printlogo


چالش درباره عمر چند هزار ساله تهران با کشف مهسا وهابی
دو زن بعد از هفت هزار سال یکدیگر را در خیابان مولوی پیدا کردند

 فاطمیا کریمی


توانایی زنان
در حوزه باستان‌شناسی تأیید شد


مدیریت یک زن در رأس پژوهشکده باستان‌شناسی، ریاست هیأت‌های باستان‌شناسی و کاوش در دانشگاه‌ها و محوطه‌های تاریخی و حضور استادان زن در گروه‌های آموزشی باستان‌شناسی دانشگاه‌ها نشان می‌دهد که زنان در سال‌های اخیر توانایی خودشان را در این حوزه ثابت کرده‌اند حتی همین روزها کشفیات جدید در تهران که توسط یک دانشجوی زن باستان‌شناسی انجام شد نیز تأییدیه دیگری بر توانایی آنهاست.
حمیده چوبک رئیس پژوهشکده باستان‌شناسی و سرپرست کاوش‌های قلعه الموت، آرمان شیشه گر سرپرست گروه باستان‌شناسی محوطه جوبجی، رامهرمز و خوزستان، هایده لاله باستان شناس ایرانی و عضو هیأت مدیره ایکوموس ایران، عضو هیأت علمی باستان‌شناسی دانشگاه تهران و رئیس سابق مؤسسه باستان‌شناسی دانشگاه تهران و فاطمه کریمی باستان شناس با سابقه سازمان میراث فرهنگی بخشی از جامعه زنان باستان شناس را تشکیل می‌دهند که توانسته‌اند در طی سال‌های اخیر با فعالیت‌های گسترده خودشان راه را برای ورود زنان و دختران دیگر علاقه‌مند به حوزه باستان‌شناسی باز کنند.
چرا که تا همین چند  سال پیش برخی از افراد گمان می‌کردند که زنان را نمی‌توان با گروهی از مردان به محوطه‌های تاریخی فرستاد تا به کاوش در محوطه‌های باستان‌شناسی بپردازند. به همین علت 20 واحد بررسی و کاوش در رشته باستان‌شناسی آنها در موزه‌ها سپری می‌شد بدون این‌که کلنگی در محوطه‌های تاریخی زده باشند. شاید چون کلنگ زدن زنان به اندازه کلنگ زدن مردان بخوبی ارزیابی نمی‌شد به همین علت تنها پسران بودند که عملیات کاوش انجام می‌دادند. جسارتی که این زنان در حوزه باستان‌شناسی به خرج دادند و البته کمک‌هایی که پیشکسوتان حوزه باستان‌شناسی به آنها کردند و اعتمادی که به این گروه از جامعه شد، آنها را به مسیر دیگری کشاند. تا جایی که اکنون نه تنها دانشجویان دختر رشته باستان‌شناسی باید فعالیت‌های عملی خود را در محوطه‌های درحال کاوش انجام دهند، بلکه از زنان در حوزه‌های مدیریتی نیز استفاده می‌شود تا جایی که اکنون مهسا وهابی یکی از همین دانشجویان باستان‌شناسی دانشگاه تهران با کنجکاوی زنانه خود باعث شد تا تاریخ سکونت در تهران 4 هزار سال عقب‌تر از آنچه پیش از این در تپه‌های قیطریه کشف شده بود، برسد. اکنون او در کنار همه مردان و دانشجویان دیگر حوزه باستان‌شناسی روی اسکلت زنی که متعلق به هزاره پنجم پیش از میلاد است و در اثر کنجکاوی‌های او کشف شده، تحقیق می‌کند.




