printlogo


گفت‌وگو با مینا افتاده مدرس و نوازنده باسابقه موسیقی ایران
سالن‌های اجرای بانوان بیشتر شبیه سالن‌های مد هستند










   عفت نژادساکیان
 «مینا افتاده» موسیقی را در محضر استادانی چون حسین دهلوی، خانم ارفع اطرائی و محمد حیدری فرا گرفته و در ادامه به مدت 10 سال در محضر استاد فرامرز پایور به یادگیری فنون و شیوه‌های اجرای ردیف موسیقی ایران پرداخته است. او در این سال‌ها با ارکسترهایی چون ارکستر صبا، ارکستر سازهای سنتی، گروه تمبک و ارکستر بانوان به سرپرستی خانم افلیا پرتو و نیز گروه شیدا همکاری داشته است. «افتاده» علاوه بر نوازندگی در بالاترین سطح، یک معلم  موسیقی است؛ معلمی ‌که چندین دهه از نزدیک، دستی بر آتش موسیقی این سرزمین داشته و دارد.



   خانم «افتاده» در خصوص فعالیت آموزشی خود صحبت کنید.
 تدریس در هنرستان موسیقی  را از سال 1351 آغاز کرده‌ام که تاکنون ادامه دارد. همچنین بین سال‌های 1353 تا 1375 به عنوان مدرس موسیقی در کارگاه موسیقی کودکان و نوجوانان وابسته به سازمان رادیو و تلویزیون فعالیت کرده‌ام. از سال 1357به مدت هفت سال در مکتب استاد پایور به  تدریس موسیقی پرداخته‌ام. عضو شورای فنی هنرستان موسیقی دختران از آغاز فعالیت تاکنون هستم و در شورای تدوین کتاب درسی مبانی نظری موسیقی ایران عضویت دارم.
   چه آثاری در زمینه موسیقی تألیف کرده‌اید؟
حاصل فعالیتم، آلبوم مکتب اصفهان به سرپرستی استاد لطفی در سال 1363 و 9 جلد کتاب که طی این  سال‌ها در زمینه‌های مختلف موسیقی به تالیف درآورده‌ام و آخرین آنها هم کتاب دونوازی‌های استاد فرامرز پایور است که به همراه لوح فشرده بزودی منتشر خواهد شد.
   شرایط آموزش موسیقی‌مان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
آموزش موسیقی به صورت رسمی ‌در هنرستان‌های موسیقی آغاز و در دانشگاه‌های هنری ادامه پیدا می‌کند.  در هنرستان هنرجو در کنار آموزش نوازندگی درس‌های غیرمرتبط با فعالیت هنریش را می‌گذراند که وقت و انرژی فراوانی را از دست می‌دهد. البته من معتقد به این نیستم که هنرجوی هنرستان موسیقی صرفاً باید به تحصیل موسیقی بپردازد. داشتن آگاهی در زمینه‌های گوناگون برای هر فردی لازم و ضروری است و کتاب‌های غیرتخصصی باید به گونه‌ای تنظیم شوند که وقت زیادی از هنرجوی موسیقی که لازم است در روز ساعت‌ها به تمرین نوازندگی بپردازد، نگیرد. وظیفه ما به عنوان مدرسین هنرستان موسیقی، تربیت نوازنده تا مقطع تحصیلی دیپلم است. هنرجو برای تحصیلات تکمیلی و تخصصی لازم است که به دانشگاه برود. متأسفانه گزینش دانشجو در دانشگاه به گونه‌ای است که کسانی که در هنرستان موسیقی از کودکی آموزش دیده‌اند و نوازندگی را ‌به خوبی یاد گرفته‌اند، از شانس بسیار کمی ‌برای ورود به دانشگاه برخوردارند. بیشتر دانشجویان موسیقی را کسانی تشکیل می‌دهند که در آموزشگاه‌های آزاد به صورت غیرتخصصی به فراگیری موسیقی پرداخته‌اند و به دلیل کسب نمرات بهتر در دروس عمومی ‌کنکور نه مهارت در نوازندگی وارد دانشگاه می‌شوند. این نوع گزینش به سطح آموزشی دانشگاه هم  لطمه جدی وارد کرده است. اساتید موسیقی در دانشگاه‌ها به جای آموزش نکات تخصصی به اجبار به تدریس نکات ابتدایی موسیقی می‌پردازند.


   اغلب کسانی که در عرصه موسیقی توانسته‌اند فعالیتی مستمر داشته باشند از کودکی کار خود را آغاز کرده‌اند، درباره شما هم این نکته صدق می‌کند؟
من در خانواده‌ای متولد شده‌ام  که برادر بزرگترم نوازنده ارکستر سمفونیک بود و خواهرم ساز کمانچه می‌نواخت. پدرم در سال 1343 بعد از گذراندن دوره ابتدایی، من را در هنرستان موسیقی ملی ثبت نام کرد. همیشه به این نکته فکر می‌کنم که چه پدر روشنفکری داشته‌ام که در آن سالها شرایطی فراهم کرد که من و دیگر اعضای خانواده وارد دنیای موسیقی شویم؛ هر چند که از سوی بسیاری  از دوستان و آشنایان مورد سرزنش قرار می‌گرفت.
   آیا غیر از موسیقی به فراگیری هنر دیگری پرداختید؟
به خوشنویسی هم علاقمند بودم. در کنار موسیقی به یادگیری خوشنویسی پرداخته‌ام و خوشنویسی را هم تا مراحل عالی گذرانده‌ام. ولی در مجموع تمرکزم روی موسیقی بوده است.
   چگونه  ساز سنتور را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کردید؟
در آن زمان وقتی که هنرجو وارد هنرستان می‌شد، بر اساس شرایط جسمانی‌اش  برای آن سازی انتخاب می‌کردند. با توجه به اینکه قدی بلند و انگشتان کشیده‌ای داشتم، استاد حسین دهلوی  ساز «ویلن سل» را برای من در نظر گرفت. «ویلن سل» ساز بسیار بزرگی  است و وقتی من در سن 10 سالگی با این ساز مواجه شدم حس خوبی نسبت به آن نداشتم  و از یاد گرفتن این ساز واهمه داشتم. از استاد دهلوی خواستم که سازی دیگر را برایم در نظر بگیرد، که البته الان پشیمانم. در آن زمان تنها برای سازهای سنتور و تار از سازهای ایرانی  در کنار سازهای غربی آموزش‌های تخصصی برای آنها وجود داشت  و دیگر سازهای موسیقی ملی همچون عود، نی و قانون به عنوان سازهای غیرتخصصی و ساز دوم انتخاب می‌شدند. با توجه به نبود علاقه من به «ویلن سل» استاد دهلوی ساز سنتور را برای من برگزید و مرا برای فراگیری سنتور نزد خانم«ارفع اطرائی»  فرستاد.
   شما نزد چه کسانی به فراگیری موسیقی پرداختید؟
موسیقی را در محضر استادانی چون حسین دهلوی ،خانم ارفع اطرائی و آقای محمد حیدری فرا گرفتم و در ادامه  به مدت 10 سال در محضر استاد فرامرز پایور به یادگیری فنون و شیوه‌های اجرای ردیف موسیقی ایران پرداختم و از استادانی چون مصطفی کمال پورتراب، فرهاد فخرالدینی، شاهین فرهت، پرویز منصوری و احمد پژمان بهره بردم.
   چه زمانی به صورت جدی به نوازندگی پرداختید؟
زمانی که در هنرستان به فراگیری موسیقی مشغول بودم، طبق قراری که بین هنرستان و کانون پرورش فکری وجود داشت هنرجویان در کتابخانه‌های کانون، آنچه را که یاد می‌گرفتند به اجرا می‌گذاشتند.  این اجراها باعث یادگیری بیشتر و تقویت روحیه مسئولیت پذیری هنرجویان می‌شد که متأسفانه این رویه در حال حاضر وجود ندارد.  اجرای موسیقی را در کانون تجربه کردم و قبل از اتمام تحصیلاتم در هنرستان اولین همکاریم با ارکستر سازهای سنتی به سرپرستی استاد فرامرز پایور شروع کردم و به همراه گروه در کشور الجزایر به اجرا پرداختم.
   شما با چه گروه‌هایی همکاری داشته‌اید؟
با ارکسترهایی چون ارکستر  صبا به سرپرستی استاد حسین دهلوی، ارکستر سازهای سنتی به سرپرستی استاد فرامرز پایور، گروه تمبک به سرپرستی استاد محمد اسماعیلی، ارکستر بانوان به سرپرستی خانم افلیا پرتو و نیز گروه شیدا به سرپرستی شادروان استاد محمدرضا لطفی همکاری کرده‌ام و نیز سرپرستی گروه سازهای ملی وابسته به انجمن جوانان دوستدار موسیقی (ژونس موزیکال) بر عهده داشته‌ام همچنین طی این سالها فعالیت و اجراهای داخلی و خارجی بسیاری داشته‌ام.
   در فراگیری موسیقی، شما از اساتید خانم بیشتر بهره برده‌اید یا آقا؟
من در یادگیری موسیقی از اساتید خانم و آقا بهره برده‌ام. اعتقاد به تفکیک جنسیتی در موسیقی ندارم. هنگامی‌ که ما به یک قطعه موسیقی گوش می‌دهیم، آیا به جنسیت نوازنده آن توجه می‌کنیم، یا با خود اثر ارتباط برقرار می‌کنیم؟  موسیقی جنسیت نمی‌شناسد و نگاه جنسیتی به موسیقی از نظر من نگاه درستی نیست.
   بانوان از چه زمانی وارد فعالیت موسیقی شده‌اند؟
از آن زمانی که موسیقی در ایران به صورت آکادمیک آموزش داده شد از هنرجویان خانم  در کنار آقایان استفاده شده است.
   فعالیت آقایان درعرصه  موسیقی گسترده است ولی بانوان بیشتر به سمت نوازندگی می‌روند. آیا بیشتر ناشی از این است که شرایط به گونه‌ای است که به آهنگساز خانم اعتماد نمی‌شود و سفارشی صورت نمی‌گیرد، یا اینکه آهنگسازی مقوله‌ای مردانه است؟
آهنگسازی یک شغل مردانه نیست. احساسی که در آهنگساز بوجود می‌آید و باعث خلق یک اثر هنری می‌شود ارتباطی به جنسیت آهنگساز ندارد. سفارش دهندگان موسیقی هم توجهی به جنسیت آهنگساز ندارند. آنچه باعث شده فضای آهنگسازی در ایران مردانه شود به دلیل کم کاری خانم‌ها در این حوزه از موسیقی است. شرایط برای ورود خانم‌ها به عرصه آهنگسازی وجود دارد و این خانم‌ها هستند که کمتر به آهنگسازی علاقه نشان می‌دهند. البته داشتن وظایفی چون مسئولیت در خانه و ایفای نقش مادرانه بی‌تأثیر نخواهد بود.  البته این مسأله مختص کشور ما نیست و بیش از 90 درصد رهبران ارکستر دنیا  را آقایان تشکیل می‌دهند.
   آیا کمرنگ بودن حضور بانوان در عرصه موسیقی به شرایط موجود در جامعه برمی‌گردد؟
این محدویت‌ها را بیشتر خود خانم‌ها برای خودشان بوجود آورده‌اند. خانم‌ها می‌توانند با پشتکار خود را در عرصه موسیقی تثبیت کنند. خانم افلیا پرتو بانوی موسیقیدانی بوده که آهنگساز، تنظیم‌کننده و سرپرستی گروه ارکستر بانوان را به عهده داشته است. خود من نیز به عنوان تنها زن نوازنده در گروه شیدا به سرپرستی استاد لطفی فعالیت کرده‌ام. قابل درک نیست گروهی که تمام اعضای آن را بانوان تشکیل می‌دهند، چرا باید خودشان را پشت اسم یک مرد مخفی کنند. کمرنگ بودن نقش بانوان در عرصه موسیقی به دلیل فعالیت کم خودشان در این عرصه است نه شرایط اجتماعی.
   پس با این وجود اوضاع موسیقی بانوان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
فعالیت مستقل موسیقی‌ای که در حوزه موسیقی بانوان وجود داشته و قابل دفاع باشد، وجود ندارد. کارهایی که به اسم موسیقی بانوان انجام می‌شود، به لحاظ تکنیکی قابل ارزیابی نیستند. صرف اینکه کنسرت بانوان برگزار کنیم،  نمی‌توان گفت فعالیتی در زمینه موسیقی بانوان انجام داده‌ایم.
   با این وجود می‌خواهم نظرتان را در مورد اجراهای مخصوص بانوان بدانم؟
من با موسیقی‌ای که تولیدکننده آن خانم‌ها باشند و مصرف کننده نیز بانوان باشند موافق نیستم.  در اجراهایی که تولید کننده  و مصرف کننده آن بانوان هستند،  تنها چیزی که اهمیت ندارد موسیقی است. این اجراها بیش از آنکه به اجرای موسیقی شبیه باشند به سالن‌های مد شبیه هستند.  شرایط حاکم بر این اجراها باعث می‌شود که از سطح نازل‌تری برخوردار باشند. این اجراها نه تنها کمکی به موسیقی بانوان نکرده بلکه به موسیقی بانوان لطمات جدی  وارد کرده اند.  ای کاش از اول بانوان تن به چنین اجراهایی نمی‌دانند. البته خیلی‌ها چنین رویه‌ای را نپذیرفته‌اند و بیشتر کسانی به این بدعت تن دادند که دلشان برای موسیقی نمی‌سوزد.
   با توجه به مسائل مطرح شده به نظر شما چه رویکردی باید اتخاذ شود که بتوان آینده بهتری را برای موسیقی متصور شد؟
امیدوارم نحوه گزینش در دانشگاه‌ها تغییر کند و کسانی که به صورت تخصصی از کودکی تحت آموزش بوده‌اند از شانس بیشتری برای تحصیل برخوردار باشند. همچنین شرایطی فراهم شود که در تمامی ‌سطح کشور، حداقل در مراکز استانها هنرستان موسیقی دایر شود. اعتقاد من این است که استعدادهای بسیار خوبی در کشور وجود دارد که به دلیل دسترسی نداشتن به آموزش به هدر می‌روند. با گسترش آموزش صحیح در آینده می‌توانیم شاهد فعالیت‌های مناسبی در حوزه موسیقی خصوصاً موسیقی بانوان باشیم.