صفحه اول|
1 |
داخلی|
3 |
اجتماعی|
4 |
دانش|
5 |
بین الملل|
6 |
ایران اقتصادی|
7
8
9
10 |
ایران اجتماعی|
11
12
13
14 |
ایران زندگی|
15
16
17
18 |
ایران فرهنگی|
19
20
21
22 |
ایران زمین|
23 |
سیاسی|
2
24 |
ورزشی|
25 |
حوادث|
26 |
فرهنگ و هنر|
27 |
صفحه آخر|
28 |
ویژه استان تهران|
29
30
31
32 |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
زندگي هنري استاد غلامعليپورعطايي در يك نگاه
بنازم به بزم محبت كه آنجا
گدايي به شاهي مقابل نشيند
غلامعلي پورعطايي خواننده و نوازنـــده نام آشناي خراسان متولد 1326روستاي محمود آباد عليا از توابع تربت جام از سن 9 سالگي دوتار نوازي و همـزمان با آن خوانـندگي را آموخت. وي شاگرد بزرگاني همچـون ملاشهابالدين شير محمدي(آواز) وغلام حيدر پورعطايي،الله رســـان عثـماني، منصور منصوري، ايوب خان امغاني، يوسف خان تيموري، ادهم شيخي (دوتار) بوده است. در سال 1355 گواهينامه خوانندگي و نوازندگي را از وزارت فرهنگ وقت دريافت كرد. پورعطايي نخستين خوانندهاي است که مقام معروف
«نوايي » را در تلويزيون اجرا کرد. استاد غلامعلي پورعطايي نام و چهره آشناي اغلب جشنواره هاست.ازآنجمله ميتوان به شرکت در سيزدهمين جشنواره موسيقي فجر و کسب مقام «اول» در خواننـــدگي و گروه نوازي اشاره کرد. وي همچنين نخستين بيـدلخوان در ايران است.
شماري از اين مقامهاي موسيقايي به اختصار عبارتند از: نوايي …،الله هو،الله مدد، مقام جل، اشتر خجو، كاكل بناز، سه چكه جامي و مقامهاي بسياري كه هنوز هم پايدار مانده و در سينه و ذهن مردمان هنردوست تربت جام حفظ و نگهداري ميشود.
غلامعلي پورعطايي در بسياري از فيلمها و سريالها به ايفاي نقش پرداخته که برخي از آنها عبارتند از: فاخته، کولي، قطعه ناتمام، غبارنور، بچههاي باران، مصائب عاشق فقير، سمک عيار، و سير و سفر. غلامعـلي پورعطايي قريب 200 ساعت موسيقي به علاقهمندان عرضه کرده اسـت. از جديدترين آثار وي در واحد موسيقي مرکز خراسان رضوي ميتوان به «ذکر هو»، «ذکر 12 امام»و «بازار شکسته» اشاره کرد.پورعطايي را ميتوان به جرأت دايرهالمعارف ادبيات شفاهي و موسيقي مقامي خراسان ناميـد.
تأمل
با هنرمند با کرامت
برخورد كنيم
محمد ميرزماني، مديركل دفتر موسيقي وزارت ارشاد در نخستين نشست رسانهاي خود اعلام كرد با انتشار يك آلبوم در حوزه موسيقي نواحي در سال براي هر استان ميخواهيم از موسيقي نواحي حمايت كنيم.
نظر درباره اينكه انتشار آلبوم حمايت محسوب ميشود يا خير را بايد از خود اهالي موسيقي پرسيد. ميرزماني معتقد است بايد بستر حمايت فراهم شود كه در اينباره به در بازديدي كه در روزنامه داشت گفت: با انتشار آلبومهاي موسيقي در سال که در دفتر موسيقي برنامهريزي شده و قرار است منتشر شود و تبليغ اين گروهها در مطبوعات مکتوب و سايتها و معرفي آنها به مردم، اميد را براي کار در آنها ايجاد ميکند. بسياري از اين هنرمندان حتماً به دنبال پول نيستند و يک لبخند آنها را خوشحال و براي ادامه کار دلگرم ميکند. بايد با کرامت با هنرمند برخورد كرد، بايد قانون کپي رايت به وجود بيايد که من همين جا از مسئولان انتظامي درخواست ميکنم با کساني که قاچاق موسيقي ميکنند برخورد شود. مسئله ديگر اينكه عزت هنرمند بايد در جامعه حفظ شود تا او عاشقانه به کار خود ادامه بدهد. هنرمند دوست دارد هنرش را عرضه کند و شايد شرايطي فراهم نشود تا بتواند هنر خود را به منصه ظهور بگذارد به همين دليل آنان نيز دلسرد شدهاند، در فقر و گمنامي از بين ميروند و به قول شما در سکوت چراغ اين موسيقي خاموش ميشود که يکي از مهمترين برنامههاي ارشاد در اين زمينه تأسيس دو مکتبخانه جهت ثبت و آموزش موسيقي نواحي به دستور آقاي شاه آبادي در کشور است که تصويب شده ما منتظر بودجهاش هستيم.
