printlogo


تأثیرات متقابل سینمای کیمیایی و جشنواره فیلم فجر

وقتی به تاریخچه جشنواره فیلم فجر نگاه می‌کنیم، به روایت سایت ویکی پدیا، مسعود کیمیایی تنها دو جایزه از این جشنواره در کارنامه‌ خود دارد و چندتایی هم کاندیداتوری.  آن دو جایزه هم البته هدف انتقادات بسیاری بوده و هر دو هم متعلق به سال 89 و سال ِ ساخت فیلم «جرم» [جایزه ویژه منتقدان و سیمرغ بلورین بهترین فیلم]. اما به نظر می‌رسد تأثیرات متقابل این جشنواره و سینمای مسعود کیمیایی خیلی بیشتر از این حرف‌هاست.
می‌دانیم که مسعود کیمیایی از معدود سینماگران پیش از انقلاب 57 است که به شکل مکرر، از حاضران ِ این جشنواره بوده و همچنین می‌دانیم که این جشنواره در زمانی شکل گرفت که تقریباً ما چیزی به نام سینمای ایران به مفهومی که الان داریم، نداشتیم و یک سری آثار پراکنده در دل ِ سینمای ِ بدنه‌ بشدت کم‌کیفیت آن سال‌ها ساخته می‌شد که رسماً اعلام مرگ این سینما بود و جشنواره فیلم فجر و سیاست‌های بنیاد فارابی توانست این سینما را زنده کند. غیر از این‌ها چه می‌دانیم؟
سینمای مسعود کیمیایی پس از انقلاب اسلامی 57، خیلی زود وارد عرصه شد تا به نمادی از سینمای پس از انقلاب بدل شود. مدیران سینمایی جدید به دلیل ساخت «سفر سنگ» توسط این سینماگر از کیمیایی و آثارش استقبال کردند. اما مشکل، استقبال یا عدم استقبال نبود، بلکه مشخص نبودن ِ معیارهای اکران بود در آن سال‌ها که کار را بر او دشوار کرد و فیلم «خط قرمز» را به فیلمبرداری‌ها و تدوین‌های مکرر کشاند و «تیغ و ابریشم» را چنان دچار ممیزی کرد که رسماً ریتم و داستان از دست رفت؛ با این همه هنوز کیمیایی سینماگری بود که جوان‌ترها از او درس می‌گرفتند و در جشنواره فیلم فجر درس پس می‌دادند. کیمیایی هم اندک‌اندک توانست خودش را با فضای فیلمسازی دهه شصت هماهنگ کند که حاصل‌اش ساخت چند اثر تأثیرگذار بود که در سال‌های بعد، بارها و بارها مورد تقلید قرار گرفتند و در جشنواره، به خاطر همین شباهت‌ها ستوده شدند! «سرب»، «دندان مار» و «گروهبان» از فیلم‌های محبوب این سینماگر در سال‌های پایانی دهه شصت و در اکران جشنواره بودند و باید اعتراف کرد بخش قابل توجهی از گردش مالی جشنواره در دهه شصت و ازدحام و صف‌ها و البته بازار سیاه بلیت‌های آن به خاطر فیلم‌های کیمیایی بود. اما هیچ کدام از این سه فیلم محبوب، داوران را مجاب نکرد تا او را در جوایز جشنواره شریک کنند. در حالی که جلوه‌های خارجی این فیلم‌ها بیشتر بود و «دندان مار»، یک جایزه از جشنواره برلین گرفت و یک جایزه هم از جشنواره مونترال و گروهبان، نامزد شیر طلایی ونیز شد. به رغم این کشمکش پنهان و آشکار، بین جشنواره و کیمیایی اما او هم با حضور در جشنواره، سینمایش دستخوش تغییر شد. حضور هر ساله در چنین تورنمنتی می‌تواند هر سینماگری را عوض کند و سینمای کیمیایی هم عوض شد و بدل شد به سینمای زمانه او و حاصل‌اش «ضیافت» بود و «سلطان» و «اعتراض»، که بیش از آنکه ما را به یاد سینماگری موج نو در دهه پنجاه بیندازند، یادآور سینماگران نسل نوی پس از انقلاب‌اند. با این همه هرچه به دهه نود نزدیک‌تر شدیم سینمای او از سینمای زمانه و حتی از آثار پیشین او دور و دورتر شد، البته کیمیایی قابل پیش‌بینی نیست شاید تازه‌ترین اثرش ما را شگفت‌زده کند.