صفحه اول|
1 |
سیاسی|
2 |
داخلی|
3
5 |
اجتماعی|
4
6 |
ایران اقتصادی|
7 |
توسعه|
8 |
گزارش|
9 |
فرهنگ و اندیشه|
10 |
دیپلماتیک|
11 |
خانواده|
12 |
ایران زمین|
13
19 |
سلامت|
14 |
تاریخ|
15 |
فرهنگ و هنر|
16
|
تولید|
17 |
بورس|
18 |
ورزشی|
20
21 |
حوادث|
22 |
بین الملل|
23 |
صفحه آخر|
24 |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
پـردههاي زيباي حماسه
هنر به عنوان نهادي ذاتاً انساني، كه همواره با بشر همراه بوده، از اجزاي ساختاري و قطعي يك جامعه پويا، با نشاط و خردمند است. بخصوص در جوامعي كه داراي پيشينه عظيم فرهنگي، علمي و مدني است. جامعهاي كه در عصر بيخبري و حيرت، براي همه ابناء بشر پيام ويژهاي دارد. پيامي آسماني براي تمام انسانهاي معاصر.
براي ثبت در تاريخ و جاري شدن در همه زمانها و همه مكانها، هيچ پيامي نخواهد ماند مگر خود را به رايحه مقدس و زيباي هنر بسپارد.
نواهاي حماسي و موسيقي دفاع مقدس يا موسيقي مارشي را بايد به 3 دوره تقسيم كنيم:
1ـ قبل از جنگ، 2ـ حين جنگ و 3ـ بعد از جنگ
در همين ابتدا سؤال ميكنم؛ ما قبل از جنگ در زمينه موسيقي چه كردهايم و چه توليداتي داشتهايم؟ در حين جنگ چه نواهايي جوانان سرافراز و شجاع ما را به سوي جبهههاي نبرد حق عليه باطل كشاند و چه نوع شعر و موسيقياي با هم تلفيق شد كه اين همه انگيزه براي جانفشاني صورت گرفت؟ آيا خداي ناكرده اگر الآن اتفاقي بيفتد ما اثر موسيقي يا نوايي داريم تا در جوانان شور و انگيزه ايجاد كنيم؟
و حال كه جنگ تمام شده و 20 سال از آن گذشته ما چه مقدار توليد فاخر موسيقي داشتهايم يا اصلاً از آثار فاخر زمان جنگ چه آثاري را ماندگار و يا ثبت در سازمان ملل نمودهايم؟
با وجود آثار ارزشمندي كه در سالهاي دوران دفاع مقدس در حوزه سرودها و ترانههاي حماسي ساخته شد، اما هنوز پس از گذشت 20 سال از پايان جنگ، اقدام جدي در زمينه گردآوري، شناسايي منابع و به طور كلي تهيه شناسنامه آثار ديده نميشود.
در آن زمان حتي بعضي از آهنگها توسط تدوينگران تصويري صدا و سيما به عنوان موسيقي دفاع مقدس در بين عموم مردم جا افتاد. يعني يك موسيقي كه براي يك موقعيت ديگري اجرا شده بود را بر روي تصاوير جنگي پياده كردند و به موسيقي جنگ معروف شد، مثل تصنيف «اندك اندك جمع مستان ميرسند» ساخته آقاي ذوالفنون به خوانندگي آقاي ناظري كه با يك كار تدويني زيركانه در صدا و سيما به عنوان موسيقي جنگ جا افتاد. البته در اشاعه مثبت برخي از اشعار و آثار موسيقي دوران جنگ ميتوان گفت: برخي از اين قطعات با اين كه كار چند ساعته بود ماندگار شد، شعر همپاي جلودار به خوانندگي آقاي سراج را نيز ميتوان به عنوان يكي از آثار ماندگار در كل جنگ ناميد.
در زمان جنگ برخي گروههاي موسيقي هم در پشت خط مقدم جبهه برنامه اجرا ميكردند مثل آقاي رشيد وطندوست و تعدادي از خوانندهها كه با وجود بمباران هوايي منطقه، گروه در حال نوازندگي و خوانندگي بود و در لحظه آخر كار را رها كردند اما هيچ حمايتي از سوي مسئولين امر در جهت ماندگاري آثار ايشان نشد.
