سه شنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۲۲ ربيع الثانى ۱۴۲۹
Tue, Apr 29, 2008
تهران
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
تهران
سياسى و بين الملل
اجتماعى
انديشه
دانشگاه
زنگ اول
بادبادك
زنان
ورزشى
حوادث
صفحه آخر
يادداشت
گفت وگوى «ايران»
با رئيس شوراى شهر تهران
براى بعضى ها هنوز به خوبى جا نيفتاده است كه بايد با شوراها همكارى كنند. البته ما در تهران با فرماندارى هيچ مشكلى نداريم اما در برخى شهرها، بعضى دستگاه ها، اعضاى شوراها را كارمندان خود فرض كرده اند
بسيارى از مسئوليت ها و امورى كه قبلاً به شوراها واگذار شد و يا هم اكنون در حال واگذارى است، قبلاً در اختيار دستگاه هاى مديريتى ديگرى بوده است و به طور طبيعى آنها راضى نمى شوند كه اين اختيارات از آنها گرفته و به شوراهاى شهر واگذار شود
خوشى ها و دردسرهاى پايتخت۱-
مهدى بى نياز
يادداشت
قدمت چند هزار ساله «الخليج الفارسيه»
000063.jpg
مهدى جابرى

امروز دهم ارديبهشت، روز ملى خليج فارس و متعلق به همه ايرانيان است.
عرب ها خوب مى دانند و ما هم مى دانيم كه «وصله عربى به اين خليج نمى چسبد!»
سران عرب هم خوب به ياد دارند كه در دوران كودكى شان و تا اوايل دهه ۱۹۶۰ ميلادى، در كتاب درسى آنها به زبان عربى نوشته شده بود: «الخليج الفارسيه»؛ عنوانى كه معناى آن همان خليج فارس خودمان است نه چيز ديگرى.
در اين ميان فارسى بودن خليج و تعصب و اصرار ايرانيان بر آن، به هيچ وجه بر مبناى مسائل بى پايه و اساس نيست، چرا كه در سده هاى قبل از ميلاد، براى اولين بار يونانى ها كه يك قوم غير ايرانى و بدون تعصب آريايى بودند، عنوان «پرسيكوس سينوس» (خليج فارس) را در متون خود به كار بردند و پس از آن داريوش در كتيبه اى واقع در كانال سوئز از خليج فارس به نام «دريايى كه از پارس مى آيد» نام برده است.
جالب اين كه دانشمندان عرب نيز بيش از هر قوم و گروهى بارها در آثار و متون خود از خليج فارس سخن به ميان آورده اند و اين مسئله در آثار افرادى چون مسعود ابن بطوطه كاملاً آشكار است.
البته اعراب قطعاً خودشان برنامه و هدف مشخصى از جعل نام خليج فارس نداشته اند و يا جعل عنوان، توطئه نماينده سياسى كشور «روباه پير» بود كه در سال ۱۹۶۶ به قصد ايجاد تفرقه بين ايران و كشورهاى عرب در كتاب خود نوشت: «عرب ها خليج عربى را به فارسى ترجيح مى دهند.» همين جمله بى اساس بود كه اعراب را به سوى يك بازى سياسى و بدون پشتوانه هاى علمى و مستند سوق داد؛ نقشه ها با اهداف خاص تغيير يافت و سخنران هاى مغرض، حق نداشته اعراب را پيراهن عثمان كردند و بر تن خليج دوختند.
اين اتفاقات در حالى رخ مى دهد كه تمامى منابع اروپايى، آسيايى و آمريكايى و نيز دايره المعارف ها و نقشه هاى جغرافيايى بيش از دو هزار سال است كه عناوين درياى پارس، الخليج الفارسيه و پرشين گلف را به كار مى برند.
در اين ميان اما شايد سخت تر و تأثربرانگيزتر اين باشد كه يك سايت اينترنتى به منظور ايجاد جو روانى منفى در ايرانيان و نيز براى به پا كردن يك بازى تبليغاتى، نام خليج را جعل كند و مدعى شود كه فقط با امضا و تأييد يك ميليون كاربر، نام خليج را به عنوان اصلى آن (فارس) بازمى گرداند!
