|
گشتى در نمايشگاه تابلوهاى معرق ساقه گندمى
مزرعه هنر
|
|
|
[نفيسه ابراهيم زاده انتظام] اژدهايى با فلس هاى ضخيم و چهار دست است كه از دهان غرانش آتش مى جهد. چه گويم از آن اژدهاى دژم كه هشتاد گز بود از دم به دم و پهلوانى با كلاهخود و مو و ريش بلند كه گبر و خفتان مرصعى به بر و شمشير سر كجى در دست دارد و به همراه اسب عظيم الجثه خود با اژدها درآويخته است. چنين داد پاسخ كه من رستمم زدستان سامم هم از نيرم معلوم است كه پهلوان و اسبش آرامش ترس زاى اژدها را بر هم زده اند و اژدها را عصبانى كرده اند. زمينه سياه اثر و بوته هاى بيابانى آن، صحراى سرگردانى را به خاطر مى آورد كه فرزند حضور اژدهاست. «حدود ۱۶ سال پيش اين تابلو را درست كردم.» جهانبخش بساك پور سى و پنج سال پيش در سفر به چين هنر درست كردن تابلوى معرق با ساقه هاى گندم را از مردم آن ديار آموخته است. هنر در هر منطقه متناسب با نوع علايق و ويژگى هاى موجود در آن ناحيه متولد مى شود و رشد مى كند. خاستگاه هنر معرق با ساقه هاى گندم و جو آسياى جنوب شرقى و چين است. بساك پور مى گويد: «با اين كه اصل كار را در چين آموختم اما از فرهنگ آنجا متأثر نشدم. وقتى هنر را به ايران آوردم رنگ ايرانى به آثارم دادم. من يك كشاورززاده ساده اهل لرستان هستم به همين خاطر خيلى راحت با گندم و زمين ارتباط برقرار مى كنم.» براى ساختن اين تابلوها ساقه هاى گندم را اندكى شكاف مى دهند، سپس آنها را در آب مى جوشانند و اطوكشى شان مى كنند تا صاف شوند و براى درآوردن شكل هاى گوناگون آماده شوند، بعد طرح را روى الگو كه حتماً بايد از جنس مخمل باشد پياده مى كنند. براى ايجاد رنگ و سايه روشن و حجم و بعد بخشيدن به اثر، ساقه هاى گندم را با حرارت اطو و هويه مى سوزانند. معرق از نظر مواد و مصالح مورد استفاده به معرق چوب، صدف، معرق خاتم، معرق روكش و معرق ساقه گندم و جو تقسيم مى شود. طريقه كار در معرق هم بدين صورت است كه ابتدا طرح مورد نظر را كه معمولاً نقوش اسليمى، ختايى و.// است روى الگو مى كشند سپس تكه هاى چوب، در برخى موارد فلز، تكه هاى صدف و يا ساقه برش خورده گندم را در مسير خطوط نقاشى شده مى چسبانند. هنرمندان اين عرصه معتقدند براى پرداختن به هنر معرق فرد بايد در زمينه خط و نقاشى سررشته داشته باشد. اين هنر در آسيا بيشتر جنبه تزئينى دارد اما در كشورهاى اروپايى جنبه كاربردى ترى يافته است. بساك پور به همراه همكارانش در پى يافتن ساقه هايى كه در برابر پستى و بلندى هاى داستان هاى تابلوهايش انعطاف نشان دهند نيمه دوم خرداد ماه كه فصل درو است به تمام سرزمين هاى زراندود از كشت گندم مى رود. وقتى از گرماى گندم زارها مى گويد قطره هاى عرق را بر پيشانى ام احساس مى كنم. اينجا تهران است زمستان سال ۸۷/ «نيمه دوم خرداد به گندمزارهاى ورامين و اصفهان مى رويم. در گرماى ۴۵ درجه با اجازه كشاورز صاحب خرمن دانه دانه ساقه هايى كه مناسب اين كار هستند را جدا مى كنيم. بيشتر ساقه هايى را انتخاب مى كنيم كه درخشان باشند و از لحاظ ضخامت حد متوسطى داشته باشند تا هم خوب برش بخورند و در عين حال كه كار ظريف درمى آيد تاب برش هاى مختلف افقى و عمودى را داشته باشند.» هنرمند معرق كار، در انتخاب مواد اوليه براى ساخت اثر خود بايد موارد متعددى را در نظر بگيرد كه مى توان از جمله آنها، نوع بذر، نوع زمين و نوع آبيارى كه در توليد ساقه هاى زيبا و يكدست تأثير بسزايى دارند را نام برد. هر منطقه محصولش از لحاظ رنگ و شكل ظاهر با محصول منطقه ديگر متفاوت است. اين خصوصيات ويژه، باعث دوام و استحكام ساقه ها مى گردد و آنها را از آسيب حشرات موذى، سرما، گرما و رطوبت محافظت مى كند. سازنده اين تابلوها ماندگارى تابلوهايش را با پايدارى ارگ بم مقايسه مى كند: «استحكام و مقاومت در برابر تأثيرات جوى از شاخصه هاى كاه است به همين خاطر ايام قديم خانه ها را با كاهگل مى ساخته اند. نمونه تاريخى و جاودان آن هم ارگ بم است كه با كاهگل ساخته شده است.» اينجا نقال پرده هاى احساس هنرمند، گندم است. اينجا نگارخانه فرهنگسراى انديشه است كه در ميان هياهوى اطراف پل سيدخندان به كمك درختان كاج اطراف آرامش را به بازديدكنندگان هديه مى كند و آرام و صبور، هميشه و هميشه با دست هاى دلسوز خود آثار عشق و اشتياق هنرمندان را در برابر ديدگان بازديدكنندگان نگه مى دارد و عطش جامعه را در قالب طپش هنر و دغدغه هاى هنرمند فرو مى نشاند. در اين نمايشگاه ۴۸ اثر انفرادى و ۴ اثر مشترك در معرض ديد عموم قرار دارند. آثار مشترك تلفـيقى از نقاشى و معرق ساقه گندم هستند كه بخش نقاشى رنگ و روغن آنها را اكرم حقـداديان بر عهده دارد. حقداديان هم زمان هنرجوى استاد بساك پور نيز هست. بساك پور از وى و فرامرز نجفى به عنوان هنرجويان شايق و با استعداد معرق ساقه گندم ياد مى كند و مى افزايد: «آقاى نجفى اقدام به كتابت قرآن كريم به اين شيوه نموده است و تاكنون سه چهارم آن را تكميل كرده است.» بساك پور كه با شوق خاصى از آموزش هنرجويانش صحبت مى كند و به موفقيت هاى آنها مى بالد ادامه مى دهد: «براى من مهم انتقال اين هنر است. اگر در هنرجويى نشانه هاى عشق و علاقه را به اين كار ببينم، بدون گرفتن شهريه براى آموزشش وقت صرف مى كنم حتى اگر چند سال طول بكشد.» در طرحى توجيهى به منظور امكان اشتغالزايى اين هنر كه در سال ۱۳۸۵ توسط سازمان فنى و حرفه اى كشور منتشر شده است، هزينه براى توليد ۵۰۰ تابلو كه براى ۹ نفر شغل ايجاد مى كند ۱۴۰۰ ميليون ريال سرمايه گذارى ثابت و ۸۰ ميليون ريال گردش در سرمايه برآورد شده است. در اين گزارش درآمد ساليانه اين طرح ۱۵۰۰ ميليون ريال و سود ويژه آن ۵۰۹ ميليون ريال تخمين زده شده است. همچنين نرخ بازدهى سرمايه ۳۶% و دوره بازگشت آن ۳۳ ماه در نظر گرفته شده است. بساك پور در رابطه با فروش آثار معرق ساقه گندمى مى گويد: «من به تبليغ براى فروش هنرم فكر نمى كنم با عرضه كردن هنرم در نگارخانه ها و فرهنگسراها هم زكات هنرم را مى پردازم هم زمينه تشويق هنرجويانم را فراهم مى كنم. وى با اشاره به اين كه اين كار نياز به صرف وقت و حوصله زيادى دارد، مى افزايد: «هزينه تهيه مواد اوليه تابلوهاى معرق با ساقه گندم بالاست كه اين امر موجب مى شود قيمت تابلوهاى ساخته شده گران تمام شود و در نتيجه استقبال مردم از خريد آنها نيز كمتر مى شود. مردم در برخورد با ما مى گويند اين تابلوها كه با يك مشت حصير تهيه شده اند چرا اينقدر گران هستند به عنوان مثال مى گويم براى ايجاد برش در ساقه گندم بدون اين كه ساقه بشكند و از بين برود به تيغ تيزى نياز است؛ ما در كارمان از تيغ جراحى كه بسيار گران است استفاده مى كنيم.» بساك پور اولين نمايشگاه آثار خود را ۲۵ سال پيش و با اصرار دوستانش برپا كرده است و به قول خودش هرگز تابلويى را براى فروش و كاسبى نساخته است، گو اين كه در طول فعاليتش با بيشترين استقبال براى خريد تابلوى آيه «و ان يكاد» مواجه بوده است. اين هنرمند با بيان اين كه تاكنون نمايشگاه هاى مختلفى در سطح كشور برگزار كرده، مى گويد: «با اين كه معمولاً استقبال مردم كشورهاى خارجى از هنرهاى دستى ايران در مقايسه با ميزان استقبال در برخى استان هاى داخل كشور بسيار بيشتر است اما براى شركت در نمايشگاه هاى بين المللى دنيا و يا برپايى چنين نمايشگاههايى پول كافى ندارم.» وى در خصوص انتخاب سوژه براى آثارش مى گويد: «هيچ وقت در طول كارم مسير خاصى را دنبال نكرده ام. روى هر موضوعى كه به نظرم جالب مى آيد و متناسب با احوال من در زمان ساخت تابلو است كار مى كنم. در اين آثار شما به وضوح نشانه غم، شادى، فقر، دارايى و /// را كه در زمانى خاص بر روحيه من حاكم بوده است، مى بينيد. من با كارهايم زنده مى شوم و تمام ناپاكى ها و پليدى ها ازروح من زايل مى شوند. به تازگى نيز خانم حقـداديان پيشنهاد ساخت تصاوير شاهنامه اى را مطرح كرده اند كه اگر خدا بخواهد اين پروژه را شروع مى كنم.» در ساخت تابلوهاى اين نمايشگاه ساقه گندم ابزار اوليه است و طبيعت در آنها نفس مى كشد و برخلاف معمول معرق از كيلر و سيلر و چسب هاى پلى استر و رزين و شير پوليش براى براق كردن سطح اثراستفاده نمى شود. جهانبخش بساك پور كه به دنبال اخبار سراسرى، امواج راديو جيبى خود را مدام تغيير مى دهد مى گويد: «دوست دارم كارم را مردم ببينند؛ بعضى از اين كارها را به هيچ قيمتى نمى فروشم فقط به اين خاطر كه مردم اين كار را ببينند و با آن آشنا شوند.» در مسير نگارخانه ميوه هاى كاج به پابوس علاقه مندان هنر افتاده اند و در آستانه در، خوشه هاى گندم به استقبال چشمان بازديد كنندگان مى شتابند و با درخشش خود از آنها پذيرايى مى كنند. اينجا نگارخانه انديشه است.
|