printlogo


عاشق هنر آشپزی هستم






غذا درست کنم اما نمی‌دانستم که غذا روغن و نمک می‌خواهد، برای همین برنج و آب در قابلمه ریختم. آن موقع بود که فکر کردم برنج را که نمی‌توان خالی خورد برای همین عدس هم به آن اضافه کردم. آب غذا تمام می‌شد اما عدس چروک هم نخورده بود و من باز هم مجبور می‌شدم به غذا آب اضافه کنم. این در حالی بود که برنج‌ها له شده بود و عدس هنوز نپخته مانده بود. در نهایت غذا را داخل پلوپز ریختم و هنگام ظهر که خانواده‌ام برای صرف ناهار از راه رسیدند از غذای من یک کف سوخته مانده بود و آب سیاهی که از کف ظرف راه افتاده بود.
 برخورد خانواده با نخستین دستپخت شما چگونه بود؟
خانواده من آن روز در حالی مرا خیلی تشویق کردند که نخستین قاشق غذایی که به دهان گذاشتند ریگ هم داشت. آنها گفتند غذا خیلی خوشمزه است ولی ما امروز خیلی اشتها نداریم. آن روز اصلاً کسی من را سرزنش نکرد و حتی اصرار کردم که شب هم من غذا درست می‌کنم اما آنها تشکر کردند و گفتند نیازی نیست. من آن روز دنبال تنها کتاب آشپزی به نام دلپذیر رفتم و تا شب در خانه می‌دویدم و میز شامی مهیا کردم که همه متحیر شدند.
این آغازی برای آن بود که در خصوص فرهنگ غذایی ایران مطالعه کنم و به این نتیجه برسم که ما چه فرهنگ غنی داریم. همان روز تصمیم گرفتم به سراغ آشپزی بروم. سال 55 بود که من در آغاز این مسیر قرار گرفتم به طوری که در سال 57 به نقطه‌ای رسیدم که بحث آموزش دادن را شروع کردم و در سال 1360 توانستم در مسابقات ژاپن کسب مقام کنم و در سال 1362 توانستم نخستین کتاب آشپزی‌ام را به چاپ برسانم.
 شما تدوینگر نخستین دستورالعمل سرآشپز طلایی در کشور هستید؟ چه شد به سراغ این کار رفتید؟
نخستین گام‌های آشپزی را از روی کتاب آغاز کردم اما بعد به سراغ دوره های آموزشی رفتم به طوری که در دوره‌های متفاوت ژاپن و فرانسه شرکت کردم و توانستم مقام اول ژاپن را در سبزی آرایی کسب کنم. سال 73 دیپلم افتخار آشپزی دریافت کردم. سال 89  مشغول نگارش استانداردهای سرآشپز شدم به طوری که با تدوین استانداردهای 17گانه مدرک طلایی سرآشپز توانستم آن را به عنوان اختراع  ثبت کنم. در گام بعدی سازمان پژوهش وزارت علوم این دستورالعمل را تأیید کرد و روی سایت سازمان فنی و حرفه‌ای رفت و کد آموزشی گرفت. امروز تنها برگزار‌کننده این دوره من هستم و به جرأت می‌توانم بگویم آنچه در استانداردها آموزش می‌دهم 70 درصد بیشتر از آموزش‌های برتر دنیا است؛ چرا که بعد از سی سال کار کردن در این حوزه به تمامی مراکز آموزشی آشپزی بزرگ دنیا سر زدم و استانداردهای استرالیا و کانادا را ترجمه کردم و فراتر از استاندارد‌های آنها را برای کشورم تدوین کردم.
 چرا خانم مینایی به سراغ آشپزی رفت یا در واقع چرا آشپزی برایتان مهم شد؟
این کار عشق من است. وقتی عاشق باشید به عمق آنچه به آن عشق می‌ورزید نفوذ می‌کنید و من سال‌ها است که عاشق هنر آشپزی هستم. سال گذشته موفق به اخذ phd در کسب و کار و مدیریت شدم و این به خاطر بالا بردن کیفیت آموزش و کسب و کار در دنیای آشپزی اتفاق افتاده است.
به نظر من مهمترین مقوله‌ای که در زندگی انسان وجود دارد غذایش است اما کسی به آن توجه نمی‌کند که باید چه مواد غذایی بخورید و چگونه غذا را بپزید تا نه تنها ویتامین‌ها و ریز مغذی‌های غذا از بین نرود بلکه ارزش افزوده نیز پیدا کند. واقعیت آن است که مردم از بد غذاخوردن بیماری قند می‌گیرند، رگ‌های قلبشان مسدود می‌شود و کبدشان چرب می‌شود، در حالی که در دنیای آشپزی داروی شما غذای شما و غذای شما داروی شماست؛ یعنی سلامتی در گرو غذاست به خاطر همین موضوعات است که آموزش و فرهنگ‌سازی را با جدیت پیگیری می‌کنم و اکنون حدود37 سال است فقط کار فرهنگی کرده‌ام، کتاب چاپ و برنامه آموزشی برگزار کرده‌ام و با دایر کردن آموزشگاه نیروهای متخصص پرورش دادم. امروز تصمیم دارم کارهای دیگری با این برند انجام دهم تا بیشتر تأثیر‌گذار باشم.
