صفحه اول|
1 |
داخلی|
3 |
اجتماعی|
4 |
ایران اقتصادی|
5
6
7
8
32 |
فرهنگ و هنر|
9 |
دانش|
10 |
ایران زمین|
11 |
دین و اندیشه|
12 |
ایران اجتماعی|
13
14
15
16 |
ایران فرهنگی|
17
18
19 |
اطلاع رسانی|
20 |
ایران شوک|
21
22
23
24 |
ورزشی|
25 |
سیاسی|
2
26 |
بین الملل|
27 |
صفحه آخر|
28 |
ویژه استان تهران|
29
30
31 |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
وبــــ شــــــوک
حذف دوستی در فیسبوک قتلعام خانوادگی را رقم زد
مردی امریکایی یک زوج جوان را به دلیل حذف نام دخترش از لیست دوستان خود در فیسبوک به قتل رساند.
پلیس محلی ایالت تنسی اعلام کرد: پدر این دختر که از رفتار این زوج عصبانی شده بود و آن را بیمورد میدانست، همراه با همدستش به خانه آن دو رفته و این زوج را کشتند. پلیس با اعلام اینکه جسد این زوج را در منزلی در بخش شمالشرقی این ایالت پیدا کرد، گفت: نوزاد 8 ماهه این زوج در این حادثه آسیبی ندیده است. این جنایت پنج ساعت پس از وقوع آن و هنگامی که همسایه سابق این زوج برای گرفتن یک بسته پستی به منزل آنان مراجعه کرده بود، فاش شد. به گزارش ایسنا به نقل از NDTV هند، این زوج پیش از مرگشان، از دختر این مرد به دلیل اذیتهای مکررش به پلیس شکایت کرده بودند. آن دو در شکایتشان گفته بودند که پس از حذف نام این دختر از لیست دوستانشان اذیتهای او آغاز شده است.
در جریان یک عمل جراحی کمسابقه
صورت مردهای را به چهره یک جوان پیوند زدند
گروه شوک: جوان 91 سالهای که صورتش در آتشسوزی، بشدت سوخته و دگرگون شده بود در ترکیه تحت عمل جراحی پیوند صورت
face transplant قرار گرفت و جراحان چهره تازهای برای او پدید آوردند که متعلق به یک مرد
45 ساله بود.
آگوراکار 19 ساله مراحل ترمیم چهره خود را از
23 روز پیش در دانشکده پزشکی Akdeniz (آکدنیز) در جنوب ترکیه آغاز کرده است.
پزشکان پس از عمل جراحی یک آینه به او دادند تا بتواند چهره تازه خود را ببیند و او پس از دیدن چهرهاش اعلام رضایت کرد.
پزشکان به آگورا گفتهاند که ترمیم کامل صورت
6 ماه طول میکشد و پس از این مدت او میتواند بخندد، گریه کند و حتی خشمگین شود.
پزشکان جراح اعلام کردهاند اجزای صورت
یک مرد 45 ساله را که به تازگی فوت کرده بود به چهره این جوان ترک پیوند زدهاند نام این مرد فاش نشده است. پزشکان گفتهاند جوان بیمار نیاز به مراقبتهای روانی دارد.
تا زمانی که لازم باشد با او صحبت خواهیم کرد و حتی سعی داریم مشکلات شخصی او را برطرف کنیم تا بهبودی اش سریعتر انجام بگيرد.
جراحی صورت در سراسر جهان تاکنون 20 مورد انجام شده است.
جراحان آگورا کار 19 ساله پس از عمل پیوند صورت آینهای به او دادهاند تا خود را با چهره جدید در آن ببیند.
آگورا بر اثر حادثه آتشسوزی از ناحیه صورت بشدت آسیبدیده و مورد عمل جراحی قرار گرفته است.
پزشکان به او گفتهاند که 6 ماه طول میکشد تا صورت او به حالت طبیعی بازگردد و او بتواند بخندد، گریه کند و عصبانی شود.
ساخت بازوی مصنوعی انسان
گروه شوک: یکی از کاربران اینترنتی
فیلم و عکسهایی را از ساخت بازوی مصنوعی prosthetic arm رباتیشکل با استفاده از لگو به نمایش گذاشته است.