زنی هفت هزار ساله و دختری 23 ساله در پاییز سال یک هزار و سیصد و 93 خورشیدی یکدیگر را در میان حجم زیادی خاک و بین کارهای عمرانی اداره فاضلاب تهران پیدا کردند. درست در خیابان مولوی نزدیک مکانی موسوم به سرقبر آقا - مقبره میرزا ابوالقاسم تهرانی - جایی شلوغ بین همه رفت و آمدهای مردمی که برای انجام کارهای روزمره و کسب درآمد و تأمین نیازهایشان به آن محله می‌روند و می‌آیند از هر قشر آدم پولدار و بی‌پول. با دغدغه‌های خاص خودشان.
 چه کسی باور می‌کرد زنی هزاران سال پیش در خیابان مولوی کنونی دفن شود و بعد از هفت هزار سال تنها یک زن سبب پیدا شدن او شود آن هم در فاصله چهار متری از زمین و هنگام حفاری برای کشیدن لوله‌های فاضلاب.
 تصور کن از میان همه شلوغی‌های خیابان مولوی و مغازه‌ها و دستفروش‌ها رد می‌شوی مثل همیشه یکی ازشرکت‌های آب، برق یا گاز نصف خیابان را قرق کرده‌اند تا دوباره نظم خیابان را به هم بزنند و از زیر زمین لوله‌ای چیزی بکنند و بعد خیابان را با همان به هم ریختگی رها کنند. آن وقت بی‌خیال همه این چیزها در حال نگاه کردن به کارگرها هستی و رد می‌شوی اما اگر علاقه‌مند به حوزه تاریخ و باستان‌شناسی باشی روی برخی از مسائل بیشتر تکیه می‌کنی مانند مهسا وهابی که روز 29 آبان ماه امسال برای انجام مأموریتی از سوی شرکت کارگزار بیمه که در آن مشغول کار است، وارد خیابان مولوی تهران شد و وقتی دید شرکت فاضلاب در حال کندن زمین است از کنار خاکبرداری‌های آنها رد شد اما ناگهان از بین همه گل و سنگ و خاک‌ها به تکه‌ای پی سنگی برخورد کرد بعد حجم زیاد آجر و پس از آن جوش کوره و استخوان و تکه‌های سفال را مشاهده کرد.
 آجرهای دپو شده کنار فنس‌های فاضلاب و دو پی سنگی که بیرون انداخته شده بود باعث شد تا وهابی حدس بزند اینجا محوطه‌ای تاریخی است چون دردیواره فاضلاب بقایای ردیف‌های آجر دیده می‌شد. او با نگاه‌های اولیه به داده‌هایی که به دست آورده بود و کاشی‌ها تصور می‌کرد که قدمت آنها به دوره صفوی برسد.
 از آنجا که او فوق لیسانس رشته باستان‌شناسی از دانشگاه تهران بوده، این تکه سفال‌ها، استخوان، جوش کوره و حجم زیادی از آجرها و... را بیشتر بررسی کرد و با همکاری پیمانکار طرح شرکت فاضلاب داخل محوطه کاری آنها شد و به تحقیق دقیق‌تر پرداخت. در این میان پیمانکار با او همکاری کرد و حتی کمکش کرد تا بتواند دریابد که آیا بازهم آثاری در این محدوده هست یا نه.   
 مهسا وهابی 23 ساله می‌گوید: «برای من همیشه مکان‌هایی که در آن کندوکاو می‌شود جالب است. آن روز هم برای انجام کار مربوط به شرکت بیمه‌ای که در آن مشغول هستم، می‌خواستم به پاساژ روحی بروم. از آنجا که این اطراف را بلد نیستم به من نشانی را از طرف میدان محمدیه و ورودی متروی مولوی دادند. به سمت چهارراه مولوی آمدم و متوجه شدم که گودال‌های فاضلاب فنس کشی شده است. من هیچ وقت فکر نمی‌کردم که بروم جلو و سفال پیدا کنم دوباره بروم جلوتر و پی سنگی ببینم و بازهم جلوتر استخوان پیدا کنم.  آن روز نخستین گودالی که دیدم سر کوچه شوشتری بود. کارگرها درحال انجام کار بودند از آنها خواستم تا تکه سفالی که آنجا افتاده بود را به من بدهند. این درخواست  برایشان جای سؤال بود. گفتم شاید من اشتباه می‌کنم با این حال تا مسیری را که کارگرها باز کرده بودند، رفتم. دیدم که بازهم خاک و سفال‌ها به همان شکل است. به فکرم رسید که با دو باستان شناس صحبت کنم موفق شدم به آقای اسمعیلی جلودار بگویم که کجا هستم و چه چیزی دیدم. آقای اسمعیلی گفتند تا جایی که ممکن است کروکی گودال‌ها را روی کاغذ بکشم و نمونه جمع کنم تا روی آنها مطالعه انجام شود. آن شب تا ساعت 10 شب کروکی کشیدم.
 برخی از افراد مانند مغازه‌دارهای آن اطراف با من همکاری کردند حتی یکی از آنها گفت که چقدر میراث فرهنگی قدرتمند است که تو دانشجوی آن هستی. یکی از مغازه‌دارها انبارش را در اختیارم گذاشت تا تکه‌هایی که جمع‌آوری می‌کردم را در آنجا نگهداری کنم.
 12 روز با همکاری آقای سیامک سرلک باستان شناس با سابقه، پیگیری کردیم تا عملیات اداره فاضلاب متوقف شود. در این مدت شرکت آب و فاضلاب ترانشه‌های خود را مسدود کرد ولی کاوش هیأت باستان‌شناسی از خیابان اردستانی آغاز شد.

  خودش می‌خواست کشف شود
 فکر می‌کنم این زن اگر خودش نمی‌خواست هیچ وقت اسکلتش در میان کاوش‌های انجام شده، کشف نمی‌شد چون اگر ما ده سانت کنارتر از او را کاوش می‌کردیم هیچ وقت آن را نمی‌دیدیم. ترانشه بسته می‌شد و مسیر کاوش تغییر می‌کرد. نمی‌دانم در ترانشه‌های بعدی به چه چیزی برمی‌خوریم ولی باور قلبی من این است که خودش خواست تا بیرون بیاید. من هم امیدوارم قدر آنچه که در اختیار ماست را بدانیم و درکش کنیم.»
 «پری رو تاب مستوری ندارد/ در ار بندی سر از روزن درآرد «وهابی این بیت شعر را در وصف زنی خواند که در خیابان مولوی مهمترین معمای باستان‌شناسی تهران شده است.
 وهابی از زمانی که باعث کشف این زن هفت هزار ساله شد تاکنون با واکنش‌های مختلفی رو‌به‌رو شده از خانواده و دوستانش که همیشه او را به عنوان یک دختر پر تلاش و پر دردسر می‌شناختند و اکنون تشویقش می‌کنند تا همکاری شرکت بیمه‌ای که بی‌ربط با این موضوع است ولی او را در این راه همیاری می‌کند و حتی مدتی امانتدار کشفیات او شده‌اند.
 او قبل از این کشف که سؤالات زیادی را درباره قدمت سکونت در تهران ایجاد کرده، کشفیات دیگری نیز داشته است. در سال 91 در منطقه شمال غرب تهران یعنی انتهای اشرفی اصفهانی، کوهسار پنجم باز هم به عملیات اداره آب و فاضلاب تهران شک کرد  او مثل همیشه در حال رفتن به دانشگاه بود که در میان همه نخاله‌هایی که آنجا ریخته شده بود تکه‌های سفالی را پیدا کرد. با تماس با آقای اسمعیلی(باستان شناس) و آمدن کارشناسی از اداره میراث فرهنگی استان تهران قدمت این سفال‌ها به دوره ایلخانی نسبت داده شد.
 این کشفیات او زیاد مورد توجه مسئولان سازمان میراث فرهنگی و اداره کل استان تهران قرار نگرفت چون هیچ وقت پیگیری نشد.  
 حالا او یکی از زنانی است که ثابت کرده می‌تواند در حوزه باستان‌شناسی فعالیت کند زنانی که به این رشته تحصیلی علاقه زیادی دارند ولی در دوره‌ای اجازه فعالیت در این حوزه را یا نداشتند یا کمتر زمینه‌ای به آنها برای بروز استعدادهایشان داده می‌شد.

 حرف این زن سالمند دفن شده در خیابان مولوی چیست
اگرچه آبان ماه امسال مهسا وهابی دانشجوی رشته باستان‌شناسی آثاری پیدا کرد که نشان می‌داد عملیات عمرانی اداره فاضلاب تهران در محدوده خیابان مولوی روی یک محوطه تاریخی درحال انجام است و پیگیری‌ها از همان زمان آغاز شد ولی دی ماه امسال محمد اسماعیل اسمعیلی جلودار یکی از باستان شناسان دانشگاه تهران خبر داد که «کاوش‌های باستان‌شناسی در حفاری‌های فاضلاب خیابان مولوی تهران منجر به شناسایی اسکلتی متعلق به هزاره پنجم پیش از میلاد شده است.»
 وی که اکنون سرپرستی گروه باستان‌شناسی طرح پژوهش باستان‌شناسی در جنوب بازار تهران را دارد، اعلام کرد که «این کشف منحصر به فرد سابقه سکونت در محدوده شهری تهران را تا هفت هزارسال به عقب می‌برد.»
 این بدان معنا بود که چنین کشفی می‌تواند ثابت کند که سابقه سکونت در محدوده تهران فعلی یعنی جایی خارج از حصار ناصری تا 7 هزار سال پیش وجود داشته است. پس نمی‌توان گفت که تهران 7 هزار ساله بوده است!
 اسمعیلی جلودار گفته است که «در کنار این اسکلت قطعات فراوان سفال‌های ساده و لعابدار از دوره‌های صفوی و قاجار، مصالح آجری و سنگی و تزئینات کاشیکاری، اشیاء استخوانی و تکه ظرف‌های شیشه‌ای به دست آمده است.»
کشف وهابی مقدمه‌ای شد تا در ترانشه‌ای - محوطه کاوش - که بهنام قنبری به عنوان کاوشگر مسئول آن است و در فرآیند جست‌وجو به اسکلت برسند و متخصصان حوزه انسان شناسی، ژنتیک و کالبدشناسی پس از تحقیق بیشتر روی اندام و استخوان‌های مربوطه پی ببرند که او زنی میانسال بوده که با آیین و آداب خاصی به شکل چمباتمه دفن شده است.
در این بررسی‌ها برجستگی‌های خفیف بالای ابروان، ضخامت کم جمجمه، حالت استخوان ماستوئید در استخوان گیجگاهی، عدم بیرون‌زدگی در قوس پایین رونده آرواره پایین و برجستگی خفیف در ناحیه چانه در استخوان آرواره پایین نشان داد که این اسکلت متعلق به یک انسان مونث است حتی این نتیجه با بررسی وضع شیار سیاتیک در استخوان لگن بیشتر قابل اثبات بود.

  مسافر چشمه‌علی یا ساکن تهران؟
برخی از افراد این زن را مسافر چشمه علی نامیدند. در این‌باره، میرعابدین کابلی باستان شناس پیشکسوت گفته است که «مسافر چشمه علی» اصطلاحی برای تداعی برخی ویژگی‌های «ارتباطی» و «مبادلاتی» بین تپه چشمه علی و مکان تازه کشف شده در جنوب خیابان مولوی است و نه نامی خاص برای فرد تدفین شده یا تعیین هویت او.
 کابلی گفته که سازه حرارت دیده در بالای محل دفن اسکلت نشان از آن دارد که این منطقه به‌طور یقین سکونتگاهی بوده که در آنجا زندگی جریان داشته و پخت و پز انجام می‌شده است و بنابر شواهد، متعلق به زمانی است که مردگان را در کف اتاق‌ها دفن می‌کردند.
  کابلی با اشاره به فاصله ۷ کیلومتری مکان کشف این اسکلت با تپه چشمه علی گفت: به‌طور حتم در اطراف تپه چشمه علی محوطه‌ها و روستاهایی وجود داشته و بعید نیست محل مورد بحث از جمله چنین سکونتگاه‌هایی بوده است.
 فرشید مصدقی، عضو هیأت علمی باستان‌شناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی درباره این کشف بیشتر توضیح داد و گفت: «این کشف در عمق حدود چهار متری ترانشه از وجود یک تدفین پیش از تاریخ خبر داده است. شکل و جهت تدفین و ظرفی که با آن همراه است  قابل مقایسه با شکل تدفین‌هایی است که ما از تپه‌های چشمه علی در ری و دوره دوم سیلک در کاشان اطلاع داریم پس براساس یک مقایسه، تاریخی برابر با هزاره پنجم قبل از میلاد یا هفت هزار سال پیش را برایش متصور شدیم. این تاریخ قدمت سکونت در محدوده شهری تهران را نشان می‌دهد یعنی در 7 هزار سال پیش گروه‌های انسانی کشاورز در دوره روستانشینی در اینجا ساکن بودند این به معنی قدمت شهر تهران نیست، بلکه قدمت مداخلات انسانی و حضور انسان کشاورز در این منطقه و استفاده و بهره‌برداری او از منابع طبیعی و انطباق‌هایی است که با محیطش داشته است. با توجه به فاصله کم اینجا با چشمه علی این ارتباطات در دوره پیش از تاریخ نیز بوده است. ما اسم این تدفین را مسافر چشمه علی گذاشتیم. این کلمه درون مایه‌ای را از مبادلات و ارتباطات و گستره یک فرهنگ پیش از تاریخ دارد.»

  زنی در عمق 4 متری زمین
 اکنون این زن سالمند در حفره‌ای با 4 متر ارتفاع از سطح زمین در خیابان مولوی چمباتمه زده و خوابیده. دورتادورش را فنس کشی کرده‌اند تا کسی به او آزاری نرساند. اعضای پژوهشکده باستان‌شناسی بر این باورند که اگر قرار است این زن همین جا بماند باید برایش سایت موزه‌ای ایجاد شود اگر نه باید با شرایط ویژه و خاصی او را به موزه انتقال داد. هنوز این تصمیم گیری‌ها به نتیجه نرسیده است. با این حال روی او را پوشانده‌اند تا چشم نامحرمان به این اثر شگفت‌انگیز تاریخی نیفتد و خیال بد به سرشان نزند. هر چند که مغازه‌داران اطراف این محدوده بیش از هر فرد دیگری مراقب او هستند، چرا که همین زن باعث شده تا معمای بزرگ برای تهران ایجاد شود. پس می‌دانند که باید حفظ شود تا به همه سؤال‌ها پاسخ دهد.
 مهسا وهابی و گروه باستان‌شناسانی که روی این اسکلت و یافته‌های اطرافش کار می‌کنند در بقعه سرقبر میرزا ابوالقاسم تهرانی کارگاهی را برای بررسی‌های باستان‌شناسی ایجاد کرده‌اند و نمونه‌های یافت شده را در آنجا مورد بررسی قرار می‌دهند. تکه سفال‌ها، کاسه‌ها، استخوان‌ها همگی شماره‌گذاری شده و علامت دارند تا تک تک آنها به سؤالات بیشتری پاسخ دهند. قرار است تکه‌ای از استخوان این زن سالخورده برای تعیین دقیق‌تر سن و سالش ارزیابی شود. حتی مرکز تحقیقات ژنتیک نیز به کمک آمده تا ژنتیک او را بررسی کنند. باید دید او به چه دلیل فوت کرده است.علم باستان‌شناسی و علوم دیگری که به آن کمک می‌کند، به قدری شگفت انگیز هستند که حتی می‌توان به واسطه آنها فهمید که این زن سالمند چه بیماری‌هایی را تحمل کرده یا اصلاً در هفت هزار سال پیش او چه نوع غذایی می‌خورده است. جواب همه این سؤال‌ها بستگی به این دارد که پژوهشگاه میراث فرهنگی، باستان شناسان، اداره آب و فاضلاب و شهرداری دستشان را به دست هم بدهند.