printlogo


تاریخ جهان


امریکا چگونه وارد جنگ جهانی اول شد
پایان دکترین مونروئه

محمد مجیدی

دوم دسامبر سال 1823 زمانی که حدود نیم قرن از اعلامیه استقلال ایالات متحده امریکا در 1776 می‌گذشت، جیمز مونروئه پنجمین رئیس جمهوری امریکا دکترین سیاسی خود مشهور به دکترین مونروئه را اعلام کرد. دکترینی که در آن اعلام شده بود هیچ کشوری حق دخالت سیاسی، نظامی و اقتصادی در امریکا  راندارد و از آن سو امریکا نیز در امور سیاسی کشورهای جهان هیچ دخالت سیاسی، نظامی و اقتصادی نخواهد کرد.  این دکترین تأکید فراوان بر خروج همه استعمارگران اروپایی از شمال تا جنوب قاره امریکا داشت و ایالات متحده حمایت خود را از همه کشورهای این قاره برای کسب استقلال از استعمارگران انجام می‌داد. امریکا و امریکاییان از این تاریخ تا سالهای ابتدایی قرن بیستم با استفاده از فرصت دور بودن از صحنه جنگ‌های اروپایی همه تلاش‌شان را بر رشد اقتصادی گذاشتند تا بتوانند در عین استقلال از همه قدرت‌های اروپایی، تمام و کمال روی پای خود بایستند. اما در دومین دهه قرن بیستم جهان، تحولاتی را به خود دید که امریکا ناچار شد از دکترین مونروئه خارج شود.

امریکا در قرن نوزدهم نیروی دریایی مطمئن و قدرتمندی برای مقابله با تهدیدات احتمالی و حمایت از کشتی‌های تجاری خود نداشت. در این میان فقط نیروی دریایی بریتانیا به عنوان قوی‌ترین و شکست‌ناپذیرترین نیروی دریایی جهان بود که از کشتی‌های امریکایی محافظت می‌کرد و از قرض دادن ناوگان دریایی‌اش به اتازونی بسیار خرسند بود. هدف انگلیس از این کمک تقابل با هر تمایل استعماری جدید از سوی فرانسه و اسپانیا برای دستیابی دوباره به قاره امریکا بود، چرا که پیش از آن دولت امریکا ایالت‌های متعلق به فرانسوی‌ها و اسپانیایی‌ها را خریداری و برای همیشه دست استعمارگران را از خاکش کوتاه کرده بود. یک قرن حمایت بریتانیا از ایالات متحده امریکا موجب شد این کشور بر اساس دکترین مونروئه به موجودیتی قدرتمند تبدیل شود و توانایی‌های منحصربه فردی پیدا کند.
اما شلیک گلوله گاوریلو پرینسیپ میهن پرست متعصب صرب تبعه اتریش بر قلب آرشیدوک فرانسیس فردیناند ولیعهد اتریش- مجارستان در 28 ژوئن 1914 مسیر تاریخ جهان را عوض کرد. جنگ جهانی اول خیلی سریع شروع شد و همه اروپا، خاورمیانه و شمال آفریقا صحنه لشکرکشی و کشتار نظامیان و غیرنظامیان شدند. پای امریکا و امریکاییان تا سال سوم جنگ هم به این سوی جهان باز نشد و در حقیقت دکترین مونروئه تا سال 1917 پابرجا بود.
در طول جنگ، امریکا با وجود اعلام بی‌طرفی در قبال آتش جنگی که بین اروپاییان افروخته شده انواع کالاها را به مقصد انگلستان صادر می‌کرد تا دست دوستی به سمت کشوری که یک قرن با قدرت دریایی‌اش حافظ منافع امریکا بود دراز کرده باشد. در تاریخ 7 مه 1915 یک زیردریایی آلمانی به کشتی مسافربری لوسیتانیا در اقیانوس اطلس شلیک کرد و باعث غرق شدنش و کشته شدن صدها مسافر آن شد که در میان آنها 128 مسافر امریکایی بودند. انتشار این خبر در مطبوعات امریکا افکار عمومی این کشور را در مقابل کاخ سفید قرار داد. توماس وودرو ویلسون بیست و هشتمین رئیس جمهوری امریکا که تاکنون چارچوب سیاست خارجی‌اش براساس دکترین مونروئه قرار گرفته بود نظرش تغییر کرد. اما هنوز تمایلی به جنگیدن با آلمان‌ها را نداشت، حتی ویلسون تلگراف رمزی که سرویس جاسوسی انگلستان در اواخر 1916 دی کدش کرده بود و توسط دولت لندن برایش ارسال کرده بود را افشا نکرد و محرمانه نگه داشت. متن تلگراف درباره پیامی بود که آرتور زیمرمن وزیر امور خارجه آلمان برای سفیرش در مکزیک فرستاده بود که به دولت مکزیک قول دهد اگر به اتحاد سه گانه آلمان- اتریش- عثمانی بپیوندد، به آنها کمک خواهد کرد هشت ایالت کالیفرنیا، آریزونا و... را که در جنگ با امریکا از دست داده پس بگیرد. ویلسون همچنان بر قرارداشتن استراتژی امریکا بر مبنای دکترین مونروئه اصرار داشت و این دو اتفاق را دلیلی بر درگیرکردن ایالات متحده با اروپاییان نمی‌دید.
اما با صدور اعلامیه ژانویه 1917 از سوی دولت آلمان، عزم ویلسون برای ورود به جنگ جزم شد. در اعلامیه آلمان‌ها آمده بود که نیروی دریایی آلمان هر کشتی حامل خواروبار و اسلحه به مقصد انگلیس صرفنظر از پرچم آن کشور را غرق خواهد کرد. ویلسون پس از دریافت این اعلامیه به کنگره رفت و آنجا مجوز دادن اعلان جنگ به آلمان‌ها را خواستار شد. درخواست ویلسون در کنگره با 50 رأی مخالف تصویب و سپس راهی سنای امریکا شد. مخالفت 6 سناتور با ورود امریکا به جنگ هم راه به جایی نبرد و ایالات متحده امریکا در 6 آوریل 1917 به آلمان و سپس به اتریش اعلان جنگ داد.
از این‌رو نخستین یگان نظامی اعزامی امریکا به اروپا برای نبرد با آلمان‌ها در ژوئن 1917 وارد خاک فرانسه شد و تا دو ماه بعد صدها هزار نیروی امریکایی وارد خاک فرانسه شدند تا با متحدین وارد جنگ شوند. پیش از این کنگره امریکا برای تأمین نیروی مسلح، قانون سربازگیری را تصویب کرد که طی آن شمار ارتش امریکا در عرض مدت زمان کوتاه از 250 هزار به 4 میلیون نظامی افزایش یافت. با ورود این ارتش عظیم به قاره اروپا موازنه قوا برهم خورد و آلمان و متحدانش شکست خوردند. گرچه در این میان 116 هزار و 708 جنازه روی دوش امریکایی‌ها باقی ماند.
پی نوشت ها:
تاریخ امریکا، هاوارد زین
امریکا چگونه امریکا شد، فرانک ال شوئل
گذری بر تاریخ امریکا، اصغر کشوری