|
عوامل پيشرفت و سقوط از منظر امام على (ع)
[گفتارى ازآيت الله جوادى آملى/بخش پايانى ] علل پيشرفت يك امت و نشانههاى سقوط در بيانى از اميرالمؤمنين (ع) نيز تبيين شده است كه به آن اشاره ميشود حضرت فرمود: «يستدلّ على ادبار الدول باربع تضييع الاصول، والتمسك بالغرور، تقديم الاراذل و تأخير الافاضل؛دولتها و جوامع زمانى به انحطاط گرايش پيدا ميكنند كه اصول ارزشى از بين برود و نيرنگ به عنوان اصل ارزشى مورد قبول قرار گيرد، فرومايگان سمتها و مسئوليتها را به عهده گيرند و كسانى كه فاضلند منزوى شوند. بنابراين اگر انسان با مطالعه دريافت اصول ارزشى در جامعه تضييع شده و تباه گرديده و نيرنگ و غرور و فريب جاى آن را گرفته و همچنين اگر پستهاى حساس جامعه در اختيار فرومايگان قرار گرفته و انسانهاى فاضل و شريف از تصدى آن مشاغل محرومند، ميتواند استدلال كند كه آن جامعه به سوى سقوط و انحطاط ميرود و اگر يافت كه اصول ارزشى بر اركان جامعه حاكم است، صداقت و امانت دارى و تلاش و كوشش و عدالت و آزادى در آن جامعه برجسته است و انسانهاى شريف و فاضل مسئوليتهاى گوناگون را به عهده دارند آن جامعه پيشرفت خواهد كرد. در بيان ديگرى امام على (ع) فرمود: «يستدل على الادبار باربع، سوء التدبير وقبح التبذير و قله الاعتبار وكثره الاعتذار؛ بر ادبار دولتها به چهار چيز استدلال ميشود ۱- بدى تدبير ۲- زشتى اسراف و تبذير ۳- كمى اعتبار ۴- بسيار مغرور شدن و يا بسيار پوزش خواستن». بر اساس اين بيان اگر جامعهاى از مديريت خوب بهرهمند نباشد و گرفتار اسراف و تبذير و ريخت و پاش مالى باشد و از حوادث درس عبرت نگيرد و براى حوادث پيش بينى نشده، چارهانديشى وآينده نگرى نداشته باشد و به دليل خطاهايى كه مرتكب ميشود پيوسته پوزش بطلبد يا پيوسته در دام غرور باشد. آن جامعه و دولت سقوط خواهد كرد. ولى در مقابل آن اگر جامعه از مديريت و برنامه ريزى خوب برخوردار باشد و از اسراف و تبذير دورى گزيند و از حوادث و رويدادها درس عبرت بگيرد و از خطا و اشتباه بجاى عذرخواهى بعد از خطا اجتناب كند پيشرفت خواهد كرد، چنان چه همان حضرت فرمود: «حسن التدبير و تجنّب التبذير من حسن السياسه؛ نيكويى تدبير و دورى و اجتناب نمودن از اسراف از نيكويى سياست است». نتيجهگيرى: در اين مقاله اصل مسئله پيشرفت و انحطاط مطرح شد و بيان گرديد كه معناى انحطاط و پيشرفت روشن است اما مهم تفسير و بيان علل و عوامل آن است كه اين مسئله مهم مبتنى بر جهانبينى و بينشى است كه تفسير كننده آن را تبيين و بر آن اساس علل و عوامل آن را بيان ميكند سپس بر اساس جهانبينى دينى به برخى عوامل طبيعى و انسانى پيشرفت و انحطاط اشاره شده است.
|