گفتوگوي با غلامعلي پورعطايي استاد پيشکسوت موسيقي نواحي؛
من و سازم همه جاي دنيا فرياد ميزنيم؛ ايران
چندين هفته متوالي با تلفن همراهش تماس ميگيرم و ميپرسم استاد هنوز نيامديد تهران؟ ميگويد نه همچنان تربت جامم اما بزودي ميآيم، زمان دقيقش هنوز مشخص نيست. ميگويم هفته آينده تماس ميگيرم و اين تلفنها چندين هفته ادامه پيدا ميکند تا اين كه يک روز در تماسام ميگويد: تهرانم و تا دو روز ديگر بر ميگردم تربت جام، خوشحال ميشوم و ميگويم استاد فردا خدمتتان ميرسم، با گرمي آدرس را ميدهد ميگويد فردا ساعت 5 منتظرم. به محل قرارمان ميروم با کت و شلوار ميبينمش برايم تازگي دارد چرا که او را هميشه در لباس محلي و دستاري برسر ديدهام. انگار ماهها منتظر بوده تا براي کسي درد دل کند، هر سؤالي که ميپرسم صبورانه پاسخم را ميدهد. از کم حوصلگي جوانان ميگويد اما اصلاً دوست ندارد انگشت اتهام را به سوي آنان ببريم ميگويد: اگر برنامهريزي ميکرديم جوانمان سراغ موسيقيهاي بيهويت نميرفت که امروز کم حوصله به نظر برسد. آنقدر اين بحث او را ناراحت ميکند که با چهرهاي جدي برايم رپ و ترانههاي بازاري با لحني عاميانه ميخواند! ميخندم اما چهرهاش همچنان ناراحت است و ميگويد: آخر اينها چيست که به گوش جوانان رفته که ديگر حوصله منظومهخواني ندارند.اين نوازنده دوتار خراسان آنقدر جدي در اين خصوص حرف ميزند که خنده ظاهري نشسته بر صورتم تبديل به تأملي عميق ميشود. پورعطايي حرفهاي گفتني و دغدغههاي بسياري براي فرهنگ ايراني دارد که براي مطلع شدن از آنها شما را به خواندن اين گفتوگو دعوت ميکنم:
آقاي پورعطايي از شروع فعاليتتان در حوزه موسيقي بگوييد؟
در خانواده ما بخصوص در خانواده مادريام علاقه به نواختن دوتار و خوانندگي محلي و مقامي به نحو احسن و نسل به نسل وجود داشته به همين دليل گرايش به اين هنر به صورت ژنتيك و ارثي در من بوده است. به ياد دارم وقتي 9 سال بيشتر نداشتم پدرم يك ساز دوتار به من هديه داد كه من آن زمان تازه وارد كلاس سوم شدهبودم. مراحل ابتدايي نواختن ساز را نزد پدر و مراحل بعدي را نزد اساتيد موسيقي فراگرفتم بعدها به اين نتيجه رسيدم كه وجود اين اساتيد در پيشرفت من تأثير بسزايي داشت، آنقدر در تدريس خوب رفتار ميكردند كه باعث جذب من به هنر موسيقي شدند و به من جرأت دادند تا بتوانم تواناييام را به منصه ظهور بگذارم. هيچ وقت خودم را از يادگيري اساتيد بينياز نميديدم و همواره در هر فرصتي خودم را به اساتيد مختلف ميرساندم، اين پيشرفت به حدي بود كه در مهرماه سال 1344 خورشيدي كه در اوان نوجواني بودم به همراه دوستانم ما را براي جشنوارهاي انتخاب كردند كه همان زمان نخستين باري بود كه از خراسان به تهران ميآمديم اتفاقاً نخستين باري هم بود كه با قطار ميآمديم خود اين قطار هم برايمان تازگي داشت و حدود 10 روز در آن جشنواره در تهران به روي صحنه رفتيم.
