printlogo


نگاهی به حضور پرشور روحانیت در جنگ تحمیلی به مناسبت روز < روحانیت و دفاع مقدس>
پیشقراولان علم و عمل درعرصه دفاع مقدس




  مجتبی حیدری

هشت سال دفاع مقدس سرشار از ناگفته‌هاست. ناگفته‌هایی از رشادت رزمندگان اسلام که شاید تاکنون تنها گوشه‌ای از آنها بیان شده است. این ناگفته‌ها گواهی بر این حقیقت است که درجنگ نابرابری که دشمن در ابعاد نظامی و غیر نظامی بر ما تحمیل کرد با همه حمایت‌ها و امکانات مادی بازهم بازنده جنگ بود. زیرا ایمان و معنویت رزمندگان ما به مثابه قوی‌ترین سلاح، توانست بر همه امکانات دشمن غلبه کند. در این میان می‌توان به نقش روحانیت در جبهه‌های نبرد وحضور مؤثر و کار ساز آنان در خط مقدم اشاره کرد. تقدیم بیش از 4500 شهید از جامعه روحانیت نشان از حضور پرشور روحانیون در خط مقدم و همچنین پشت جبهه‌ها دارد. این حضور در تقویت روحیه و بنیه دفاعی رزمندگان و خنثی کردن توطئه‌های دشمن نقش ارزنده‌ای داشت.

نگاهی به آمار شهدای روحانی در 8 سال دفاع مقدس نشان می‌دهد افرادی از این صنف دراغلب مسئولیت‌های رزمی حاضر بوده ونقش آفرینی کرده‌اند. روحانیون شهید در بین فرماندهان و رسته‌های مختلف نظامی و مسئولیت‌های مختلف مرتبط با جنگ حضور داشته‌اند. به طوری که در بین غواصان شهید، ۷۳ نفر طلبه، شهدای مخابرات ۸۸ طلبه، شهدای آرپی جی زن 124 طلبه، شهدای تخریب‌چی ۴۷ طلبه شهید و درجمع شهدای اطلاعات و عملیات ۳۸ طلبه در دفاع مقدس به شهادت رسیده‌اند. تعداد شهدای روحانی که در سمت فرماندهی به شهادت رسیدند نیز 143 نفر است. 126 نفر نیز از روحانیان در جریان ترورتوسط ضد انقلاب به شهادت رسیدند، همچنین 53 روحانی امدادگر به همراه 33 نفر از مسئولان عقیدتی سیاسی در نیروهای مسلح و 45 طلبه معلم در جنگ به شهادت رسیدند. 62 امام جماعت و 43 امام جمعه نیز جزو شهدای روحانی در طول هشت سال دفاع مقدس‌اند که به فیض شهادت نایل آمدند. همچنین 15 بانوی طلبه در 8 سال دفاع مقدس به شهادت رسیدند و84 نفر از شهدای روحانیت نیز ازعلمای اهل سنت هستند.
این آمار تنها بیانگرگوشه‌ای از حضور پرشور روحانیون در 8 سال دفاع مقدس است. روحانیون با توجه به وظیفه‌ای که بر عهده داشتند ضمن تقویت روحیه رزمندگان و پاسخ به سؤالات شرعی آنها در خط مقدم نیز حضوری چشمگیر داشتند و بسیاری از آنها آرزو داشتند در همان لباس روحانیت به شهادت برسند.
نخستین روز از ماه اسفند که به نام روحانیت و دفاع مقدس نامگذاری شده است یادآور رشادت‌هایی است که روحانیون در 8 سال جنگ در برابر دشمن داشتند. روحانیون با سلاح ایمان و اعتقاد در کنار دیگر رزمندگان ضمن خنثی کردن تبلیغات دشمن، به رزمندگان روحیه می‌بخشیدند به طوری که در برخی عملیات‌ وقتی رزمندگان در محاصره دشمن قرار می‌گرفتند با سخنان و هدایت‌هایی که روحانیون انجام می‌دادند رزمندگان با روحیه مضاعف محاصره دشمن را شکسته و عملیات با پیروزی همراه می‌شد. نقش مسئولیتی و مدیریتی روحانیت، شبکه عقیدتی سیاسی ارتش و نیروهای مسلح، نمایندگی امام در سپاه، تبلیغات و روابط عمومی‌ها، اعزام مبلغ، واحدهای عملیات روانی در اواخر جنگ که مسئول آن روحانیت بود، همه و همه بیانگر نقش مؤثر روحانیت در تقویت بنیه و روحیه رزمندگان دارد.
شهدای بنامی همچون شهید حجت‌الاسلام محلاتی نماینده امام در سپاه پاسداران، شهید
حجت الاسلام میثمی، نماینده امام در قرارگاه خاتم و نیروی زمینی سپاه درعملیات کربلای ۵ که ازجمله عملیات مهم و نقطه عطفی در انهدام نیروهای دشمن بود،  شهید حجت‌الاسلام مصطفی ردانی‌پور یکی ازبنیانگذاران لشکر ۱۴ امام حسین(ع) و فرمانده قرارگاه فتح که در محضر شهید بهشتی و شهید قدوسی درس خوانده بود، محمود کاوه فرمانده شهیدی که ۴ سال سابقه طلبگی داشت و در شمال غرب کشور می‌جنگید و غلامرضا صالحی جانشین لشکر ۲۷ حضرت رسول(ص) تا فرمانده تیپ، گروهان و گردان از جمله 140 روحانی شهیدی بودند که در رده فرماندهی در جنگ به شهادت رسیدند.
انقلاب اسلامی ایران، بزرگ‌ترین حرکتی بود که با وجود توطئه‌های قدرت‌های بزرگ، به رهبری امام خمینی(ره) شکل گرفت و در بهمن سال 1357 به پیروزی رسید و از آن پس نیز، همواره چون آذرخشی بر پیکر استعمار فرود می‌آید.
این انقلاب شکوهمند به آسانی به دست نیامد؛ بلکه از جرقه نخستین آن در سال 1341، تا به ثمر نشستنش در سال 57، ملت ایران شهدای بسیاری را به اسلام عزیز تقدیم کرد. در این میان، بزرگانی نیز در مسیر به بار نشستن خون شهیدان، آسایش و آرامش را برخود حرام کرده و مردانه در مقابل نظام ستم شاهی قامت بستند. شهید محلاتی ازجمله این رادمردان خط مقدم مبارزه بود که در شکل‌گیری و تداوم نهضت، نقش مؤثر و اساسی داشت. او از ابتدای نهضت اسلامی، همگام با امام خمینی(ره) در مبارزات علیه رژیم ستم شاهی شرکت داشت و در گسترش اهداف رهبر انقلاب و پخش سخنان و اعلامیه‌های آن مرجع عالیقدر، سر از پا نمی‌شناخت.
اول اسفند 1364، آیت‌الله فضل‌الله محلاتی، نماینده امام خمینی در سپاه پاسداران، به همراه هشت تن از نمایندگان مجلس، حجج‌اسلام، ‌ابوالقاسم رزاقی، ‌سید نورالدین رحیمی، غلامرضا سلطانی، مهدی یعقوبی و ابوالقاسم موسوی دامغانی و نیز آقایان محمد کلاته‌ای، علی معرفی‌زاه و سید حسن شاهچراغی و چند تن دیگر از قضات و مسئولان نظام، راهی جبهه‌های جنگ بودند که هواپیمای آنها مورد حمله جنگنده‌های عراقی قرار گرفت و در نزدیکی اهواز سقوط کرد و همه سرنشینان آن به شهادت رسیدند. برای ارج نهادن به فداکاری‌های روحانیون در طول دوران دفاع مقدس، این روز به نام روز «روحانیت و دفاع مقدس»
 نامگذاری شد.