اين ادعاها و بازارگرمى ها در حقيقت ناشى از اطلاعات غلط مديران اين سايت و تلاش آنها براى به راه انداختن جو تبليغاتى مسموم عليه ايرانيان است و قطعاً مردم ايران به اين بازى هاى خصمانه تن نمى دهند.
خليج با امضا يا بى امضا «فارس» است و تأييد شدن يا نشدن اين واقعيت از سوى يك يا چند سايت اينترنتى تغييرى در اساس و اصل نقشه جغرافيايى ايجاد نخواهد كرد.
چنين اقدامى مانند آن است كه يك سايت اعلام كند كه اگر چند ميليون كاربر، نام كشور «ايران» را تأييد نكنند، آن را به «گواتمالا» يا «العربيه» و يا «آرابيان» تغيير خواهد داد! «ايران» ايران است و خليج براى ايران. عرب «عرب» است و اين خليج، فارسيه خواهد ماند.
سلام «ايران»
۸۸۷۶۹۰۷۵
پست الكترونيكى روابط عمومى روزنامه ايران: E_mail: p_relation@icpi.ir
روزنامه ايران آماده انعكاس نظرات و مشكلات شما شهروندان در اين ستون مى باشد.
با ما در تماس باشيد.
خبر
پس از گذشت ۱۶ ماه از كلنگ زنى
ساخت نمايشگاه بين المللى تهرانهنوز آغاز نشده است 

با وجود كلنگ زنى نمايشگاه بين المللى تهران در دى ماه سال ۸۵ هنوز ساخت آن آغاز نشده است.
مدير عامل سازمان سرمايه گذارى و مشاركت هاى مردمى شهر تهران با بيان اين مطلب به فارس گفت: طراحى اين پروژه انجام شده است و هنوز شروع عمليات عمرانى آن نيز مشخص نيست.
حسين كلخورانى با اشاره به سرمايه گذارى ۲ هزار ميلياردى در پروژه شهر آفتاب گفت: حجم سرمايه گذارى در پروژه شهر آفتاب بسيار بالاست و سرمايه گذار در اين زمينه محدود است.
وى افزود: دو توافقنامه در اين باره امضا شده است و كار به شكل موازى انجام مى شود ولى هنوز سرمايه گذار نهايى مشخص نشده است.
كلخورانى اظهار داشت: به محض اين كه قرارداد نهايى با سرمايه گذار خارجى منعقد شود كار را آغاز خواهيم كرد و اين پروژه از زمان شروع ظرف مدت ۳۶ ماه بطور كامل ساخته مى شود.
مدير عامل سازمان سرمايه گذارى و مشاركت هاى مردمى شهر تهران درباره اين پروژه توضيح داد: نمايشگاه بين المللى تهران واقع در شهر آفتاب در مساحتى به وسعت ۳۰۰ هكتار ساخته مى شود و روزانه ۳۰۰ هزار نفر مى توانند از نمايشگاه بازديد كنند.
وى افزود: در اين نمايشگاه حدود ۱۲۰ هزار متر مربع سالن نمايش، كنفرانس، ملاقات، ادارى، سالن هاى گمرك و پشتيبانى، ساختمان خدماتى ، پاركينگ با ظرفيت پارك ۳۰ هزار خودرو، هتل ۵ ستاره و ۳ ستاره احداث خواهد شد.
كلخورانى گفت: در نمايشگاه بين المللى تهران باغى به وسعت ۶۲ هزار متر مربع در وسط نمايشگاه ساخته خواهد شد. اين باغ با نام باغ چاله، تلفيقى از هفت باغ معروف ايرانى همانند باغ شازده و فين كاشان است و با الگوى معمارى يزد و كرمان ساخته خواهد شد . اين باغ چند متر پائين تر از سطح زمين ساخته مى شود تا از خنكى زمين در بناى آن استفاده شود.