چرا سراغ دوتار رفتيد؟
دوتار تنهاسازي است كه مورد استقبال تمام مردم آن خطه بود،در آن دوره نواختن دوتار و مقامهاي آن يك ارزش، احترام و اعتبار خاصي محسوب ميشد اما در حال حاضر از آن ارزش و احترام اندكي باقي ماندهاست. آن زمان مردم بعد از كار روزانه در فراغتشان دوتار مينواختند بعد از دوتار، ني و دايره خراساني نيز با اقبال جوانان روبهرو ميشد اما نه در آن حد كه دوتار از جايگاه ويژهاي برخوردار بود و عزت داشت. نوازندهاي كه به صورت پيشرفته دوتار مينواخت در عين حال خواننده هم بود البته شكل ديگري هم اتفاق ميافتاد كه يك نفر دوتار ميزد و چندين خواننده به صورت متوالي و طي يك تقسيمبندي زماني ميخواندند.
اين خوانندگان چه اشعاري را ميخواندند؟
اشعاري از شاهنامه حكيم ابوالقاسم فردوسي، مثنوي مولوي،نظامي گنجوي، عطار نيشابوري، خيام،احمد جامي، بيدل دهلوي، شيخ احمد جامي، قاسم انوار و يا فلك ناز، بهرام و گل اندام، حيدر بيك، سبز پري و سرخ پري.
از ويژگيهاي موسيقي خراسان بگوييد؟ اين موسيقي از تنوع بسياري برخوردار است و اندوه خاصي دارد، اين اندوه از کجا سرچشمه ميگيرد؟
موسيقي خراسان از دو قسمت خارج نيست، موسيقي شمال خراسان که قسمت کوچکتر و کموسعتي را تشکيل ميدهد و قسمت جنوب و شرق که بسيار وسيع است، اين حسي که در موسيقي خراسان وجود دارد اندوه نيست، حزن است. يک حزن دروني، چرا كه درصد بسياري از موسيقي خراسان بزرگ عرفان بوده و است مثلاً طريقه نقشبنديه و قادريه در خراسان بيشتر از همه جا وجود دارد و موسيقي خراسان سراسر مضامين عرفاني است. نکته ديگر اينکه موسيقي همه جاي ايران دو نوع است موسيقي مردمي و موسيقي مجلسي و بزمي كه شادي را با سازهايي چون سرنا و دهل منتقل ميكنند و موسيقي مجلسي و بزم براي مراسم شادي و عروسي به کار برده ميشود. اما موسيقي که موسيقي مردم است نه در آنجا جايي دارد نه در آن مراسم پا گذاشتهاست. از گذشته تا به امروز موسيقي و خواننده مقامي و محلي با نوازنده دوتار در اين مراسم شرکت نکردهاند مگر اينکه ميزبان آن مراسم فاميل و دوست بسيار نزديک است که البته آنجا هم پولي نميگيرند.
پس کسي که کارش اين است در مجالس عروسي ساز بزند و خوانندگي کند در نگاه مردم يک هنرمند واقعي نيست؟
نه! چرا که هنرمند موسيقي محلي مقامي که براي يک اجراي هنري روي سن قرار ميگيرد دقيقاً نميداند چه چيزي را قرار است روايت کند. بارها از من پرسيده شده که شماچه چيزي قرار است در جشنواره بخواني؟ من هم در جوابشان ميگويم هنوز روي سن نرفتم که بدانم چه چيزي را ميخواهم بخوانم و بارها اتفاق افتاده که به اشعاري که قرار است بخوانم فکر کردم اما وقتي شروع به خواندن کردم چيزي غير از آن را خواندهام و نواختهام.