شهید آیت‌الله فضل‌الله محلاتی 18 تیرماه سال 1309 در محلات متولد شد و در سال 1324 به حوزه علمیه قم رفت و از محضر بزرگانی همچون آیت‌الله بروجردی، ‌امام خمینی، علامه طباطبایی و شهید صدوقی کسب فیض کرد. فعالیت‌های سیاسی ایشان از سال 1326 و به دنبال آشنایی با فدائیان اسلام و مرحوم آیت‌الله کاشانی آغاز شد. بعد از کودتای 28 مرداد به خاطر سخنرانی بسیار تند علیه کنسرسیوم نفت و کودتای امریکایی شاه، دستگیر و به مشهد تبعید شد. بعد از آغاز نهضت امام خمینی (ره) در سال 1341 فعالیت‌های شهید محلاتی شدیدتر شد و بارها به زندان افتاد. در آستانه انقلاب اسلامی از اعضای فعال کمیته استقبال از امام بود و بعد از پیروزی انقلاب در کمیته مرکزی به عنوان نماینده امام فعالیت داشت. ایشان در انتخابات نخستین دوره مجلس شورای اسلامی به عنوان نمانیده محلات و دلیجان انتخاب شد و سپس به عنوان نماینده امام در سپاه منصوب شد. در دوره دفاع مقدس نقش ارزنده‌ای ایفا کرد و سرانجام مزد مجاهدت‌های خود را با شهادت گرفت.
شهید محلاتی به امام خمینی(ره) عشق می‌ورزید واطاعت از دستورات ایشان را بر خود لازم می‌دانست. رهبر معظم انقلاب، در این باره چنین می‌فرماید: «به قدری ایشان [شهید محلاتی]به امام علاقه داشت و اعتقاد به نظرات امام داشت که هر موقع امام یک چیزی را بیان می‌کرد، مثل یک امر تعبدّی برایش لازم الاجرا بود. و اعتقاد و ارادت ایشان به امام یکی از عوامل تحرک مستمر و خستگی ناپذیر ایشان بود و متقابلاً امام هم به ایشان علاقه داشتند». شهید محلاتی هیچ‌گاه از جبهه غافل نبود و رهبر معظم انقلاب در این رابطه می‌فرماید «در بین شخصیت‌های نظام کمتر کسی به اندازه شهید محلاتی فاصله تهران و مناطق عملیاتی را طی کرده بود، لذا ایشان مقید بود که در منطقه در خطوط مقدم حضور یابد و حتی در قرارگاه می‌گفت: افتخار می‌کنم با سر و صورت خاکی وضو بگیرم و نماز بخوانم.
شهید محلاتی شخصیت انقلابی و مبارز قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین مورد اعتماد عمیق امام بود که وی را با عنوان حاج شیخ می‌نامیدند و تعابیر بلندی درباره ایشان دارند. شهید محلاتی به عنوان موتور انقلاب بود و از عوامل جدی امام برای انتقال نظرات وی به علما در شهرستان‌های مختلف بود و حتی به او لقب موتورالعلما را داده بودند.»
صدای انقلاب اسلامی ایران برای نخستین بار از زبان این شهید از طریق رادیو در سراسر کشور طنین افکند. هنوز در آرشیو صداوسیما پیام شهید محلاتی که به عنوان نخستین شخص از صدای جمهوری اسلامی ایران صحبت می‌کرد موجود است. شیخ فضل‌الله محلاتی که همواره در صفوف مقدم مبارزه با رژیم طاغوت حضور داشت در حمله به مرکز رادیو در روزهای آتش وخون که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد، به عنوان نماینده نیروهای انقلابی پشت میکروفن رفت و با اعلام جمله «این صدای انقلاب اسلامی ایران است» پیروزی انقلاب را در سراسر کشور منتشر کرد.
