printlogo


یادداشت



درباره نسبت تلویزیون و پشتوانه سازی
تدابیر ضروری


مازیار معاونی
منتقد تلویزیونی

در اینکه برنامه‌های نمایشی تلویزیون خاطره انگیزترین برنامه‌های این رسانه محسوب می‌شوند و میلیونها بیننده تلویزیونی خاطرات مشترک شیرینی از آنها دارند هیچ تردیدی نیست اما از گونه نمایشی که بگذریم برنامه‌های مجری محور و گزارش محور تلویزیونی و در رأس آنها برنامه‌های ورزشی هم از توان بالقوه بالایی برای جذب مخاطب و خاطره‌سازی برای او برخوردارند، تمام مخاطبان بخصوص آنهایی که پیگیر حرفه‌ای‌تر برنامه‌های ورزشی به حساب می‌آیند ظرف سالها و دهه‌های متمادی خاطرات تلخ و شیرین خود از رویدادهای کوچک و بزرگ ورزشی را با صدای گزارشگران آن رویدادها در ذهن و قلب خود ثبت و ضبط کرده‌اند و با هر بار شنیدن دوباره صدای آن گزارشگر نه فقط گزارش آن رقابت خاص که انبوهی از خاطرات ورزشی نوستالژیک به ذهنشان متبادر می‌شود به شکلی که تن صدا و شیوه گزارش یک گزارشگرِ بخصوص بتدریج صاحب یک هویت و تشخص منحصر به فرد و متمایز از برنامه‌ای می‌شود که او اجرایش را به عهده دارد و بود و نبود و حضور یا غیابش در کیفیت و برد اجتماعی برنامه اثر‌گذاری آنچنانی پیدا می‌کند، مصادیقش در تلویزیون کشور خودمان هم کم نیستند از عادل فردوسی‌پور و گزارش‌های جذاب و اصطلاحات دوست داشتنی ابداعی‌اش که با‌وجود صدایی که در تجربه شنیداری اول چندان گوشنواز و خوشایند به نظر نمی‌رسد گرفته تا هادی عامل و تسلط مثال زدنی‌اش به فنون کشتی و عشق و حماسه‌ای که به گزارش‌هایش تزریق می‌کند و تا خیلی‌های دیگر. در موفقیت این گزارشگران کم نظیر و توفیق سیما در به کارگیری و حفظ طولانی مدت آنها که در مورد همین دو نمونه به عددی بالای 20 سال می‌رسد (فردوسی‌پور از ابتدای سال 75 و عامل از سال 73) هیچ تردیدی نیست اما در این میان یک سؤال هم مطرح می‌شود که در جای خود می‌تواند تأمل برانگیز باشد، اینکه آیا در رسانه ملی به مقوله پشتوانه‌سازی و برنامه‌ریزی برای پر کردن جای این نوابغ عرصه گزارشگری تدابیری اندیشیده شده و به این فکر کرده که در صورت بروز وقایع اجتناب‌ناپذیری نظیر مهاجرت، کهولت یا خدای ناکرده بیماری یا درگذشت فعالان این عرصه چگونه می‌توان جای خالی آنها را پر کرد؟ البته این ادعا به معنای از نظر دور داشتن زحمات و تلاشهایی که ظرف سال‌های اخیر در این خصوص انجام شده نیست و تلویزیون برای رشته پرطرفداری مثل فوتبال که در همه جای دنیا مخاطبانش با دیگر رشته‌های ورزشی قابل قیاس نیستند فکرهایی کرده و چهره‌های جوانی نظیر محمد رضا احمدی، محسن عزیزی و... حاصل همین نگاه آینده نگر هستند که البته کافی هم نیست اما آیا یک رسانه فقط به گزارشگر فوتبال احتیاج دارد؟ در همین کشور خودمان که تازه در رشته‌های ورزشی نسبتاً محدودی هم در مقایسه با کشورهای عنوان دار در ورزش دنیا سر و کار دارد با کمبود شدید گزارشگر و کارشناس تلویزیونی ورزش مواجه هستیم و معلوم نیست سیما برای جانشینی عزیزانی نظیر عنایت الله آتشی در رشته بسکتبال، جواد محتشمیان در والیبال، ایرج حسیبی در دو و میدانی، هادی عامل در کشتی، بیژن خراسانی در رشته‌های رزمی و... چه فکری کرده است؟! بعضی از این بزرگان خیلی وقت است که به سن بازنشستگی رسیده‌اند و ضروری است که نیروهای جوان و تازه نفسی جای آنها را پر کنند و البته قطعاً از تجارب ارزنده این پیشکسوتان هم در کنار جوان تر‌ها استفاده شود تأکیدم از آن باب بود که گاهی سیما در این گونه موارد خیلی خشک و رسمی و بدون در نظر گرفتن همان حس نوستالژیک میلیون‌ها بیننده‌اش عمل می‌کند و با جذب نیروهای جدید به یکباره قدیمی‌های خاطره ساز را به بوته فراموشی می‌سپارد که اصلاً منصفانه نیست، نظیر اتفاقی که حدود دو دهه قبل برای عزیزانی همچون هادی صالح نیا گزارشگر خوب و مسلط رشته فوتبال یا محمد رضا نوایی گزارشگر دوست داشتنی رشته کشتی اتفاق افتاد و شیرینی حضور نیروهای خوب تازه نفس را با حذف یکباره این پیشکسوتان خاطره ساز تلخ کرد. امید که چنین نشود.