printlogo


«نگار» ذهنیت‌گرایی جسورانه اما ناکام

«نگار»، شاید متفاوت‌ترین فیلم جشنواره فجر امسال از نظر نوع روایت سینمایی باشد. فیلمی که از ژانرهای متداول سینمای امروز ایران مثل ملودرام‌های اجتماعی یا سینمای جنگ، فاصله گرفته و با طرحی جنایی- گانگستری و گرایش به واقع گریزی و ذهنیت گرایی، می‌خواهد پاستیژی ایرانی از سینمای پست مدرن دیوید لینچ و تارانتینو باشد. رفتن به سمت این نوع فرم‌های کمتر تجربه شده و رادیکال در سینمای ایران، سینمایی که از نظر فرمی و ساختاری، بشدت محافظه کار و ترسو است، البته جسارت می‌خواهد. سینمایی که به دلیل پیچیدگی روایی به سختی می‌تواند با تماشاگران خو گرفته به ملودرام‌های سطحی و آبکی ارتباط برقرار کند، حتی اگر سازنده آن کمدین محبوب و پرطرفداری مثل رامبد جوان و بازیگران آن چهره‌های مشهور و عامه پسندی مثل محمدرضا فروتن، نگار جواهریان، آتیلا پسیانی، افسانه بایگان و مانی حقیقی باشند.
دختر جوانی به نام نگار (با بازی نگار جواهریان) که از خانواده‌ای بورژوا و مرفه است، روایت پلیس از خودکشی مشکوک پدرش را باور نمی‌کند و در صدد کشف حقیقت ماجرا و راز خودکشی پدرش برمی آید و در جست‌و‌جویش، درمقابل دارودسته تبهکاری به نام بهتاش (با بازی کلیشه‌ای و اغراق‌آمیز مانی حقیقی) و همدست او بهمنی (با بازی آتیلا پسیانی) قرار می‌گیرد. رامبد جوان این قصه ساده را به صورت غیرخطی با گسست‌های روایی متعدد و درهم آمیختن عینیت و ذهنیت و کابوس و واقعیت، تعریف می‌کند. اما اشکال اساسی این است که فیلمساز با‌ وجود تلاش آشکاری که برای ساختن جهانی سوررئال و پست مدرن می‌کند در ساختن این جهان ناموفق است. پیچیدگی روایی فیلم، سطحی و ناشیانه است و شگردهای فیلمساز برای ساختن فرمی دشوار و مخدوش کردن مرز عینیت و ذهنیت و واقعیت و خیال، زود لو می‌رود. در یکی از صحنه‌ها، وقتی نگار از دست تبهکارها فرار می‌کند، ناگهان روح پدرش ظاهر شده و نگار می‌گوید: «بابا به من کمک کن» و پدرش درجواب می‌گوید: «نمی تونم چون من این ورم.»
علاوه بر این، فیلم، سبک بیانی یکدستی ندارد و بین سینمای جدی، وهم انگیز و کابوس گونه لینچ و دنیای فانتزی، گروتسگ، شوخ و کاریکاتور گونه تارانتینو سرگردان است. طرح داستانی فیلم نیز ایراد دارد. قبول اینکه مرد بورژوایی مثل ولیان (پدر نگار) که در کار صادرات اسب‌های ترکمن به خارج است و معاملات هفت میلیاردی می‌کند، بعد از مرگ پولی در بساط نداشته باشد و خانه اعیانی‌اش در گرو باشد، قابل باور نیستند. همین‌طور علت دشمنی بهتاش و بهمنی با پدر نگار هم نامعلوم است و اینکه چرا آنها می‌خواهند او را از بین ببرند و در آن کیفی که نگار از گاو صندوق بهمنی سرقت می‌کند چه مدارک مهمی است که بتواند به کشف حقیقت کمک کند. بازی فروتن، مثل همیشه رمانتیک و نچسب است و مانی حقیقی در نقش رئیس تبهکارها و دارودسته‌اش نیز بیش از حد کاریکاتوری و کلیشه‌ای است. داد و بیدادهای مانی حقیقی و بالا و پایین پریدن‌های او در صحنه دعوا با فروتن، اغراق آمیز، مضحک و خنده دار است.