گفت وگوى «ايران»
با رئيس شوراى شهر تهران
برخى، اعضاى شوراها را كارمند خودشان مى دانند
براى بعضى ها هنوز به خوبى جا نيفتاده است كه بايد با شوراها همكارى كنند. البته ما در تهران با فرماندارى هيچ مشكلى نداريم اما در برخى شهرها، بعضى دستگاه ها، اعضاى شوراها را كارمندان خود فرض كرده اند
بسيارى از مسئوليت ها و امورى كه قبلاً به شوراها واگذار شد و يا هم اكنون در حال واگذارى است، قبلاً در اختيار دستگاه هاى مديريتى ديگرى بوده است و به طور طبيعى آنها راضى نمى شوند كه اين اختيارات از آنها گرفته و به شوراهاى شهر واگذار شود
آقاى مهندس چمران! شوراهاى ما نهادهاى نوپايى هستند و مدت زمان فعاليت آنها كمتر از ۱۰ سال است. شايد الان زمان خوبى باشد براى واكاوى مسائل شوراها. به نظر شما و به عنوان اولين سؤال، مشكلات پيش روى شوراها در حال حاضر چيست
000057.jpg
مشكلات شوراها به چند دسته تقسيم مى شود. يكى از آنها شفاف نبودن برخى از مواد قانون شوراها است كه اين مسئله به تعابير و تفاسير مختلفى از قانون مى انجامد و مشكلاتى را ايجاد مى كند. البته در برخى موارد قانون به گونه اى تنظيم شده است كه از روح واقعى موجود در قانون اساسى (درباره شوراها) فاصله دارد.
از مصاديق خلأهاى قانونى و شفاف نبودن قوانين مى توان به مسائل مالى شوراها و انتخابات داخلى آنها اشاره كرد كه در اين موارد خلأهايى وجود دارد كه بايد اصلاح يا شفاف شود.
البته مواردى از اين قبيل در سال هاى اخير جمع آورى شده است و از شوراها نيز خواسته ايم كه مشكلات موجود را طرح كنند و ما نيز برخى از آنها را به سرعت حل كرديم و برخى را بايد به مجلس شوراى اسلامى ارسال كنيم.
به طور مثال ۹ ارديبهشت روز آغاز به كار شوراهاى اسلامى شهر بود ولى تا شهريور ماه انتخابات شوراى عالى استان ها برگزار نشده بود و مشخص نبود كه تكليف اين شورا چه هست و در اين خلأ زمانى چند ماهه بايد چه كار كنند.
اين مسئله را با هيأت دولت مطرح كرديم و آقاى دكتر احمدى نژاد نيز فقط در مدت چند ساعت آن را حل كرد.
مشكل ديگرى كه مى توان از آن نام برد، كافى نبودن تعداد اعضاى شوراى شهر تهران است، چرا كه ما معتقديم اين تعداد افراد نمى تواند جوابگوى نياز كلان شهرى مثل تهران باشد.
به نظر شما چه تعداد عضو براى شوراى شهر تهران كافى است
سال ۸۲ تصويب شد كه اين تعداد به ۳۱ نفر افزايش يابد ولى به اين علت كه با افزايش اعضا، امكانات و فضاى بيشترى نيز لازم است و شايد شهردارى نتواند آن را تأمين كند، مجلس شوراى اسلامى با ارائه طرحى يك فوريتى، اين ۳۱ نفر را به همان تعداد قبلى(۱۵ نفر) كاهش داد.
سؤال ما را جواب نداديد. منظور اين بود كه در حال حاضر حداقل چه تعداد عضو بايد در شوراى شهر تهران حضور داشته باشد
ما در حال حاضر ۲۲ نفر عضو در شورا لازم داريم كه بتوانند ۲۲ منطقه تهران را پوشش دهند ولى به خاطر كم بودن اعضا، هر فرد چند منطقه را زير پوشش دارد. در هر حال بايد بررسى هاى كارشناسى بيشترى در اين باره انجام شود تا تعداد اعضاى شورا به حد كافى افزايش يابد.
در شهرى مثل لندن كه ۱۵ منطقه است و هر منطقه حدود يك ميليون نفر جمعيت دارد، هر ۱۵ منطقه داراى شورايى جداگانه و حتى شهردار مجزا است و تعداد اعضاى شوراى هر منطقه نيز به ۷۵ نفر مى رسد.
حتى در داكا (مركز بنگلادش) 150 نفر عضو شورا هستند. البته آنها مديريت همه مسائل شهرى را بر عهده دارند؛ از جمله آموزش و پرورش، بهداشت و درمان و حتى ثبت ازدواج و طلاق.
بحث اصلى، مشكلات پيش روى شوراها بود.
بله! از ديگر مشكلات شوراها، استفاده نشدن از ظرفيت كامل آنها است؛ بدين معنا كه شوراها در حال حاضر ظرفيت بيشتر و افزون ترى نسبت به آن چه از آن استفاده مى شود، دارند.
يكى از مصاديق اين مسئله، لزوم پياده شدن مديريت واحد شهرى در شهرهاى كشور از طريق شوراها است و اين مسئله از سال هاى قبل در بسيارى از كشورها مطرح شده و جواب داده است؛ يعنى كار شورا در اين كشورها اين نيست كه براى شهردارى قانون بنويسند بلكه تمام دستگاه هاى فعال در شهر زير نظر مديريت واحد شهرى به ارائه خدمات مى پردازند.
به طور مثال در بحث اصلاح بافت هاى فرسوده تهران كه با اين گستردگى زياد نياز به همكارى همه جانبه مردم، دولت، شهردارى و شوراى شهر دارد، ما در شورا از بانك ها خواستيم كه براى اصلاح بافت هاى فرسوده وام (با سود نصف و زمان بازپرداخت دو برابر) به متقاضيان پرداخت كنند ولى از آن جا كه مديريت واحد شهرى هنوز محقق نشده است، هيچ دستگاهى را نمى توان براى همكارى با شوراى شهر ملزم كرد. اين بود كه ما خودمان در شورا ۹۰ درصد تخفيف عوارض نوسازى براى بافت هاى فرسوده در نظر گرفتيم و در مجلس شوراى اسلامى نيز طرحى شبيه به اين مسئله به تصويب رسيد.
اگر اشتباه نكنم، در برنامه سوم و چهارم توسعه به مديريت واحد شهرى اشاره شده است.
بله! طبق اين برنامه ها مديريت واحد شهرى بايد محقق مى شد اما به علت برخى كم كارى ها در دولت هشتم اين مسئله اتفاق نيفتاد. اين در حالى است كه حتى كشورهاى عقب افتاده دنيا نيز در بحث مديريت واحد شهرى جلوتر از ما هستند؛ به طور مثال در كشور عراق وضعيت به همين شكل است و حتى رئيس پليس استان ها از سوى مسئول شورا تعيين مى شود.
در كشور ما و يا خود تهران، چه مشكلاتى وجود دارد كه مانع از تحقق مديريت واحد شهرى مى شود
شوراها در كشور ما عمرى حدود 9 سال دارند و در مقايسه با دستگاه هاى ديگر نو پا هستند. بسيارى از مسئوليت ها و امورى كه قبلاً به شوراها واگذار شد و يا هم اكنون در حال واگذارى است، قبلاً در اختيار دستگاه هاى مديريتى ديگرى بوده است و به طور طبيعى آنها راضى نمى شوند كه اين اختيارات از آنها گرفته و به شوراهاى شهر واگذار شود و در حقيقت، نوعى «مقاومت پنهان» در اين باره از خود نشان مى دهند كه البته بايد با فرهنگسازى و اتخاذ تدابير لازم براى اصلاح اين مشكل اقدام شود.
در حقيقت منظور شما اين است كه بدنه اجرايى شهرهاى كشور، نمى خواهد شوراها را در مديريت امور شهرى دخالت دهد.
