اين گره را بگشا به تفسيري!
تصور اين كه يك شاعر بتواند مثل يك سياستمدار يا ورزشكار يا حتي سينماگر، از دنياي خودش خداحافظي كند، دشوار مينمايد.
اين خبر كه در پنجمين جشنواره شعر فجر، علي معلم، از دنياي شعر خداحافظي كرده، نهتنها بهتآور كه سؤالبرانگيز است. علي معلم، فقط شاعري نيست ميان ديگر شاعران يك دوره از شعر فارسي، او نقطه عطفي است ميان شاعران پس از سبك هندي و اتفاقاً ميتوان شعر او را، حلقه گمشده ميان سبك هندي تا شعر نيما دانست. شعر او، شعر تفنن نيست. خود او هم اهل تفنن نيست اما از آنجا كه به شيوه «پيران» گرايش مدام داشته و دارد، هم شعرش هم خودش به رندي حافظانه متمايل است و همين امر است كه شنونده خبر را مشكوك ميكند كه نكند معلم سر به سر شاعران و مخاطبان شعر گذاشته يا خواسته اشارتي پنهان يا آشكار به نكتهاي داشته باشد كه عجالتاً مشخص نيست چه نكتهاي و محتملاً مشخص ميشود لابد پس از نماز صبحگاهان و خروسخوان.
شعر مثل كشتي نيست. مثل فوتبال نيست. مثل سياست نيست. تا موقعي كه زندهاي، شاعري و شعر ميگويي، حالا بد و خوباش، مسئلهاي جداست اما ميگويي و نميشود كه خداحافظي كرد.راستي! فرض بر اين كه معلم از دنياي شعر خداحافظي كرده باشد يعني ديگر «تصنيف » هم نخواهد گفت «ترانه» هم نخواهد سرود؟به نظرم خودش اين گره را بگشايد به تفسيري، سودمندتر است.
گزارش «ايران» از كارنامه موسيقي سال 89
فراز و نشيب موسيقي در سالي كه گذشت
روزهاي پاياني سال 89 با حضور گسترده اهالي موسيقي در صحنه اجرا در حال سپري شدن است، با نگاهي گذرا به كارنامه موسيقي امسال برخي از اتفاقات مهم اين حوزه را از نظر مي گذرانيم.
همه فعالان و علاقهمندان موسيقي بر اين امر اتفاق نظر دارند كه سال 89 بيشترين مجوز در حوزه اجرايي موسيقي صادر شد و امسال سال پرشور اجراهاي موسيقي بود به طوري كه هم اكنون نيز سالنهاي تهران و شهرستانها ميزبان بسياري از گروههاي موسيقي است. اين تعدد اجرا در همه حوزههاي موسيقي قابل توجه بود و بسياري از فعالان موسيقي كه سالها از صحنه دور بودند كنسرت دادند كه در اين ميان ميتوان به كنسرت همايون خرم در تهران و تور كنسرتهاي حسين عليزاده در تهران و شهرستانها اشاره كرد.
شكلگيري مجدد اركستر ملي
به دنبال رفتن فرهاد فخرالديني اركسترملي به مدت دو سال تعطيل شد و سرانجام در آذرماه امسال شوراي فني اركستر ملي متشكل از حسين عليزاده، هوشنگ ظريف، ارسلان كامكار و فردين خلعتبري و برديا كيارس به عنوان رهبر اركستر ملي ايران به منظور تشكيل دوباره اركستر تشكيل شد و اين اركستر درجشنواره موسيقي فجر روي صحنه رفت و در نظر دارد سال 90 اجراهاي مختلفي را روي صحنه ببرد.
سر و سامان گرفتن ارکستر سمفونیک تهران
قرارداد منوچهر صهبايي 15 اسفند سال 88 با اركستر سمفونيك تمام شد و از آن زمان وي ديگر رهبر ثابت اركستر سمفونيك نبود. اولين اجراي اركستر سمفونيك تهران به رهبري شهرداد روحاني خرداد و تير برگزارشد. اين اركستر كه سال پركاري را گذراند با بسياري از رهبران ميهمان اداره شد، مجيد انتظامي، ماتياس كروگر رهبر 30 ساله آلماني ،درك گليسون رهبر ايرلندي و نادر مرتضي پور اين اركستر را رهبري كردند.
دفتر موسیقی ارشاد همچنان بدون مدیرکل
با رفتن محمد علي خبری تا تعیین مدیرکل جدید، علی ترابی که معاون دفتر موسیقی است، سرپرستی این دفتر را به عهده دارد و امور این حوزه را اداره میکند.
ايجـاد 4 شـوراي تخصصـي موسيقي
حميد شاه آبادي معاون هنري وزير ارشاد در گفتوگو با «ايران» گفت: در سال جديد 4 شوراي تخصصي براي موسيقي تشكيل ميشود و موسيقيهاي كلاسيك ايراني، كلاسيك غيرايراني، مقامي و پاپ هر كدام داراي شوراي مختص خود ميشوند. اين شوراها مأموريت خواهند داشت كه به طور جدي براي آن شاخه از موسيقي كار جدي و تخصصي كنند كه يكي از اين شوراها تا پايان سال 89 تشكيل ميشود.
جشنواره بيست و ششم
بيست و ششمين جشنواره بينالمللي موسيقي فجر 2 تا 8 اسفند با حضور 130 گروه در 5 استان كشور برگزار شد. علاوه برتهران،شهرهاي شيراز، بوشهر، گرگان، كرج و زنجان ميزبان جشنواره بيستوششم موسيقي فجر به دبيري حسن رياحي بودند. جشنواره موسيقي امسال خلأهايي داشت كه اميدواريم سال آينده اين خلأها برطرف شود. جاي خالي فعالان موسيقي نواحي در اين جشنواره به خوبي مشهود بود اما دفتر موسيقي وزارت ارشاد اعلام كرده جشنواره موسيقي نواحي ارديبهشت سال آينده در قالب جشنوارهاي مستقل برگزار ميشود.
نخستين جشنوارههاي موسيقي
نخستين جشنواره موسيقي كارآوا به همت حوزه هنري و به دبيري هوشنگ جاويد برگزار شد.نخستين جشنواره خنياگران انقلاب اسلامي به ميزباني حوزه هنري استان لرستان به دبيري هوشنگ جاويد برگزار شد. نخستین جشنواره موسیقی ملی جوان ایرانی نیمه اول تیرماه در مرکز همایش های برج میلاد و سالن اریکه ایرانیان برگزار شد.
چهرههاي ماندگار 89
علیرضا افتخاری و مجید انتظامی به عنوان چهره هاي ماندگار رشته موسيقي در هشتمین همایش چهره های ماندگار انتخاب شدند.
درگذشتگان موسيقي
متأسفانه در سال 89 برخي از هنرمندان عرصه موسيقي كشورمان را از دست داديم، افرادي كه در حوزه خوانندگي ، نوازندگي و آهنگسازي از فعالان بنام اين هنر بودند كه با ذكر نامشان در اين گزارش يادشان را گرامي ميداريم.
28 آبان امسال محمدعلي حيدرنيا (درخشان) آهنگساز سرودهاي انقلابي و سينما در 73 سالگي دارفاني را وداع گفت. «اولين باغچهبان» بنيانگذار اپراي ايران 10 آبان در سن 82سالگي در استانبول درگذشت. «آندره آرزومانيان» نوازنده پيانو ، 11 خرداد در سن 56 سالگي به دليل بيماري سرطان درگذشت.«عطا جنگوك» نوازنده تار و سه تار اول ارديبهشت در سن 62سالگي درگذشت.
اما در حوزه موسيقي نواحي «احمد سلطاني بناوندي» تنها نوازنده سرناي گلي 13 مرداد به علت ايست قلبي دارفاني را وداع گفت.«احمد سلطاني بناوندي» كه در روستاي سبلوييه زرند كرمان زندگي ميكرد، در سن 80سالگي بر اثر ايست قلبي درگذشت. آراز ناصح پور، نوازنده كمانچه و برادرزاده نصرالله ناصحپور خواننده پيشكسوت موسيقي ايراني 29 تيرماه درگذشت. يكي از تلخترين اخبار، درگذشت «محمد نوري» بود، اين چهره ماندگار موسيقي به دليل بيماري و وخامت وضعيت جسماني شنبه 9 مرداد در بيمارستان جم تهران درگذشت.
فريد سلمانيان معاون رئيس موزه موسيقي ايران و كارشناس سابق نظارت و ارزشيابي دفتر موسيقي ارشاد مردادماه درگذشت. در عرصه موسيقي خارجي نيز مرگ پيرترين خواننده اپراي جهان در 98 سالگي يكي از اخبار مهم بود.«لوئو پينچائو»، پيرترين خواننده مرد اپراي جهان، در سن 98 سالگي در چين درگذشت.«جان باري»، آهنگساز برنده اسكار فيلمهاي جيمزباند نيز ، 11بهمن در سن 77 سالگي درگذشت.
معرفي برگزيدگان پانزدهمين جايزه كتاب فصل
پانزدهمين جايزه كتاب فصل 21 اسفندماه برگزار ميشود.
به گزارش «ايران»، آئين پاياني و اهداي جوايز پانزدهمين دوره جايزه كتاب فصل ويژه زمستان89، در سراي اهل قلم و با حضور معاون امور فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي برگزار ميشود.
مسئوليت دبيري اين جايزه بر عهده مجيد حميدزاده است كه همزمان دبيري علمي جوايز كتاب سال، جلال آلاحمد و پروين اعتصامي را نيز بر عهده دارد.
براساس اين گزارش، 5302 اثر منتشره فصل پائيز در اين دوره مورد بررسي قرار گرفته و در نهايت 191 اثر به مرحله دوم اين رقابت راه يافتهاند.
از جمله آثاري كه به داوري مرحله دوم راه پيدا كردهاند به 22 اثر ديني، 5 اثر هنري، جغرافيا 3 اثر، متون قديم 4 اثر، ادبيات زبانهاي ديگر 3 اثر، تاريخ 3 اثر، نقد ادبي2 اثر و... ميتوان اشاره كرد.
گفتني است، اين مراسم در سراي اهل قلم و واقع در خيابان انقلاب، خيابان فلسطين جنوبي، كوچه خواجه نصير، شماره2 برگزار خواهد شد.
گپ
ورزي و سريالهاي تاريخي
محمدرضا ورزي را علاقهمندان به كارهاي تاريخي با «پدرخوانده»، «عمارت فرنگي»، «سالهاي مشروطه»، «ابراهيم خليلالله» و «مظفرنامه» به ياد دارند.وي از علاقهمندان به تاريخ است و در اين زمينه مطالعه و تحقيق هم داشته است. اين روزها سريال «تبريز در مه» به كارگرداني وي از شبكه1 روي آنتن است كه بهانهاي شد براي گفتوگوي ما.
آقاي ورزي شما آثارتان را در ژانر تاريخي ميسازيد. آيا به تاريخ علاقه داريد كه در اين سبك كار ميكنيد و اينكه چقدر در اين زمينه مطالعه داريد؟
طبيعتاً به تاريخ علاقهمندم و سالهاست كه در اين زمينه كار كردهام و زحمت كشيدم. بخشهايي از تاريخ را به صورت سريال به تصوير كشيدم. 15 سال است كه در حوزه تاريخ معاصر و كمي هم تاريخ اديان فعاليت ميكنم و محصولش هم كارهايي است كه ميبينيد.
هدفتان از روايت تاريخي چيست؟
طبيعتاً وقتي در قالب فيلم يا سريال بخشهايي از تاريخ را به تصوير ميكشيم، اينها هم آنچه كه بايد گفته شود، نيست چون نشان دادن جزئيات تاريخي امكانپذير نيست و هر كدام از جزئيات ميتواند يك فيلم باشد. ما كار نمايش ميكنيم و دراماتيزه كردن تاريخ به شرطي كه به محتواي تاريخ لطمه نزند ضرورت دارد.
يعني شما جزئيات را كمتر در كارهايتان به تصوير ميكشيد؟
جزئيات را مطرح كردن يعني اينكه به ظرافتها بپردازيم. همه شخصيتهاي آن دوران را نميشود به تصوير كشيد چون بايد آنها را شخصيتپردازي كرد. نميشود همينطوري بازيگر جلوي دوربين بياوريم. تعداد هنرپيشه هر چقدر بيشتر شود شخصيتپردازي هم دشوارتر ميشود.
چهار سال متوالي است كه سريالهاي شما در ايام دهه فجر پخش ميشود. نظرتان درباره زمان پخش سريالهايتان چيست، آيا اينكه به طور مناسبتي پخش شوند، خوب است؟
به جز «پدر خوانده» كه محتوايش براساس دهه فجر طراحي و در 11 قسمت پخش شد بقيه سريالهايم مناسبتي نبودند و پخش اين كارها توأمان با دهه فجر شد. «سالهاي مشروطه» 24 قسمت و «عمارت فرنگي» 17 قسمت داشت، «تبريز در مه» هم 30 قسمتي است، پس چطور ميتوانند مناسبتي باشند. ما دو ماه آخر سال را براي پخش انتخاب كرديم. در هر حال پخش سريال از سياستگذاريهاي تلويزيون است و من در آن دخل و تصرفي ندارم.
به «تبريز در مه» بپردازيم. ملاكتان براي انتخاب بازيگرها در اين كار چه بود؟
با توجه به اينكه در عصر فتحعليشاه دوربين عكاسي وجود نداشت و نقاشيهايي هم كه بود نميتوانست معيار خوبي براي شبيهسازي باشد من براساس آنچه از تاريخ و اتفاقات آن دوران دريافت كردم، بازيگرها را انتخاب كردم.
درباره نقش عباس ميرزا هم كوروش تهامي از بين 4 تا 5 كانديدا انتخاب شد و من از انتخاب او راضي هستم.
در اين سريال محمدرضا شريفينيا هم حضور دارد كه معمولاً كار انتخاب بازيگر هم انجام ميدهد. آيا در اين كار، انتخاب بازيگر انجام داد؟
من به هيچ عنوان به انتخاب هنرپيشه توسط فرد ديگري اعتقاد ندارم البته پيشنهاد را قبول ميكنم. مثلاً كوروش تهامي به پيشنهاد تهيه كننده و آقاي شريفينيا انتخاب شد. من بعد از پيشنهاد اين دو نفر درباره مقبوليت كوروش تهامي بين مردم تحقيق كردم و از طرفي او را با ملاكهايي كه براي اين نقش دارم مطابقت دادم و به اين نتيجه رسيدم كه انتخاب خوبي است.
به عنوان سؤال آخر از كار جديدتان بگوييد؟
پروانه ساخت يك فيلم سينمايي را گرفتم. فعلاً ترجيح ميدهم در سينما كارهايم تاريخي نباشد اين كار در ژانر سينماي ديني است و كاري رئال درباره ردنظريه تناسخ است كه به كمك فريدون حسنپور فيلمنامهاش را نوشتم.