ميگويند بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس ارگاني حمايتي است آن هم با بودجه اندك. ولي با آن همه بودجه ميلياردي كه صرف موسيقيهاي مختلف و جشنوارههاي تكراري ميشود آيا هيچيك از مسئولين امر همچون متوليان موسيقي صدا و سيما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي و حتي بنياد حفظ آثار و يا كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان پرسيده كه چند اثر فاخر موسيقي از سال 68 تا به حال توليد شده است؟ كه متأسفانه پاسخ آن به زور به تعداد انگشتان دستمان ميرسد.
جمعآوري آثار و توليدات دهه 60 تا به حال خدمتي بزرگ به عرصه موسيقي دفاع مقدس به شمار ميرود. چقدر تاكنون توانستهايم در اين زمينه موفق باشيم؟
برخي از مديران موسيقي كشور به موسيقي دفاع مقدس نگاه جدي نداشته و تمايلي به همكاري در زمينه جشنواره موسيقي فجر ندارند. جاي دارد كه پس از گذشت 20 سال از جنگ فكري كنند تا اولاً هنرمندان موسيقي حماسي و دفاع مقدس معرفي شوند و ثانياً توليد آثار فاخر را لااقل خود ما مشاهده كنيم.
برگزاري جشنوارههاي مقاومت و صرفاً دفاع مقدس كه مثلاً 7 دوره آن برگزار شده با حضور گروههاي درجه سه و چهار گروههاي محلي آن هم بدون حمايت قبلي و برنامهريزيهاي بعدي دردي از موسيقي دفاع مقدس و حماسي دوا نميكند. درددل گروههاي موسيقي نظامي و به قول خودمان مارشي كه در نهادهاي نظامي وجود دارد نشاندهنده كارهاي غير اصولي در چند سال پس از جنگ بوده و عدم حمايت مالي و معنوي حوزههاي تخصصي مثل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي باعث شده كه گروه درجه يك مارشي كشورمان برخي از سرودهاي ملي كشورها را كه با حضور رؤساي جمهوري و مقامات كشورهاي مختلف اجرا ميشود با تغييرات و به صورت غير استاندارد بنوازد.
در دوران جنگ تحميلي ديده شد كه از وجود سربازان وظيفه در برخي از اين گروهها استفاده ميشد و در عوض نوازندگان درجه يك كشور در زمينه موسيقي نظامي و مارشي به دليل عدم حمايت دلسرد شده و به روزمرگي گرفتار شدهاند و بوضوح ميتوان در برخي از برنامههاي رسمي كشور به اجراي اينگونه گروههاي مارشي نظامي توجه كرد و متوجه شد كه فقط 4 يا 5 پارتي تور را مينوازند .....
بودجه موسيقي برگزاري جشنواره مقاومت يك دهم بودجه جشنواره موسيقي فجر است.
ما هفت دوره جشنواره موسيقي نظامي و دفاع مقدس برگزار كردهايم و به نتايجي هم رسيدهايم. به ما ميگويند بنياد، جشنواره موسيقي دفاع مقدس را تعطيل كرده، ولي آيا برگزاري جشنوارهاي كه در 2 سال برگزار ميشد و توليدات آن تكراري بود هنر است؟ آيا بايد بدون امكانات فقط جشنواره برگزار كنيم؟
ابتدا بايد، عرصه موسيقي دفاع مقدس را براي جوانان به زبان روز موسيقي و با حفظ شئون فرهنگ ايراني و سنت اسلامي معرفي كنيم و پس از آن كه دهها و صدها اثر فاخر و ارزشي توليد كرديم جشنواره برگزار كنيم. افسوس كه بودجه و امكانات در اختيار نهادهايي قرار گرفته كه حتي جهت برگزاري جشنوارههاي معمولي در داخل نيز نظرات و خواستهها و نيازهاي مديران بنياد را جويا نميشوند!