شهید محلاتی، از شخصیت‌های محبوب و مورد علاقه و اعتماد حضرت امام خمینی رحمه‌الله بود. بر همین اساس، وی را به نمایندگی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ـ که حساس‌ترین نهاد انقلابی در کشور بود ـ منصوب فرمودند. زمانی که شهید محلاتی به عنوان نماینده امام در سپاه انتخاب شد، بنی صدر فرمانده کل قوا بود و از سوی دیگر بدنه سپاه، بنی صدر را قبول نداشت، شهید محلاتی در این وضعیت با سختی‌ها و مرارت‌های فراوانی روبه‌رو شد. وقتی شهید محلاتی به شهادت رسید، حضرت امام بسیار متأثر شدند و در عزای یار باوفای خویش، سخت گریستند.
همسر شهید محلاتی در این باره چنین می‌گوید: «دو سه روز بعد از شهادت حاج آقا، خانم امام تشریف آوردند منزل ما، تا مرا دیدند، بوسیدند و گریه کردند و گفتند که امام در دو شهادت خیلی گریستند و بلند بلند گریه کردند. یکی در شهادت شهید مطهری بود و یکی هم شهادت شهید محلاتی. دوازده روز بعد از شهادت که ما را بردند خدمت امام، ایشان فرمودند: مثل اینکه من بازویم را از دست داده‌ام و اشک هایشان سرازیر شد و همه ما با گریه امام، گریه کردیم».
در عملیات والفجر ۸ که شرایط حساسی بود و رزمندگان فاو را گرفته بودند، دشمن درصدد ضربه زدن بود و رزمنده‌ها نیاز به روحیه داشتند، به همین جهت شهید محلاتی برای روحیه دادن به رزمندگان جمعی از روحانیون را که قاضی، نماینده مجلس و مبلغ در بین آنها بود بسیج کرد تا با هواپیما به مناطق جنگی ببرد.
هواپیمای حامل حجت‌الاسلام شهید محلاتی و هیأت همراه که همگی از نمایندگان مجلس و قضات عالی رتبه دادسرای نظامی بودند، به خلبانی عبدالباقی درویش، بعد از پشت سر گذاشتن شهرستان ایذه، در نزدیکی اهواز در حال پرواز بود که دو فروند میگ عراقی، مجهز به موشک‌های مدرن هوا به هوا، برروی فرکانس فرند شیپ با لهجه انگلیسی ـ عربی خود، به خلبان هواپیما اخطار می‌دهند که بی‌دردسر به همراه آنان به سوی عراق برود. (این اطلاعات توسط خلبان به برج مراقبت منتقل شده است).
درویش خلبان شجاع ایرانی، بدون توجه به اخطار دشمن، همچنان به راه خود ادامه می‌دهد. عراقی‌ها این بار از راه دیگری وارد می‌شوند و خطاب به او می‌گویند: شما و سایر خدمه پرواز در امان هستید. ما پناهندگی شما به هر کشور آزادی در دنیا را تضمین می‌کنیم، تکرار می‌کنیم: ما با شما هیچ کاری نداریم، هدف ما مسافران شماست. در اینجا خلبان متوجه می‌شود که عوامل خود فروخته داخلی یا همان ستون پنجم، دقیقاً آمار و اسامی سرنشینان را به دشمن اطلاع داده‌اند. خلبان تا آن لحظه، قصد داشت دشمن را متقاعد کند که این هواپیما، مسافربری و غیر نظامی است و این مسأله از روی رنگ هواپیما نیز مشخص بود، چون در آن ایام، تعدادی از هواپیماها، صرفاً برای مقاصد غیرنظامی و شخصی پیش‌بینی شده بودند علاوه بر آن، فرند شیب یا اف-27 یک نوع هواپیما ی مسافربری است و هیچ نقشی نمی‌توانست و نمی‌تواند در نبردهای هوایی داشته باشد، ولی دشمن از طریق منافقین و ستون پنجم متوجه شده بود که مسافران آن هواپیما از مسئولان
مملکتی هستند.
خلبان، بعد از آگاهی از نیت دشمن، مراتب را با حجت‌الاسلام محلاتی نماینده حضرت امام(ره) در سپاه پاسداران در میان می‌گذارد و تصمیم نهایی را به ایشان واگذار می‌کند. با وجود آنکه طبق مقررات، هر مقام عالی رتبه‌ای که سوار هواپیما شود، بدون در نظر گرفتن مقامش در داخل هواپیما، خلبان تصمیم گیرنده و فرمانده هواپیماست ولی به نظر می‌رسد مشورت خلبان درویش و واگذار کردن تصمیم نهایی به شهید محلاتی، حاکی از احترامی است که این خلبان به نظر نماینده امام در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی داشت. سرانجام شهید محلاتی در پاسخ می‌گوید: ما شهادت را به تسلیم شدن در مقابل دشمن بعثی ترجیح می‌دهیم. هواپیما، بدون توجه به اخطارهای مکرر دشمن به راه خود ادامه می‌دهد. صدای تلاوت قرآن مجید، یک صدا از داخل هواپیما به گوش می‌رسد. در این هنگام، دشمن نخستین موشک را شلیک می‌کند. به گفته شاهدان عینی که از پایین شاهد ماجرا بوده‌اند، با نخستین شلیک، بال چپ هواپیما کنده می‌شود. خلبان، با مهارت تلاش می‌کند هواپیما را در جایی مسطح فرود آورد. جنگنده عراقی، با مشاهده شجاعت و مهارت خلبان ایرانی، دومین موشک خود را هم به سوی هواپیمای آسیب دیده، شلیک می‌کند. با برخورد موشک دوم، هواپیما چند تکه شده و مسافران آن به آسمان
پر می‌کشند.
یکی از روحانیونی که یار همیشگی شهید محلاتی بود و همراه با او به شهادت رسید یک روحانی اردبیلی به نام حجت‌الاسلام ورقا محبی بود. او در روستای «کویج» مشکین‌شهر به دنیا آمده و درهمان روستا به مکتبخانه رفت. در اردبیل درس‌های مقدماتی را خوانده و راهی حوزه علمیه قم شد. در آنجا سطح، خارج فقه و اصول را گذراند و اول اسفند 1364 به همراه آیت‌الله فضل‌الله محلاتی نماینده حضرت امام در سپاه پاسداران و تعدادی از نمایندگان مجلس به شهادت رسید.
  شهید حجت‌الاسلام والمسلمین شاه آبادی
سال 1309 در اوج اختناق سنگین و شیطانی رضاخان، درخانه بزرگمردی که از استوانه‌های عرفان و سیاست بود و در دامان مادری عالم و با معرفت، فرزندی متولد شد که او را مهدی نامیدند. از زمانی که شیخ مهدی به تهران آمد، مبارزات او علیه رژیم پلید پهلوی شدت بیشتری گرفته بود. ایشان در سال 1353 دوبار دستگیر شد و در سال 1354 مجدداً دستگیر و شکنجه شد. ساواک در سال 1355 او را به شهرستان «بانه» (یکی از شهرهای استان کردستان)تبعید کرد تا شاید صدای حقگوی او را خاموش کند و با توجه به اختلاف مذهبی که بین او و دیگر علمای شهرستان بانه وجود داشت، امکان مبارزه را از ایشان سلب کند؛اما ایشان نه تنها در بانه از هر گونه تفرقه و اختلاف پرهیز داشت؛ بلکه با شرکت پیوسته و مستمر در مساجد برادران اهل سنت آن شهر و گفت‌و‌گوهای صمیمی با مردم و روحانیون آن دیار، ماهیت خائنانه رژیم را افشا کرد. سرانجام در اثر روشنگری‌های این روحانی شجاع بتدریج شعله‌های خشم و نفرت از طاغوت در دل‌توده‌های مردم بانه اوج گرفت و به رهبری او، تظاهرات باشکوهی علیه رژیم شاه برگزار شد. رژیم هم از ترس شورش بیشتر در آن مناطق به تبعید ایشان خاتمه داد و پس از شش ماه آزاد شد. بار دیگر حجت‌الاسلام والمسلمین
شاه آبادی در 30 خرداد 1357 به همراه 70 نفر دیگر دستگیر شد. او حدود 5 ماه درزندان به سر برد و در آبان ماه آزاد شد ، ولی پس از 12 روز مجدداً دستگیر شد و در سوم بهمن 1357 چند روز قبل از ورود امام به ایران از زندان آزاد شد. آخرین سنگر حجت‌الاسلام شاه آبادی نمایندگی دوره دوم مجلس بود که مردم تهران به پاس خدمات صادقانه‌اش با اکثریت آرا در مرحله اول و با حدود یک میلیون و دویست هزار رأی او را به مجلس شورای اسلامی فرستادند. اما تأکیدهای مکرر امام نسبت به رفتن روحانیون به جبهه‌ها از یک طرف و عشق به رزمندگان اسلام باعث شده بود که با به دست آوردن کمترین فرصتی راهی جبهه‌ها شود. او حتی حاضر نبود روزهای تعطیل مجلس را استراحت کند و اگر تنها دو روز هم تعطیل بود، راهی جبهه‌ها می‌شد و آن دو روز را کنار رزمندگان طی می‌کرد.
او در آخرین سفر به جبهه‌ها - چهارشنبه 15 اردیبهشت - راهی جزایر مجنون شد. در جبهه، رزمندگان برای بوسیدن دستش هجوم آوردند، اما او امتناع کرده، می‌گفت: اگر رزمندگان سر ناقابل ما را بخواهند تقدیم شان می‌کنم و این سر در مقابل آنها ارزش ندارد. روز پنجشنبه 6 اردیبهشت نماز ظهر و عصر را در جمع رزمندگان اقامه کرد و پس از نماز به بازدید خود از جزایر مجنون ادامه داد. هواپیمایی روز قبل با آتش رزمندگان قهرمان سقوط کرده بود که در ادامه، از‌آن هم بازدید به عمل آورد. آن شب، شب جمعه بود و قرار بود در یکی از سنگر‌های جمعی دعای کمیل برگزار شود، ‌ایشان می‌خواست به طرف «مقر» برگردد که ناگهان صدای انفجار خمپاره‌ای همه چیز را عوض کرد. فرشتگان بال‌های خود را گشوده بودند تا در شب شهادت امام کاظم(ع) شاهد معراجی دیگر باشند و روح شهیدی را به کاروان حسینیان
ملحق کنند. پیکر مطهر این شهید عزیز به تهران منتقل شد و از مجلس شورای اسلامی به طرف بهشت زهرا تشییع شد و در کنار دیگر شاهدان گلگون کفن آرمید.
حضرت امام(ره) در پیامی به مناسبت شهادت حجت‌الاسلام شاه آبادی فرمودند: شهادت استادزاده محترم جناب حجت‌الاسلام آقای شیخ مهدی
شاه آبادی را به پیشگاه معظم حضرت بقیه‌الله ارواحنا لمقدمه الفداء تبریک و تسلیت عرض می‌کنم. مبارک باد بر آن حضرت چنین فداکاران و جانبازان در راه هدف بزرگ و اسلام عزیز که با شهادت افتخار‌آمیز خود ملت عظیم الشأن ایران، بویژه روحانیت عالیقدر را سرافراز می‌نمایند. این شهید عزیز علاوه بر آنکه خود مجاهدی شریف و خدمتگزاری مخلص برای اسلام بود و در همین راه به لقاء‌الله پیوست، فرزند برومند شیخ بزرگوار ما بود، که حقاً حق حیات روحانی به این جانب داشت، که با دست و زبان از عهده شکرش
 برنمی ‏آیم.