printlogo


کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود



که از ابعاد مختلفی هم بدان توجه شده. بویژه درباره حضرت زینب(س). با این حال مسأله حائزاهمیت در این خصوص این است که اصولاً در تمام دنیا برای قرون متوالی، تاریخ و تاریخ نگاری و کلاً عرصه اجتماع، امری مردانه تلقی می‌شده که ریشه در نگرش کلی و جهان بینی انسان ها نسبت به نقش مرد و زن در اجتماع
 داشته است.
طبیعی‌ترین پیامد چنین دیدگاهی، مغفول ماندن و نادیده گرفته شدن نقش زنان در حیات اجتماعی و تحولات گوناگون آن بوده و لذا امروزه پژوهشگر تاریخ با انبوهی از متون و مدارک مواجه است که کمترین اطلاعات و آگاهی ها را درباره زنان دارند.
در چنین فضایی یک پژوهشگر چه می‌تواند بکند جز آنکه صرفاً بر اساس همان اندک آگاهی ها، به نقش زنان هم توجهی نشان دهد؟ و با چنین فقر اطلاعاتی مگر چقدر می‌توان از چگونگی نقش زنان سخن گفت؟ چنین معضلی درباره زنان حاضر در رویداد کربلا هم
وجود دارد.
متون تاریخی از این نظر بسیار فقیرند و فقط یاری جستن از متون دیگری چون متون حدیثی، ادبی و نظایر آن به عنوان متون کمکی، تاحدی (که البته اصلاً راضی‌کننده نیست) می‌تواند اطلاعات بیشتری در اختیار قرار دهد هرچند که قدرت مانور زیادی برای استنباط های پژوهشی در اختیار نمی‌گذارد مگرآنکه امیدوار باشیم در آینده متون و شواهدی از روزگاران گذشته کشف شود که بر اساس آنها بتوان به آگاهی های بیشتری درباره زنان دست
یافت.