پس از گذشت 20 سال از دفاع مقدس حتي يك اثر فاخر راجع به سرداران شهيد از جمله همتها، باكريها، خرازيها و باقريها نساختهايم كه آن موسيقي بتواند تداعيكننده شخصيتها و سرداران ما باشد چرا براي جنگ در دريا يا مقاومت در منطقه كوهستاني كردستان و يا رشادتهاي هر منطقه موسيقي خاص همان جا را نساخته ایم.
زبان موسيقي راحتترين و بينالملليترين زبان انتقال فرهنگ و تمدن و حتي رشادتهاي سرداران دفاع مقدس ما براي صادر كردن به اقصي نقاط جهان است كه نيازي به ترجمه ندارد.
بارها انواع كنسرت موسيقي و اجراهاي زنده موسيقي دفاع مقدس حمايت نشده است.
به ما ميگويند چرا سراغ فلان آهنگساز سمفوني نميرويد؟
اگر نياز يك درصد مردم ما به توليد و ساخت سمفونيهاي مختلف و گاهي تكرارشونده و خستهكننده آن هم با بودجههاي بسيار زياد و هنگفت است، بيش از 50 درصد جوانان و مردم ما كه اغلب آنها از خانوادههاي ايثارگران و شهدا و جانبازان و ديگر عامه مردم هستند به موسيقي پر انرژي كه ايجاد هيجان کند و يادآور رشادتهاي رزمندگان ماست، نیاز دارند.
بايد بودجه را به جوانان و نوجوانان در مدارس، دانشگاهها، مساجد، گروههاي تواشيح و سرود بدهيم و از آنها بخواهيم با توجه به نيازشان اثر توليد كنند و آنگاه جشنواره برگزار كنيم.
حال وقت آن است پيوندي برادرگونه ميان موسيقي وزارت ارشاد و صداو سيما و رزمندگان و سرداران صورت گيرد، چرا كه شعائر انقلاب ما انقلاب فرهنگي است. البته من با وزارت ارشاد مشكلي ندارم و اين عدم تمايل مديران و مسئولان فرهنگي هنري به مسائل دفاع مقدس و نشر ارزشهاي دفاع مقدس و فرهنگ شهادت ريشه در بيراهه رفتنهاست.
حتي در صدا و سيما نيز روال به همين شكل شده است. به ياد دارم سه يا چهار سال پيش جناب آقاي ضرغامي در جلسهاي مشترك با مديران بنياد بيان كردند اتاق فكر و كارشناسي دفاع مقدس در زمينههاي توليد برنامههاي تلويزيوني و موسيقي و ... در بنياد حفظ آثار موجود است، ولي حتي يك تهيهكننده و يا آهنگساز تا به حال جهت دريافت سياست بنياد در زمينه شعر و موسيقي و در جهت توليد اثر نظر كارشناسي نخواسته است!
حتي ما براي ساخت موسيقي مقاومت خود از آهنگهاي تكراري غربي استفاده ميكنيم كه جاي بسي نااميدي دارد و حال كه به خروجيها مينگريم خيلي هم دندانگير نيست، حتي برخي از كارها راجع به شهيد و دفاع مقدس نيست.
پرويز خمسهپور اولين آهنگسازي بود كه بدون سفارش در زمان جنگ آثار جبهه را براي اجرا با پيانو تنظيم كرد و در دانشگاه صنعتي شريف روي صحنه آورد چون معتقد بود اين آثار از زيباترين ملوديهاي جنگ جهان است.
چرا از چنين كساني كه در موسيقيايي كردن نواهاي جبهه اقداماتي كردهاند بهره گرفته نشده است؟
همان كساني كه قبلاً در روزنامهها به دنبال احقاق حق موسيقي دفاع مقدس بودند حالا كه خود مسئول اجرايي حوزه موسيقي كشور هستند حتي به خواستههاي خود جامه عمل نميپوشانند.
در صورتي كه موسيقي دفاع مقدس سهم فوقالعاده زيادي در آشنايي عمومي با ارزشهاي دفاع مقدس دارد و اگر با برنامهريزي پردازش شود حتي در روند شكلگيري سينما و تئاتر دفاع مقدس نيز مؤثر است و ميتوان گفت اين نوع موسيقي در تمام رشتههاي هنري جاي خود را باز كرده است.