اين مسئله به چه برميگردد؟
يک نوازنده و خواننده که سالها فعاليت هنري داشتهاست اين تجربه را به دست آورده با حضور در سن با براندازمخاطبان متوجه شود که چه افرادي در آنجا حضور دارند. نام آن گردهمايي، همايش و جشنواره و جايي که قرار است اجرا داشتهباشد نيز در اجرايش تأثير ميگذارد اين که ميگويند مکان، زمان و ياران در اجراي يک هنرمند موسيقي محلي مقامي مؤثر است و در نحوه اجراي هنرمند تأثير ميگذارد و بايد بتواند آن را تشخيص بدهد. مثلاً وقتي قرار است من در سنندج اجرا داشته باشم مکان، زمان و ياران تغيير ميکند پس نوع اجراي من نيز متفاوت ميشود و حس ديگري پيدا ميکنم. مسئله ديگر اينكه اين موسيقي و اشعار برابر با همان رابطه عرفاني که اول قلب بعد روح و سوم سري که در سينه هنرمند است ارتباط متقابل دارد، هفت وادي عرفان در موسيقي عرفاني هم وجود دارد، طلب، ادب، توحيد، استغفار، استغنا، حيرت،فقر و فنا اين پنج وادي که در عرفان است در آوازها نيز وجود دارد و اشعار بايد اينها را بازگو کند و پنجههاي هنرمند بايد به خوبي روايتگر واديهاي عرفان باشد.
به مسئله جالبي اشاره کرديد، حالا ميتوان به اين نتيجه رسيد که راز ماندگاري موسيقي مقامي از توجه به عرفان و همين نکات برميآيد و آيا جوانان هم به اين نکات در موسيقي نواحي دقت ميکنند؟
جوانها را مقصر ندانيد! چرا که امروز براي جوانان آن مکان مهيا نيست که زمان خودشان را در آنجا سپري کنند و اين مطالب را فرابگيرند. ببينيد در گذشته تلويزيون هم وجود نداشت اما امروز به جايي رسيده که هر نوجواني تلفن همراهي در جيبش دارد،موسيقي بيهويتي گوش ميدهد و خودش را هم تکان ميدهد.
آيا مسئولان مربوطه جايي را در اختيارش قرار دادندهاند تا متوجه شوند و ببينند اين جوان استقبال ميکند يا نه؟! آيا ميل جوانان را محک زدهاند که متوجه شوند آنها ميخواهند موسيقي سرزمين خودشان را فرابگيرند يا خير! من و دو پسرم و دخترم هر کدام بيش از 30 هنرجو داريم اگر اين جوانها علاقه ندارند و نميخواهند پس چرا به کلاس ما ميآيند. کجاست حمايتگري که به اهميت اين مسئله پي ببرد؟ ما آداب و رسوم اصيل ايراني را سينه به سينه منتقل كرديم تا به امروز رسيدهايم و امروز اين وظيفه مهم به گردن ماست که آن را به نحو احسن منتقل کنيم اما ما در حد وسع و توان خودمان ميتوانيم اين کار را انجام دهيم. بايد اين اصالتهاي ايراني را انتقال داد. براي من مهمتر از هرچيزي ايران است. اگر از من سؤال شود ميگويم ايران. هرکس در هر رشتهاي فعاليت ميکند براي پايداري و سرافرازي ايران تلاش کند؛ هم خودم هم سازم هر جاي دنيا برويم فرياد ميزنيم ايران، ايران، ايران. اگر ميخواهيد بدانيد ايران کجاست و ايراني کيست بياييد تا من با ساز و آوازم بگويم ايراني کيست و ايران کجاست. مسئولاني که امروز امکانات در اختيارشان هست بايد ما را حمايت کنند تا بتوانيم به درستي اين رسالت را انجام دهيم. من معتقدم يک ربع ساز زدن و خواندن از يک ساعت حرف زدن درباره فرهنگ ايراني مؤثرتر است من ميتوانم با ساز زدنم يک نفر را سراپا گوش و هوش کنم و از ايرانيت و اسلاميت ايران بگويم و از گذشته اسلام تا به امروز بگويم از حافظ،سعدي، نظامي، عطار،خيام، خواجوي کرماني، شاه نعمتالله، بايزيد بسطامي، حسن خرقاني، قاسم انوار، جنيد بغدادي و ابوسعيد ابوالخير بگوييم و نگذاريم اين ميراث فراموش شود.