این کاربر که با نام 5790 sumthinelse خود را معرفی کرده یک بازوی مصنوعی رباتیشکل با لگو ساخته که بسیار به بازو و دست انسان واقعی شباهت دارد. این بازو میتواند حرکت انگشتان دست و چرخش مچ دست را مانند یک انسان داشته باشد. این بازو با استفاده از لگوهای Pneumatics (بادی- هوایی)ساخته شده است.
این بازو میتواند بطریهای پلاستیکی و اشیای سبکی را که وزن آنها تنها دو پوند است بلند کند؛زمانی که این بازوی مصنوعی در کنار بازوی واقعی قرار میگیرد با نمونه واقعی بسیار مطابقت و هماهنگی دارد.
روي خط شـوك
ستون «روی خط شوک» اختصاص به انعکاس نکتهها و گفتههای شما خوانندگان گرامی دارد. درباره هر موضوع یا رویدادی، نظر و پیشنهادی دارید، میتوانید در تماس با تلفنهای 88500100 و 88500101 با «شوک» در میان بگذارید تا در این ستون منعکس شود.
خانم احمدی در تماس با شوک گفته: به خاطر مداوای دست دخترم که لای در مانده بود، مجبور شدم 4 میلیون تومان از یک نزولخوار وام بگیرم. حالا این نزولخوار زندگیام را سیاه کرده است.
وحید کوهزادپور از تهران گفته: من مأمور تجسس کلانتری هستم. بچههای آگاهی برای کشف جرم و به دام انداختن مجرمان سابقهدار خیلی زحمت میکشند. از سیستم قضایی خواهش میکنم دقت بیشتری در صدور قرارها
انجام بدهند.
خانم حسینی از تهران: باز زمزمه گرانتر شدن بنزین به گوش میرسد. بعضی از مسئولان میگویند مردم از طرح گران شدن بنزین استقبال میکنند. راستی چه کسی دوست دارد در برابر بنزین 400تومانی از بنزین لیتری
700 تومان استفاده کند؟
یک خواننده شوک (به نام روحانی) گفته: در تصادفی که مقصر نبودم طرف مقابل با واسطه تراشی و دستکاری در کروکی دوم مرا مقصر جلوه دادند و مجبور شدم ماشینم را بفروشم و خسارت 10 میلیونی را بپردازم. به هر جا شکایت میکنم رسیدگی نمیشود.
عبدزاده ازمیناب استان هرمزگان: در یک بیمارستان هنگام عمل جراحی بینی برادرزادهام به علت سهلانگاری ماسک از دهانش خارج و باعث خفگی او شد. بعد از آن پزشکان و پرسنل بیمارستان جلسهای برای ما گذاشتند و گفتند این مشکل قبلاً هم پیش آمده و پیشنهاد دادند که پولی بدهند و ما حرفی نزنیم. عجب روزگاری.
پیامک یک پدر: پسرم دانشجوی دانشگاه آزاد صفادشت است. در اطراف این دانشگاه 25 قهوهخانه دایر کردهاند که دارای قلیان و مواد دیگر هستند اما خود این دانشگاه یک سالن ورزشی ندارد و بچهها در فاصله کلاسها مجبورند به این قهوهخانهها بروند.
حجازی در تماس با شوک گفته: با اینکه بابت بیمه مکمل از ما پول میگیرد وقتی برای عمل جراحی کمرم مراجعه کردم از 4 میلیون و 600 هزار تومان هزینه جراحی فقط قبول کردند 2 میلیون و 600 هزار تومان پرداخت کنند اما مرتب به تعویق میاندازند و حالا بعد از چند ماه کلاً حاشا کردهاند و گفتهاند پولی پرداخت نمیکنند.
شــوک کوتاه
رسیدگی به 2314 درخواست عفو در استان تهران
کمیسیون عفو، تخفیف و تبدیل مجازات دادگستری استان تهران به 2314 فقره درخواست عفو رسیدگی کرد.
به گزارش روابط عمومی و ارتباطات دادگستری استان تهران حسب آمار واصله از طریق کمیسیون عفو، تخفیف و تبدیل مجازات دادگستری استان تهران در 9 ماهه اول سال جاری در 35 جلسه کمیسیون عفو تعداد 3391 فقره درخواست عفو در این کمیسیون وارد و ثبت شده که به تعداد 2314 فقره از آنها رسیدگی شده است.
