سه شنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۲۲ ربيع الثانى ۱۴۲۹
Tue, Apr 29, 2008
اجتماعى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
تهران
سياسى و بين الملل
اجتماعى
انديشه
دانشگاه
زنگ اول
بادبادك
زنان
ورزشى
حوادث
صفحه آخر
نگاه
ديگران
يك نگاه
نگاه
«ايران» عشق مشترك همه ما است
شروع هر چيزى به خودى خود، نه خوب و نه بد، فقط يك شروع است و آنچه به آن معنا مى بخشد، ادامه است؛ ادامه راه كه نشانه غلبه بر ترس ها، ترديد ها و دو دلى ها است.
بنابراين ما نه از شروع كه از ماندن حرف مى زنيم. در شروع يك حركت، يك كار، يك روزنامه و يك صفحه مى توان صدها حرف كليشه اى زد. نه ما و نه شما دلخوشى از اين كليشه ها نداريم.
همه ما عشقى مشترك داريم ،«ايران» و ما عشق را باور كرده ايم و از رنج برخاسته ايم و در سعى ميان عشق و رنج ماندن را انتخاب كرده ايم.
گرچه ممكن است گاه قلم به شتاب پيش رود، گاه به فرط خستگى برسد و گاه بايستد، اما تا اين لحظه دريافته ايم كه هميشه بايد به استقبال آينده رفت.
خبر
000045.jpg
مديرعامل سازمان تأمين اجتماعى در گفت وگو با «ايران عصر»:
مابه التفاوت افزايش سالانه حقوق مستمرى بگيران تير ماه پرداخت مى شود

مدير عامل سازمان تأمين اجتماعى از پرداخت مابه التفاوت حاصل از افزايش سالانه حقوق مستمرى بگيران در تيرماه سال جارى خبر داد. حسينعلى ضيايى در گفت وگو با خبرنگار «ايران عصر» گفت: ميزان افزايش حقوق مستمرى بگيران در سال ۸۷ آماده شده و پس از تصويب در هيأت مديره سازمان تأمين اجتماعى از طريق وزارت رفاه و تأمين اجتماعى به هيأت دولت ارائه خواهد شد.
وى افزود: در حال حاضر مستمرى بگيران همچنان حقوق سال گذشته را دريافت مى كنند كه پس از مصوبه هيأت وزيران، افزايش حقوق آنها صورت خواهد گرفت و در مجموع مابه التفاوت حاصل از افزايش حقوق ماه هاى فروردين، ارديبهشت و خرداد سال جارى همراه با حقوق تيرماه به آنها پرداخت خواهد شد.
ضيايى ساخت مسكن هاى ارزان قيمت، راه اندازى خانه هاى مهر و برگزارى سفرهاى زيارتى و سياحتى و ارائه كمك هاى معيشتى (بن) به مستمرى بگيران را از ديگر اقدامات سازمان تأمين اجتماعى در سال جارى عنوان كرد. گفتنى است هم اينك بيش از يك ميليون و ۲۰۰ هزار مستمرى بگير زير پوشش سازمان تأمين اجتماعى هستند.
ديگران
چينى ها موش هاى مزاحم را هم مى فروشند!
000072.jpg
عليرضا سزاوار

مردم يكى از استان هاى كوچك چين، به تازگى موش هايى را كه در اثر سرما و يخ زدگى در زمستان گذشته، به خانه هاى آنها هجوم آورده و به جان مردم افتاده بودند ،براى استفاده غذايى از آنها به رستوران ها مى فروشند.
هجوم اين موش ها با استقبال خوب مردم روبه رو شده است. زيرا آنها منبع غذايى- گوشتى بسيار خوبى براى مردم چين محسوب مى شوند. يكى از رستوران دارهاى چينى مى گويد: در حال حاضر با پايان يافتن سرما موش ها از لانه هاى خود بيرون مى آيند و تعداد آنها بسيار زياد است. ضمن اين كه بيشتر مردم غذاهايى را كه با گوشت موش طبخ مى شود، مى پسندند.
شايد براى ما عجيب باشد اما در استان «هانان» چين، مردم هر جنبنده اى را مى خورند و برايشان تفاوتى ندارد كه در غذاى آنها از گوشت چه حيوانى استفاده شده است البته در اين گيرودار موش گيرى ،بسيارى از مديران رستوران ها از مردم شهرهاى مختلف استان هانان تقاضا كرده اند كه در صورت امكان موش ها را به صورت زنده به رستوران ها تحويل دهند و در ازاى اين كار، يك پرس غذاى رايگان تحويل بگيرند.هم اكنون مشتريان رستوران براى هر كيلو گوشت موش تقريباً ۱۰ يوان پرداخت مى كنند. البته اين كالا را به دليل محدود بودن به صورت آزاد نمى توان به سادگى تهيه كرد و بيشتر از طريق بازار سياه مى توان به آن دسترسى پيدا كرد. يكى از ساكنان اين استان مى گويد: گرفتن موش هاى زنده براى ما كار چندان سختى نيست و ما مى توانيم روزى ۱۰۰ موش شكار كنيم.
اين در حالى است كه مردم در صورت تقاضا براى خوردن يك غذاى خوب با گوشت موش بايد بيش از ۱۱۰ يوان هزينه كنند كه بسيار گران است. مسئولان شهرى در اين استان هم مبارزه شديدى را عليه موش ها شروع كرده اند زيرا اين موش ها در گذشته صدها هزار هكتار از مزارع و زمين هاى كشاورزى و محصولات آنها را از بين برده اند و در عين حال بيمارى هاى زيادى را هم گسترش مى دهند. يكى از كارشناسان شهردارى مى گويد: يكى از عوامل افزايش تعداد موش ها اين است كه از گوشت مارها براى تهيه غذا و ساير اقلام استفاده مى شود و اين موضوع مانع شكار موش ها از سوى مارها و در نتيجه افزايش تعداد آنها شده است.
هرچند كه در حال حاضر هم مردم با شكار موش ها و فروش آنها به مراكز مخصوص، به اقتصاد خانواده خود كمك مى كنند.
منبع: Ap.Org
نقش «پلمب» بر سردر آموزشگاه هاى غيرمجاز
000042.jpg
در فاصله سال هايى كه شركت در كنكور و قبولى در اين امتحان دشوار به آرزوى بسيارى از جوانان تبديل شده بود، محدويت هاى آموزشى در سيستم رسمى از يك سو و نياز به تقويت مبناهاى آموزشى در ميان جوانان علاقمند به حضور در دانشگاه، شرايط را براى فعاليت مؤسساتى فراهم ساخت كه با شعار تقويت بنيان هاى آموزشى پاى به عرصه وجود نهاده و آرام- آرام به تثبيت موقعيت خود در جامعه پرداختند. استفاده گسترده از تبليغات اندك -اندك چنان جوى در سيستم آموزشى جامعه به وجود آورد كه بسيارى از علاقمندان به شركت در امتحان كنكور شرط قبولى خود را به غلط شركت در چنين كلاس هايى مى دانستند. اينجا بود كه كلاس هاى كنكور در حد فاصل نياز ها و آرزو هاى جوانان با شتاب هر چه بيشتر آن قدر رشد كردند كه ديگر مرز تشخيص سره از ناسره ميان اين آموزشگاه ها قابل مشاهده نبود. آموزشگاه ها نيز با گسترده تر كردن حوزه فعاليتى خود كار در ساير مقاطع تحصيلى را هم به برنامه آموزشى خويش اضافه كردند. هرچقدر آموزشگاه هاى موفق و معتبر به تقويت نظام آموزشى كشور كمك مى كردند آموزشگاه هاى غير مجاز نيز حركتى عكس در اين زمينه دنبال مى كردند. اين وضعيت آ ن قدر ادامه يافت كه هشدار ها نسبت به تخلفات برخى از اين آموزشگاه ها از زبان مسئولان و كارشناسان به جريان خبرى راه پيدا كرد.