با بسياري از اهالي و فعالان موسيقي نواحي که صحبت کردهام همگي يک نگراني مشترک دارند و آن اينكه موسيقي محلي درحال فراموشي است و بايد در جهت حفظ و نشر آن تلاش کرد و نگذاريم اين چراغ رو به خاموشي رود. نظر شما در اين باره چيست؟
بارها گفتهام و باز هم ميگويم در همين چندسال گذشته خليفه غوسي از کردستان، ماشاءالله بامري از بلوچستان،حاج قربان سليماني از خراسان و خيليهاي ديگر از ديارشان رفتند. آخرين نسل دايناسورهاي فرهنگي هنري کشور باقي ماندهاند که اگر به همين منوال پيش برود در حال انقراضند مگر اينکه فکري جدي کرد. هرچه وسايل ارتباطات جمعي بيشتر ميشود بايد وسيعتر و گستردهتر تلاش کنيم. جوان ايراني از طريق چت با هرجاي دنيا که بخواهد ارتباط برقرار ميکند. وقتي ما او را با داشتههاي خودش آشنا نکنيم به دوتار من ميگويد استاد اجازه ميدهيد من در حمل سنتورتان كمكتان كنم! جوان ما هنوز سازهاي ايراني را نميشناسد. او هم مقصر نيست چرا که بستر و شرايطي فراهم نبوده که سازهاي ايران را بشناسد. نبايد او را ملامت کرد ما هر کاري از دستمان برآيد انجام ميدهيم حتي اگر حق و حقوقي نداشته باشيم. امروز شاگرد شاگرد من حق و حقوق پيشکسوتي ميگيرد و من که چهره شناخته شدهاي در اين حوزه هستم چنين حق و حقوقي ندارم،ميگويند بايد پيگيري ميکردي و سراغش ميآمدي چون نرفتم پس حقي هم ندارم. من بيش از 55 سال عمر، جواني، قوت و توانم را روي فرهنگ گذاشتم، همه اين 55 سال را ميبخشم شما به اندازه يک روز جواني و توانايي من را به من برگردانيد. چرا بايد پيشکسوتان موسيقي محلي مقامي فراموش شوند؛ اين عده رفتند و عده ديگري هم همچون عاشيق محمد اسپندار،عاشيق حسن اسکندري، عاشيق رسول قرباني، عاشيق دهقان هم ميروند. پس نگذاريم اين اساتيدي که امروز هستند و تلاش ميکنند فراموش شوند.
استاد پورعطايي به زيارت امام رضا(ع) ميرويد؟
چرا که نه. ما چند سالي است که در مشهد نيز خانه داريم از هر سمت و سو كه به مشهد بياييم روزانه بايد به عنوان شاخص و مبدأ به زيارت امامرضا(ع) برويم و از آنجا بگذريم.
انتشار يك كتاب و يك آلبوم
آلبوم دوتار نوازي غلامعلي پورعطايي اســـتاد پيشكســوت موسيقي نواحي با عنوان «فرهنگ ديرينه خراسان» بعد از ماه رمضان منتشر ميشود.
در اين آلبوم علاوه بر دوتار نوازيهاي اين هنرمند ۲ پسر و ۲دخترش نيز دقايقي در اين آلبوم به دوتار نوازي ميپردازند و او در خصوص فرهنگ خراسان نيز مباحثي را مطرح ميكند.
پورعطايي به اجراي موسيقي بسنده نكردهاست و در نظر دارد كتابي با موضوع فرهنگ مردم خراسان منتشر كند كه اين كتاب هماكنون در مرحله ويرايش قراردارد.
يك كلمه در مقابل يك كلمه
پورعطايي دوتارش را در دستش گرفت تا براي حسن ختام گفتوگويمان چند قطعه بخواند و بنوازد، قبل از شروع از او خواستم در مقابل هر يك كلمهاي كه من ميگويم او يك كلمه بگويد او هم پذيرفت: موسيقي نواحي: مونس و ميراث مردم، ايران: زادگاه و مادر.ايراني: صبور و شجاع.امام رضا(ع): امامي متعلق به همه ايرانيها. دوتار: همدم و همنواي دوتاري. كنسرت: جاي ارائه دادن هنر. جشنواره: محلي تعيين شده براي هرچند مدتي كم جهت گرد هم آمدن هنرمندان.صدا و سيما: دانشگاه تمام علوم براي همه مردم. پدر: غمخوار كودكي و بزرگسالي فرزند. شاعر: حكيم ابوالقاسم فردوسي، البته بيدل دهلوي را هم خيلي دوست دارم اما شما گفتيد يك كلمه من هم گفتم فردوسي.