درست است! براى بعضى ها هنوز به خوبى جا نيفتاده است كه بايد با شوراها همكارى كنند. البته ما در تهران به هيچ وجه اين مشكل را با نهادهايى همچون فرماندارى نداريم و همكارى آنها با ما بسيار خوب است ولى در برخى شهرها، برخى دستگاه ها اعضاى شوراها را كارمندان خود فرض كرده اند و خود را بالاتر از شوراها مى دانند كه اين مسائل بايد حل شود.
شما در روزهاى گذشته به نكته اى ظريف اشاره داشتيد و آن، اين كه شوراهاى شهر ما هنوز به خودباورى لازم نرسيده اند و جايگاه واقعى خود را نمى دانند. به نظر شما ريشه اين مشكل به همين مسئله باز نمى گردد
برخى شوراهاى شهر خود را به خوبى باور كرده اند و به همين خاطر مسئوليت هاى خود را به طور شايسته و كامل انجام مى دهند و به مراحل و نتايج خوبى نيز رسيده اند ولى برخى شوراها هنوز خود را به عنوان نمايندگان مردم باور نكرده اند و مصرانه براى انجام اين وظيفه ايستادگى نمى كنند.
اگر شوراهاى ما خود را باور كنند، قطعاً بسيارى از مشكلات پيش روى آنها حل خواهد شد.
چنانچه شوراها به خودباورى نرسند، مردم مشكلات موجود در شهر را متوجه آنها خواهند دانست.
حضرتعالى در روزهاى گذشته به لبنان سفر كرديد. لطفاً درباره اين سفر و دستاوردهاى آن توضيح دهيد.
من تصور نمى كردم كه بازتاب اين سفر تا اين حد گسترده باشد؛ چه در تهران و چه در لبنان. شهيد دكتر چمران در لبنان شخصيت و نام محبوبى است، ضمن اين كه آنها ارزش و احترام خاصى براى ايرانيان قايل هستند و اين مسائل موجب شد كه حضور هيأت ايرانى در لبنان پررنگ تر جلوه كند. طبق برنامه ريزى هاى انجام شده، قرار بر اين است كه تعدادى از آتش نشانان لبنانى براى گذراندن دوره هاى آموزشى ويژه به تهران سفر كنند و همچنين تعدادى از استادان و كارشناسان تهران براى آموزش آتش نشانان لبنانى به اين كشور بروند.
ايران پروژه هاى شهرى و عمرانى خاصى را در جنوب لبنان، بيروت، بعلبك و شهرهاى ديگر آغاز كرده است، علاوه بر آن شوراى شهر تهران نيز تصويب كرده است كه همكارى نزديكى با مديران شهرى شهرهاى مختلف لبنان در زمينه هاى مديريتى، ايجاد فضاى سبز، احداث پل هاى عابر پياده و مسائل ديگر داشته باشد.
نظرتان درباره انتشار روزنامه ايران چاپ عصر
حركت خوبى است ولى بايد منتظر بود و ديد. در هر حال ايران چاپ عصر بايد در زمينه انتشار اخبار و رويدادهاى صبح تلاش بيش ترى داشته باشد تا بتواند مخاطبان خود را پيدا كند. از آنجا كه برخى اخبار زودتر منتشر مى شود و به فرداى آن روز موكول نمى شود، مى تواند مخاطبان خاصى را جلب و جذب كند، ضمن اين كه هستند افراد زيادى كه بنا به موقعيت شغلى و زمان كارى خود و يا علت هاى ديگر، روزنامه عصر را مطالعه كنند.
پايتختى براى مركز سياسى
000093.jpg
دكتر غلامرضا لطيفى
در بحث انتقال پايتخت از يك كلان شهر به شهر يا نقطه ديگر، اگر منظور اصلى، كاستن از معضلات پايتخت سابق است، بايد توجه داشت كه پايتخت سابق بر اثر اقدامات مستقيم و غيرمستقيم، رشد كرده و توسعه يافته است و حال اين سؤال پيش مى آيد كه اگر كاركرد سياسى را از اين پايتخت بگيريم و به شهر ديگرى منتقل كنيم، آيا مشكلات را كاهش داده ايم و تا چه حد در اين راه موفق مى شويم.
قبل از انتقال پايتخت، بايد مشخص شود كه هدف اصلى از اين انتقال چيست آيا صرفاً براى اين است كه عنوان پايتخت را از يك مركز گرفته و به مركز ديگرى منتقل كنيم. بحث انتقال پايتخت در ايران، از سال هاى گذشته برپايه تصميمات لحظه اى و احساسات آنى بوده است و هم اكنون نيز كه اين بحث مطرح شده، بايد با تأمل بيشتر و كارهاى كارشناسى پيش برود. آنچه هم اكنون در تهران با آن روبه رو هستيم، تمركز فعاليت هاى مختلف اقتصادى، فرهنگى، اجتماعى و سياسى در اين شهر است. حال آيا براى انتقال همه يا بخشى از اين فعاليت ها، تحقيق و بررسى كارشناسانه صورت گرفته است
مى توان مسائل و مشكلات شهرى را از طريق تمركززدايى و فعال كردن تصميم گيرى ها در سطوح پائين تر و نيز برنامه ريزى هاى منطقه اى و ملى، بررسى و حل كرد. تهران پتانسيل اقتصادى زيادى داشته و دارد و در اينجا اين سؤال مطرح مى شود كه چرا مردم به سكونت و فعاليت در پايتخت تمايل و علاقه دارند پاسخ اين است كه مردم احساس مى كنند در پايتخت از امكانات و فرصت هاى بهترى برخوردارند و تهران به خاطر زيرساخت هاى اقتصادى آماده و مناسب، گزينه مناسبى بر اشتغال و فعاليت براى آنها است.
در بسيارى از كشورها براى پايتخت نشينى، ماليات هاى خاصى وضع شده است كه ما در كشور خود بستر لازم را براى اين كار آماده نكرده ايم.
از طرف ديگر، از آنجا كه مردم روستاها و شهرهاى كوچك احساس مى كنند كه همه امكانات مورد نياز در تهران جمع شده است، به اين شهر هجوم مى آورند. بنابراين بايد امكانات لازم را در اختيار همه مردم در همه نقاط كشور قرار داد و يا اگر واقعاً آنها از امكانات لازم برخوردار هستند، بايد اين موضوع را به آنها تفهيم كرد كه شهر يا روستاى آنها، فلان امكانات و يا بسترهاى لازم را دارد. همين مهاجرت بى رويه جمعيت بود كه معضل حاشيه نشينى و زاغه نشينى را مخصوصاً در استان تهران به وجود آورد و آن را به يك مشكل و معضل اساسى تبديل كرده است. بايد توجه داشت كه تجربه شهرهاى جديد نيز در موارد اندكى موفق بوده است و اگر چنين چيزى را مدنظر داريم بايد نيم نگاهى به اين تجربيات داشته باشيم. يكى ديگر از راهكارهاى كاهش مشكلات تهران به عنوان پايتخت، آنلاين شدن سيستم هاى ادارى است تا نيازى نباشد كه هر شخصى براى هر كارى از خانه و يا محل كار خود خارج شود. در اينجا بايد به اين نكته هم اشاره شود كه در انتقال پايتخت، ويژگى هاى خاصى همراه با جابه جايى عده اى از جمعيت به مكان و شهر جديد منتقل مى شود. رفتارهايى كه اين جمعيت در شهر جديد خواهد داشت، احتمالاً تضادهاى رفتارى و فرهنگى را در نقطه جديد ايجاد خواهد كرد. بنابراين براى انتقال پايتخت به شهر ديگر، بايد جوانب فرهنگى و اجتماعى آن نيز لحاظ شود، چرا كه جمعيتى كه از يك منطقه به نقطه ديگر مى رود، بر متغيرهاى فرهنگى آن نيز تأثير مى گذارد. تهران پس از انتقال پايتخت همچنان و به همان صورت به فعاليت هاى خود ادامه خواهد داد، بويژه در زمينه اقتصادى. با اين حال اين انتقال، بار روانى پايتخت بودن را از دوش تهران و ساكنان آن برمى دارد و از برخى حساسيت ها مى كاهد.
*عضو هيئت علمى دانشگاه علامه طباطبائى
خوشى ها و دردسرهاى پايتخت۱-
ما رفتنى نيستيم!
مهدى بى نياز
000078.jpg
اين كه تهران بالاخره پايتخت خواهد ماند يا نه، سؤالى است كه هر كس به تناسب فعاليت و نحوه تفكر خود، پاسخ خاصى را در ذهن خود دارد. برخى ها از همان زمان روزهاى اول پايتخت شدن تهران آرزو داشتند كه بالاخره يك روز پايتخت به شهر ديگرى منتقل شود و احتمالاً آنها در همان زمان كه مردم از وسايل و جاندارانى غير از خودرو براى تردد استفاده مى كردند، پيش بينى مى كردند كه يك روز فرا برسد كه از فرط ترافيك سنگين، جايى براى تردد با چهار پايان در شهر نباشد! به هر حال اين پيش بينى ها درست از آب در آمد و در اين كلان شهر به جز چهارچرخ ها جايى براى نفس كشيدن، رفت و آمد و توقف هيچ جاندارى نيست، ولى ما هنوز شاهد هستيم كه اتوبوس هاى مسافربرى بين شهرى كه با ظرفيت ۴۰ نفرى خود، حداقل ۵۰ نفر را از شهرستان ها به تهران مى آورند، در مسير بازگشت از تهران به شهرستان فقط ۱۰،۲۰ و يا ۳۰ مسافر را با خود به همراه دارند و اين بدان معنا است كه تقريباً نصف آنهايى كه به تهران آمدند، خيال بازگشت به شهر و يا روستايشان را ندارند و وقتى از آنها پرسيده شود كه در اين شلوغى و آلودگى به دنبال چه هستيد و با كدام اميد و به اميد چه كسى اينجا آمده ايد، مى گويند: «تهران بزرگ است!» بله، برادر! تهران بزرگ بود! خدا رحمت كند آنهايى را كه سال ها در تهران بزرگ زندگى كردند! ولى حقيقت اين است كه اينجا ديگر جايى براى مردن و فوت شدن هم نيست! بهشت زهرا جايى براى دفن ندارد.
خفتگان خاك و رفتگان از اين ديار و شهر بزرگ در قبرهاى چند طبقه، نوعى آرامش آپارتمانى را تجربه مى كنند! خدايشان بيامرزد! بنابراين تا دير نشده، ما و همه مهاجران و حتى مردمان و شهروندان اصيل تهرانى بايد به حال خودمان فكرى بكنيم و قبل از ۵۰ سالگى، حتى اگر پايتخت منتقل نشده بود، خودمان را به يكى از شهرها و روستاهاى خوش آب و هوا برسانيم و مابقى عمر را در كنار جوى ها و نهرها، غزل بخوانيم. اين طور كه از ظواهر پيدا است، اين پايتخت منتقل شدنى نيست و حتى اگر هم منتقل شود، آدم ها و ساكنانش كمتر شدنى نيستند. اينجا آدم هايى هستند كه چهل - پنجاه طبقه بالاتر از سطح خشكى (زمين) زندگى مى كنند و آدم هايى را هم پيدا مى كنى كه در اين شهر ريشه دوانده اند و چند طبقه پائين تر از سطح خشكى و در زيرزمين ها ساكن شده اند. آرى برادر! من، تو و همه اينها رفتنى نيستيم.

|   تهران   |   سياسى و بين الملل   |   اجتماعى   |   انديشه   |   دانشگاه   |   زنگ اول   |   بادبادك   | 
|   زنان   |   ورزشى   |   حوادث   |   صفحه آخر   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |