printlogo


پارک قیطریه دیگر پاتوق برف بازی نیست

  سعیده احسانی راد/ زمستان امسال روی خوش به تهران نشان نداد و فقط زورش به درختان رسید و آنها را بی‌برگ و بار کرد. این قاعده بدون استثنا در همه پارک‌های تهران دیده می‌شود. روز تعطیل به هر جای شهر بروید بساط پیک نیک و ناهار حسابی رونق دارد، حتی خبرهای خوبی از برف بازی در اطراف تهران شنیده نمی‌شود.
زمستان است اما بهار برای آمدن تقلای بیشتری می‌کند و هوا حسابی رنگ و بوی روزهای عید را دارد. این را با قدم زدن در پارک قیطریه به خوبی می‌توان حس کرد. هیچ آلاچیقی خالی نیست و خانواده‌ها تا آنجا که توانسته‌اند وسایلی تفریح همراه دارند. مثل روزهای بهار که تا روزشان را در پارک شب نکنند، دست از سر تفریح و خوشگذرانی برنمی‌دارند. می‌مانند و هیچ کس نگران سرمای عصرگاهی زمستان نیست. تازه هر چه ازعصر می‌گذرد پارک شلوغ‌تر می‌شود. با اینکه شلوغی به پارک قیطریه خیلی نمی‌آید، اما عصر جمعه آدم‌ها حسابی در همه قسمت‌های پارک وول می‌خورند.
دیگر پارک در قرق کلاغ‌ها نیست. از همه بیشتر روزگار به کام گربه‌های پارک است که برای خوردن خوراکی‌هایی که برایشان ریخته می‌شود، از سروکول هم بالا و پایین می‌پرند. زمستان است این فصل روی خوش به هیچ کس نشان نداده است. حتی حیوانات پارک نیز به چرت زدن و لم دادن زیر تیغه‌های نصفه و نیمه آفتاب رضایت ندادند و دلشان می‌خواهد با رژه در پارک، همبازی شیطنت کودکانی شوند که همیشه دنبالشان می‌کنند یا ته خوراکی هایشان را با هزار منت برایشان می‌ریزند.  سر و ته پارک آنقدر وسایل بازی و ایستگاه‌های ورزش دارد که سر همه را حسابی گرم کرده، مخصوصاً که در زمین‌های بازی کودکان شکل‌های مختلف از بازی‌های فکری در کنار بازی‌های دیگر، چیدمان متنوعی را ایجاد کرده است.
خانواده‌ها سرگرم حرف زدن هستند و بچه‌ها مشت مشت خوراکی برمی‌دارند و فرصت بازی را از دست نمی‌‌دهند. اما عمارت وسط پارک شلوغ‌تر از جاهای دیگر است. مکانی که این روزها به نام فرهنگسرای ملل شناخته می‌شود در گذشته توسط میرزا علی اصغرخان اتابک ساخته شده و شهرداری این بنا را از ویکتوریا مسعود از نوادگان مسعود میرزا ظل السلطان خریداری کرده است. شایعاتی در مورد اینکه این عمارت روزی خانه امیرکبیر بوده نیز صحت ندارد. چون بنا بعد از مرگ امیرکبیر ساخته شده است. این کاخ مخروبه در سال 72 توسط شهرداری مرمت و بازسازی شد و با نام فرهنگسرای امیرکبیر شروع به فعالیت کرد. بعد از آتش سوزی که در سال 79 در آن اتفاق افتاد و نیمی از آن تخریب شد، مجدداً با هویت فرهنگسرای ملل فعالیتش از سر گرفته شد.  داخل عمارت نمایشگاهی از هنرهای سنتی برپاست. در دیگر تالار عمارت نمایشگاه عکسی از دهه فجر برگزار شده است. بیرون عمارت نمایشگاه فروش انواع کیف و کفش و بدلیجات و وسایل تزئینی برپاست. آن طرف‌تر نزدیک حوض، چادرهایی برپا شده که آجیل و انواع ترشی و مربا و خوراکی‌های دیگر در آن به فروش می‌رسد.
آنهایی که مشتری همیشگی چای‌های زغالی هستند نیز حسابی ذوق زده شده‌اند. چون در یکی از غرفه‌ها که حسابی حال و هوای روستایی و عشایری دارد چایی زغالی درست شده و به فروش می‌رسد.
بعضی‌ها هم نمی‌توانند از خیر بستنی خوردن، آن هم از نوع ایتالیایی‌اش بگذرند و با بستنی‌های قیفی که کوپ‌های رنگ و وارنگ دارد، قدم زنان پارک را که فقط تا چشم کار می‌کند، درخت دارد، گز می‌کنند. هویت باغی پارک هنوز حفظ شده، زیرا این پارک مالک‌های مختلف داشته است. نظام الدوله و آصف الدوله و آخرین نفر علی اصغرخان اتابک بود که این باغ را خرید تا رفت و آمدش به کاخ صاحبقرانیه که محل سکونت ناصرالدین شاه بوده راحت‌تر شود.
گفته می‌شود باغ نوعی شکارگاه به حساب می‌آمده که در بهار و تابستان پرندگان کوچک را در آن شکار می‌کردند. درختان کهنسال و جوی آب و قنات نشان می‌دهد که پارک باقی مانده‌ای از جنگلی طبیعی است.  نکته مهمی که می‌توان درباره قیطریه گفت کشف قبرهای باستانی قوم آریایی است که پیشینه سه هزار ساله دارد. آثاری از عصر آهن یعنی در 800تا 1200سال قبل از میلاد در آن به دست آمده است.  زمستان امسال روی خوش به تهران نشان نداد و حسرت برف بازی در پارک‌هایی مثل قیطریه را که به طبیعت کوهستانی نزدیک‌تر است و سردی زمستان بیشتر در آن نمود دارد به دل آنهایی گذاشت که زمستان قیطریه را فقط با رنگ یک دست سفید برف به یاد دارند.
انگار هر چه بزرگ‌تر می‌شویم حال و هوای فصل‌ها نیز مثل حال و هوای کودکی مان رنگ می‌بازد. چنین است که دیگر نمی‌شود به پارک قیطریه به عنوان پاتوقی برای برف بازی و درست کردن آدم برفی اعتماد کرد.