موسيقيهاي بيهويت و بيحوصلگي جوانان
وقتي جوان ما موسيقيهاي بيهويت اعم از موسيقيهاي رپ و ترانههاي بازاري ميخواند و گوش ميدهد همينها حوصله اشعار طولاني جوانان را از او ميگيرد وگرنه اين اشعار در بطن وجود او هست اگر آن مکان که گفتم فراهم شود ديگر اين اتفاق نميافتد، اگر شرايط معرفي موسيقي ايراني فراهم شود سراغ آن نيز ميروند و با کمال ميل ميپذيرند. اين ميراث متعلق به خودشان است و ارثي حلال و طيب برايشان باقي مانده است نه از کسي آن را وام گرفتند نه مديون کسي هستند. مالک اصلي اين ميرث خودشان هستند پس چرا از اين ميراث بهره نبرند و استفاده نكنند.
به داد موسيقي محلي برسيم
اساتيد موسيقي نواحي چه ميخواهند و ما چه كردهايم
پيمان بزرگنيا پژوهشگر موسيقي نواحي سرپرست گروه موسيقي سازينه، عاشيق احد ملكي نواحي خواننده و نوازنده آذري، قدرت ميرزاپور از عاشيقهاي مطرح آذربايجان، سيد قدميارحسيني تنبور نواز 117 ساله كرمانشاهي، غلام شاه قنبري خواننده و حماسهخوان شهير ايل بختياري،سهراب محمدي از اساتيد و پيشكسوتان موسيقي كرمانج، ايرج رحمانپور از اساتيد و چهرههاي شناخته شده موسيقي خطهلرستان، محمدرضا اسحاقي از پيشكسوتان نواحي و تنها بازمانده روايتخواني و خنياگري مازندران، محمد اسحاق بلوچ نسب از اساتيد موسيقي نواحي بلوچستان، طواق سعادتي از اساتيد موسيقي تركمن، ناصر وحدتي سرپرست گروه گيلكي گيل و آمارد، هوشنگ جاويد پژوهشگر موسيقي و فؤاد توحيدي پژوهشگر موسيقي كرمان از فعالان حوزه موسيقي نواحي هستند كه طي سه ماهه اخير با خبرنگار موسيقي روزنامه گفتوگو كردند و همگي بر چند محور مهم در موسيقي نواحي تأكيد داشتند و خواستههايي را مطرح كردند كه در اين مجال به شرح اهم اين خواستهها ميپردازيم:
«نبايد بگذاريم موسيقي نواحي و ميراث فرهنگي به دست فراموشي سپرده شود و بايد در جهت حفظ و ثبت آن تلاش كرد» همه اساتيد موسيقي نواحي و فعالان اين عرصه بر اين موضوع اتفاق نظر دارند و اين مسئله از مهمترين دغدغههاي آنها محسوب ميشود،همه اساتيد نگران خاموش شدن چراغ موسيقي نواحي هستند چرا كه با سهلانگاري و بيتوجهي امروز، براي فردا و نسل آينده ميراثي باقي نخواهد ماند كه البته اين نگراني بجا و بسيار حائز اهميت است و اين ضرورت وجود دارد كه بايد دربرنامهريزيهاي كلان فرهنگي به آن توجه ويژهاي داشت.
«ايجاد آموزشگاه موسيقي نواحي و برگزاري كارگاههاي اين موسيقي در شهرهاي مختلف» از مهمترين خواستههاي پيران موسيقي مقامي محسوب ميشود. وجود اين پايگاهها و آموزشگاهها هم باعث رونق زندگي اساتيد موسيقي محلي و هم باعث آموزش به نسل جوان خواهد شد كه رسيدن به اين نقطه ايدهآل ميتواند بستر گسترده و مهمي را در اين حوزه باز كند. اين هنرمندان حتماً ساخت يك آموزشگاه را مدنظر ندارند بلكه بايد شرايط تدريس فراهم شود مثلاً ايجاد كارگاههاي آموزشي در مجتمعهاي فرهنگي و فرهنگسراها ميتواند كمك بسزايي به اين هنر و ماندگاري آن كند.
« ارزش دادن به موسيقي محلي و ايراني جلوگيري كردن از رشد موسيقي بيهويت غربي ميشود» اين دغدغه اهالي موسيقي محلي ميتواند سياستگذاري مهمي براي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي كشورمان باشد كه همواره دغدغه سبد شنيداري مردم را دارد.بايد براي گوش جوانان كه امروز موسيقيهاي بي نام و نشان گوش ميدهند برنامهريزيهاي درستي كرد. هر فردي اگر فقط يكبار در يك اجراي موسيقي محلي شركتكرده باشد قطعاً مجذوب اين موسيقي ميشود پس چرا بايد تا اين حد جوانان از اين موسيقي كه مالك اصلياش خودشان هستند دور باشند.
«چرا اساتيد و پا به سن گذاشتههاي موسيقي نواحي بيمه نيستند؟» و اين مهمترين درخواستي است كه در قالب سؤال از سوي فعالان اين عرصه مطرح ميشود. آيا واقعاً بيمه خواسته زيادي براي اهالي موسيقي محلي است. پيشكسوتان موسيقي مقامي كه سالها عمر و زندگي خود را صرف هنر اين مرز و بوم كردهاند چرا بايد روزهاي پيري خود را در فكر نداشتن بيمه و مخارج درماني سپري كنند.
«شرايط كار اعم از انتشار آلبوم و برگزاري كنسرت براي ما فراهم نيست» فعالان موسيقي مقامي درآمد آنچناني براي برگزاري كنسرت آن هم در سالنها با اين هزينههاي گزاف ندارند و نميتوانند در سالنهاي شهرهاي بزرگ كنسرت دهند. شهرهاي كوچك هم كه سالن درخوري ندارند. شرايط انتشار آلبوم براي بسياري از اهالي اين هنر شريف فراهم نيست و آنها همواره از نبود استوديويي استاندارد براي ساخت و انتشار آلبوم موسيقي رنج ميبرند؛ چرا كه براي انتشار آلبوم مجبورند به شهرهاي بزرگ همچون تهران سفر كنند.
«جشنواره موسيقي نواحي بايد منطقهاي برگزار شود» هنرمندان معتقدند جشنواره موسيقي نواحي ظرفيتهاي بسياري دارد و ميتواند در يك جشنواره منطقهاي و به طور مستمر در طي سال برگزار شود. آنها معتقدند جشنواره موسيقي نواحي به صورت سالانه اگر قرار است در حالي برگزار شود كه براي اجراي هر هنرمند چند دقيقه وقت بدهند نميتواند براي اين موسيقي با اين وسعت پاسخگو باشد.
«نقش رسانهها در معرفي موسيقي نواحي» رسانهها نقش مهمي در معرفي و نشر موسيقي مناطق مختلف ايران دارند. توليد برنامههايي در معرفي اين موسيقي ميتواند بسيار بيشتر از برگزاري جشنوارههاي متعدد تأثيرگذار باشد و پخش آثار فاخر موسيقي مقامي تأثير بسزايي در پيشبرد اين هنر دارد چرا كه رسانه اعم از راديو و تلويزيون به دليل گستردگي مخاطب ميتواند تأثير بسزايي در نشر و گسترش اين موسيقي بگذارد.
«موسيقي محلي تبليغ نميشود» اين مسئله براي بسياري از هنرمندان دغدغه محسوب ميشود و همگي اين انتظار را دارند در بين بحبوحه تبليغات لوازم خانگي و مواد خوراكي، اي كاش فضايي براي تبليغ آثار و اجراهاي موسيقي مناطق هم فراهم شود اين مسئله براي دفتر موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هم مهم است به طوري كه محمد ميرزماني معاون هنري وزير ارشاد در اولين نشست رسانهاي خود بر اين موضوع تأكيد كرد كه بايد براي اين موسيقي تبليغات گسترده صورت بگيرد.بايد صبور بود و تماشا كرد كه مسئولان براي اين هنر شريف چه ميكنند.