printlogo


پیشخوان کتابفروشی‌ها



   آیناز محمدی

«داستانهای کوتاه طنز» مجموعهای از داستانهای طنز به انتخاب محمدعلی علومی و علیرضا لبش است که توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد. داستانهای کوتاه طنز این مجموعه براساس فراخوانی که توسط دبیرخانه جشنواره سراسری طنز مکتوب حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی داده، فراهم آمد.
زندهیاد منوچهر احترامی طنزنویس صاحبنام معتقد بود نسل جدید طنزپردازان از نسل پیشین جلوتر است، چون از مضامین و پرداختهای متنوعتری سود میبرد و در این راه اینترنت هم به یاریاش آمده است.
گردآورندگان مجموعه با چنین نگرشی بر آن شدند تا از میان داستانهای طنز جوانان که در دورههای مختلف جشنواره طنز مکتوب شرکت کرده بودند، آثار شاخص را انتخاب کنند.
«سارق چیزهای بیارزش» رمانی از پیام ناصر است که توسط نشر مرکز منتشر شد. داستان این رمان روایت زندگی نویسندهای انزواطلب است که آپارتمانی در نقطهای خلوت پیدا میکند تا بتواند در خلوت خود بنویسد و در نخستین صفحات کتاب اینگونه شروع میکند: یک لیوان چای آوردم و پشت میز کارم نشستم. به این امید که یخم آب شده باشد. مثل همیشه با نوشتن چند کلیدواژه شروع کردم: گربه - دخترک لاغر - تمو - سرقت - ساعت - شنکش، هرگز نمیدانم در مورد چه چیزی قرار است بنویسم. ایدهای ندارم. تنها کلیدواژهها هستند که هدایتم میکنند. شبیه یک بازی... نشر مرکز از این نویسنده «بهتزدگی» را قبلاً منتشر کرده بود. «بوی برف» نام رمانی است از شهلا شهابیان که توسط انتشارات ققنوس منتشر شد. این رمان در 32 بخش کوتاه نوشته شده است. داستان از زبان راوی اول شخص روایت میشود.
 هم نوع نگاه نویسنده هم فضا و زبان داستان شاعرانه است. نامگذاری بخشها هم همین را تداعی میکند، بوی برف، بوی پیراهن جاجان، بوی خون و... راوی داستان که گویا نویسنده است، در بخش 6 کتاب روایتش را اینگونه پی میگیرد: برق چشمهایش مرا میترساند. میگوید: بنویس! اگر جرأت داری داستان مرا بنویس...
«چهار زن» نام رمانی نوشته محمداسماعیل حاجیعلیان است که توسط نشر آموت منتشر شد. این رمان که برنده جایزه رمان اول ماندگار معرفی شد، پنج فصل دارد که نویسنده عنوان ظریفا، فرخرو، ماهی، یاسین را برای چهار فصل نخست رمان برگزید و فصل آخر را دوباره نوشت، فصل اول. شاید به این خاطر که تداعیکننده ساختار دایرهای داستان است که مخاطب را دعوت به بازخوانی میکند. از طرفی چهار فصل نخست به نام چهار شخصیت نامگذاری شده است و نویسنده در مطلع رمان چهار آیه از سوره نور میآورد که آیه 11 و 12 این است: چرا هنگام شنیدن آن، مردان و زنان با ایمان گمان خیر به خود نبردند و نگفتند این یک دروغ آشکار است؟ چرا چهار شاهد بر آن نیاوردند؟ و چون گواه نیاوردند، پس در پیشگاه خدا دروغگویند.
«روزهای سپری شده من» زندگینامه گنجعلی صباحی است که در قالب داستانی روایت میشود. بهروز مطلبزاده آن را به فارسی برگردانده و نشر دنیای نو ناشر آن است. مترجم کتاب قبلاً نمایشنامه «کمانچه» نوشته جلیل محمدقلیزاده را ترجمه و منتشر کرده بود. جلیل محمدقلیزاده مدیر و بنیانگذار مجله ملانصرالدین بود. مطلبزاده اضافه میکند نقل سرگذشت شنیدنی گنجعلی صباحی انگیزه آشنایی و بعد ترجمه این کتاب را در وجود من بیدار کرد. صباحی از جمله کسانی بود که به روسیه پناه بردند. در دوران دیکتاتوری استالین، دچار رنجهایی شدند که هیچوقت تصور نمیکردند سرزمین و حکومتی که کعبه آمال و آرزوهایشان بود با مردم خود و این پناهندگان چنین رفتاری داشته باشد. «نوادگان خورشید» اثری از آلبر کامو با ترجمه کاوه سیدحسینی است که توسط انتشارات روزنه به بازار آمد. ماجرای این کتاب از این قرار است که سال 1951 رنه شار شاعر مشهور فرانسوی عکسهای هانریت گرندا را به قصد کتابی مشترک به دوستانش نشان میدهد. کامو میپذیرد.