بازداشت دندانپزشک قلابی
مرد شیاد که با راهاندازی مطب دندانپزشکی از بیماران کلاهبرداری میکرد در جریان تحقیقات کارآگاهان پلیس به دام افتاد.
کارآگاهان پلیس آگاهی خراسان رضوی چندی قبل به فعالیت یک دندانپزشک مشکوک شده و تحقیقات در این زمینه را آغاز کردند.
در بررسیهای پلیسی مشخص شد مرد تبهکار بدون داشتن مدرک پزشکی اقدام به راهاندازی یک مطب در مشهد کرده و با تبلیغات گسترده موفق به جذب بیماران زیادی شده است.
یکی از بیماران پزشک قلابی در جریان شکایت از او گفت: چند روز قبل برای
جرم گیری دندان نزد این پزشک رفتم اما او نه تنها موفق به این کار نشد بلکه آسیب زیادی به دندانهایم وارد کرد. وقتی به او گفتم میخواهم شکایت کنم با برگرداندن پول ویزیت سعی کرد مرا از این کار منصرف کند.
در ادامه مأموران با دستور قضایی پزشک قلابی را در مطبش دستگیر کردند. او در ابتدا منکر هرگونه جرمی شد اما پس از روبهرو شدن با مدارک پلیسی لب به اعتراف گشود و گفت: چندین سال در این رشته بصورت تجربی کار کردم و پس از آشنایی با دندانپزشکی تصمیم گرفتم مطبی را در شهر راهاندازی کرده و به درمان بیماران بپردازم. به دلیل اینکه حق ویزیت من کمتر از دیگر پزشکان بود خیلی سریع توانستم بیماران زیادی را جذب مطب خود کنم.
سرهنگ بیدمشکی- رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی – با اشاره به این خبر گفت: متهم پس از اعتراف به جرم خود به اتهام جعل و کلاهبرداری روانه زندان شد.
شیرینیپز پنسیلوانیایی یک کیک فنجانی الماسی پخت
به گفته مدیر يك شیرینیپزی، يك کیک فنجانی به دلیل دارا بودن الماس هشت قیراطی به قیمت 55 هزار دلار فروخته میشود.
کارکنان این فروشگاه همچنین برای افرادی که توانایی پرداخت این مبلغ را ندارند کیکهای دیگری تهیه کرده و با الماسی چهار قیراطی تزئین کردهاند.
به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری یونایتدپرس، به گفته مدیر این شیرینیپزی، این کیک فنجانی میتواند هدیهای مناسب و به یاد ماندنی برای روز «ولنتاین» باشد.
ماجرای جنجالی یک گلدان 43 میلیون پوندی در دادگاه
گروه شوک: یکی از 10 مرد ثروتمند چینی پس از خرید یک گلدان عتیقه چینی از یک مادر و پسر انگلیسی به ارزش 43 میلیون پوند، با هم اختلاف پیدا کردند و مرد چینی حاضر به پرداخت این پول نیست. آنتونی جانسون وکیل بازنشسته اهل لندن به همراه مادر سالمندش به اداره گمرک انگلیس جهت ترخیص یک گلدان چینی عتیقه (antique chines vase) رفتند و مبلغ 6 میلیون پوند بابت گلدان مالیات پرداخت کردند. این مادر و پسر در جریان یک معامله فوقالعاده گلدان عتیقه را به مبلغ 43 میلیون پوند به مرد میلیاردر چینی فروختند و هر دو اکنون میگویند که تا به حال پولی از خریدار دریافت نکردهاند، در حالی که 15 ماه از روز انجام معامله میگذرد. خریدار (Buyer) که در محافل عتیقهفروشان به وانگجیان لین معروف است یکی از 10 مرد ثروتمند چینی است که تنها به خاطر کم کردن 20 درصد از کل مبلغ با فروشندگان گلدان دچار اختلاف شده است. سال گذشته جانسون 55 ساله همراه با مادرش «جن» به چین رفت تا در حراج این گلدان شرکت کند اما مذاکرات وی با عوامل خریدار جهت عقد قرارداد به هم خورد و جانسون دست خالی بازگشت. جانسون،
گلدان عتیقه را از خواهرش پاتریشیا نیومن در ژانویه 2010 میلادی به ارث برده است. این گلدان در معتبرترین کوره چینی در زمان امپراتوری کیانلانک بین سالهای 1736 و 1795 میلادی ساخته شده است و گفته میشود این گلدان توسط یکی از اعضای خانواده شوهر پاتریشیا نیومن از کشور چین به لندن آورده شد و چون پاتریشیا هیچ وارثی نداشت گلدان به خواهرش «جن» به ارث رسید. دادگاه لندن تمامی اموال نیومن از جمله گلدان چینی را به جن اعطا کرده است، جانسون متوجه شد این گلدان بسیار ارزشمند است و حتی در خواب هم نمیدید این عتیقه گرانبها را به دست آوردهاند. جانسون و مادرش جن در نوامبر سال 2010 طی مناقصهای با رقم پیشنهادی شان گلدان را به میلیاردر چینی فروختند ولی به گزارش روزنامه ساندی، آنها هنوز یک پنی نیز بابت فروش این عتیقه از مرد چینی دریافت نکردهاند و پرونده این معامله جنجالی به دادگاه کشیده شده است.
پايان تلخ سه شبانه روز يک کوهنورد در ارتفاعات توچال
پیامکهای اضطراری تا لحظه مرگ
این استاد دانشگاه 3 شبانهروز در محاصره برف با مرگ در جدال بود تا جسد یخزدهاش را پیدا کردند
یک استاد دانشگاه که در هوای مهآلود کوهستان پربرف توچال راه گم کرده بود، طی سه شبانهروز اسارت در میان صخرهها با ارسال پیامکهایی برای نجات خود تقاضای کمک میکرد ولی25 امدادگر كه در جستوجوي اين استاد كوهنورد بودند نمیتوانستند او را پیدا کنند تا اینکه پس از
چهار شبانهروز جستوجو وقتی به محل مورد نظر رسیدند، با جسد يخزدهاش روبهرو شدند.
نخستین پیامک این استاد سه روز پیش از پیدا شدن جنازهاش روی تلفن همراه یکی از آشنایانش ظاهر شده بود. مضمون پیامک این بود:
-من در میان صخرهها گیر افتادهام، همهجا را مه غلیظی پوشانده است و نمیتوانم موقعیتم را تشخیص بدهم.
به گزارش خبرنگار شوک، ساعت یک بعدازظهر روز جمعه بود که در پی این پیام تلفنی، مرکز جمعیت هلال احمر شمیرانات در جریان گم شدن رسول ابراهیمی، استاد دانشگاه که به تنهایی به کوه صعود کرده بود، قرار گرفت و 3 گروه عملیاتی از کوهنوردان امدادگر برای یافتن این کوهنورد گمشده و نجات او به منطقه کوهستانی توچال اعزام شدند. در آن روز کوهستان را مه غلیظی پوشانده بود و امکان پرواز جستوجو برای هلیکوپترها وجود نداشت.
افشار مسئول امداد و نجات کوهستان که مسئولیت عملیات جستوجو را داشت میگوید: از دوستان رسول ابراهیمی شنیده بودم که این استاد کوهنورد برخلاف همیشه که بدون موبایل به کوه میرفت. این بار تلفن همراهش را با خود برده بود که توانست با آن پیام اضطراری برای نجات خود بفرستد.
بلافاصله با استاد گمشده تماس گرفتیم و از او خواستیم موقعیت دقیق خود ر ا به ما بگوید تا امدادگران به سراغش بروند.
در جواب پیامکی با کلمات مقطع از او بر صفحه موبایل ظاهر شد و با انگشتان یخزدهاش پیام داد:
-همهجا را مه گرفته... نمیتوانم اطرافم را ببینم... نمیتوانم موقعیتم را تشخیص بدهم. سرمای شبانه... اینجا کشنده است. کمکم کنید...
این استاد کوهنورد همه منطقه کوهستانی را به خوبی میشناخت و در پیامک بعدی گفت که احتمالاً در حوالی چشمه نرگس (منطقهای در نزدیکی توچال) است که در ارتفاع
3500 متری قرار گرفته است.
در آن روز و بعدازظهر جمعه مه بسیار غلیظی فضای کوهستان را فرا گرفته بود و هر لحظه احتمال سقوط بهمن وجود داشت. در دومین روز پیامک نگرانکنندهای از کوهنورد گمشده رسید:
-منتظر کمک هستم. سرمای هوا کشنده است. انگشتانم یخزدهاند یارای پیامرسانی را ندارم. هرچه زودتر نجاتم بدهید.
در ادامه جستوجوها مأموران شرکت مخابرات هم به کمک گروه نجات آمدند و با پیگيری امواج تلفن همراه استاد گمشده، منطقه حضور او را در حوالی فراخلا تشخیص دادند. با آنکه دامنه فراخلا بهمنگیر است و هرآن احتمال سقوط بهمن در آن منطقه وجود دارد، امدادگران با وجود چنین خطراتی به جستوجو در این منطقه پرداختند که این جستوجو تا نیمههای شب هم ادامه یافت.
در دومين روز همه نگران حال کوهنورد گمشده بودند و با بیصبری انتظار رسیدن پیامک او را داشتند.
عملیات جستوجو ادامه یافت اما نشانهای از کوهنورد گمشده به دست نیامد.
رسول ابراهیمی در پیامی تلفنی که هنگام غروب ارسال کرده بود خبر داد پس از آنکه به طرف قله توچال رفته در راه برگشت تصمیم گرفته به علت سرمای شدید و تاریکی هوای مهآلود، خودش را به پناهگاه امیری برساند که در کوهستان گم شده است.
افراد تیم عملیاتی به 3 گروه تقسیم شدند. یک گروه به سوی چشمه نرگس راه افتادند، گروه دوم به طرف پناهگاه امیری صعود کردند و گروه سوم هم به دره اوسون اعزام شدند تا در میان مه و برف سنگین کوهستان به جستوجو ادامه بدهند. کوهنورد گمشده در پیام دیگری عنوان کرد که احتمالاً در حوالی دره اوسون گمشده اما در پیام بعدی گفت که در دره
فراخ لا است و امدادگران این محلها را جستوجو کردند اما اثري از رسول ابراهیمی نیافتند.
پیامكی که انتظارش را داشتند هنگام ظهر دریافت شد.
-من از دور یک روستا میبینم... با این پیام امدادگران تشخیص دادند که او باید به پشت قله توچال رفته باشد. چون تنها در پشت توچال چند روستا وجود دارد که دامنههای آنها همه بهمنگیر است.
جستوجوهاي بینتیجه تا شب ادامه یافت و به خاطر برودت کمسابقه هوا همه امدادگران نگرانش بودند که بدون یافتن پناهگاهی احتمال دارد در سرمای شبانه یخ بزند. باید حتماً به پناهگاهی میرفت. تلفنی با این استاد کوهنورد تماس گرفتند و به او آموزش دادند که چگونه یک خانه برفی بسازد تا بتواند سرمای چند درجه زیر صفر کوهستان را تحمل کند و آن شب را با سرمای بیسابقهاش به صبح برساند.
همان شب پیامکی که از استاد گمشده رسید تا اندازهای امدادگران را به زنده ماندن او امیدوار کرد.
پیامک این بود:
-حالم خوب است... در پشت یک تپه برفی پناه گرفتهام... آن شب برای امداگران و دوستان و آشنایان و خانواده کوهنورد گمشده با نگرانی و اضطراب گذشت.
صبح سومین روز، پیام تلفنیاش رسید:
-برف زیاد است. فکر میکنم آدرسها را اشتباهی گفتهام اینجا هیچ چیز قابل تشخیص نیست. سرما کشنده شده...
دستهایش بر اثر یخزدگی یارای اینکه پیام دیگری بفرستد نداشتند.
پس از آن دیگر پیامی نرسید و هرچه تلفن کردند جوابی نیامد.
گویی زمان مرگ فرا رسیده بود.
در چهارمین روز (دیروز) و در ادامه این سکوت تلفني، اعضای گروه نجات جلسهای اضطراری تشکیل دادند و با توجه به نشانههایی که از آخرین پیامهای دریافتی استنباط کرده بودند حدس زدند که کوهنورد گمشده باید در محدوده «یال ایگل» مانده باشد. مسيرهای مختلفی برای رسیدن به آن نقطه وجود داشت و در این محدوده نسبت به سایر گردنههای توچال، درهها و صخرههای برفگیر کمتری هست.
قطع پیامهای تلفنی از طرف کوهنورد گمشده همه را در وحشت و اضطراب فرو برده بود و هرچه تماس میگرفتند جوابی دریافت نمیکردند و به این موضوع دلگرم شده بودند که حتماً باتری موبایلش تمام شده و نمیتوان با او ارتباطی برقرار کرد.
سه گروه از نیروهای امداد به این منطقه صعود کردند، در حالی که 4 شبانهروز از نخستین پیام اضطراری استاد گمشده در کوهستان میگذشت، دیروز در چهارمین روز جستوجو گروههای امداد از افراد محلی نیز کمک گرفتند و صعود را آغاز کردند. یکی از گروههای امداد از پایین یال ایگل به جستوجو پرداختند و عصر دیروز هنگامیکه به صعود ادامه دادند ناگهان با پیکر بیجان استاد دانشگاه که کاملاً یخ زده بود روبهرو شدند.
امدادگران میدانستند که در حالت یخزدگی یک فرد نباید او را مرده دانست، چون ممکن است هنوز اندامهای داخلیاش مشغول فعالیت باشد، با این تصور عملیات پزشکی برای بهکار انداختن قلب انجام شد، ولی متأسفانه نتیجهای حاصل نشد و سرانجام پیکر بیجان و یخزده رسول ابراهیمی که مدت سه شبانهروز با مرگ جنگیده بود به پایین دره منتقل شد.
مرد شرایط سخت
استاد طالبیان دوست و همراه دکتر
رسول ابراهیمی در گفتوگویی با خبرنگار ما گفت: رسول کوهنورد تازهکاری نبود. او حدود 20 سال بود که آخر هر هفته گاهی با دوستانش و گاهی انفرادی به کوه میرفت.
او اغلب موارد بدون تلفن همراه برای کوهپیمایی میرفت، اما چندی پیش به وی توصیه کردم بهخاطر شرایط جوی حتماً با خود تلفن همراه ببرد.
صبح روز جمعه با من تماس گرفت و گفت قصد دارد به شیرپلا برود. او ابتدا به سمت شیرپلا میرود و از آنجا به ایستگاه 5 تلهکابین به راه میافتد و به قله میرسد، اما به دلیل توفان و مه غلیظ مسیر را گم میکند و برای نجات خود به مسیر صعبالعبوري کشانده میشود که فرار از آنجا برایش غیرممکن بود.
دوست دکتر رسول ابراهیمی در ادامه میگوید: وقتی او با تلفن به من اطلاع داد که مسیر را گم کرده است، بلافاصله با هلال احمر تماس گرفتم و نیروهای آنها به مکانهایی که رسول آدرس میداد، اعزام شدند، اما چون در مسیر برف و کولاک انسان گاهی دچار سراب میشود، دکتر رسول نیز با همین مشکل مواجه شده بود و مسیرها را اشتباهی میگفت.
او مدام به من پیامک میداد و از حالش باخبرم میکرد. آنقدر قوی بود که طی این سه روز یک بار هم پیش نیامد که از اوضاع شکایت کند و از خود نگرانی نشان بدهد.
مرتب میگفت: «حالم خوب است و مشکلی ندارم» یک پیام دیگر به این مظنون فرستاد: «شرایطم خوب است از اینجا تکان نمیخورم تا نیروهای امدادی برسند.»
وی در ادامه گفت: من از همان نخست با گروههای امدادی همراه بودم و سعی میکردم نیروهای محلی را هم برای کمک دعوت کنم. آنها خیلی به ما کمک کردند، اما کاش نتیجهای غیر از این در بر داشت.
طالبیان در ادامه گفت: دکتر
رسول ابراهیمی استاد دانشگاه و عضو هیأتعلمی دانشگاه پیام نور و رئیس گروه مؤلفان مهندسی صنایع دانشگاه پیام نور قزوین بود که در این حادثه جان خود را از دست داد.