فقر و توسعه نيافتگى، تبعيض و بى عدالتى، دفاع از آرمان رهايى قدس شريف و ميهن اسلامى در برابر تجاوز بيگانه، كه در مقاطع گوناگون الهام بخش جنبش دانشجويى كشور بوده است، معرفى شود. اساساً آقاى سليمى نمين، به پشتوانه كدام سابقه شفاف و شناسنامه دار سياسى كه با تأييد و اقبال جنبش دانشجويى همراه بوده است، امروز مدعى صلاحيت ارائه طريق درمسير تداوم اين جنبش گرديده است و يا شايد ايشان تصور مى كنند كه كسب وجاهت و اعتبار سياسى درسطح جنبش دانشجويى و مصلحت انديشى در اين باب، پديده اى خلق الساعه و بى ريشه، همچون تشكيل محافل پنهانى به منظور جعل شايعات بى اساس و دروغ پردازى است، كه به يك باره و بى هيچ پشتوانه اى ميسر و امكانپذير باشد - باقى اظهارات آقاى سليمى نمين، در باب پرونده حصارك و وكالتنامه كذايى، تكرار ادعاهاى نخ نماى پيشين است كه اين روزها، به عنوان چاشنى طعم دهنده به همه خوراك هاى تبليغاتى كه در «مطبخ آقاى سليمى و شريك» تهيه مى شود، افزوده مى گردد. از اين روى ضمن ارجاع مخاطب محترم به جوابيه هاى پيشين، از تكرار پاسخ هاى ارائه شده در اين باره، خوددارى و تنها به تذكر اين نكته بسنده مى گردد كه الزامات ناشى از راهبرد «تداوم حضور در رسانه» كه شيوه تبليغاتى منتخب در جنگ روانى جارى عليه دانشگاه آزاد اسلامى است، موجب شده است تا گردانندگان اين نمايش همواره سوژه هاى مناسب و جنجالى را به مدد قوه خيال و دروغ پردازى درآستين خود به صورت آماده نگاه دارند. وجود همين ضرورت، علت كلى بافى هاى پى درپى درخصوص وجود «مدارك متعدد درباره مفاسد دانشگاه» و وعده تداوم سريال افشاگرى را كه از مدت ها قبل، به صورت يك جزء ثابت، در تمامى اظهارات رسانه اى ايشان تكرار گرديده، به روشنى و بى نياز از توضيح بيشتر، تبيين مى كند. از اين روى دانشگاه آزاد اسلامى با اعتقاد به هوشمندى مخاطبان محترم و درعين احترام به افكار عمومى، مى كوشد حتى المقدور از تن دادن به يك جدال عبث رسانه اى احتراز ورزيده، ضمن آنكه آمادگى لازم براى پاسخگويى درباره عملكرد خود و يا هر نوع شبهات احتمالى دراين باره را اعلام مى نمايد.
روابط عمومى و مركز اطلاع رسانى دانشگاه آزاد اسلامى
باسمه تعالى مدير مسئول محترم روزنامه ايران سلام عليكم در پاسخ به مطلب «سليمى نمين: جاسبى شخصاً دستور اخراج فرزند مرا صادر كرد» در صفحه ۵ مورخ ۸۷/۱۰/۱ آن روزنامه، جوابيه ذيل جهت درج وفق قانون مطبوعات ايفاد مى گردد. - عبارات آغازين مطلب مورد بحث ناظر بر اتهامات واهى و بى اساسى عليه دانشگاه آزاد اسلامى است كه به صورت كلى بافى و با كاركرد كاملاً تبليغاتى مطرح گرديده و به مقتضاى جنگ روانى جارى عليه دانشگاه با وعده ارائه تدريجى مدارك و مستندات مربوطه درآينده نيزهمراه گرديده است. چنانكه مشهود است اين قبيل كلى بافى ها و وعده هاى توخالى صرفاً با هدف سرگرم ساختن و منتظر نگاه داشتن مخاطب ابراز گرديده و ملهم از راهبرد «تداوم حضور دررسانه» است كه از شيوه هاى متداول تبليغاتى به شمار مى رود و ماحصل آن دميدن در تنور كارزار تبليغاتى و داغ نگاه داشتن آن است كه طبعاً چنين تشبثاتى مستغنى از پاسخگويى است. - به رغم بردبارى اين دانشگاه در خصوص پرهيز از ورود به جزئيات مربوط به پرونده تحصيلى فرزند آقاى سليمى نمين و احتراز از طرح آن در رسانه ها كه با ملاحظه حيطه شخصى افراد و ضرورت رعايت حريم احدى از دانشجويان اين دانشگاه صورت مى پذيرد، متأسفانه آقاى سليمى نمين كه انتظار مى رود بيش از سايرين از به راه افتادن هياهو وجنجال در اطراف اين موضوع اكراه داشته باشند، خود در اين مسير پيشگام بوده و با طرح پياپى موضوع ياد شده و ارائه تفسيرى سراپا كذب در اين باره مى كوشد ماجراى فوق را دستمايه يك سوژه جديد براى حمله به دانشگاه آزاد اسلامى و تخريب و تخطئه آن قراردهد. و اين درحالى است كه پرونده تحصيلى يادشده و تصميم مسئولين ذيربط در مراجع آموزشى دانشگاه درباره آن، از هر حيث مستند، عادلانه و قانونى بوده به طوريكه كمترين محلى براى سوءظن و ترديد در اين باره باقى نمى گذارد. و بلكه اگر بتوان دراين باره قصورى را سراغ گرفت همانا تسامحى است كه به صورت ارفاق هاى مكررنسبت به دانشجوى يادشده اعمال گرديده است. گواين كه اين قبيل ملاحظات و دادن فرصت هاى مجدد مبتنى بر رويه معمول دانشگاه و كميسيون هاى آموزشى آن بوده است كه مى كوشند با ملحوظ ساختن شرايط و مقتضيات خاص هر دانشجو، مجال كافى و شرايط لازم براى فائق آمدن برمشكلات و موانع موفقيت تحصيلى وى را فراهم ساخته و حداكثر مساعدت براى امكان عبور از شرايط دشوار و تنگناهاى پيش روى را مبذول نمايند و حتى المقدور مانع محروميت دانشجويان از ادامه تحصيل باشند. كما اين كه اين رويه تاكنون در خصوص پرونده مذكور نيز اتخاذ گرديده است. توضيح آنكه دانشجوى مورد بحث از بدو شروع به تحصيل درسال ۷۶ به دليل عدم توفيق لازم در گذراندن واحدها با محدوديت هاى قانونى در اين زمينه مواجه شده به قسمى كه در طول ايام تحصيل كه قريب به ۹ سال براى مقطع كارشناسى به طول انجاميده ۵ بار در معرض اخراج قرارگرفته و ۹ بار پرونده وى در كميسيون هاى آموزشى مطرح شده است. بنابراين با كدام منطقى مى توان مدعى اعمال نظر در تصميم گيرى نهايى مسئولين ذيربط درخصوص پرونده اى با مشخصات موصوف شد. گذشته از اين ها نكته قابل تأسف اين كه روزنامه اى كه مدعى عنوان رسانه ملى است بدون احساس نياز به بررسى دقيق موضوع و يا حتى ارسال يك يادداشت كوتاه به دانشگاه و استعلام در اين باره به خود اجازه مى دهد تا با نقض همه موازين اخلاقى وحرفه اى نسبت به انتشار مكرر چنين اتهام سخيفى عليه دانشگاه آزاد اسلامى اقدام نمايد. - آقاى سليمى نمين در مصاحبه خود مدعى عدم انتشار جوابيه ايشان در رسانه هاى وابسته به دانشگاه آزاد اسلامى گرديده، ضمن آنكه در اين باره تعبير «رسانه هاى آقاى جاسبى» را به كاربرده است كه به نظر مى رسد اين ادعا و تعبير همراه آن،مصداق ديگرى از توهم توطئه درباره رياست دانشگاه آزاد اسلامى به عنوان «مردى براى تمام فصول» است كه به زعم آقاى سليمى نمين و شريك،«شبكه عظيمى از امكانات و توانمندى هاى كشور را به شيوه اى پنهانى در خدمت منافع و مطامع شخصى خويش به كار گرفته است»! توضيح آنكه تنها رسانه هاى قابل انتساب به رئيس دانشگاه، در موسع ترين معناى اين تعبير، خبرگزارى آنا و هفته نامه فرهيختگان است كه هردو وابسته به دانشگاه آزاد اسلامى هستند و نيز روزنامه آفرينش، كه به صاحب امتيازى آقاى دكترجاسبى منتشر مى گردد. ازسوى ديگر، حسب استعلام به عمل آمده، هيچگونه سابقه اى از وصول جوابيه مورد ادعاى آقاى سليمى نمين در رسانه هاى مذكور موجود نمى باشد. كما اين كه ايشان هم به طريق اولى مدركى دال بر اعلام وصول از سوى رسانه هاى مذكور در دست ندارد. بنابراين و با توجه به شواهد امر، ظاهراً اشاره ايشان دراين باره به يك نشريه محلى در استان قزوين است كه البته هيچگونه ارتباطى با دانشگاه آزاد و شخص آقاى دكتر جاسبى ندارد. الا اين كه در منطق جنگ روانى و جنجال تبليغاتى كه ايشان عليه دانشگاه آزاد اسلامى به راه انداخته اند، علاوه بر آنكه «همه گلوگاه ها و مجلس و دستگاه قضايى و ساير قواى مملكت وامدار آقاى جاسبى است»!، همچنين همه نشرياتى هم كه در اقصى نقاط كشور چاپ و منتشر مى شوند، به صرف آنكه مطلبى را منتشر سازند كه به ذائقه آقاى سليمى نمين خوش نيايد- ولو آنكه نقل قول صرف اظهارات وى باشد- بلافاصله مشمول حكم وامدار بودن و بلكه انتساب مستقيم و بى واسطه به آقاى جاسبى خواهند بود. - آقاى سليمى نمين پس از آنكه با ايراد انواع اتهامات و جعل اكاذيب توهين آميز عليه دانشگاه آزاد اسلامى، اين نهاد علمى و آموزشى را به عنوان يك «حياط خلوت قانون گريز و بى در و پيكر كه هنرى جز توزيع و تكثير مدارك تحصيلى بى اعتبار و غصب اموال مردم نداشته»! قلمداد كرده است، اكنون با توسل به يك ترفند شناخته شده درصدد پنهان ساختن اغراض و اهداف واقعى خويش، از طريق تأكيد بر تفكيك هويتى ميان دانشگاه آزاد اسلامى و مديريت آن و سپس انتساب همه پلشتى ها و مفاسد مورد ادعاى خويش به مديريت دانشگاه آزاد اسلامى برآمده است. بى ترديد انگيزه تمسك به چنين روش عوامفريبانه اى، تلاش مذبوحانه براى فرونشاندن انبوه مخالفت ها و اعتراضاتى است كه از سوى مجامع دانشگاهى كشور و حتى ساير نهادهاى انقلابى در واكنش به هتك حرمت ها و ارزش هاى مسلم نظام و انقلاب توسط ايشان برانگيخته شده است. غافل از آنكه حتى يك جمعبندى اجمالى از مجموع اتهاماتى كه طى ماه هاى اخير و در چارچوب جنگ روانى طراحى شده عليه دانشگاه آزاد اسلامى، از سوى ايشان و همراه هميشگى اش مطرح گرديده، حاكى از آنست كه در معركه اين جنگ ناجوانمردانه، آنچه كه بيش از هر چيز، مورد انكار و تخطئه قرار گرفته است، همانا شخصيت عمومى دانشگاه آزاد اسلامى و دستاوردها و ارزش هاى حاصل از ربع قرن عملكرد پرافتخار آنست كه ناديده انگاشته شده و مورد بدترين تخفيف ها و تحقيرها قرار گرفته است. آقاى سليمى نمين چگونه مى تواند ادعا كند كه مجموعه دانشگاه آزاد اسلامى به عنوان يك نهاد حقوقى، آماج تهاجمات بى پروا و جسارت آميز وى و شركايش نبوده است آيا طرح چنين ادعاى غيرمنصفانه اى كه توسعه و تأسيس واحدهاى تابعه دانشگاه، بدون توجه به مقتضيات محلى صورت گرفته و حاصلى جز گسترش و تعميق ناهنجارى هاى اجتماعى در پى نداشته است، كل موجوديت دانشگاه آزاد را به چالش نمى كشد آيا ادعاى واهى فروش سؤالات واقعى آزمون هاى دانشگاه، صدور حكم بى اعتبارى آن نيست آيا ادعاى مضحك سيطره «مديريت خانوادگى» بر دانشگاه آزاد، اهانت به مجموعه بزرگ مديران و كارشناسان شاغل در اين نهاد كه عهده دار مسئوليت هاى خرد و كلان بوده و دست اندركار اداره امور اين مؤسسه بزرگ هستند، به شمار نمى رود آيا ادعاى احمقانه داير بر بسط يد رئيس دانشگاه، براى واگذارى كليه مناصب و اختيارات خويش به همراه كليه اموال و مايملك دانشگاه، به يك فرد غير مسئول، توهينى آشكار نيست، كه مجموعه ساز و كارهاى قانونى و صدها آئين نامه حقوقى و تشكيلاتى كه راهنماى عمل صدها مدير و كارشناس شاغل در دفاتر ستادى و مناطق دانشگاه است، را به هيچ مى انگارد آيا انتساب بى پرواى مفاسد و تخلفات گسترده به رئيس دانشگاه، از قبيل خارج ساختن سرمايه ها و اموال دانشگاه و واگذارى آنها به غير و يا تأديه بى ضابطه ميلياردها ريال از وجوهات دانشگاه به پيمانكاران پروژه هاى عمرانى و يا واريز وجوه دانشگاه به حساب شخصى و امثال اين لاطائلات، متضمن آلت فعل انگاشتن هزاران مدير و كارشناس شاغل در دانشگاه نيست، كه با دارا بودن شرح وظايف مشخص و مقرر، و با وجدانى بيدار عهده دار تمشيت امور تحت سرپرستى و مسئوليت خويش هستند آيا تصويرسازى از فضاى آموزشى دانشگاه در هيأت يك مؤسسه بى اعتبار، كه كلاس هاى درس آن، جولانگاه آمد و شد انبوهى از استاد نماها، مركب از مديران زد و بندچى و قضات فاسد و نمايندگان وامدار است، جفاكارى در حق دانشگاه آزاد و صدها هزار استاد شريف و مربى شايسته آن و يا حتى دانشجويان و دانش آموختگان فرهيخته آن نيست آيا ترسيم سيمايى منفور و زشت از دانشگاه آزاد، به عنوان «پنجمين زمين خوار كشور»! كه به غصب و نهب اموال و تصرف عدوانى مايملك مردم در سراسر كشور مشغول است، اهانت آشكار به اين نهاد ارجمند و دست اندركاران امور اجرايى آن شامل رؤساى واحدها و مديران و كارشناسان حقوقى و اجرايى در سراسر كشور نيست گردانندگان جنگ روانى عليه دانشگاه آزاد اسلامى، از يك سو در مقام تخريب وجهه دانشگاه و بى ارج جلوه دادن ما به ازاى يك عمر تلاش خستگى ناپذير هيأت امنا و مديريت اجرايى آن، در حد يك «بنگاه بى اعتبار و بى حساب و كتاب»! جلوه مى دهند كه به صورت يك «حياط خلوت اختصاصى طى سه دهه گذشته بركنار از هرگونه نظارت قانونى و مردمى توسط عده اى انگشت شمار به صورت خانوادگى و در جهت منافع و مطامع شخصى ايشان اداره شده و از صدر تا ذيل آن در يد قدرت مطلقه و مستبدانه يك فرد قرار دارد» و از سوى ديگر در مواجهه با واقعيت انكارناپذير دانشگاه آزاد اسلامى به عنوان ركن اساسى آموزش عالى كشور كه مسئوليت نيمى از آموزش عالى را برعهده داشته و منشأ افتخارات علمى و تحقيقاتى فراوان در سطح داخلى و بين المللى بوده و به عنوان خانه ميليون ها دانشگاهى فرهيخته مطرح است، ناگزير از تمكين در برابر عظمت دانشگاه آزاد اسلامى مى گردند. بى آنكه به اين پرسش اساسى پاسخ دهند كه چگونه يك «مديريت مفسد خانوادگى»! قادر به جلب مشاركت هزاران مدير متخصص و دانشگاهى در سراسر كشور، براى اداره بزرگترين نهاد علمى و آموزشى غير دولتى بوده است آيا تصوير سخيفى از يك «بنگاه بى حساب و كتاب و بلبشو» كه تمامى اموال و مايملك آن با يك وكالتنامه شخصى در يك دفترخانه به يك فرد غير مسئول واگذار مى شود، مى تواند سيماى صادقانه اى از دانشگاه آزاد اسلامى به عنوان نهادى ارجمند و قابل احترام به حساب آيد آيا از كوزه همان برون نمى تراود كه در اوست آيا خروجى اين همه مفاسد مورد ادعا، مى تواند نهاد پرافتخارى باشد كه امروز به نام دانشگاه آزاد اسلامى شناخته مى شود. تناقض مكنون در وراى استدلال سست آقاى سليمى نمين، به گونه اى است كه ايشان را ناگزير مى سازد كه به يكى از شقوق منطقى ذيل تن دهد. اگر چنانكه مدعى هستند رئيس دانشگاه طى سه دهه گذشته با برخوردارى از قدرت بى ضابطه و مطلق العنان و به دور از هرگونه نظارت و به صورت خانوادگى به اداره امور دانشگاه مشغول بوده است، پس لاجرم مى بايستى همه، يا سهم عمده اى از دستاوردهاى مثبت و ارزشمند دانشگاه را نيز به حساب بستانكار ايشان و «مديريت خانوادگى» منظور نمايند. اما اگر ايشان مفسد و خطاكار بوده و همه دستاورد هاى دانشگاه، مرهون تلاش ساير مديران و مسئولين آن است، پس تصويرى كه از آن قدرت بلامنازع و نظارت گريز كه در خدمت مصالح شخصى و مطامع فردى قرار داشته ترسيم مى شود، نمى تواند واقعى و حقيقى باشد. آنچه مسلم است هويت يك نهاد، از اشخاصى كه آن را اداره مى كنند، مستقل و قابل تفكيك و تمايز است. اما اين امر بديهى ابداً امكانى را براى يك ارزيابى كاملاً عليحده و صددرصد متضاد از كارنامه عملكرد رياست دانشگاه آزاد اسلامى نسبت به مجموعه دانشگاه را فراهم نمى سازد. خاصه آنكه جايگاه ايشان در اين ميان به عنوان شخصيتى مطرح است كه همواره از لحظه شكل گيرى ايده تأسيس دانشگاه، تا امروز، در عرصه حضور داشته و دوره اى پرثمر و مفيد از عمر خويش و بلكه بهترين سال هاى جوانى را در خدمت به فرهنگ و آموزش عالى كشور و دستيابى دانشگاه آزاد اسلامى به اهداف خود سپرى ساخته است. بنابراين از يك ديدگاه منصفانه و با هر نوع تلقى و نگرش علمى نسبت به مديريت و نقش آن، مجموعه عملكرد دانشگاه آزاد با همه نقاط قوت و ضعف آن، ملاك و معيار قابل قبولى براى ارزيابى خدمت و خيانت مديريت آن نيز خواهد بود. فراز پايانى اظهارات آقاى سليمى نمين در خبر مورد بحث، اختصاص به هشدار درباره ضرورت تفكيك ميان هويت دانشگاه آزاد اسلامى از رئيس آن دارد. و اين در حاليست كه از قضا تلقى توهم آميز و غيرواقعى درباره آميختگى تمام عيار اين دو هويت، دقيقاً همان چيزى است كه در ذهنيت خود آقاى سليمى نمين نهفته است. كما اين كه ايشان در بخشى از مطلب مورد بحث كه پيشتر به آن پاسخ داده شد، از «رسانه هاى دكتر جاسبى» نام برده و چند سطر بعد همين عبارت را به صورت «رسانه هاى دانشگاه آزاد» بيان مى كند كه اين طرز تلقى به روشنى مبين اين واقعيت است كه درهم آميختگى هويت دانشگاه آزاد و دكتر جاسبى تنها يك تصوير تحريك آميز و تبليغاتى است كه با هدف القاى مديريت شخصى و مستبدانه در دانشگاه آزاد، طراحى و تكرار مى گردد. و جالب آنكه آقاى سليمى نمين عليرغم اين نگاه آمادگى دارد تا عند الاقتضا و تنها طى چند سطر بعد، با يك چرخش ۱۸۰ درجه اى درباره ضرورت تفكيك ميان هويت دانشگاه از رياست آن هشدار دهد. نكته قابل ذكر ديگر در اين باره تلقى ساده انگارانه آقاى سليمى نمين درباره ساختار كلى دانشگاه آزاد اسلامى به عنوان يك نهاد علمى و آموزشى است. نگاهى سطحى كه به وضوح در عبارات پايانى مطلب مورد بحث، انعكاس يافته است. آنجا كه ايشان دانشگاه را در حد «مجموعه اى از سرمايه هاى مادى و امكانات مالى» صرف تقليل داده تا با انتساب آن به اموال عمومى، به زعم خود مسئله عليحده بودن حساب دانشگاه از عملكرد رئيس آن را حل نمايد. و جالب آنكه بلافاصله پس از اين تفكيك فيلسوفانه تأكيد مى كند كه ايشان بناى «تخريب اين امكانات» را ندارد! و اين همه در حاليست كه دانشگاه آزاد اسلامى پيش از آنكه صرفاً مشتى اموال و امكانات ازقبيل ابنيه و تجهيزات باشد، سيستمى پويا و ارگانيك، مركب از منابع انسانى و مناسبات و سازوكارهاى سازمان يافته و استانداردهاى كيفى مديريتى و آموزشى است كه در تعامل با يكديگر، چرخ هاى عظيم اين مجموعه بزرگ علمى را به چرخش در مى آورند. از اين منظر دانشگاه ماحصل كار و كوشش فكرى و تخصصى صدها هزار انسان تحصيلكرده ارزشمند است كه دانشگاه را ما به ازاى خرد و تلاش جمعى خويش مى شناسند. ليكن ظاهراً در منطق آقاى سليمى نمين «دانشگاه آزادآميزه اى از دكتر جاسبى و چند هزار مترمربع ساختمان است كه به اموال عمومى تعلق دارد» و شايد همين طرز تفكر موجب مى شود كه ايشان رندانه، مجموعه اتهامات و اهانت هايى را كه در واقع نسبت به دانشگاه آزاد اسلامى و همه اهالى آن روا داشته اند، يكجا به حساب آقاى دكتر جاسبى منظور نمايد. و اين درحاليست كه به رغم تصور باطل آقاى سليمى نمين، صرف اظهار اين كه دانشگاه از اموال عمومى است و بنابراين ايشان مخالفتى با آن ندارند، چاره گشاى ايشان نيست. بلكه وى همچنين مى بايستى چگونگى مناسبات ميان مجموعه كار فكرى و معنوى مكنون در وراى حركت عظيم دانشگاه از بدو آغاز به كار آن تا امروز را با مديريت آن تبيين نموده و نشان دهد كه مجموعه اى به اين عظمت چگونه ممكن است «تحت حاكميت مطلقه يك مديريت خانوادگى فاسد كه تمامى هم وغم آن تحصيل منافع نامشروع و تأمين مصالح شخصى يك نفر بوده است»! متولد و باليده باشد روابط عمومى ومركز اطلاع رسانى دانشگاه آزاد اسلامى
|