 از یک نقطه شروع کردید و بعد از چند سال به قله رسیدید. این اعتماد به نفس از آموزش است یا خانواده به شما داده است؟ یعنی ممکن است خوردن عدس پلو سوخته آینده یک فرزند را عوض کند؟
اگر در فردی زمینه نباشد بهترین آموزش‌ها را هم ببیند، نتیجه‌ای ندارد. اول خود فرد و بعد محیط و خانواده است که انسان را می‌سازد. هر انسانی باید روی خودش کار کند تا سیگنال‌های درست زندگی را که مغز برای زندگی در مسیر درست می‌فرستد بگیرید و ادامه بدهید. من یک روز خواستم و شدم؛ چرا که خواستن توانستن است. باور دارم با تغییرات کوچک اتفاق‌های بزرگ می‌افتد نه فردا بلکه در مسیر. اگر هر فردی شروع کند کوچک کوچک خود را تغییر دهد اتفاق‌های بزرگ رخ می‌دهد.
 بعضی از خانم‌ها گلایه می‌کنند که در ایران فضای کار به خانم‌ها نمی‌دهند؟
اتفاقا در ایران فضای بسیار خوبی برای کار خانم‌ها وجود دارد به عنوان یک زن هیچ مشکلی در ایران نداشتم و این موضوعی است که وقتی به عنوان داور بین‌المللی در مسابقات آشپزی حضور دارم به آن تأکید می‌کنم. آنجا سؤالات از من فقط درباره زنان است و واقعیت آن است که من هیچ مشکلی نداشتم راحت کار کردم و البته به نحو احسن حمایت شدم.
 شما امروز پشت میز موفقیت هستید؟ گفتید تمرکز و تلاش افراد را به موفقیت می‌رساند اما حمایت چه می‌شود. خیلی‌ها با خودشان می‌گویند اگر خانم مینایی امکانات نداشت و به دنیا سفر نمی‌کرد آیا امروز به این جایگاه رسیده بود؟
باید آب پاکی را روی دست همه افرادی که این تفکر را دارند بریزم. آنهایی که این چنین فکر می‌کنند هیچ وقت به جایی نمی‌رسند. اگر انسانی منتظر این است که هدایت و حمایت شود و یک امکاناتی وجود داشته باشد هیچ وقت به جایی نمی‌رسد. آدم‌ها باید بخواهند تا بسازند. آدم‌هایی که به امید دیگران هستند به جایی نمی‌رسند. تمام افراد ثروتمند افراد مسئولیت‌پذیری هستند و اگر زندگی نامه این افراد را مطالعه کنید می‌بینید که بدون سرمایه شروع کردند. شاید باورتان نشود اما در یکی از دوره‌های سرآشپز طلایی خانمی در ابتدای جلسه به من گفت برای این به اینجا آمده تا از من تشکر کند وقتی علت را جویا شدم گفت از روی پرونده ترشی‌ها توانسته کسب و کاری راه بیندازد که با وجود زن سرپرست خانوار بودن از این راه هم خانه و ماشین خریده و هم توانسته طعم موفقیت را بچشد. پس باید زمین بخورید و از زمین بلند شوید.
 امروز بزرگترین آرزوی ساناز مینایی چیست؟
ما تاریخچه و قدمت خیلی طولانی در کشور در خصوص فرهنگ غذایی و آداب پذیرایی ایرانی داریم که متأسفانه از چند دهه قبل از انقلاب این فرهنگ را از دست داده بودیم. آنچنان که خیلی کم رنگ شده بود؛ یعنی دیگر خانم‌ها فکر می‌کردند آشپزی کار سطح پایینی است و حتی فرهنگ بلند کردن ناخن هم بر این اساس بود که خانم‌هایی با این مشخصه دست به کار منزل و آشپزی نمی‌زنند حتی اروپایی‌ها، چینی‌ها و ژاپنی‌ها هم به این سمت حرکت کرده بودند.
اما ایران کشوری است که در زمینه غذا تمدن و قدمت دارد؛ در تمام کشورهایی که غذا ندارند اصالت و تمدن هم وجود ندارد اما در ایران یکی از غنی‌ترین فرهنگ و آداب پذیرایی و غذاهای دنیا را داریم. غذاهای ما کاملاً علمی است و متأسفانه قبل از انقلاب این فرهنگ و تمدن رو به فراموشی بود و طی این سال‌ها مردم بیشتر به غذاهای فرنگی و فست فودها روی آوردند.
این موضوعات به معنای نادیده گرفتن کیفیت و جذابیت‌های غذای فرنگی نیست بلکه حرف این است که غذای ایرانی عالی است برای من مهم است به دنیا فرهنگ آشپزی ایران را معرفی کنم. ایران و روم و چین سه مکتب مادری بودند که دنیا الگوی غذا را از این سه مکتب گرفته است اما اکنون غذای چین را در همه دنیا می‌شناسند اما غذاهای ما الان در دنیا وجود ندارد یا مورد حمله کشورهای دیگر مثل ترکیه یا کشورهای عربی قرار گرفته آنچنان که غذاهای ما را ثبت می‌کنند اما خود ما غافل هستیم. تمام آرزویم حفظ این فرهنگ و آموزش آن است تا در آینده‌ای نه چندان دور فرهنگ غذایی ایرانی در خاورمیانه، آسیا و جهان توسعه پیدا کند و البته برای این آرزویم از حالا
برنامه‌ریزی کرده‌ام.