در فاصله زمانى روزى كه تصميم به بررسى وضعيت اين آموزشگاه ها در كشور گرفته شد، تاكنون آموزشگاه هاى غير مجاز بسيارى كشف و پلمب شده كه تا پيش از اين با بهانه تقويت بنيه آموزشى و نيز رساندن جوانان به دانشگاه فعاليت مى كردند.اين در حالى است كه وزارت آموزش و پرورش بارها به علاقمندان اعلام كرده تا براى آگاهى از آموزشگاه هاى مجاز به سايت هاى مورد نظر اين وزارتخانه مراجعه كرده و از اسامى درست در اين زمينه اطلاع پيدا كنند.
به دنبال اين هشدارها تلاش مقامات مسئول براى رسيدگى به وضعيت اين آموزشگاه ها در سال هاى اخير شكلى جدى تر به خود گرفت. اين عزم جدى در نهايت منجر به شناسايى آموزشگاه هاى علمى آزاد غيرمجازى شد كه در تازه ترين خبر اعلام شده، سه آموزشگاه ديگر از اين دست از سوى آموزش و پرورش شهر تهران پلمب شد.
سعيد شيرازى كارشناس مسئول آموزشگاه هاى علمى و آزاد آموزش و پرورش شهر تهران در اين باره به «مهر» مى گويد: در ادامه رسيدگى به تخلفات آموزشگاه هاى علمى و آزاد، حكم پلمب سه آموزشگاه غير مجاز هفته گذشته در دادگاه صادر شد.
وى مى گويد: مسئولان اين آموزشگاه ها فرصت دارند كه تا پايان هفته جارى مؤسسه خود را تعطيل كنند، درغير اين صورت اداره اماكن نيروى انتظامى نسبت به پلمب در اين سه آموزشگاه اقدام مى كند.
او با بيان اينكه دو آموزشگاه به علت نداشتن مجوز و يك مورد هم به دليل تخلفات ادارى، مالى و آموزشى تعطيل شدند، مى گويد: اين آموزشگاه ها در مناطق هفت و دو تهران فعاليت مى كردند.
به گفته كارشناس مسئول آموزشگاه هاى علمى و آزاد آموزش و پرورش شهر تهران، هفته آينده پرونده سه آموزشگاه متخلف و غيرمجاز براى صدور رأى به دادگاه مى رود.
شيرازى با تأكيد براينكه متقاضيان شركت در كلاس هاى علمى و آزاد در انتخاب آموزشگاه دقت كنند، خاطر نشان مى كند: اين افراد مى توانند اسامى آموزشگاه هاى مجاز را در سايت رسمى سازمان آموزش و پرورش شهر تهران ببينند.
پيش از اين نيز آموزشگاه هاى متخلف بسيارى در كشور شناسايى و پلمب شده تا از فعاليت سودجويانى كه به اشكال مختلف آرزوى جوانان را پلى براى رسيدن به منافع خود مى كنند جلوگيرى شود.
۲۳ بهمن سال گذشته بود كه «ايسنا» به نقل از سيدنصرت الله فاضلى معاون مشاركت هاى مردمى وزارت آموزش و پرورش از آغاز پلمب ۳۸۷ آموزشگاه علمى آزاد غيرمجاز با همكارى نيروى انتظامى و قوه قضائيه همزمان با شروع نيمسال دوم تحصيلى خبر داده بود.
وى با بيان اين كه يك تيم نظارتى قوى براى شناسايى آموزشگاه هاى علمى آزاد غيرمجاز در كشور تشكيل شده است، از خانواده ها خواست تا علاوه بر توجه جدى تر نسبت به رسمى بودن و مجوز دار بودن آموزشگاهى كه فرزند خود را در آن ثبت نام مى كنند در صورت برخورد با آموزشگاه هاى متخلف، نام آموزشگاه را به معاونت مشاركت هاى مردمى آموزش و پرورش اعلام كنند، تا در اسرع وقت با همكارى نيروى انتظامى و ساير ارگان هاى مربوط، حكم پلمب آموزشگاه صادر شود.
معجزه در اهدا است، نه در انتظار
000054.jpg
در فضاى كوچك خانواده ما، جز خانواده ماچيز ديگرى نيست.دنياى ما مى شود خيابان ما، شهر ما، آدم هاى خيابان ما، آدم هاى شهرما،آدم هايى كه مى روند، مى آيند، مى مانند و مى ميرند.در فضاى بيمارستان هم دنياى من مى شود آدم هاى آن بيمارستان كه آمده اند، مى روند، مى آيند، مى مانند، منتظر مى مانند، گاه منتظر مرگ، كنار تخت يك بيمار منتظر، دنياى من دنياى ديگرى است.دنياى من مى شود بيمارى با انتظار مرگ و مادرى با انتظار معجزه. خودم را جاى بيمار مى گذارم؛ مرگ سخت است.خودم را جاى مادر مى گذارم و به فرزندم فكر مى كنم؛ اميد تا چه حد زيباست، چيزى فراتر از يك معجزه.خودم را جاى خودم مى گذارم. چشمانم را مى بندم. مرگ را مقابل چشمانم مى بينم. سخت است اما هست. همين نزديكى ها. پيش از آن كه فكر كنى.دلم مى خواهد روز هايى دور و دير اگر من يا مرگ، هر يك به سراغ ديگرى رفتيم، مرگم براى مادرى منتظر چيزى فراتر از يك معجزه باشد و براى كودكى منتظر، ساليان سال زندگى.


در فضاى كوچك خانواده ما، جز خانواده ماچيز ديگرى نيست.دنياى ما مى شود خيابان ما، شهر ما، آدم هاى خيابان ما، آدم هاى شهرما،آدم هايى كه مى روند، مى آيند، مى مانند و مى ميرند.در فضاى بيمارستان هم دنياى من مى شود آدم هاى آن بيمارستان كه آمده اند، مى روند، مى آيند، مى مانند، منتظر مى مانند، گاه منتظر مرگ، كنار تخت يك بيمار منتظر، دنياى من دنياى ديگرى است.دنياى من مى شود بيمارى با انتظار مرگ و مادرى با انتظار معجزه. خودم را جاى بيمار مى گذارم؛ مرگ سخت است.خودم را جاى مادر مى گذارم و به فرزندم فكر مى كنم؛ اميد تا چه حد زيباست، چيزى فراتر از يك معجزه.خودم را جاى خودم مى گذارم. چشمانم را مى بندم. مرگ را مقابل چشمانم مى بينم. سخت است اما هست. همين نزديكى ها. پيش از آن كه فكر كنى.دلم مى خواهد روز هايى دور و دير اگر من يا مرگ، هر يك به سراغ ديگرى رفتيم، مرگم براى مادرى منتظر چيزى فراتر از يك معجزه باشد و براى كودكى منتظر، ساليان سال زندگى.

مرگ مغزى، مرگ قطعى است. دانش بشر هنوز به چيزى بيش از اين نرسيده است. مرگ مغزى به اين معنى است كه قلب و ريه ها، كبد و روده ها، لوزالمعده و كليه ها را مى شود اهدا كرد و با هر كدام جان چند انسان را نجات داد.
برخلاف تصور مردم تمام مراحل اهدا و پيوند عضو از زمان اعلام رضايت اطرافيان بيمار معمولاً ۳۶ ساعت به طول مى انجامد.
بعد از مرگ كامل به صورت طبيعى تا ۴۸ ساعت اعضايى مانند قرنيه، دريچه قلب، استخوان و تاندون قابل اهدا هستند.با اهداى قرنيه مى توان به فردى كه دچار صدمه شديد در ناحيه چشم شده بينايى بخشيد. حتى تاندون و غضروف باعث بازسازى اين اعضاى آسيب ديده در بدن فرد نيازمند عضو مى شوند. پيوند استخوان، پيوند پوست و پيوند مغز استخوان هدايايى از بدن فردى اند كه دچار مرگ مغزى شده است كه يا خود از پيش امضايش را بر فرم اهداى عضو گذاشته كه «مايلم اعضا و بافت هاى زير را در زمان مرگم اهدا كنم.» يا خانواده اش اين اجازه را پس از مرگ مغزى او به پزشكان و تيم هماهنگ كننده عضو پيوندى مى دهند تا اعضاى او براى نجات جان انسان هاى ديگر استفاده شوند.
مرگ مغزى، مرگ قطعى است
آمارها از افراد يا خانواده هاى متمايل به اهداى عضو در كشور چندان رضايت بخش نيست.دكتر كتايون نجفى زاده، رئيس واحد پيوند دانشگاه علوم پزشكى شهيد بهشتى دلايل نارضايتى بسيارى از خانواده ها را براى اهداى عضو اعتقاداتى مى داند كه اگر چه بسيار محترم است اما گاه با واقعيت هماهنگى ندارد. به اعتقاد دكتر نجفى زاده، بسيارى از افراد وقتى مرگ مغزى براى بستگانشان اتفاق مى افتد، منتظر معجزه مى شوند، در حالى كه مرگ مغزى، مرگ قطعى است. «برخى مى ترسند كه جسدشان بدشكل شود در حالى كه ما جسد را كاملاً مى دوزيم و برخى هم مى ترسند كه اقوام و خويشاوندان آنها را سرزنش كنند كه مثلاً اعضاى مرده خود را فروخته ايد.»
براساس آمار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكى، آمار مرگ مغزى در ايران در يك سال ۳ هزار مورد است.به گفته دكتر نجفى زاده آمار واقعى مرگ مغزى در كشور ۱‎/۵ تا ۲‎/۵ برابر بيشتر است. او در مقام رئيس واحد پيوند دانشگاه علوم پزشكى شهيد بهشتى آمار پيوند ريه را سه تا شش پيوند در سال گذشته از ۱۵۰ نفر انسان در انتظار اين پيوند مى داند.اگر فقط پيوند ريه را بررسى كنيم از دست كم سه هزار مورد مرگ مغزى در سال آيا ۱۵۰ نفر ريه سالم براى پيوند نداشتند در واقع اين طور به نظر مى رسد. از دست كم سه هزار خانواده داغدار مرگ عزيز خود، ۱۵۰ خانواده نبوده اند كه نخواهند داغ خانواده اى ديگر را ببينند! در حالى كه اين آمار با فرهنگ ما ايرانى ها كه در تمام طول تاريخ به فداكارى و گذشت شهره ايم، سازگارى ندارد.
براى اهداى عضو نياز به فرهنگ سازى داريم
سجاد حميدى نيا، هماهنگ كننده پيوند در مركز پيوند دانشگاه شهيدبهشتى فردى است كه مسئوليت ارتباط با خانواده هايى را برعهده دارد كه عزيزانشان دچار مرگ مغزى شده اند.حميدى نيا از عكس العمل افراد در مواجهه با پيشنهاد اهداى عضو مى گويد.او مادرى را ديده است كه پشت در بيمارستان براى مرگ فرزندش شيون مى كرده است اما وقتى پيشنهاد اهداى عضو را به او داده اند با آغوش باز پذيرفته، اشك هايش را پاك كرده و پشت در اتاق عمل انتظار كشيده تا ريه يا قلب فرزندش به نيازمندى اهدا شود.اما، هميشه اين طور نيست.حميد ى نيا از خانواده هايى مى گويد كه وقتى به آنها اين پيشنهاد مى شود توهين مى كنند، ناسزا مى گويند و برخوردهاى بسيار بد دارند. او معتقد است كه آنها در نوع تصميمشان آزادند. شرايط روحى شان قابل درك است و ما تمام اين توهين ها را هم با آغوش باز مى پذيريم، اما اشكال آنجاست كه بسيارى از اين عزيزان بعد از خاكسپارى فرزند يا عزيز از دست رفته خود، از اينكه پيشنهاد اهداى عضو را نپذيرفتند پشيمان مى شوند.او مى گويد: مرگ مغزى امكان بازگشت ندارد و حتى اگر يك درصد هم امكان برگشت باشد كل فعاليت هاى واحد پيوند زير سؤال مى رود و ما در شرايطى كه مى توانيم ديگران را از مرگ نجات دهيم منتظر معجزه نمى مانيم. اينها مواردى است كه در جامعه بايد درباره آن با هم صحبت كنيم و يكديگر را براى پذيرش چنين اتفاقاتى آماده كنيم چراكه احتمال آن هميشه وجود دارد.
حميدى نيا مى گويد: وقتى يك شايعه يا يك لطيفه به راحتى در زمان كوتاهى از طريق پيامك در جامعه منتشر مى شود، چرا از اين امكان براى فرهنگ سازى در موارد خوب، استفاده نمى كنيم.
دو نفر از هر يك ميليون نفر راضى به اهداى عضو
همه ما بايد آمادگى پذيرش مرگ مغزى خود و عزيزانمان را در هر لحظه داشته باشيم و از قبل بايد خود را براى اهداى عضو در لحظاتى كه ممكن است قدرت تصميم گيرى نداشته باشيم، آماده كنيم.دكتر كتايون نجفى زاده كه سه سال است به همراه تيم پزشكى قوى متشكل از جراحان و متخصصان و مشاوران پزشكى و روانشناسى، واحد پيوند دانشگاه علوم پزشكى شهيد بهشتى را اداره مى كند، مى گويد: در مدت سه سالى كه از راه اندازى واحد پيوند گذشته است، قدم هاى خوبى برداشته ايم اما هنوز هم عقب هستيم.وى معتقد است بايد فرهنگ اهداى عضو را در جامعه به گونه اى تثبيت كنيم كه مردم بدون فوت وقت براى اهداى عضو عزيز از دست رفته خود پيشقدم شوند.رئيس واحد پيوند مى گويد: در بعضى كشورها مرگ مغزى سرمايه ملى است. اگر مرگ مغزى اتفاق بيفتد، عضو بدون چون و چرا بايد اهدا شود. مگر اين كه فردى در دوران حياتش نارضايتى خود را به صورت مكتوب - مبنى بر اينكه اگر فوت كرد، نمى خواهد عضوش اهدا شود - اعلام كند. وى مى گويد كه پيشرفته ترين كشور در اين زمينه اسپانياست كه هم رضايت شخص را قبل از فوت مى گيرند و هم رضايت خانواده را پس از فوت.دكتر نجفى زاده مى گويد: در كشور ما دو نفر در هر يك ميليون نفر به اين كار تن مى دهد در حالى كه در كشورهاى فعال در زمينه اهداى عضو اين رقم ۱۰ تا ۳۰ در يك ميليون نفر است و اسپانيا كه بالاترين آمار اهداى عضو را دارد به رقم ۳۵ نفر در يك ميليون دست يافته است.وى درباره آمار رضايت خانواده ها نيز مى گويد: رضايت خانواده ها در كشور ما ابتدا ۱۰ درصد بعد ۳۳ درصد و حالا به ۵۰ درصد رسيده است.رئيس واحد پيوند دانشگاه همچنين از برگزارى جشن نفس در تاريخ ۲۹ و ۳۰ خرداد خبر مى دهد و مى گويد: اين جشن از ساعت شش عصر تا ۱۲ شب در مجموعه ورزشى انقلاب برگزار مى شود.دكتر نجفى زاده گفت: در اين جشن هم خانواده هاى اهداكننده، هم گيرنده ها و هم بيماران حضور دارند و من همگى مردم را به شركت در اين جشن و آشنايى با پديده اهداى عضو دعوت مى كنم.
يك نگاه
تلاش زوج سالخورده خورى در ۹۵ سالگى
000069.jpg
خواندن بعضى خبرها آدم را چنان به فكر فرو مى برد كه چيزى جز زبان به تحسين گشودن براى بيان وصف حال خود در حين خواندن آن خبر ندارد. پشتكار و استقامت برخى آدم ها مى تواند نمونه هاى خوبى براى مثال زدن در اين زمينه باشد. مى توان به همين خبر زوج سالخورده «خورى» اشاره كرد كه سال هاست از الياف نخل، ليفت مى بافند و از اين راه امرار معاش مى كنند.
به گزارش واحد مركزى خبر، حاجى مالكى و همسرش كه ۹۵بهار از عمرشان مى گذرد در خانه اى خشت وگلى و بدون داشتن وسايل برودتى در هواى گرم وكويرى خور، زير طاق هاى ضربى ايوان براى گذران زندگى و درآمد روزانه زير هزار تومان، همچنان تلاش مى كنند.