و حالا ميدان توليدات حرفهاي آثار فاخر موسيقي حماسي و دفاع مقدس كمرنگ و محدود شده است و امروزه موسيقي مقاومت جايش را به حاشيه يادوارهها و سالگردها سپرده است و جاي آن را موسيقي وارداتي پر كرده كه هنر بزرگ موسيقي مقاومت ما را جداً تهديد ميكند.
با نگاه عميق و متفكرانه به گذشته و استواري و دقت در شرايط كنوني و چشمانداز پرنشاط آينده، بايد به سوي اميد و بزرگي حركت كرد. اين شرايط ماست و هنرمندان كه از پيشتازان فكري هر جامعه محسوب ميشوند همين راه را ميپيمايند.
٭ مدير موسيقي نواهاي حماسي بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس
برگزاری سومین کنسرت ارکستر آکاد میک تهران در تالار وحدت
در جست وجوي اجراي متفاوت
ارکستر آکادمیک تهران دهه اول مهرماه امسال به مدت سه شب در تالار وحدت به اجرای کنسرت موسیقی ایرانی پرداخت و این سومین برنامه ای بود که در طول یک سال اخیر توسط این ارکستر نوپا و نوازندگان جوان آن برگزار می شد.
اجرای موسیقی به صورت ارکسترال با ترکیبی از سازهای سنتی و کلاسیک،توسط هنرمندان بزرگ ایران آغاز شد و ارکستر آکادمیک تهران با تکیه بر 70سال تجربه گذشتگان و آنچه به همت استادان خود آموخته است،در تیر ماه 1387 فعالیت خود را آغاز کرد.این ارکستر پس از تمرین های بسیار،توانست نخستین برنامه های خود را در زمستان سال گذشته در تالارهای رودکی و وحدت با بهره گیری از اعضاي جوان خود برگزار کند؛اما اگر از حق نگذریم، این برنامه آخری با اجراهای گذشته این هنرمندان اصلاً قابل مقایسه نبود. تأسیس ارکستر آکادمیک تهران به همت دو هنرمند جوان از جمله امین سالمی و حمید خزاعی بود؛امین سالمی متولد 1360 و دارای لیسانس موسیقی است.سالمی نوازنده و مدرس سنتور نیز هست و پس از دریافت کارت صلاحیت تدریس و آهنگسازی از مرکز آموزش فعالیت های هنری وزارت ارشاد،ارکستر آکادمیک تهران را تأسیس کرد و خود رهبری آن را به عهده گرفت.همچنین حمید خزاعی که متولد 1357 و کارشناس موسیقی است نیز به عنوان خواننده با ارکستر آکادمیک تهران همکاری دارد.کمی پس از تأسیس ارکستر، بابک شهرکی نیز به عنوان سرپرست اول گروه به آنان پیوست که خود نوازنده چیره دست ویولون و آهنگساز قابلی است.
ارکستر آکادمیک تهران که در آغاز کار خود را با کمتر از 60نوازنده شروع کرده بود،در برنامه اخیر بیش از 120نوازنده آن را همراهی میکردند که بسیاری از آنان کمتر از 20سال سن داشتند.ضمن اینکه این ارکستر در برنامه ها و اجراهای خود از رهنمون های اساتید بنام موسیقی ایران مانند مهندس همایون خرم نیز بهره می گیرد.
بخش نخست کنسرت، ابتدا با اجرای قطعاتی از آثار مهندس همایون خرم مانند پیش درآمد و تصنیف جلوه رخسار و هیچ مگو آغاز که این دو قطعه از جمله آثار استاد همایون خرم به شمار می آید که تا کنون اجرای صحنه ای نداشته است و اجرای این قطعات با حمایت مهندس خرم صورت گرفته است و برنامه سپس با تصنیف بهار دلنشین ادامه یافت. پس از این اجراها نیز قطعه انتظار به صورت پیش درآمد و تصنیف از ساخته های نوازنده و آهنگساز جوان بابک شهرکی اجرا شد.شهرکی آثار زیادی را در کارنامه هنری دارد؛اما می توان این قطعه را یکی از زیباترین ساخته های وی دانست. تصنیف وطنم به آهنگسازی موسیو لومر نیز در پایان بخش اول برنامه به زیبایی اجرا شد. ارکستر آکادمیک بر اساس تئوری ارکسترهای تلفیقی ایرانی-کلاسیک تشکیل شده است و با نگاهی به ترکیب و سازبندی این بار ارکستر آکادمیک تهران،به خوبی میتوان دریافت که ساز بندی این ارکستر شبیه به سازبندی ارکستر ملی طراحی شده بود.با این تفاوت که سازهای بادی برنجی،چنگ و بالابان را به این ترکیب افزوده بودند و در واقع اجرای این ارکستر با ترکیبی از سازهای ایرانی و کلاسیک شکل گرفته بود.
