تقاطع
علت ائتلاف هاشمي رفسنجاني و موسوي در انتخابات دهم با وجود اختلافات گذشته چيست؟
در روزهاي گذشته «ايران» اقدام به انتشار انتقادات هاشمي رفسنجاني از عملكرد مديريتي و اقتصادي ميرحسين موسوي در دوران نخست وزيري دراواخردهه06 و ابتداي دهه07 كرد. امروز به بررسي علت ائتلاف وي با ميرحسين موسوي عليرغم اختلافات موجود پرداختهايم.
به بهانه فعاليتهاي انتخاباتي شدت گرفت
تلاش براي احياي حلقه بسته مديران
شبكه ايران(inn.ir): «آنان با آنكه 24 سال كارها در دستشان بود ميگويند بايد به گذشته برگرديم. اكنون كه مردم فرد ديگري را انتخاب كردهاند، باز هم ميخواهند با تهمت كارها را به گذشته برگردانند.» اين جملات بخشي از سخناني بود كه محمود احمدينژاد از شبكهخبر سيما به مردم گفت. او همچنين تأكيدكرد كه «تخريب و توهينهايي» كه اخيراً فضاي كشور را ابهامآلود ساخته، مرا مجبور به بيان اين گفتهها كرده است.
احمدينژاد در اين برنامه و نيز سخنرانيهاي ديگرش از يك «حلقه بسته مديريتي» در كشور سخن گفت كه حدود 24 سال مديريتهاي كلان كشور را در انحصار خود داشته است. به گفته او آغوش اين حلقه مديريتي حتي به روي بزرگترين استعدادهاي كشور نيز بسته بوده است.
اين مجموعه محدود كه توان مديريتهاي كلان را تنها در انحصار خود و جوانان نسلهاي جديد را از انجام آن ناتوان ميديد، در سومتير سال 84 با رأي منفي مردم روبرو شد. پس از اين بود كه قفل اين«حلقه بسته مديريتي» شكسته شد تا زمينه شكوفايي استعداد جوانان را در عرصههاي مختلف فراهم كند.
اما وقايعي كه اين روزها در فضاي پر سر و صداي انتخاباتي كشور روي ميدهد، ازخطر بازگشت به مسيرگذشته و تكرار تجربههاي شكست خورده پيشين حكايت ميكند. اين برنامهها گرچه به بهانه «تغيير» وضع موجود سازماندهي ميشود اما بيش از همه نشانگر عزم «مديران سابق» براي تصدي مجدد كرسيهاي مديريت كلان كشور است.
مخالفان دولت كه حضور افرادي خارج از مجموعه خود را در عرصههاي مختلف مديريتي باعث «ناكارآمدي» ميدانند، بر موج تبليغاتي سوار شده و اين ناخشنودي را با تخريب و توهين عليه دولت ابراز ميكنند و بر آن عنوان «نقد» ميگذارند.
در اين ميان، طيف مذكور(رفسنجاني، ناطقنوري وخاتمي) بيش از همه در عقبه جبهه حاميان آخرين نخست وزير كشور حضور يافته و براي بازگشت به شيوه مديريت و ساختارهاي سابق تلاش ميكند، چنان كه معصومه ابتكار، رئيس سازمان محيط زيست دولت اصلاحات گفته
«اي كاش احمدينژاد به ساختارهاي گذشته بر ميگشت.»
در اين راستا سايت انتخاباتي ميرحسين موسوي آماري را درباره جزئيات طيف مذكور ارائه كرده كه در عين شفافيت موضوع، قابل تأمل است. به نوشته اين سايت «حداقل 1490 نفر از مقامات و مديران دولتي سابق در ستاد انتخاباتي مهندس موسوي جمع شده و به تبليغات انتخاباتي مشغول هستند.»
بر اين اساس در میان این افراد 12 معاون رئیس جمهور و نخست وزیر، 17 مشاور رئیس جمهور و نخست وزیر، 22 وزیر، 46 معاون وزیر و 76 رئیس دانشگاه در ستادهای انتخاباتی موسوی مشغول به کارند. به اين افراد بايد 170 نماینده ادوار مختلف مجلس را نیز افزود.
در فهرست مدیران ارشد فعال در ستادهای ميرحسين نام 40 استاندار، 55 معاون استاندار، 250 فرماندار، 320 شهردار و 400 بخشدار نیز دیده می شود.
اما نكته جالب در اينباره زماني آشكار ميشود كه حضور گسترده مديران دولتي 24 سال ابتدايي انقلاب در ستاد موسوي، در كنار شعار «تغيير» ميرحسين ديده شود. آخرين نخست وزير كشور كه از هفتهها پيش مديريت كنوني دولت را به باد انتقاد گرفته و حتي از بيان يك نكته مثبت در عملكرد دولت خودداري كرده، معتقد است كه بايد «تغيير» را سرلوحه كار قرار داد و مديريت كنوني را زير و رو كرد.
با اين حال موسوي مجموعه مديران سابق را گرد خود جمع كرده و بنا دارد آنچه را كه از آن به عنوان «تغيير» ياد ميكند، با اين حلقه مديريتي عملياتي كند.
زمينهسازي آخرين نخست وزير كشور براي بازگرداندن «تفكر مديريتي سابق» به سطوح عالي مديريت كشور در شرايطي است كه دكتر احمدينژاد تأكيد دارد بسياري از مشكلات كنوني در اقتصاد، سياست و فرهنگ ناشي از جاري شدن همين تفكر در جامعه مديريتي و بدنه جامعه بوده است.
چنانچه بسياري از كارشناسان اقتصادي بيتوجهي مسئولان سابق را به امور و ساختارهاي زيربنايي و مولد و همچنين غفلت از سرمايهگذاريهاي بلندمدت، عامل اصلي مشكلاتي همچون بيكاري و تورم ميدانند كه بار سنگين ناشي از آن اكنون بر دوش ملت و مسئولان دولت سنگيني ميكند.
از ديگر سو فعالان بخش فرهنگ نيز علت اصلي مشكلات كنوني را نه مديريت مستقر كه نتيجه انفعال حاكمان اين بخش در دهههاي اخير عنوان و تأكيد ميكنند كه كودكان و نوجوانان و در مجموع ساختار فرهنگي كشور در دهههاي 60 و 70 از استراتژي فرهنگي روشني محروم ماند تا اكنون «ناتوي فرهنگي» غرب بر مردم و مديران فرهنگ كشور فشار وارد كند.
با اين حال ميرحسين موسوي، كانديداي اصلاحطلبان در انتخابات، آغوش خود را به روي اين عده گشوده است و بنا دارد كه سياستهاي دولت احتمالياش را با «تفكر مديريتي سابق» و بهرهگيري از مصداقهاي اين تفكر كه هماكنون در ستاد او به جنبوجوش مشغولند، اجرايي كند.
با اين حال به دليل سكوت 20 ساله موسوي و عدم ارائه برنامهاي روشن، معلوم نيست كه آيا قصد دارد دوران مديريت دهه شصت خود را نيز تكرار كند؟ و آيا مديريت موسوي در اين سالها تحول و ارتقا پيدا كرده است؟ مديريتي كه هاشمي رفسنجاني در آخرين سال
نخست وزيري ميرحسين آنرا چنين توصيف كرد: «اين شيوهاي که الان دولت دارد زندگي مردم را اداره ميکند، اين بدترين نوع اداره مردم است.»
سيد مرتضي نبوي، عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام و وزير مخابرات در دولت ميرحسين نيز ديروز در اين زمينه سخن گفت و اعلام كرد كه فعالان اقتصادي هماكنون نيز معتقدند كه آثار سياستهاي غلط موسوي هنوز هم در صنعت باقي است.
با اين همه اكنون مسئولان دولتي سابق بدون توجه به رابطه شيوه مديريتي خود و مشكلات كنوني، در اظهاراتي با محتوا و هدف يكسان بر برخي نقصها دست گذاشته و آنها را محصول سياستهاي دولتنهم ميدانند. فضاي باز رقابتهاي انتخاباتي اما، بستري را مهيا كرده است كه مجريان سياستهاي نادرست گذشته اكنون در جاي مدعي قرار گيرند و مديريت كنوني بر كرسي متهم بنشانند. موضوعي كه به نظر ميرسد احمدينژاد نيز به خوبي آن را درك كرده و قصد دارد تا با استفاده از فرصت مناظره و رودررويي نامزدها، آنها را در برابر قضاوت مردم، روي صندلي اتهام بنشاند.
نگاه
به جرم فرياد گفتمان انقلابي
مهدي كوچك زاده
تخریبهای بیسابقهای که این روزها علیه دولت صورت میگیرد، فضای قابل تأمل و توجهی را در کشور رقم زده است. در این میان آنچه مسلم و قطعی است اینکه این تخریبها تنها با هدف جلوگیری از پیروزی و انتخاب مجدد آقای احمدینژاد صورت نمیگیرد بلکه به اعتقاد من هدف اصلی، انتقامگیری از مسبب رویدادهایی است که در چند سال اخیر به وقوع پیوسته است.
واقع امر این است که آقای احمدینژاد که در سال 84 با اقبال گسترده مردم، از آنان رأی اعتماد گرفت و بر رقبای خود پیروز شد، مسبب وقوع رویدادهایی شد که پیامدهای آن برای عده ای قابل پذیرش نبود.
از سویی دایره آنان که عبا و ردای مسئولیت را تنها برای خود و اطرافیانشان دوخته شده میدیدند و هرگز تصور نمیکردند که فردی غیر از ایشان وارد این دایره شود، شکسته شد و احمدینژاد با فشار مردم به درون این جمع محدود گام نهاد و وارد عرصه مدیریت کلان کشور شد.
این رویداد خبرساز در حالی رخ داد که بیش از بیست و چند سال، حدود
30 نفر از افراد با نفوذ در کشور چنین تصور میکردند که تنها ایشان لیاقت صدارت و مدیریت بر مجموعههای کلان کشور را دارند اما به یکباره ملت ایران آقای احمدینژاد را انتخاب کرد و به گفتمان انقلاب اسلامي رأی داد.
این مجموعه محدود قدرت که حتی بر روی عالمترین متعهدان نیز بسته بود، ناگهان با ورود جوانان تحصیلکرده و دانشمند، گسترده و بزرگ شد و شعار جوانگرایی و اعتماد به جوانان به وقوع پیوست که یکی از نتایج آن شکستن بزرگترین موانع دستیابی به علوم پیشرفته دنیا و دستیابی جوانان ایرانی به قلههای مختلف علم و پیشرفت و خدمت بود.
از سوی دیگر با ورود ایشان به این عرصه منافع نامشروع و ظالمانه «بعضیها» که در دولتهای گذشته از بیتالمال تأمین میشد، در عین ناباوری آنان، قطع شد. این امر طبعاً میتوانست موجب مخالفت و کینهتوزی این افراد با عامل قطع منافعشان شود که همین طور هم شد.
اما در واکاوی ریشه این رفتارها، نقش گفتمان انقلاب را نیز نباید دور از نظر نگاه داشت.
بر این اساس رئیسجمهوری که شعار مبارزه با فساد و عدالت میدهد و به آن عمل میکند، عزت و اقتدار ملت ایران را برای جلب لبخند مستکبرین عالم زیر پا نمیگذارد و از طرح آرمانهای امام(ره) و ارزشهای انقلاب خجلتزده نیست، قطعاً مورد خشم و کینه کسانی قرار خواهد گرفت که میانه خوبی با این شعارها ندارند و طرح آنها را به ضرر منافع خود میدانند.
از این رو به اعتقاد من تخریبهای گسترده مخالفان دولت روی اذهان مردم تاثیرگذار خواهد بود بویژه آنکه این تخریبها به صورت هماهنگ و منسجم صورت میگیرد. از دیگر سو امکانات و منابع مالی قابل توجهی پشت این موضوع است که میتواند در برخی بخشها موجب ایجاد فضایی ناآرام و ابهامآلود شود. اما نکته آنجاست که با این همه، آفتاب هیچگاه پشت ابر نمیماند و مردم آگاه ایران عملکرد و رویکرد دولت را از پس این ابرها دیده اند و خواهند دید.
* نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي
يادداشت شفاهي
شبکه بروکراتیک 24 ساله
عبدالرضا داوری
اگر آلبومي از تصاویر مدیران ارشد سال های 60 تا 84 تهیه کنیم، به یک چرخه ساده و پر تکرار و بدون تغییر در این سالیان طولانی، در عرصه مدیریت کشور خواهیم رسید. بارها اين اتفاق افتاده بود كه فردي در دورهاي استاندار بوده، در دولت بعدی معاون وزير و در دولت دیگر وزير شده است. شبكهاي از مديران دولتي از سال 60 تا سال 84 در كشور حاكم بودهاند که تنها جایگاه و پستهاي سازماني آنها از سازماني به سازمان ديگر انتقال پيدا ميكرده است اما حضور خود در طبقه ارشد دستگاه های دولتي را همواره حفظ
کرده اند شبكه بروكراتيك مديريتي که طي 24 سال شكل گرفته بود، بنا بر قانونی نانوشته خود را متعهد می دید اگر مدیری به هر دليل کنار گذاشته شد، براي آن فرد در موقعيتي معادل يا برتر از موقعيت قبلي پست و مقامي را دست و پا كند.
بر مبنای مقدمه برنامه چهارم كه توسط دولت آقاي خاتمي تدوين شده است، میانگین رشد اقتصادی سالانه این دولت ها از سال 1360 تا 1384 به 5/1 درصد رسیده است.
این بدان معنا است که شبكهاي كه امروز به عنوان شبكه بروكراتيك پيش از احمدينژاد شناخته می شود، كارآمدي خود را با رشد ميانگين ساليانه 5/1 درصد نشان داده است. به نظر می رسد همه دعواها در خصوص دولت نهم بر سر اين است كه شبكه بروكراتيكي كه ناكارآمدي خود را اثبات كرد و از سال 84 توسط دولت نهم كنار گذاشته شد باید دوباره به قدرت بازگردد، همه چيز بهانهاست.
اما اين مجموعه مدیریتی، در دوره بر مسند بودن، منتقدين خود را نیز با خط ونشان تهديد و از میدان به در می کرد، هر چند این تمامیت خواهی در 3 تير 84 بود که شكسته شد.
انتخابات پیش رو نیز حادثهاي است كه در آن هر گونه صفبندي خارج از تقابل، یک صف بندی خیالی است. صفبندي انتخابات آتی، به دو شيوه حكمراني دولتيهاي 60 تا 84 كه با شیوه های مركز نشيني اشرافيگري و تجملگرايي در برهه هایی همراه بوده و درمقابل شيوه ای مردمگرا و مقاوم در برابر منافع و آرمان هاي ملت تبدیل شده است.
ما توانستیم آماري را استخراج کنیم كه بر آن مبنا آقاي هاشمي رفسنجانی در كل دوران رياستجمهوريشان يك مورد توهين از مطبوعات دريافت نكرده است. آقاي خاتمي 5 مورد توهين دريافت كرد اما آقاي احمدينژاد با یک تفاوت معنادار 1682 مورد توهين در عرض سه سال دریافت کرده است.
طبیعی به نظر می رسد که این شبکه بروکراتیک که هم صاحب نفوذ رسانهاي بوده و هم نفوذ خارجي و اقتصادي دارد، با شبكههاي دیگر قدرت و ثروت به هم پيوند خورده و چنان فضای سیاهی را در رسانهها رقم بزنند که تاکنون انقلاب اسلامی در خاطر خود به یاد نداشته است.
*مدیرکل پژوهش خبرگزاری جمهوری اسلامی
کواکبیان : حمایت هاشمی از موسوی عاطفی است
بنده چندان خبری از محتوای اختلافات آقای موسوی و آقای رفسنجانی در دوره ریاستجمهوریشان ندارم و ممکن است در مباحث اقتصادی آقای موسوی نظراتی را ابراز کرده باشند اما اینکه دقیقاً بحث در خصوص نقدینگی و تورم و رانتخواری و چه بحثی بوده من خبر ندارم. اما امروز هم آقای هاشمی موضع صریحی در خصوص آقای موسوی اتخاذ نکرده هر چند که به صورت کلی ما میفهمیم ممکن است ایشان را حمایت کنند ولی به صورت موردی من مطلب خاصی به ذهنم نمیرسد. شکی نیست که سالهای سال است که آقای موسوی و رفسنجانی همکاری دارند وبه صورت عاطفی میتواند این حمایتها وجود داشته باشد ولی به صورت تشکیلاتی این همکاری وجود ندارد.
زاکانی: تهدید منافع علت ائتلاف جناحهای سیاسی علیه احمدینژاد است
به اعتقاد من مهمترین منشأ مشکلی که مبتنی بر آن امروز نه تنها جناب آقای هاشمی و آقای موسوی که پیش از این با هم اختلاف داشتهاند بلکه خیلی از افرادی که امروز در جبهه مخالف دولت عنان نقد را با سیاهنمایی و یا با ارائه آمارهای غلط از دست میدهند، به جهتگیریهای انقلابی این دولت و به تغییراتی که در خصوص این جهتگیریها در کشور و در سطح منطقه و جهان اعمال شده است برمیگردد. لذا ما فصل مشترک این مخالفتها را تهدید شدن منافع باندی عدهای می دانیم که استمرار فعالیت جریان معتقد به گفتمان امام(ره) در کشور را برای خودشان مضر حس میکنند.
ولیاسماعیلی: احمدینژاد مبانی راکه پیش از این گفته و عمل نمیشد، اجرا کرد
امروز گروههای مختلف وحدت نسبی را سیاستی برای رسیدن به منافع مشترک میدانند زیرا آقای احمدینژاد مبانیاي که پیش از این گفته و عمل نمیشد را اجرا کردند حالا تصور کنید که منافع مشترک این آقایان به خطر افتاده و دو طیف امروز در خطر هستند. اکنون این افراد دست به دست هم دادهاند که دوباره به وضعیت پیشین خود بازگردند و بدون توجه به وضعیت کشور و مناطق محروم فقط به منافع خود فکر کنند. این منافع مشترک باعث میشود هر کاری کنند تا آقای احمدینژاد به ریاست دولت نرسد.
کرمیراد: لایه های پنهان سیاسی موجود در انتخابات دهم آشکار شده است
امروز لایههای پنهان سیاسی در این انتخابات بیشتر از پیش آشکار شده است. ما منتظر هستیم در مناظرهای که از تلويزیون پخش خواهد شد انشاءالله لایههای پنهان و دستهای پنهان این حریم ممنوعه افشا شود و مردم بدانند این مجموعه هزار فامیل که تصور میکنند صاحب ایران و انقلاب هستند و به صورت موروثی میخواهند اداره کشور را در دست بگیرند شناخته شوند.
مرعشی: این سؤال در راستای حمایت از احمدی نژاد طرح شده است
سؤالی که طرح کرده اید، سؤال جهتداری است که در راستای حمایت از احمدی نژاد مطرح شده استو من به سؤال شما پاسخ نمیدهم.