|
راز سرقت جواهرات ازخانه ويلايى
مستخدم خانه ويلايى پس از ۰۲ سال كار وقتى مطمئن شد صاحبخانه او را بيمه نمى كند در ماجرايى انتقامجويانه سناريوى سرقت جواهرات خانگى را طراحى كرد. زمستان ۶۸ دخترى با مراجعه به دادسراى شميران از خدمتكار پير خانه شان به اتهام سرقت سرويس جواهرات برليان شكايت كرد. وى به بازپرس شعبه پنجم گفت: از ۰۲ سال پيش يك خدمتكار زن در خانه مان كار مى كند. مادرم نيز آنقدر به او اطمينان دارد كه حتى وقتى به مسافرت مى رويم، خانه را به منيژه مى سپارد. وى كه در طول اين سال ها همانند يك عضو خانواده ما شده، در جريان تمام امور خانه قرار دارد. تا اين كه از دو سال پيش متوجه سرقت هايى شديم كه اهميت زيادى نداشت. چند روز قبل وقتى از مسافرت برگشتيم، متوجه سرقت جواهرات گرانقيمت و ۵۱ ميليون ريال پول نقد شدم. وقتى با ناراحتى سراغ منيژه رفته و با او در اين باره صحبت كردم، ضمن برخورد تند به حالت قهر از خانه ما رفت. به همين خاطر تقاضاى دستگيرى او و تحقيق در اين باره را دارم. با طرح اين شكايت، كارآگاهان پليس در اقدامى غافلگيرانه با حكم قضايى وارد خانه خدمتكار پير شده و در بازرسى آنجا جواهرات مسروقه را يافتند. زن سالمند درحالى كه بشدت شوكه شده بود، در دفاع از خود گفت: «سال ها پيش شوهرم بى خبر من و دختر كوچولويم را رها كرد و رفت. به ناچار براى امرار معاش و گذران امور زندگى در خانه هاى اعيانى به عنوان خدمتكار مشغول به كار شدم. مدتى بعد هم با مرد ثروتمندى قرارداد بستم و او قول داد در صورت رضايت از كارم، مرا بيمه كند. اما هر بار كه در اين باره حرف مى زدم، بهانه تراشى مى كرد و مرا به آينده اى مطمئن اميدوار مى ساخت. وعده هاى مرد صاحبخانه براى استخدام و بالا رفتن حقوقم باعث شد تا سال هاى جوانى ام به دليل بى پناهى و فقر، به انتظارى بيهوده تبديل شود تا اين كه او در حادثه اى از دنيا رفت و همسرش از من خواست تنهايشان نگذارم. از آنجا كه طى اين سال ها به دختر كوچكشان علاقه مند شده و مى دانستم با مرگ مرد صاحبخانه ضربه روحى شديدى به وى وارد شده، تصميم گرفتم در اين مصيبت همچنان كنارشان باشم، اما آنها از خودگذشتگى ها و تلاش هايم را وظيفه تلقى كرده و در عين حال مرا نان خور اضافى هم مى ديدند. به طورى كه وقتى درخواست افزايش حقوق كردم، مورد توهين و تحقير قرار گرفتم، چرا كه ماهيانه فقط ۰۷ هزار تومان حقوق مى گرفتم و زندگى ام در فقر و تنگدستى مى گذشت. به همين خاطر براى جبران گوشه اى از مشكلاتم مخفيانه مواد خوراكى و وسايل جزئى بر مى داشتم. آخرين بار هم وقتى زن و دختر صاحبخانه براى تفريح به خارج از كشور سفر كردند، وسوسه شدم تا با برداشتن جواهرات شان قسمتى از حقوق از دست رفته ام را جبران كنم، چرا كه آنها مرا بيمه نكرده و حقوق ناچيزى هم مى پرداختند، حرفم نيز به جايى نمى رسيد. بازپرس پرونده با شنيدن اظهارات طرفين، قرار مجرميت خدمتكار پير را صادر و براى آزادى اش قرار وثيقه يكصد ميليون ريالى صادر كرد. با ارسال پرونده به شعبه ۱۵۰۱ دادگاه عمومى تهران، قاضى پرونده «منيژه» رابا توجه به اعلام رضايت شاكى به جبران خسارت ها و ۰۰۵ هزار تومان جزاى نقدى براى واريز به صندوق دولت محكوم كرد. به گزارش خبرنگار ما، اين حكم پس از بررسى نهايى در شعبه ۲۴ دادگاه تجديد نظر استان تهران نيز تأييد شد.
|