بخش دوم را با تصنیف خاطره انگیر سرگشته به آهنگسازی همایون خرم آغاز کردند و سپس قطعه بدون کلام پائیز براساس ملودی آذری ساری گلین نواخته شد.ملودی ساری گلین از جمله ملودی های زیبایی است که شنیدن آن چه با کلام و چه بدون کلام، هر یک شیرینی خاص خود را دارد و هر بار به هر دو صورت که اجرا می شود،به هر حال بسیار جذاب و شنیدنی است.تصنیف دام عشق نیز بر اساس ملودی معروف آذری آیرلیق اجرا شد و سپس تصنیف خزان عشق که البته در مورد این تصنیف،انتظار اجرای بهتری می رفت.قطعه مه ناز از پویان کابلی و دو تصنیف سیاوش و پارسه از امین سالمی رهبر ارکستر نیز از اجراهای پایانی برنامه بودند.
در کل یکی از محاسن ارکستر آکادمیک تهران ارائه یک کار گروهی موفق است و انتخاب قطعات متفاوت و متنوعی که برای مخاطب با هر اندازه آشنایی با موسیقی ملال آور نباشد.اگر بخواهیم اجرای اخیر ارکستر آکادمیک تهران را با دو اجرای گذشته مقایسه کنیم،باید آن را پیشرفتی در کار این ارکستر بدانیم که البته انتظار می رود در اجراهای آینده شاهد پیشرفت های بیشتری در کار آن باشیم. این ارکستر در عین حال دارای معایب چشمگیری نیز هست که گاه سبب ملال آور شدن برنامه برای مخاطب می شود.یکی از این ایرادها صحبت ها و توضیحات اضافه در حین اجرای برنامه است که اگر هم نیاز به مطرح کردن آن در برنامه باشد، قطعاً در پایان برنامه نماینده گروه فرصت کافی برای این کار خواهد داشت.نکته دیگر اهمیت کلی وجود خواننده در هر ارکستری است که وقتی گروهی به عنوان ارکستر با هر تعداد روی صحنه ظاهر می شود،مطمئناً تک تک افرادی که اجرا دارند،در کیفیت کار ارکستر مؤثرند و دارای اهمیت هستند. بنابراین نقص در کار یا نبود هر یک از آنان به کار گروه آسیب می رساند.معمولاً در همه دنیا اگر اثری که ساخته می شود با کلام باشد،نتیجه کار برای مخاطبان به نام خواننده شناخته می شود.متأسفانه در این کنسرت ارکستر آکادمیک صدای خواننده گروه، حمید خزاعی در ابتدای برنامه به خوبی شنیده نمی شد که خود علت آن را سرماخوردگی عنوان کرد.به هر حال هر نوعی از موسیقی که اجرا می شود میتواند با کیفیت درجه یک اجرا شود و با توجه به دقت بالایی که در گزینش آثار موسیقی چه از دیدگاه هنری و چه از دیدگاه فنی صورت می گیرد،در سالن های موسیقی معمولاً هر نوع موسیقی با هر کیفیتی اجرا نمی شود.گروه ها و هنرمندانی به تالار وحدت راه می یابند که کارشان از جهت کیفیت اجرا و رعایت اصول فنی قابل پذیرش باشد.از طرفی هم بحث اجرای ارکستری که پیش می آید، هماهنگی در ساختار ارکستر حرف اول را می زند و بنابراین کیفیت کار نوازندگان و شیوه نوازندگی آنان،ساختار قطعات اجرایی،تنظیم و رهبری بسیار اهمیت دارد.