نگاه کامو عکسهای گرندا و شعرهای رنه شار متنی دلپذیر فراهم آورده است. رنه شار درمورد عکسها میگوید، سعی دارد چیزی را به ما بدهد که زور میزنم در شعر به آن برسم.
«بیا برایت قصهای بگویم» مجموعهای از داستانهای کوتاه خورخه بوکای نویسنده آرژانتینی است که با ترجمه آرش برومند توسط انتشارات نگاه منتشر شد. بوکای نویسنده، روانکاو و رواندرمانگر است، این کتاب دیدههای بوکای در جریان فعالیتهای روانپزشکی و نیز نظریات وی در مورد روانانسانی است که به زبان داستان بیان شده است. ترکیب این داستانها با محور روانشناسی و برداشت نوین بوکای از داستانهای کهن و اساطیری دریچههای تازهای به روی خوانندگان میگشاید. «آنتیگونه» اثر سوفوکلس با ترجمه نجف دریابندری توسط نشر آگه منتشر شد. سال 480 پیش از میلاد مردم شهر آتن که پیروزی خود را بر ایرانیان در جنگ سالامیس جشن میگرفتند، زیباترین پسر شهر را برگزیدند تا رقص و آواز جوانان شهر را رهبری کند. این پسر 16 ساله که سوفوکلس فرزند سوفیلوس نام داشت، 89 سال زندگی کرد و بیش از 120 نمایشنامه نوشت که فقط هفت نمایشنامه امروز در دست است. دریابندری سال 54 این اثر را ترجمه و توسط انتشارات آگاه منتشر کرده بود. با علم به اینکه دو ترجمه دیگر از آن منتشر شده بود، یکی «سه نمایشنامه از سوفوکل» ترجمه محمد سعیدی توسط بنگاه ترجمه و نشر کتاب و دیگری «افسانههای تبای» ترجمه شاهرخ مسکوب توسط انتشارات خوارزمی. کتاب مذکور شامل تراژدی آنتیگونه است که دریابندری به نقد و بررسی آن میپردازد. سرود درباره انسان در آنتیگونه نوشته مارتین هایدگر، درباره اودیپوس فرمانروا نوشته فروید و متن آنتیگونه که پایانبخش کتاب است.
«نیم رخ آهو» مجموعه شعری سروده هرمز علیپور را انتشارات مروارید منتشر کرده است. علیپور از چهرههای برجسته شعر جنوب است و تاکنون دفترهای متعددی منتشر کرده است. شاعری که از پس چهار دهه تجربه مستمر به زبان، نگاه، تصویر و نگرش ویژه خود در شعر دست یافته است. شعری از این دفتر: «رنگ دریا در باران را به تو میبخشم / به شب که دفتری است دریا / صدای آب به صخرهها برای خودم / ما / یا حدود آب مژههای من / به هم میرسیم و دست برنمیدارد مرگ / از حرف، از یاد و شعله شنها / به جعد گیسوها به این بلندی و / به یاد او برای تو باید مرد.» حسن آذری شاعر و ترانهسرای نسل امروز مجموعهای از شعرهای کوتاه و سپید خود را تحت عنوان «بادها کجا میمیرند» توسط نشر نیماژ منتشر کرد. این مجموعه چهار دفتر شعر است در یک کتاب، با محوریت دانستن و دانایی. تدوین شعرها و فصلبندی کتاب از یک طرح اندیشیده شده پیروی میکند. شعری از دفتر اول: «مشخص نیستند / نه جای زخمهایت / نه آنان که زخمات زدهاند / به برکهها میمانی عزیزم / و هر سنگ که زخمیات میکند / در تو آرام میشود / زخمها زیباترت میکنند / چون برکهها / که با سنگهای خوابیده در بسترشان / زیباترند.» محمد ریاضت که در رشته زبانشناسی و ادبیات زبانهای انگلیسی و آلمانی تحصیل کرده و علاقه به سرودن و نوشتن را از پدر در کودکی به ارث برده بود، هرگز اشعارش را به روی کاغذ نیاورد تا در 40 سالگی که پدر را از دست داد و همین انگیزهای شد تا به شعر پناه ببرد و «شکوفههای پاییز» گزیده اشعار اوست که در فاصله سالهای 1370 تا 1392 سروده است و انتشارات راد نواندیش آن را منتشر کرده است. ریاضت اشعار خود را در قالب کلاسیک و اوزان عروضی میسراید و در این دفتر، غزل، قطعه، دوبیتی و... در کنار هم آمدهاند، مضامین اشعار هم عاشقانه، اجتماعی و معضلات انسانهای امروز است.