محمدعلي خاكبيز، كوهنورد 90 سالهاي است كه هنوز ردپايش بر طبيعت نقش ميبندد
نخستين گام روي بلندترين قله ايران
هنوز لب به سخن نگشوده بود كه به نقطهاي نامعلوم خيره شد. گويي خاطرات يكي پس از ديگري از جلوي ديدگانش ميگذشتند، نميدانست از كجا شروع كند. وقتي به او گفتم، ميخواهم باقديميترين فردي كه موفق به صعود به قله دماوند شده است، گفتوگو كنم، لبخندي به لب آورد، لبخندي كه او را به گذشتههاي دور برد. دستهايش را به يكديگر گره زد و پر قدرت آنها را روي ميز گذاشت و با صدايي كه پر از تجربه و صلابت بود گفت:
محمدعلي خاكبيز هستم، متولد 1298 در تهران و...
از كودكيهايتان بگوييد؟
اشتباه نكنيد، من هميشه بزرگ بودم و دوران كودكي براي من مفهومي نداشت. اكثر اوقات ورزش ميكردم. زماني كه 12 ساله بودم، روزهاي جمعه با دوچرخه كنار راهآهني كه قطار آن از تهران به طرف مرقد حضرت عبدالعظيم ميرفت به سرعت قطار ركاب ميزدم تا جايي كه بتوانم با دست قطار را بگيرم، آن وقت روي پله قطار ايستاده و دوچرخه را بالا ميكشيدم. پس از مدتي در محل مناسب دوچرخه را روي زمين گذاشته و به طرف شهرري ركاب ميزدم.
از همان زمان به كوهنوردي علاقهمند شديد؟
در يك خانواده مذهبي متولد شدم، مادرم بيشتر براي زيارت به اماكن زيارتي ميرفت. من نيز در اين مسافرتها به طبيعت علاقهمند شدم و در دوران جواني و نوجواني به اطراف تهران رفته و دامنههاي كوه را ميپيمودم. اما فعاليت جدي من در رشته كوهنوردي از زماني آغاز شد كه فارغالتحصيل دانشكده افسري شدم و خدمت خود را در ارتش آغاز كردم.
و با اصول كوهنوردي آشنا شديد؟
بله و مأموريتهايي كه به من داده مي شد، فرماندهي مركز آموزش كوهستاني ارتش بود. از واحدهاي مختلف ارتش افراد مختلف به اين مركز ميآمدند تا با آموزشهاي كوهستاني از قبيل صعودها، صخرهنوردي، عبور از يخچالهاي طبيعي و... آشنا شوند.
براي فراگيري دورههاي كوهنوردي به كدام يك از مناطق كوهستاني سفر ميكرديد؟
آموزش كوهنوردي نياز به گذراندن دورههاي آموزشي و ارتباط با ديگر ارتشهاي كشورهاي جهان داشت. بههمين دليل مدت يكسال به مركز آموزش كوهستاني ارتش فرانسه اعزام شدم و در دامنههاي قله مون بلون (كوه سفيد) تكنيكهاي كوهنوردي را فرا گرفتم.
پس از بازگشت از فرانسه فعاليت در اين رشته را چگونه ادامه داديد؟
پس از بازگشت از فرانسه، دورههاي صعود به قلههاي مرتفع جهان از جمله برنامههاي من در زندگي بود. يكي از اين برنامهها صعود به قله ماسانلو (يكي از قلههاي مرتفع ژاپن) بود. يكبار هم با كوهنوردان كشور چين برنامهاي طرح كرديم تا راهي اورست بلندترين قله جهان شويم. مقصد اين برنامه صعود به قله اورست بود، با اين تفاوت كه بطور معمول كوهنوردان از راه كشور نپال كه در شمال هندوستان قرار دارد به اورست صعود ميكنند، ولي كوهنوردان ما تصميم داشتند از طريق كشور چين اين صعود را انجام دهند.
صعود به قله اورست چگونه بود؟
برنامه صعود به اورست تا كمپ اصلي كه در ارتفاع هفت هزار متري قرار داشت با موفقيت انجام شد، اما ادامه صعود به آينده موكول شد و برنامه صعود از راه كشور چين نيمه تمام ماند.
سختترين كوهپيمايي كه تاكنون داشتهايد، چه بوده است؟
يخچال نوردي و سنگ نوردي در كوههاي فرانسه يا صعود به قله ماسانلو در ژاپن كه گاهي طاقت فرسا بود. اما ساير صعودها و كوهنورديها بويژه در دامنههاي ايران مانند البرز و سهند و سبلان و... بسيار لذت بخش بود.
از نخستين باري كه موفق به صعود قله دماوند شديد بگوييد؟
دقيقاً ياد ندارم كه چه زماني به قله دماوند صعود كردم اما خيلي جوان بودم، صعود به اين قله يك روز طول كشيد و به جرأت ميگويم، يكي از بهترين و زيباترين نشانههاي قدرت خداوند را آن زمان ديدم و احساس كردم.
و اولين تجربه كوهنوردي مربوط به چه زماني است؟
صعود به قله توچال اولين تجربه كوهنوردي من در زندگي است. وقتي به ارتفاع چند هزار متري رسيدم، احساس جديد و فوقالعادهاي داشتم. خوشحالي و قدرت در وجودم موج ميزد و همين مسئله باعث شد كه كوهنوردي زندگي من شود و از آن پس تصميم گرفتم فعاليت در اين رشته را بطور جدي آغاز كنم.
تلخترين حادثه كه در خاطرات صعود به قلهها بهخاطر داريد، چه بوده است؟
هنگام صعود به قله ماسانلو قبل از رسيدن به كمپ اصلي، يك باربر تبتي از ميان شكافهاي سنگي سقوط كرد و جان باخت. اين اتفاق تلخترين خاطره كوهنوردي من بود. بهغير از اين حادثه، خوشبختانه، اتفاق ناگوار ديگري در مدت زمان صعودهايم رخ نداده است.
زيباترين قله كه موفق به صعود آن شدهايد؟
هر قله، زيبايي خاص خودش را دارد و من نميتوانم انتخاب كنم. شير كوه يزد، ارتفاعات كرمان، سهند و سبلان و قله زيباي دماوند كه بيهمتا است.
همسر و فرزندان شما هم به ورزش علاقهمند هستند؟
با همسرم در يكي از اردوگاههاي ورزشي آشنا شدم، آن زمان، او در رشته تنيس فعاليت ميكرد. پس از ازدواج به ورزش علاقه فراواني پيدا كرد و در اكثر سفرها مرا همراهي ميكرد. اغلب ورزشهايي كه با هم انجام ميداديم، شامل اسكي روي آب يا يخ حتي صخره نوردي بود. مطمئناً اگر او به ورزش علاقهنداشت، با هم در زندگي به تفاهم نميرسيديم.
بهاين ترتيب ورزش، تأثير مهمي در زندگي خانوادگي شما داشته است؟
بطور قطع سلامت خانواده تحت تأثير سلامت روح و جسم اعضاي آن است. افراد ورزشكار نيز از نظر سلامت جسم و روان بيمه هستند. در خانواده ما، من، همسرم و دخترانم هر وقت فرصت داشته باشيم بويژه در روزهاي تعطيل با كمترين امكانات به كوه ميرويم و به عقيده من ورزش، باعث شده است بهراحتي و با كمك يكديگر مشكلات زندگي را با خونسردي حل و فصل كنيم.
كوهنوردي در گذشته چه تفاوتي با كوهنوردي امروز دارد؟
كوهنوردي هميشه براي من زيبا بوده است و اگر هزار بار از يك قله صعود كنم خسته نميشوم. البته در جواني شور و اشتياق ديگري براي كوهپيمايي داشتم.
آخرين صعودتان به كدام قله بود؟
آخرين برنامه جدي صعود به قله، همان برنامه صعود به قله اورست با چينيها بود كه نيمهتمام ماند. اما تا اين لحظه هر جمعه با دوستان يا خانواده به دامنههاي اطراف تهران ميروم و كوهنوردي ميكنم.
استقبال علاقهمندان به اين ورزش را چگونه ميبينيد؟
استقبال جوانان از كوه و ورزش كوهنوردي نسبت به گذشته چشمگيرتر است. البته بهاندازه طرفداران فوتبال نيست اما قابل ستايش است.
فكر ميكنم سلامتي و تندرستي خود را مديون كوهنوردي و ورزش هستيد؟
بله، بهترين و بزرگترين تأثيري كه كوهنوردي براي من در اين سالها داشته است سلامتي است. با اين سن تاكنون به پزشك مراجعه نكردهام و يك عدد قرص نخورده ام. سالها پيش از ناحيه دست دچار آسيب جدي شدم، اما بدون مراجعه به پزشك و مصرف دارو بهبود پيدا كردم. سلامتي بهترين هديهاي است كه ورزشكار ميگيرد.
وقتي عصباني ميشويد، چه عكسالعملي نشان ميدهيد؟
كمتر عصباني ميشوم، چون طبيعت خشم مرا سركوب ميكند. در مواقع سختي و اضطراب هم سعي ميكنم با آرامش و خونسردي مشكلات را حل ميكنم.
حرف آخر؟
طبيعت بهترين هديه زندگي و بودن در آن زيباترين سرگرمي من است.
بازيافت
بستهبندي
هر دستهاي از كالاها كه جداسازي ميشود بايد در بستهبنديهاي مخصوص و با رعايت نكات بهداشتي انجام گيرد. زبالههاي خشك و آلوده مكان مناسبي براي رشد، حضور و تغذيه جانوران موذي و ميكروبها و آلودگيها است. زبالههاي خشك هم مورد توجه سارقان است تا آن را به فروش برسانند. پس بايد در بستهبندي و مكان قرارگرفتن آنها دقت كرد.
بازي
بازي با جوراب
تعدادي جوراب در رنگهاي مختلف به كودك داده و از او بخواهيد تا آنها را جفت كند.
اين تمرين را براي جورابهايي با اندازههاي مختلف تكرار كنيد.
چهار عدد جوراب را به هم پيچيده و با آنها يك توپ درست كنيد. سبدي را روي زمين گذاشته و از كودك بخواهيد تا توپ را درون سبد بيندازد. چشم عروسك را روي يك تكه پارچه پشمي چسبانده و براي آن بيني و دهان بكشيد. پارچه را كف جوراب چسبانده و از كودك بخواهيد دستش را توي جوراب كرده و با عروسك نمايش اجرا كند.
تعميرات خانگي
دستگيره با دكمه
براي تزئين دستگيرههاي قديمي، ميتوان از دكمه و پارچه استفاده كرد.
بدين منظور پارچه را به اندازه سطح داخلي دستگيره برش بزنيد سپس دكمهاي با رنگ متضاد را روي آن دوخته و پارچه را روي دستگيره بچسبانيد.