printlogo


کارشناسان در گفت‌وگو با <ایران> راه‌های پیشگیری را تشریح کردند
چرا خودکشی؟ ... و چرا افسرد‌ه‌اند
دکتر میرطاهر موسوی‌: نابرابری‌ها امید را در جامعه کمرنگ کرده نشاط اجتماعی را کاهش می‌دهد پس بهترین راهکار برای تقلیل این آسیب که روز به روز در میان اقشار مختلف جامعه در حال گسترش می‌باشد این است که با کاهش نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی و ایجاد فرصت‌های متناسب و متوازن برای همه گروه‌های جامعه، ‌امید و نشاط اجتماعی را گسترش دهیم

گروه حوادث - پرستو رفیعی/ هنوز عوارض تلخ خبر خودکشی مردی که چند روز قبل خود را از پل عابرپیاده خیابان میرداماد حلق آویز کرده یا بیماری که به دلیل ناتوانی از پرداخت هزینه‌های بیمارستان، مرگ را انتخاب کرد فراموش نشده که بازهم خبر از مرگ‌های خود خواسته از گوشه و کنار کشور به گوش می‌رسد.  این بار نوبت به مرد جوانی رسید که دیروز تلاش کرده خود را از پل  عابر پیاده خیابان خیام،‌حوالی بازار تهران به پایین پرت کند. هر چند این مرد با  اقدام بموقع آتش نشان‌ها نجات یافت و فرصتی دیگر برای زندگی به دست آورد اما این سؤال به ذهن می‌رسد که چرا برخی افراد براحتی مرگ خودخواسته را انتخاب می‌کنند؟
اهداف خودکشی در انظار عمومی
مصطفی آب روشن- جامعه شناس- با تأکید بر رواج افکار منفی مبنی بر پایان دادن به زندگی در جامعه می‌گوید: خودکشی در حوزه عمومی که بشدت در جامعه ما رواج پیدا کرده به عنوان کدهایی است که بایستی نظام اجتماعی را به تفکر وا دارد زیرا خودکشی در انظارعمومی انعکاس خشم و تنفر فرو خفته ای است که فرد با نابودی خود خواسته، تلاش دارد تا قضاوت‌های عمومی را علیه فرد، خانواده یا نهادهای اجتماعی ناکارآمد برانگیخته و حساس  کند.
محمد امین قانعی راد- رئیس انجمن جامعه شناسی ایران - نیز به «ایران» می‌گوید: چنین افرادی به جای اینکه خشم و غضب خود را علیه عامل آزاردهنده خود بکار ببرند از طریق نابودی خود خشمشان را منتقل می‌کنند. در حقیقت این افراد با خود کشی نه تنها شرایط آزار روانی شهروندان را فراهم می‌کنند بلکه سعی دارند از مرگ خود، رسانه ای بسازند که پیام آنها را به گوش همگان برساند.
دکتر احمد جلیلی رئیس انجمن روانپزشکان ایران نیز در تعریف خودکشی به «ایران» می‌گوید: خودکشی مسأله پیچیده‌ای است که به دلایل مختلف اتفاق می‌افتد. در حقیقت همیشه آخرین رویداد ناخوشایند علت خودکشی نیست و همواره عوامل مختلف  دست به دست هم داده و شرایطی را فراهم می‌کنند تا فرد اقدام به خودکشی
کند.
عوارض نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی
دکتر میرطاهر موسوی – جامعه شناس- نیز با اشاره به بروز خودکشی در درون زمینه‌های اجتماعی به «ایران» می‌گوید: نابرابری‌هایی که در سطوح مختلف جامعه اتفاق می‌افتد باعث تقویت میل به خودکشی خواهد شد. نابرابری‌های اجتماعی ،‌اقتصادی و  حتی سیاسی از عوامل تبیین کننده خودکشی در کشور محسوب  می‌شوند. اختلاف طبقاتی و سختی در دسترسی به امکانات اولیه برای شهروندان به رقابتی نابرابر منجر شده که شرایط استفاده و حتی سوء استفاده برخی را از امکانات اجتماعی و اقتصادی فراهم کرده و در مقابل، وضعیتی را فراهم کرده که عده ای دیگر از دسترسی به این امکانات باز بمانند.
وی در ادامه می‌افزاید: همه این نابرابری‌ها باعث می‌شود ناهمبستگی در جامعه تقویت شده و افراد دچار انزوا ،‌ تنفر، بی انگیزگی ناشی از جبرگرایی و رفتار سرنوشت گرا شده و احساس کنند راهی ندارند و این سرنوشت اجباری و تهدیدی است. در حقیقت ناامیدی و مأیوس شدن مطلق فرد از تغییر وضعیت خویش و در نهایت جبرزدگی باعث شده خودکشی رو به تزاید بگذارد.
هر 40 ثانیه یک خودکشی
آخرین آماری که سازمان بهداشت جهانی منتشر کرده نشان می‌دهد هر 40 ثانیه یک نفر در جهان با خودکشی به زندگی‌اش پایان می‌دهد. به عبارت ساده تر سالانه 800 هزار نفر در جهان خودکشی می‌کنند. این درحالی است که متأسفانه 4 هزار و 69 نفر از آنها ایرانی بوده‌اند یعنی یک حساب سر انگشتی نشان می‌دهد روزانه 11 نفر در ایران به زندگی‌شان پایان می‌دهند.
در حالی که سازمان پزشکی قانونی از کاهش 8/1 درصدی  میزان خودکشی در ایران خبر می‌دهد مصطفی آب روشن عنوان می‌کند: به علت نگرش عمومی بسیار منفی نسبت به خودکشی ، ابهامات زیادی در مورد آمار خودکشی در ایران وجود دارد. از سوی دیگر به علت قبح شرعی و اجتماعی، بستگان افرادِخودکشی کننده این عمل را ننگ و بی آبرویی تلقی کرده و از افشای آن خودداری می کنند. حال آنکه طبق آمارهای منتشر شده نیمی از خودکشی‌ها در  شهرهای بزرگ ،یک چهارم در شهرهای کوچک و متوسط و بقیه در روستاها رخ می‌دهد. به گفته وی میزان اقدام به خودکشی  در ایران بیش از آمارهایی است که عنوان می شود اما آنچه مشخص است اینکه اکثر خودکشی‌ها در میان انسان‌های فقیر و متوسط جامعه رخ می دهد زیرا بیشترین فشارهای اجتماعی و اقتصادی را متحمل می شوند.
این جامعه‌شناس در ادامه می‌افزاید: به طور کلی خودکشی پدیده ای است که نه تنها از طرف شرع مقدس بلکه بشدت از سوی عرف اجتماعی منع شده و به طور عمومی‌مشاهده می کنیم که افشای این پدیده اجتماعی با بی‌آبرویی خانواده عجین شده و  بشدت نیز انگ زننده محسوب می شود. بر این اساس، مشاهده می کنیم آمار‌های خودکشی کمتر در حوزه‌های رسمی و غیررسمی انعکاس پیدا می کند. در حالی که فردی که افکار خودکشانه در سر دارد بر عکس با این هدف مشخص خود را نابود می کندکه حساسیت همگانی را نسبت به ظلمی که به او رفته است بر انگیخته کند. زیرا این دسته از افراد خود را قربانی شرایط نابسامان اجتماعی قلمداد کرده و در شرایط استیصال سعی می کنند به عامل ناکامی‌های فردی و اجتماعی آسیب برسانند و اگر به هر علت قادر به این کار نباشند سعی می کنند به زندگی خود خاتمه دهند اما در خودکشی در ملأ عام شخص تلاش آگاهانه ای به انجام می رساند تا  مجازات عوامل ناکامی اش را به افکار عمومی بسپارد.
آب روشن بر این باور است، برای مقابله با پدیده خودکشی بایستی تلاش‌های چند نهادی در جامعه برای ایجاد همبستگی اجتماعی صورت پذیرد به طوری که در تعیین برنامه‌‌ریزی‌های خرد و کلان ، در کنار حفظ منافع عمومی حقوق فردی هم در نظر گرفته شود و فشار و نظم اجتماعی در حد اعتدال و مطلوب باشد به طوری که به گروه‌های خاص و شکننده اجتماعی فشار مضاعفی تحمیل نشود. از سوی دیگر تعمیق باورها و نگرش‌های دینی‌، اشاعه فرهنگ احترام به حقوق انسانی‌، اصلاح الگو و نگرش‌های غلط اجتماعی درباره زنان نیز، بستری است که هویت و خودکارآمدی در افراد را تقویت کرده و باعث از بین رفتن انزوای اجتماعی خواهد شد.
ضرورت افزایش نشاط در جامعه
دکتر موسوی نیز اظهار می‌دارد: از آنجایی که نابرابری‌ها امید را در جامعه کمرنگ کرده نشاط اجتماعی را کاهش می‌دهد پس بهترین راهکار برای تقلیل این آسیب که روز به روز در میان اقشار مختلف  جامعه در حال گسترش می‌باشد این است که با کاهش نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی و ایجاد فرصت‌های متناسب و متوازن برای همه گروه‌های جامعه، ‌امید و نشاط اجتماعی را گسترش دهیم. دکتر جلیلی رئیس انجمن روانپزشکان توصیه می‌کند: طبق دستورالعمل سازمان بهداشت جهانی اخبار خودکشی باید به گونه‌ای منعکس شود که منشأ بروز حادثه ای دیگر نباشد. چراکه افکار خودکشانه همواره به صورت پنهان در جامعه وجود دارد. پس هرگونه اشتباه در شیوه انتقال این اخبار و همچنین بیان جزئیات آن می‌تواند افراد بیمار و دارای افکار منفی را به یک اقدام آنی یا همان خودکشی تقلیدی راهنمایی کند.
وی می‌افزاید: یکی دیگر از مواردی که به بیماران روانی آسیب می‌رساند سیاسی کردن مسائل بهداشت روانی است. از این رو نباید این موضوع از سوی دولت کمرنگ جلوه داده شود و مخالفان دولت نیز از پررنگ کردن و حاشیه‌سازی خودداری کنند.