دوشنبه ۱۶ دى ۱۳۸۷ - ۸ محرم ۱۴۳۰
Mon, Jan 5, 2009
فرهنگ وانديشه
۴۱۱۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
آئين
قاب عكس۱
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
گزارش از هم انديشى تخيل هنرى با عنوان «تخيل و مهاجرت»
گزارشى از جلسه بررسى كتاب «نصيرالدين طوسى؛
فيلسوف گفت وگو» اثر غلامحسين ابراهيمى دينانى
كتاب انديشه
گزارش از هم انديشى تخيل هنرى با عنوان «تخيل و مهاجرت»
مهاجران
405627.jpg
[ناژين صفوى مقدم ]
چهارمين هم انديشى تخيل هنرى با عنوان «تخيل و مهاجرت»، روز يكشنبه ۸ دى ماه به همت فرهنگستان هنر، دانشگاه شهيد بهشتى و مركز هنرپژوهى نقش جهان در مكان دانشكده ادبيات و علوم انسانى اين دانشگاه برگزار شد كه در آن سخنرانان به مقايسه آثار هنرمندان، پيش و پس از مهاجرت هنرمند همچنين بررسى مسئله مهاجرت و تأثير آن در اثر هنرمند و جايگاه تخيل هنرى در هنر، پرداختند.
آنچه در ادامه مى آيد، گزيده اى از مطالب بيان شده توسط سخنرانان در اين هم انديشى است.
«تحول فرم و معنا در مهاجرت نگارگران ايرانى به هند» عنوان سخنرانى دكتر حسن بلخارى، عضو هيأت علمى فرهنگستان هنر بود. به گفته ايشان يكى از مشهورترين مهاجرت هاى هنرى نگارگران ايرانى، مهاجرت ميرسيدعلى و عبدالصمد شيرازى از دربار شاه طهماسب صفوى به دربار گوركانيان هند است. اين دو نقاش چيره دست كه هر دو در تبريز زير نظر بهزاد كار مى كردند، پس از درخواست همايون (پادشاه پناهنده گوركانى به ايران) با وى به هند رفته و طرح عظيم حمزه نامه را بنياد گذاشتند. بلخارى پيش از پرداختن به تفاوت هايى كه با مهاجرت اين دو هنرمند، در آثارشان ايجاد شد، هنر را بازتاب و تجلى عرفان خوانده و گفت مبدأ فلسفه اسلامى - بخصوص پس از ملاصدرا - «وحدت وجود» است، ليكن عرفان هندى، نه وحدت وجودى بلكه «شهودى» است. به طورى كه امروزه عرفان اسلامى هند بر پايه وحدت شهودى است و ظهور اين تئورى به مكان خاصى كه عرفا به آن وارد شدند برمى گردد. به عبارت ديگر اين نظريه دقيقاً محصول جغرافياى مهاجرت است. وى در ادامه دو نگارگر ايرانى مذكور را بنيانگذار نگارگرى اسلامى - هندى دانست و درخصوص تفاوت نگارگرى ايرانى و هندى گفت: بنياد هنرمندى پيش از مهاجرت ايرانيان به هند و اسلامى شدن آن، «واقع گرايى» بود كه اين واقعيت عين حقيقت است. اما نگارگرى اسلامى - ايرانى به آفرينش عالم مثال كه اعم از اين عالم است مى پردازد و در اين نوع، هر مرحله پائين تر نسبت به مرحله بالاتر اخص است اما در نگارگرى هندى اينگونه نيست و مرزى ميان حقيقت و واقعيت وجود ندارد. به بيان ديگر به عقيده دكتر بلخارى، گرايش هندى ها بيشتر به نگاشتن واقعيت و گرايش ايرانى ها به ترسيم و طرح عالم مثال است و اين تغيير ميان اين دو سبك (هندى و ايرانى)، با رنگ ها نيز خود را مى نماياند.
بلخارى به بيان تفاوت هاى موجود ميان آثار نگارگران ايرانى پيش و پس از مهاجرت به هند پرداخت: به طور كلى سه تفاوت در نقاشى هاى اين دو هنرمند (در دو كشور ايران و هند) به چشم مى خورد كه مهمترين عامل آن مهاجرت از متن يك تمدن به تمدن ديگر است. در نقاشى هاى اين دو هنرمند، تمثال سازى دچار محدوديت نگشته است و در صحنه پردازى نيز ژرفا (پرسپكتيو) حضور كامل دارد. تأثيرپذيرى اين دو هنرمند از نقاشى هاى هندى (كه در آن واقع نمايى يك اصل بود) و نيز رنگ هاى روشن نقاشى هندى (در مقايسه با نگارگرى هاى ايرانى) در كنار عدم سخت گيرى فقيهان مسلمان هندى و نيز تأثيرپذيرى از سبك غربى كه متأثر از نقاشى ها و حكاكى هاى كشيشان يسوعى پرتغالى و سفيران اروپايى بود، تفاوت نقاشى اين دو هنرمند را در دو سرزمين سبب گشته بود. ديگر اينكه نگارگر هندى متأثر از جو حاكمان است، حاكمانى كه متأثر از اسطوره ها هستند اما در ايران آنچه كه مضمون و منشأ اثر است خود مثالى و اسطوره اى است با اين تفاسير قطعاً نگارگرى نگارگران ايرانى، با ورود به هند دچار تغيير و تفاوت هايى شد.
دكتر شيده احمدزاده، دبير علمى هم انديشى و عضو هيأت علمى دانشگاه شهيد بهشتى پيرامون موضوع «دگرگونى نوستالژيا در ادبيات مهاجر ايران» سخن گفت. وى مضمون «نوستالژيا» را يكى از ويژگى هاى بارز و مهم ادبيات مهاجرت خواند و برگردان هاى فارسى آن را عبارت از: تعابير شاعرانه «حسرت گذشته» و «ياد گذشته» تعابير رئاليستى «غربت زدگى» و «غريبى» دانست. نوستالژيا، كم و بيش در اكثر نمونه هاى ادبيات مهاجر ايران انعكاس يافته اما آنچه جلوه اين مضمون را قابل بررسى مى كند، دگرگونى و نحوه تحول آن در طول سه دهه ادبيات كشورمان است. به عبارت ديگر اگر مهاجرت را به تعبير مطالعات فرهنگى، حركتى پويا بدانيم كه به بازسازى فرهنگ مبدأ منجر مى شود خواهيم ديد كه چگونه نويسنده مهاجر از زاويه اى متفاوت، گذشته را به تصوير كشيده و مفاهيم جديدى را وارد عرصه ادبيات معاصر نموده است.
«بسط تجربه مهاجرت و تخيل كودكى» عنوان سخنرانى بعدى بود كه دكتر اميرعلى نجوميان، عضو هيأت علمى دانشگاه شهيد بهشتى به بيان آن پرداخت. نجوميان از «وندرز» كارگردان سخن گفت كه پس از هشت سال اقامت در امريكا، دوباره به سرزمين مادرى اش برلين برگشت و فيلم هاى دوران برگشت خود را فيلم «بازگشت به خانه» ناميد. در اين فيلم ها نگاه هنرمند به سرزمين مادرى اش به چشم مى خورد. وى با پخش قسمت هايى از فيلم «آسمان برلين» به ذكر نكته هايى بيشتر در اين باب پرداخت و گفت: زبان و ابديت در اين فيلم مرزى است كه فرشتگان را از آدم ها جدا مى كند و كودكى و فرشته بودن با هم مرتبط اند، گويى تمام انسان ها در كودكى فرشته هايى بوده اند كه به زمين هبوط كرده اند. نجوميان ميان تجربه مهاجرت و تخيل كودكى به وجود ارتباط هايى قائل شد كه اين روابط عبارتند از: 1- رابطه تنگاتنگ ميان تجربه كودكى و آوارگى ۲- نقش و ارتباط داستان گويى و روايت پردازى در ساخت اجتماع خيالى ۳- دلالت و رابطه جديد ايجاد شده ميان آوارگى با مهاجرت در جهان معاصر.
در مجموع و به طور خلاصه مى توان گفت مهاجرت در مطالعات فرهنگى و نقد پسااستعمارى را يكى از كليدى ترين موضوعات مورد بحث دراين حوزه بوده و دلالت معمول آن را جابه جايى انسان در مكان و مناسبات فرهنگى پيامد آن مى توان تلقى كرد. نجوميان دو نظريه جديد درون اين مطالعات را نام برد: 1) تجربه مهاجرت را مى توان فراتر از دلالت هاى معمول آن بررسى كرد و آن را به هر جابه جايى مكانى و دورافتادگى از تعلق ها و پرتاب شدگى (هايدگرى) به عالمى ديگر نسبت داد كه به نظر ايشان با اين كار مى توان به تحليل بسيارى از رفتارها و تجربه هاى انسانى از زاويه اى جديد نگريست و فهم جديدى از آن حاصل كرد. 2) شرط ورود به نظريه دوم را پذيرش نظريه نخست دانسته و قائل شويم كه اگر نظريه اول را بپذيريم آنگاه مى توانيم ادعا كنيم تخيل مهاجرت با تخيل دوران كودكى تا حدى هم ارز و همسنگ است. بخشى از تجربه مهاجرت با ياد گرفتن، ديدن و درك همه چيز از نوست. به اين اعتبار، سازوكار تخيل در تجربه مهاجرت شباهت هاى غريبى به تجربه كودك و خيالپردازى او از جهان دارد.
دكتر بهمن نامورمطلق، عضو گروه پژوهشى تخيل هنرى فرهنگستان هنر، سخنران ديگرى بود كه در اين هم انديشى سخنرانى كرد. عنوان سخنرانى وى «بينامتنيت و مهاجرت» بود. ايشان در ابتدا رابطه ميان اثر هنرى و ادبى با محيط پيرامون مؤلف را از موضوعات پيچيده اى دانست كه در طول تاريخ نظرهاى گوناگون و حتى متضادى براى آن فرض شده است. براى مثال دو نظريه متضاد در اين خصوص وجود دارد: نخست نظريه اى كه خلاقيت اثر هنرى را تابع محيط زندگى مؤلف مى داند و به نظريه بازتابى معروف است. نظريه دوم براساس جدايى «من خلاق مؤلف» از تعاملات با فضاى بيرونى، استوار شده است كه به عقيده ايشان، برهمين اساس رابطه ميان تخيل و مهاجرت نيز مى تواند با توجه به دوگانگى و دو شكل ياد شده تعريف شود؛ يا مهاجرت تأثير عميق و اساسى بر تخيل و اثر هنرى مى گذارد و يا هرگونه تأثيرى را بايد منفى دانست. دكتر نامور در ادامه به بررسى آثار استاد فرشچيان - نگارگر ايرانى - پيش و پس از مهاجرت پرداخت و در كل به تفاوت و تغيير چشمگيرى در آثار دو دوره اين هنرمند قائل نشد. پيوستگى مفهومى و سبكى ميان دوران مهاجرت و پيش از آن وجود دارد و تفاوت اساسى ميان اين دو دوره ديده نمى شود شايد چون بافت مبدأ (ايرانى) وارد بافت مقصد (امريكا) شده است. فرشچيان متن هاى خود را قبلاً در يك بافت ايرانى خلق مى كرد و پس از مهاجرت است كه بينامتن خود را با خود مى برد و به همين دليل است كه پس از مهاجرت تغييرات محسوسى نداشته است. در واقع فرشچيان پس از مهاجرت، خرده بافت بينامتنى ايرانى را خلق مى كند.
خلق آثار ادبى و هنرى ما همواره متأثر از جهان متنى است. بيش از آنكه متأثر از جهان بيرونى باشد و آن هنگام خوانش اثر هنرى ميسر مى شود كه روابط بينامتنيت كشف شود. دكتر نامور مطالعه وضعيت هنرمندان مهاجر را بيانگر تنوع و گوناگونى تأثير محيط مبدأ بر آثار هنرى آنها دانست و گفت: پاره اى از هنرمندان بشدت از محيط مبدأ متأثرند و پاره ديگر از محيط مقصد.
البته حد ميانى نيز قابل تصور است و بينامتنيت در پى يافتن نظريه اى است كه پاسخگوى چنين سياستى باشد يعنى بتواند هنرمندان مبدأ و مقصد را دربرگيرد. زيرا نظريه اساسى ارجاعات بينامتنى، همانا نظام نشانه اى است نه نظام واقعى.
براساس اين نظريه، چنان كه مهاجرت بتواند به دلايلى، بينامتن هاى هنرمند مهاجر را تغيير دهد، خلق آثارش نيز دگرگون مى شود كه چنانچه مهاجرت به دلايلى شبكه بينامتنى هنرمند را دگرگون نكند، خلق اثر هنرى نيز متحول نخواهد شد. ايشان در پايان به نتيجه گيرى از بحث خود پرداخت، اين نتيجه گيرى عبارت است از: 1- رابطه ميان مهاجرت و تغيير (با توجه به بررسى آثار استاد فرشچيان) يك رابطه على نيست. 2- مهمترين نبود تفاوت جدى در ميان دو دوره پيش و پس از مهاجرت را بايد در شبكه و فضاى بينامتنى جست وجو كرد و ۳- آثار هنرى استاد فرشچيان بيشتر متأثر از جهان بينامتنى است تا جهان خارجى.
گزارشى از جلسه بررسى كتاب «نصيرالدين طوسى؛
فيلسوف گفت وگو» اثر غلامحسين ابراهيمى دينانى
جامعه اى كه پرسش ندارد فلسفه ندارد
405630.jpg
رضا داورى اردكانى در نشست نقد و بررسى كتاب «نصيرالدين طوسى؛ فيلسوف گفت وگو» كه در شهر كتاب برگزار شد در باره اين كتاب اظهار داشت: كار استاد دينانى كار بسيار خوبى است از اين نظر كه ايشان علاوه بر تاريخى نگريستن، به عمق مباحث توجه كرده اند.
ما چند نوع تاريخ فلسفه مى توانيم بنويسيم؛ تاريخ فلسفه اى كه مورخان مى نويسند و تاريخ فلسفه اى كه فيلسوف با فهم فلسفى مى نويسد،متفاوت است. چنانكه مى دانيد تاريخ فلسفه را اروپائيان از حدود قرن ۱۹ نوشته اند. البته پيش از آن «شهرستانى» هم تاريخى نگاشته كه البته بيشتر تاريخ فلاسفه است اگرچه در جاهايى به تاريخ فلسفه نزديك مى شود. فرنگى هايى كه تاريخ فلسفه نوشته اند عموماً وارد فلسفه ما نشده اند و به عبارتى «نظر» نداشته اند. در فلسفه، فيلسوف باز [در شنيدن، دانستن و فهم انديشه ديگر فيلسوفان] عمل مى كند، اما اگر «نظر» نداشته باشد نمى تواند بين انديشه ها تميز دهد.
خواجه نصير از فيلسوفانى است كه با گفت وگو از فلسفه گفته و از آن دفاع كرده است.
من در دوره اى از سن ۴۰ سالگى فيلسوفان را به چهار گروه تقسيم كرده بودم؛ اهل فضل، اهل علم، اهل تحقيق و فيلسوف جريان ساز. كسانى كه فضل فلسفه دارند، كسانى كه علم و فضل فلسفى دارند، كسانى كه به اين ويژگى ها تحقيق هم اضافه دارند و فيلسوفانى كه جريان مى سازند. حالا نظرم كمى تغيير كرده و در اين تغيير نظر، خواجه نصير هم برايم فيلسوف است. خواجه نصير به چند لحاظ فيلسوف گفت وگوست. اگرچه كلام، علم بحثى است اما بحث اش صورى است خواجه فيلسوف بحث فلسفى و كلامى است او با گفت وگو بحث مى كند.