آنان خشنودند كه مصنوع دستشان براى بستن قالب هاى سقف هاى معرق در اماكن مذهبى بكار مى رود. خوروبيابانك از توابع شهرستان نائين در ۴۶۰ كيلومترى شهر اصفهان است.
جاده ترافيك ندارداما رعايت كن
راننده عزيز رعايت كن! قرار نيست وقتى ترافيك جاده روان شده و كسى از رو به رو و از پشت سر و از كنار حركت نمى كنه پا را بگذارى روى گاز و بى خيال بروى تا سرعت هزار.
اين خودرو بالاخره اگر كسى هم در جاده نيست ظرفيتى دارد. جت كه نيست. به اين جور بى خيالى كه خطرات زيادى هم به همراه دارد مى گويند سوء استفاده مى گوييد نه، اين خبر را به نقل از سرهنگ حسين عليشاهى رئيس مركز كنترل ترافيك پليس راه كشور، بخوانيد كه بى توجهى به جلو رانندگان و تخطى از سرعت مطمئنه را از مهمترين دلايل وقوع تصادف مى داند و مى گويد: وقتى جاده ها از ترافيك آرام و روانى برخوردار است همين مسئله در بروز تخلفات از سوى برخى رانندگان اثرگذارخواهد بود.
سرهنگ عليشاهى با عنوان اين مطلب كه اگر رانندگان سرعت مطمئنه را در جاده هاى كشور رعايت كنند، آب از آب تكان نمى خورد، به مهر مى گويد: علت وقوع ۷۵ درصد تصادفات جاده اى، خطاى انسانى است.
وى همچنين از بى توجهى رانندگان به تابلوهاى حاشيه جاده ها انتقاد مى كند و مى گويد: اغلب رانندگان هيچ توجهى به اين تابلوها نداشته و همين مسئله در بروز تصادفات اثر گذار است.
رئيس مركز كنترل ترافيك پليس راه كشور، در عين حال بيشترين وقوع تصادفات جاده اى را مربوط به محورهايى دانست كه سيستم هاى كنترل الكترونيك ندارند و همين مسئله موجب تخطى رانندگان از رعايت قوانين راهنمايى و رانندگى مى شود.
قارچ بدك نيست
000066.jpg
بادمجان غذايى است خوب ، مقوى و.‎/‎/‎/ نه اشتباه شد. اين دفعه نوبت بادمجان نيست، حكايت قارچ است و فوايدى كه براى بدن دارد. اگر نمى دانيد يا اطلاع نداريد سر فرصت اين خبر را با دقت بخوانيد و به فوايد قارچ پى ببريد.به گزارش ايسكا، مصرف هفتگى قارچ باعث تقويت استخوان ها مى شود كه به دليل دارابودن پروتئين فراوان به جاى گوشت مى توان از آن استفاده كرد. قارچ عناصر معدنى مانند سديم، كلسيم، سيليس، كلر، كبالت و منيزيم دارد و براى مبتلايان كم خونى و مسلولين مبتلا به كمبود مواد معدنى بسيار مفيد و مؤثر است و فعاليت كاركردى مغز را افزايش مى دهد. همچنين مصرف قارچ خستگى را رفع و كمبود ويتامينD را جبران مى كند. اين ماده غذايى در حالى كه ناخالصى ها را از بين مى برد، دستگاه گوارش را تصفيه مى كند و باعث خروج اخلاط مضر و فضولات از بدن مى شود. قارچ در ترشح مفرط بزاق بسيار مفيد و مقوى معده است و براى قطع اسهال خونى و اسهال معمولى مفيد و خونريزى هاى داخلى را متوقف مى كند. اگر كمى به فكر سلامتى خود هستيد، در برنامه غذايى تان كمى هم قارچ استفاده كنيد، بد نيست.

|   تهران   |   سياسى و بين الملل   |   اجتماعى   |   انديشه   |   دانشگاه   |   زنگ اول   |   بادبادك   | 
|   زنان   |   ورزشى   |   حوادث   |   صفحه آخر   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |