سه شنبه ۲۴ دى ۱۳۸۷ - ۱۶ محرم ۱۴۳۰
Tue, Jan 13, 2009
ماجرا
۴۱۲۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
ماجرا
ديگه چه خبر؟
زنگ اول
اوقات شرعى
يك مأموريت براى تيم ويژه تشخيص هويت
406359.jpg
[محمد غمخوار ]
مسافران با كمك مهمانداران روى صندلى ها نشسته بودند كه دقايقى بعد هواپيماى خطوط هوايى «اتيك اير » با ۹۰ سرنشين ازجمله ۵۴ مسافر ايرانى آماده برخاستن از باند فرودگاه «بيشكك» شد.
خلبان بوئينگ ۷۳۷ پس ازمعرفى خود و مشخصات هواپيما و پرواز، از مسافران خواست كمربندهاى خود را ببندند. سرانجام ساعت ۲۰و۳۰ دقيقه يكشنبه سوم شهريور، هواپيما فرودگاه بيشكك را به مقصد تهران ترك كرد.
هنوز چند دقيقه اى از برخاستن هواپيما نگذشته بودكه ناگهان ارتفاع پرنده آهنين كاهش يافت و چراغ هاى خطر روشن شد. همزمان با اين حادثه غيرمنتظره ترس و اضطراب وجود مسافران را فرا گرفت. دراين ميان هريك از آنها با اضطراب و دلهره درباره علت حادثه مهمانداران را سؤال پيچ كردند. آنها هم نمى دانستند چه سرنوشت شومى در انتظارشان است. ناگهان يكى از مهمانداران به سوى كابين خلبان دويد كه همزمان هواپيما بشدت زمين خورد و انتهاى آن آتش گرفت. مسافران در حالى با عجله به سوى در اضطرارى دويدند كه ميهمانداران توانايى بازكردن در را نداشتند.
يكى از مسافران ايرانى هواپيما كه از قهرمانان «جودو» بود با مشاهده اين صحنه مهمانداران را كنار زد و با ضربه هاى سهمگين در را باز كرد. آتش و دود همه جا را فرا گرفته بود. تعدادى از مسافران خود را به بيرون از هواپيما رسانده و به سرعت از آنجا دور شدند. اما ناگهان در پى انفجار ، شعله هاى آتش پرنده غول پيكر را فرا گرفت. حال آن كه فقط تعداد كمى از مسافران خود را بيرون رسانده بودند. دقايقى بعد آمبولانس ها و خودروهاى آتش نشانى همراه امدادگران به محل حادثه رسيدند، تعدادى از نجات يافتگان در وضعيت خوبى نبودند. دود، آتش و اضطراب آنها را با مشكل تنفسى روبه رو كرده بود بنابراين امدادگران آنها را سوار آمبولانس به بيمارستان منتقل كردند.
سه روز بعد مجروحان ايرانى حادثه سقوط هواپيما با هماهنگى سفارت ايران در «قرقيزستان» به ايران منتقل شدند. «رضا» يكى از نجات يافتگان كه هنوز كابوس اين حادثه وحشتناك را فراموش نكرده، مى گويد: «همه چيز خيلى سريع اتفاق افتاد. لحظاتى از پرواز نگذشته بودكه بدنه هواپيما محكم به زمين خورد و چند ثانيه بعد نيز دود و آتش همه جا را گرفت. با كمك ورزشكار ايرانى در اضطرارى را باز كرديم اما دقايقى بعد هواپيما همراه مسافرانش مقابل چشمان حيرت زده ما منفجر شد.»
از سوى ديگر به دليل شدت انفجار، كارشناسان مربوطه اعلام كردند قادر به شناسايى اجساد نيستند.
به همين خاطر مسئولان مربوطه در مذاكراتى با همتايان روسى خود، از آنها براى شناسايى هويت قربانيان كمك خواستند. اما آنها در جواب اعلام كردند شناسايى هويت قربانيان بسيار سخت است و براى نمونه گيرى خون، نيازمند سه هفته زمان هستند.
در حالى كه شناسايى هويت قربانيان سقوط هواپيما غيرممكن اعلام شده بود، مسئولان مربوطه تصميم گرفتند قربانيان را در يك قبرستان به نام «وسنى» دفن كنند اما اين پيشنهاد مخالفت جدى مسئولان سفارت ايران را به دنبال داشت. در ادامه نيز با توجه به اعلام كارشناسان مركز تشخيص هويت پليس آگاهى ايران و با هماهنگى پليس بين الملل ـ اينترپل ـ قرار شد گروهى از كارشناسان اين مركز با اعزام به «بيشكك» عمليات شناسايى قربانيان را آغاز كنند. از اين رو بلافاصله تيم متخصصين به محل حادثه اعزام شد حال آن كه هيچ يك از مسئولان قرقيزستانى اميدى به موفقيت تيم ايرانى نداشتند.
سروان معروفى، رئيس اداره بررسى صحنه جرم مركز تشخيص هويت پليس آگاهى و سرپرست تيم اعزامى ايران درباره تلاش هاى اين گروه گفت: بعد از اعلام موضوع به پليس آگاهى و با توجه به نوع حادثه، يك تيم تخصصى از مركز تشخيص هويت پليس آگاهى براى اعزام به قرقيزستان آماده شد. از سوى ديگر جمع آورى اطلاعات سانحه نيز در دستور كار قرار گرفت اما به دليل اين كه محل حادثه خارج از ايران بود مشكلات جدى پيش رو بود به همين خاطر تنها منبع اطلاعاتى دقيق نيز پليس بين الملل بود. سرانجام ساعت ۱۴ روز بعد از حادثه تيم ايرانى با تجهيزات كامل و مورد نياز آماده شد.
تيم ساعاتى بعد با همكارى مسئولان وزارت امور خارجه راهى مشهد شده و از آنجا با پرواز اختصاصى به «بيشكك» رسيد.بلافاصله نيز عمليات ويژه آغاز شد.
در بيشكك ۶۵ كاور در وضعيتى نامناسب در پزشكى قانونى به چشم مى خورد. طبق برنامه، نمونه بردارى از قربانيان آغاز شد. شدت سوختگى در برخى اجساد به حدى بود كه به دست آوردن يك نمونه ساعت ها طول مى كشيد.
با اين حال پس از دو روز فعاليت شبانه روزى، تمام اجساد نمونه بردارى شدند.
همچنين از وسايل همراه اجساد از جمله ساعت، انگشتر و گردنبند نيز تصويربردارى شد. حال آن كه طى همان دو روز هويت تعدادى از قربانيان شناسايى شد اما براى اطمينان بيشتر، اعلام نتيجه را به بعد از آزمايش هاى تخصصى موكول كرديم. از سوى ديگر مقام هاى ارشد كشور «قرقيزستان» وقتى با تلاش و موفقيت تيم ايرانى روبه رو شدند از پليس ايران براى شناسايى هويت قربانيان غيرايرانى نيزكمك خواستند. به همين خاطر از بستگان مسافران غيرايرانى هم نمونه گيرى شد تا هويت ساير قربانيان نيز اعلام شود.
پس از سه روز نمونه گيرى و عمليات تحقيق، به ايران بازگشتيم و بررسى نمونه ها در آزمايشگاه آغاز شد.
دكتر مهرى افخمى، رئيس اداره آزمايشگاه بيولوژى مركز تشخيص هويت پليس آگاهى كه تلاش هاى او و همكارانش در بررسى DNA قربانيان و خانواده هاى آنها نقش مهمى در شناسايى هويت مسافران كشته شده و رسانه هوايى «بيشكك» داشت نيز در اين باره گفت: كار در آزمايشگاه به سه بخش مهم تقسيم مى شد؛ نخست بررسى «ژنوتيپ» قربانيان، دوم بررسى ژنوتيپ خانواده هاى آنها و در آخر بررسى آنها در كنار يكديگر. در ابتدا با اطلاع رسانى از طريق رسانه ها خانواده هاى قربانيان حادثه را به مركز تشخيص هويت دعوت كرده و طى دو روز كار مداوم از آنها نمونه گيرى شد. عصر روز جمعه ۸ شهريور همزمان با پايان نمونه گيرى از بستگان قربانيان، نمونه ها به آزمايشگاه رسيد. بنابراين عمليات بررسى نمونه ها آغاز شد تا اينكه پس از هشت روز كار سخت و پيچيده هويت تمام قربانيان مشخص شد. در اين مدت نماينده اى از كشور قرقيزستان نيز با حضور در آزمايشگاه بر عمليات نظارت مى كرد.
پس از پايان بررسى ها، تيمى از كارشناسان همراه رئيس مركز تشخيص هويت راهى «بيشكك» شده و براساس كدهاى در نظر گرفته شده هويت همه قربانيان اعلام و اجساد به خانواده ها تحويل داده شد.
بازتاب گسترده اين اقدام متخصصان پليس ايران در سطح منطقه باعث شد چند پرونده مهم حل نشده جنايى ديگر نيز از كشورهاى همسايه براى بررسى به ايران فرستاده شود.
به گفته سرهنگ دكتر ميررحيم فخرز - رئيس مركز تشخيص هويت پليس آگاهى -تيم «DVI» گروه شناسايى قربانيان حوادث غيرمترقبه است كه در پليس تمام كشورهاى عضو اينترپل ـ پليس بين الملل ـ وجود دارد. در اين تيم كارشناسان رشته هاى مختلف مانند بيولوژى، عكاسى جنايى، چهره نگارى، دندان شناسى جنايى و غيره وجود دارند. متناسب با هر حادثه بلافاصله تيم «DVI» در پليس تشكيل مى شود و وظيفه اصلى آن شناسايى هويت قربانيان در حوادث غيرمترقبه همچون سيل، زلزله، آتش سوزى و سقوط هواپيماست.
هم اكنون اين تيم در مركز تشخيص هويت تمام استان هاى كشور تشكيل شده است و هماهنگى نزديكى نيز با ستادهاى عمران دارند. اين تيم علاوه بر فعاليت در كشور فعاليت فراملى نيز دارد كه شناسايى هويت قربانيان سانحه سقوط هواپيماى قرقيزستان از آن جمله است.
كارشناسان مركز تشخيص هويت پليس آگاهى ايران در اين ماجرا با تلاش شبانه روزى موفق شدند هويت تمام قربانيان را شناسايى كنند كه اين موفقيت بزرگ باعث شد مركز تشخيص هويت پليس ايران به قطبى قوى و مؤثر در سطح منطقه تبديل شود.
ابتكارى كه بوى مرگ مى داد
[قاضى حجت كيوان هاشمى ]
سال ۸۱ باپرونده مرگ مشكوك مرد ۴۰ ساله اى در پزشكى قانونى روبه رو شدم. پزشكان پس از معاينات و آزمايش هاى تخصصى علت اصلى مرگ را ضربه مغزى ناشى از سقوط از ارتفاع اعلام كرده بودند.
به دليل مشكوك بودن موضوع، احتمال قتل «حسن» نيز از سوى مأموران مطرح شده بود. در اين رابطه نيز همسر وى به عنوان نخستين مظنون، تحت نظر قرار داشت.
وقتى وارد سالن اصلى پزشكى قانونى شدم خانواده سياهپوش «حسن» را ديدم كه منتظر دريافت جسد بودند. در اين ميان موضوعى كه در برخورد نخست توجه مرا جلب كرد، رفتار بستگان مرد فوت شده بود.
در ميان آنها، دو دستگى به طور كامل مشخص بود. بستگان درجه اول مرد ميانسال بشدت بى تابى و گريه و زارى مى كردند اما اقوام دور او هر از گاهى در گوش هم پچ پچ مى كردند.
همسر مرد جان باخته نيز جلوى در سالن تشريح نشسته بود و در حالى كه بر سر و صورتش مى زد با صداى بلند مى گفت:
ـ به خدا من قاتل شوهرم نيستم. نمى خواستم او بميرد. خودش خواست و ‎/‎/‎/
وقتى وارد سالن تشريح شدم پزشكان را در حال معاينه جسد ديدم. پزشك جنايى در گزارش خود گفت: علت مرگ ضربه مغزى است. همسر حسن نيز در نخستين تحقيقات ادعا كرده بود همسرش بر اثر سقوط از پشت بام جان باخته است.
در ادامه براى كشف حقيقت و رفع ابهام ها به بازجويى از همسر «حسن» پرداختم. او دائم مى گفت: «من قاتل نيستم. حسن خودش مقصر است.»
پس از آرام كردن زن جوان از او خواستم ماجرا را به طور كامل شرح دهد.
او پس از مكث كوتاهى در حالى كه سعى مى كرد خود را آرام نگه دارد، گفت: چند ماه قبل پشت بام خانه را قيرگونى كرديم. اما پس از مدتى متوجه نشتى آب شديم. همسرم براى برطرف كردن مشكل، يك بشكه آورد و آن را مانند غلتك روى قسمت آسيب ديده چرخاند. اما به دليل سبك بودن بشكه اين كار هيچ تأثيرى نداشت.
بنابراين حسن براى اين كه بشكه سنگين تر شود داخل آن رفت و از من خواست بشكه را روى پشت بام بچرخانم. هنوز چند دقيقه اى نگذشته بود كه ناگهان كنترل بشكه از دستم خارج شد و از روى پشت بام به پائين پرت شد. در حالى كه شوكه بودم با كمك همسايه ها حسن را به بيمارستان رسانديم اما در آنجا به ما گفتند، شوهرم بر اثر شدت ضربه، جان سپرده است. سرانجام پس از تحقيقات گسترده مشخص شد، ادعاهاى اين زن صحت داشته و مرد ميانسال قربانى سهل انگارى خود و همسرش شده بود.
& رئيس بخش قضايى پيشوا


|   شناسنامه   |   آرشيو   |