غزالى و فخر رازى حريف فلسفه شدند يكى از خصوصيات خواجه نصير كه توانست با اينها به گفت وگو بنشيند حلم، حوصله، زبان نرم در عين حال طنز بود. كار فيلسوف اين است كه حماقت را نشان دهد و اين كار، كار طنز است. خواجه نصير اهل طنز است اگرچه خواننده معمولى متوجه طنز كلام او نمى شود اما او به طنز حتى به طرفين مقابلش نام «فاضل شارح» مى گذارد. در حالى كه وقتى به فيلسوف «فاضل شارح» مى گويند توهين بزرگى است به اين معنا كه كل حيثيت را از او سلب كرده ايد. او به فخر رازى مى گويد فيلسوف شارح.
ويژگى عمده خواجه نصير اين است كه بر عهده گرفته از فلسفه دفاع كند. تمام آثار او به نوعى دفاع از فلسفه است. فلسفه، علم گفت وگو و تفكر بحثى است. فلسفه علمى آزاد و بحثى است و به اين جهت است كه سقراط با پرسش مى آغازد. جامعه اى كه پرسش ندارد جامعه اى است كه در آن فلسفه نيست.
كتاب انديشه
جمهورى اسلامى ايران
و تحولات فلسطين
405633.jpg
انتشارات وزارت امور خارجه
على اكبر ولايتى
اثر حاضر ادامه دوكتاب «ايران و مسئله فلسطين» و «ايران و تحولات فلسطين» است كه دكتر ولايتى در آنها مسئله فلسطين و رويكرد ايران به اين موضوع را از ۱۳۱۵ق‎/ 1897م تا ۱۳۵۷ش‎/ 1979 بنا بر اسناد موجود در آرشيو مركز اسناد و تاريخ ديپلماسى وزارت امور خارجه مطرح كرده است.
اگرچه در كتاب دوم، كه حوادث را تا ۱۳۵۷ش در برمى گيرد، اندكى به انقلاب اسلامى و مسئله فلسطين پرداخته شده، اما گستردگى مطلب و نياز به بررسى تأثير انقلاب اسلامى در تحولات فلسطين و موضع گيرى نظام جمهورى اسلامى ايران در اين زمينه سبب شد كه كتابى مستقل به اين موضوع اختصاص يابد.
پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران به رهبرى امام خمينى (ره)، روابط ايران و فلسطين وارد مرحله اى جديد شد، زيرا حكومت محمدرضا پهلوى، يكى از حاميان اسرائيل در منطقه، سرنگون شد و به جاى آن مبارزان فلسطينى از حمايت صادقانه جمهورى اسلامى برخوردار گرديدند. در فصل اول اين كتاب پيامدهاى پيروزى انقلاب اسلامى و تأثير آن در تحولات فلسطين بررسى شده است. در اين فصل اصول سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران و مواضع نظام جمهورى اسلامى ايران در برابر ساف و رژيم اشغالگر قدس تشريح شده است. فصل دوم به آغاز جنگ تحميلى و تيرگى روابط جمهورى اسلامى ايران و ساف اختصاص دارد و در آن موضوعاتى مانند اشغال جنوب لبنان به دست اسرائيل در سال،۱۳۸۲ طرح صلح ريگان، طرح صلح فهد و كنفرانس فاس مطرح مى شود. در فصل سوم عوامل و زمينه هاى شكل گيرى انتفاضه اول و الهام گيرى آن از انقلاب اسلامى ايران و انديشه هاى امام خمينى (ره) به تفصيل تشريح شده است. مذاكرات صلح اعراب و اسرائيل، كنفرانس مادريد، پيمان اسلو و ديگر توافق نامه هاى صلح و واكنش جمهورى اسلامى ايران در قبال آنها در فصل چهارم بررسى مى شوند. در فصل پنجم نيز به انتفاضه الاقصى و پيروزى حماس در انتخابات و پيامدهاى آن پرداخته شده است. فصل بندى كتاب به ترتيب وقوع رويدادهاى سرزمين هاى اشغالى است و واكنش هاى جمهورى اسلامى و ديگركشورهاى منطقه در قبال آن رخدادها تشريح شده اند. افزون بر اين، شرايط و اوضاع نظام بين الملل و منطقه خاورميانه و مواضع بازيگران عمده در منازعه اعراب و اسرائيل در پى وقوع هر رخدادى ترسيم شده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |