|
علل پيشرفت جامعه
از منظر آموزه هاى اسلامى اصول انسانى رشد
[گفتارى ازآيت الله جوادى آملى/بخش سوم ] امام صادق (ع) در كنار اصول سه گانه طبيعى به سه اصل انسانى اشاره كرده است كه جامعه براى بقا و دوام نيازمند به آن سه اصل است «لايستغنى اهل كل بلد عن ثلاثه يفزع فى امر دنياهم و آخرتهم فان عدموا ذلك كانوا همجا، فقيه عالم ورع، و امير خير مطاع و طيّب بصير ثقه» هر شهرى و كشورى نياز به سركرده است تا مردم در امور دنيوى و اخروى خود به آنها پناه ببرند و حل مشكلات خود را از آنها درخواست كنند به گونهاى كه اگر آن جامعه فاقد اين عناصر سه گانه باشد زندگى آنها انسانى نبوده و از خير بهرهاى ندارند. اوّل داشتن فقهاى آگاه، مدير، مدبر، وارسته و پارسا، فقهاى دين شناس ديندار. زيرا اگر دين شناس ديندار در جامعه حضور داشته باشد هم با عمل خود و هم با سخن خويش ميتواند در دلهاى مردم نفوذ كند. دوم: فرمانروايان و مسئولين سياسى كه هم در بينش هوشمندانه مسائل را تحليل كنند و هم خير خواه جامعه باشند و اگر جامعه از چنين مسئولينى بهرهمند باشند به طور طبيعى مردم از آن اطاعت ميكنند. زيرا اين دسته از مسئولين داراى پشتوانه مردمى هستند و اگر رهبران سياسى جامعه از پشتوانه مردمى برخوردار باشند، آن جامعه شكست نخواهد خورد. جامعه هيچگاه از زر يا زور يا نيرنگ اطاعت نميكند و اگر اين عوامل بر جامعه مسلط شدند تا زمانى كه سلطه هست و ترس و وحشت حاكم است ممكن است چيزى گفته نشود ولى اگر روزنه ضعيفى پيدا شد آن جامعه مخالفت خود را نشان ميدهد و با عوامل زر و زور و نيرنگ برخورد ميكند. سوم: پزشك حاذقى كه مورد وثوق جامعه باشد، هم از نظر فنّ پزشكى از تخصص برخوردار و هم به لحاظ امانتدارى، مورد اعتماد مردم باشد. با اين بيان امام صادق(ع) معناى سخن رسول اكرم (ص) روشن ميشود كه فرمود: «انمّا العلم ثلاثه، آيه محكمه او فريضه عادله او سنه قائمه؛ علم سه چيز است آيه محكم و فريضه عادله و سنت قائمه» در واقع علم سه ركن است. از مقايسه اين سخن رسول خدا (ص) و امام صادق (ع) روشن ميشود كه علم تنها علم تفسير و فقه و اصول و كلام و عرفان و حكمت نيست بلكه مراد هر علمى است كه در تأمين نياز جامعه سهم داشته باشد و همين علم است كه فرا گرفتن آن به صورت واجب عينى يا كفايى واجب است و اگر امتى به اين علوم آشنا شدند يعنى در بخش اعتقادات داراى عقايد خوب و محكم و مستدل بودند و در بخش اخلاقى داراى اخلاق فاضله بودند و در بخش علوم طبيعى و تجربى از بيگانه، مستغنى و بى نياز بودند و به بيگانه نياز نداشتند و در عمل بر اساس قسط و عدل عمل كردند آن جامعه سالم است و پيشرفت خواهد كرد. در مقابل اگر جامعه فاقد دينشناس دين دار و مسئولين خيرخواه مطاع و پزشك آگاه و حاذق و مورد اعتماد باشد و يا در امور خود از جهت علمى و غير علمى به بيگانه نياز داشته باشد سقوط خواهد كرد.
|