printlogo


علی اسدی، مجری تلویزیون در گفت‌و‌گو با «ایران»:
مجری کلیشه‌ای یعنی ماشین اپراتور!

تلویزیون


این روزها مجری شدن و به تبع آن معروف شدن رؤیای بسیاری از جوان‌هاست. بسیاری گمان می‌کنند، همین که بیان خوبی داشته باشند مجری خوبی می‌شوند یا مثلاً سواد و اطلاعات کافی و چهره مناسب را جزو لازمه‌های مجری خوب شدن می‌دانند اما براستی مجری و گوینده خوب شدن به چه عواملی بستگی دارد و آسیب‌های حیطه اجرا چیست؟ این موضوعی است که درباره آن با علی اسدی مجری تلویزیون به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم. او مجری گزیده کار برنامه‌های اینجا ایران است، سینماویژن، سال تحویل جام جم، سیمای خانواده، ... و نویسنده کتاب رهبری ارکستر واژه‌ها است؛ با او درباره وضعیت فعلی اجرا دربرنامه‌های تلویزیون به گفت‌و‌گو نشستیم:
به نظر شما مهم‌ترین مسأله وضعیت کنونی اجرا در ایران چیست؟
مهمترین مسأله از نظر من کسانی هستند که مجری شده‌اند تا فقط دو استیج بیشتر بگیرند یا دوتا امضا بیشتر بدهند؛ حالا یا نهایت هدفشان همین است یا توان بیشتری ندارند. اینها‌شأن مجری گری را از حد نبوغ و هنر به حد یک شغل معمولی پایین آورده‌اند. به عقیده من یک مجری خنثی، که طوطی وار حرف می‌زند و از اجرا فقط اداره کلیشه‌ای آنتن را بلد است با یک ماشین اپراتور فرق زیادی ندارد.  شاملو می‌گفت هنرمند اگر حرف تازه‌ای نداشته باشد، هنرش مفت هم نمی‌ارزد. در فرهنگ ما نیز گفته‌اند: سخن نو آر؛ که نو را حلاوتی دگر است. با این حساب مجریانی که حرف تازه و متفاوتی ندارند و با داشتن دایره لغت پنجاه جمله‌ای، پنجاه عنوان برنامه و چندین سال اجرا در رزومه کاری‌شان است، این‌ها در قبال ساعتها وقت مردم و این تریبون مقدس و ویژه‌ای که در اختیارشان قرار گرفته مسئولند و مدیران عافیت طلبی که مطلوبشان اینها هستند و دوغ و دوشاب برایشان فرقی ندارد، مسئول تر.
مجری خوب چه کسی است؟
یک مجری خوب، تکنیسین نیست. ماشین سخنگو نیست. هر هنرمندی چه در اجرا، چه نقاشی، چه مجسمه‌سازی و هرعرصه دیگری باید سبکی منحصر به خود داشته باشد. هنرمند، کارش امضا دارد. اتیکت دارد. طعم و رنگی که آن را از بقیه متمایز می‌کند. کاش مجریان به اندازه‌ای که حواسشان به تغییر لباس‌هایشان هست، حواسشان بود که باید یک مشت حرف‌های نخ نمای تکراری‌شان را هم عوض کنند.
چطور باوجود کلیشه‌ای بودن، برخی مورد توجه واقع می‌شوند؟
بدبختانه این روزها زیاد اتفاق می‌افتد که جریان پوپولیستی و عده‌ای طرفدار سطحی، نه به خاطر کیفیت هنر هنرمند، تنها به این خاطر که به دیدنشان درتلویزیون، سینما یا مجلات زرد زنجیره‌ای، عادت کرده‌اند، ناآگاهانه به به و چه چه‌شان می‌کنند تاجایی که چنان هـوا بـرشان می‌دارد و باد می‌کنند که خودشان هم فکر می‌کنند خیلی بزرگ شده‌اند. این سم شیرین باعث می‌شود طرف به جای اینکه دنبال اصل و ارتقای هنری باشد، به دنبال ژست گرفتن برود؛ و این قصه غمبار هنر این روزهای ما است که دودش به چشم همه می‌رود.
جای خالی چه چیزی را در اجراهای امروزی احساس می‌کنید؟
گزیده کاری و احترام به وقت مردم نادیده گرفته می‌شود و همه به دنبال شهرت بیشتر و درآمد بیشترند. خدا فرهاد مهراد را رحمت کند. بچه بودم از این خواننده محبوبم شنیدم که گفت: «یادتان باشد تنها جایی که در آن خسیس بودن، خوب است هنر است. 20 سال است که کارحرفه‌ای موسیقی می‌کنم. با وجود اینکه در این همه سال، شعر و آهنگ‌های زیادی دیدم که از آنها خوشم آمد و دلم می‌خواست که آنها را اجرا کنم، ولی با خسیس بودن در انتخاب کار و دقت وسواس گونه، تعداد کل آهنگ‌های من به 20عدد نمی‌رسد.» حالا مقایسه کنید خواننده‌هایی را که برخلاف این حرف فرهاد، عمر خوانندگی‌شان 3 سال نشده، 3 آلبوم مفصل و30 ترک آهنگ بیرون داده‌اند. یا این مجریانی که صبح در شبکه سه، ظهر در شبکه پنج، شب در جام جم هستند؛ یک روز در میان هم رادیو برنامه می‌روند. آخر مگر شما چقدر حرف برای گفتن دارید؟