چهارشنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۲۳ ربيع الثانى ۱۴۲۹
Wed, Apr 30, 2008
صفحه آخر
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
تهران
سياسى و بين الملل
اجتماعى
زندگى
خانواده
زنان
ورزشى
حوادث
اقتصادى
صفحه آخر
برخورد كوتاه
چهره روز
سينماى خانگى
ويترين كتاب
در چهار گوشه جهان
همراه با پروانه معصومى
نگاه
برخورد كوتاه
يونس
احتمالاً نمى دانست، يعنى مى دانست كه نمى دانست! من هميشه غبطه مى خورم به اين حالتش. گاهى هم.‎/‎/ حسودى ام مى شد اما «مردن»، فهميدن و نفهميدن. اين كه مى ميرى اما نمى گويند كه مى ميرى. فهميدن اين كه شش ماه، يك سال، سر جمع دو سال ديگر رفتنى هستى اما مطمئن نيستى كه رفتنى هستى، حسودى نداشت. قرآن باز مى كرد و مى خواند: «چون به سوى كشتى گرانبار گريخت. پس قرعه زدند و قرعه به نام او افتاد و (ماهى) او را بلعيد، و او سزاوار ملامت بود.» مى گفت كه از اين آيه هاى سوره الصافات خيلى خوشش مى آيد و دائم يك «چوب الف» را در همان صفحه مى گذاشت كه هى بخواند؛ در مهمانى هاى خانوادگى و در اداره اش كه ديگر كار چندانى بهش رجوع نمى كردند. هميشه در حال پرسيدن بود نگاهش. به من مى گفت: «پسر جان! گفتن واقعيت زجرش كمتر است.» مى گفتم: «عمو جان! انشاالله صد سال.‎/.» حرفم را قطع مى كرد: «چاى تازه دم كه مى خورى » عموى ارشد بود. عموى پدرم اما فاصله سنى اش با پدرم بيشتر از پنج سال نبود. كم سن بود و نبود. پنجاه سال هم نداشت. مى گفت: «راز بقا را كه نگاه مى كنم از صحنه هاى دريايى اش بيشتر خوشم مى آيد.» مى گفت: «مخصوصاً آن صحنه هايى كه درباره خرچنگ هاست وقتى كه طعمه شان را توى چنگال هاى گنده شان مى گيرند و له مى كنند.» مى گفت: «خرچنگ هم لابد.‎/‎/ يك جور ماهى ست» و فرهنگ معين را باز مى كرد و آرام، خيلى آرام انگار كه نخواهد خودش هم بشنود، زير لب زمزمه مى كرد: «خرچنگ در عربى، در عربى مى شود سرطان» زمزمه مى كرد: «انگار، انگار همه ما توى دريا هستيم.»
چهره روز
آثار تازه سراج
000438.jpg
سه آلبوم موسيقى به خوانندگى «حسام الدين سراج» بزودى در بازار موسيقى منتشر مى شود. حسام الدين سراج خواننده، در گفت وگو با فارس گفت: آلبوم «بى من مرو» يكى از سه آلبومى است كه مراحل كار آن به پايان رسيده و بزودى منتشر خواهد شد. وى افزود: تصانيف اين آلبوم روى اشعارى از هوشنگ ابتهاج ، مولانا و حافظ است كه با عنوان «بى من مرو» شكل گرفته است. اين خواننده با اشاره به ديگر آثار در حال انتشارش گفت: اثر ديگر من به آهنگسازى «طريقت» است كه شامل مجموعه تصانيف ايرانى و ساز آواز است كه فرم تنظيم آن جديد است به طورى كه تحرك و حركت در آن وجود دارد.در واقع قطعات اين آلبوم تصانيف و ملودى هايى هستند كه در عين اين كه خوشايند و مطبوعند، پيچيده نيز هستند، يعنى نحوه اجرايش ساده نيست. سراج گفت:كار ديگر من با «رامين كاكاوند» شكل گرفته كه مجموعه اى از تصنيف با شعر مولانا و حافظ است.
برنامه هاى تلويزيون
شبكه اول

۱۵‎/۱۰ پرستاران
۱۶‎/۱۰ سيماى كودك و نوجوان
۱۸‎/۰۰ موج
۱۸‎/۱۰ مجله فرهنگى و هنرى
۱۹‎/۳۰ آرزوهاى شيرين
۲۰‎/۲۰ كلك خيال انگيز
۲۲‎/۰۰ سرنوشت
۲۲‎/۵۰ طلوع ماه
۲۴‎/۰۰ فرزانگان ايران
۰۰‎/۴۰ شباهنگام
۱‎/۰۰ جاده هاى سبر شمالى
۱‎/۴۰ رخنه در اسرار
۲‎/۲۰ نما
۲‎/۵۰ مسلمانان اروپا
۴‎/۰۰ تسبيح صبا
۵‎/۰۰ نسيم بهسشت
۵‎/۳۰ خواستگاران
۸‎/۰۰ صبح بخير ايران
۹‎/۱۵ برنامه خردسالان

شبكه دو

۱۵‎/۳۰ برنامه كودك و نوجوان
۱۸‎/۰۰ كمى تا قسمتى جدى
۱۸‎/۴۵ مستند ايرانى
۲۰‎/۳۰ بورس
۲۱‎/۱۵ معلم
۲۳‎/۴۵ توپ طلايى
۱‎/۱۵ از آسمان
۲‎/۰۰ چشم انداز
۸‎/۱۵ مسابقه تب و تاب
۹‎/۱۰ مديركل
۱۰‎/۰۰ برنامه خردسالان
۱۱‎/۰۰ تصوير زندگى

شبكه سوم

۱۵‎/۰۰ داروهاى نيروزا
۱۶‎/۱۰ فوتبال فولاد مباركه سپاهان و سايپا
۱۸‎/۳۰ فوتبال پيروزى و شيرين فراز
۲۰‎/۳۰ بيدارى
۲۱‎/۱۵ ويژه شهيد مطهرى
۲۲‎/۳۰ دور و نزديك
۲۳‎/۰۰ فوتبال چلسى و ليورپول
۱‎/۰۰ ديدنى هاى ورزشى
۸‎/۰۰ صبح آمد
۹‎/۰۰ آهنگ تندرستى
۹‎/۲۰ سلامت باشيد

شبكه چهار

۱۵‎/۰۰ حكيم طوس
۱۵‎/۴۰ مستند ۴
۱۸‎/۰۰ كاريكاتور سياسى
۱۸‎/۱۵ ويژه شهيد استاد مطهرى
۱۹‎/۰۰ چهار سوى علم
۲۰‎/۴۰ راهنمايان من
۲۱‎/۱۵ تله تئاتر
۲۳‎/۱۵ دو قدم مانده به صبح
۱۱‎/۱۵ ناخدا كاستو


شبكه پنج

۱۵‎/۱۵ پشت خط
۱۵‎/۵۰ ماجراى خانه ما
۱۶‎/۲۰ ورزش از نگاه ۵
۱۷‎/۰۰ به خانه بر مى گرديم
۱۸‎/۲۰ در استان
۱۹‎/۱۰ دل خوش سيرى چند
۲۰‎/۳۰ تهران ۲۰
۲۱‎/۳۰ ويژه برنامه شهيد مطهرى
۲۱‎/۵۰ ردپا
۲۲‎/۵۰ فيلم سينمايى
۰۰‎/۳۰ در استان
۰۰‎/۴۰ ماه مهربان
۱‎/۱۵ ديدنى ها
۱‎/۵۰ كاوشگران
اجراى منظم در تئاتر سال ۸۷
000396.jpg
ندا طيبى: «سال ۸۷ سال اجراى تعهدات است»، اين جمله را مهرداد رايانى مخصوص مديرتئاتر شهر اعلام كرد. اواخر سال گذشته كه مثل هميشه خبرنگاران حوزه تئاتر از جدول اجراهاى سال آينده مى پرسيدند، مدير مجموعه تئاتر شهر گفت: «جدول اجراها تقريباً بسته شده است و در اين ميان فضاهاى اندكى وجود دارد ضمن اينكه زمان بندى اجراها نيز هنوز به طور كامل مشخص نشده است زيراكه زمان بندى منوط به برنامه گروه هاى نمايشى است.»
منظور رايانى از اجراى تعهدات، اجراى تمام نمايش هايى بود كه سال گذشته به دليل تعميرات و بازسازى پنج ماهه تئاتر شهر فرصت اجرا پيدا نكردند. البته تعهدات تنها شامل اين گروه ها نبود چرا كه گروه هاى شركت كننده در بخش چشم انداز بيست و ششمين جشنواره تئاتر فجر هم ديگر تعهدات مركز هنرهاى نمايشى در سال ۸۷ هستند.
اجراى تعهدات اما از اسفند گذشته آغاز شد. همان زمانى كه محمود استادمحمد، امير دژاكام و نصرالله قادرى نمايش هاى «تهرن»، «امپراتور و آنجلو»، «سه گانه ميتراس» و «كريستال تاور» را اجرا كردند كه آخرين اجراى اين نمايش ها در روزهاى نخست فعاليت تئاترشهر در فروردين امسال انجام شد. به دنبال آن بود كه افشين هاشمى و نيما دهقان نمايش هاى «حسن و ديو راه باريك پشت كوه» (اجرا شده در جشنواره آئينى سنتى) و «كادانس» (اجرا شده در جشنواره فجر) را روى صحنه بردند و حميد پورآذرى نيز نمايش «غولتشن ها» و ديگر اثر اجرا شده در جشنواره فجر را اجرا مى كند.در اين ميان منيژه محامدى، مسعود رايگان و كوروش نريمانى كارگردان هايى هستند كه از سال گذشته در انتظار مشخص شدن زمان اجراى عمومى شان به سر مى برند. منيژه محامدى نمايش، «تبرئه شده» را اجرا مى كند. مسعود رايگان هم با تغييرى كه در زمان اجراى نمايش خود داده از تيرماه نمايش «مرگ تدريجى آقاى تركاشوند» را براساس متنى از خودش اجرا مى كند. اما پيش از اجراى «مرگ تدريجى.‎/.»، كيومرث مرادى نمايش «رؤياى نيمه شب پائيز» را اجرا مى كند. نمايشى كه متن آن را همچون بسيارى از آثار مرادى نغمه معينى نوشته و قرار است بعد از نمايشى «حسن و ديو.‎/.» در تالار قشقايى به صحنه برود. ماچيسمو عنوان نمايش است به نويسندگى و كارگردانى محمد يعقوبى كه بعد از تبرئه شده ميهمان تالار چارسو مى شود. يعقوبى اين نمايش را بر اساس رمان كنسول افتخارى گراهام گرين نوشته است. كوروش نريمانى هم قصد دارد تيرماه نمايشى را براساس متن نيل سايمون «هتل پلازر» اجرا كند. همانگونه كه از او انتظار مى رود اين نمايش كارى شيرين و ساده است كه نقش اصلى آن را سيامك صفرى بازى مى كند.
حسن معجونى كارگردان ديگرى است كه همچون سهراب سليمى قصد دارد نمايش خود را در تالار مولوى اجرا كند. معجونى هم كه جزو كارگردان هاى منتظر سال ۸۶ است، نمايش «باغ آلبالو» را اجرا خواهد كرد. سهراب سليمى البته قصد دارد نمايشنامه ديگرى از اريك امانوئل اشميت را اجرا كند. او پس از اجراى دو نمايشنامه «خرده جنايت هاى زناشوهرى» و «نواى اسرارآميز» اين بار مهمانسراى دو دنيا را اجرا مى كند.
البته تالار مولوى پيش از اجراى اين دو نمايش شاهد اجراى «مرغ دريايى» به كارگردانى محمدرضا خاكى است كه اين روزها آخرين مراحل انتخاب بازيگر را پشت سر مى گذارد. هرچند سال ،۸۶ سال حميد سمندريان و بهرام بيضايى بود كه با اجراى نمايش هاى «ملاقات بانوى سالخورده» و «افرا» مشتاقان تئاتر را به تالارهاى اصلى و وحدت كشاندند، سال ۸۷ از ميان چهره هاى پيشكسوت تنها حضور على رفيعى قطعى به نظر مى رسد.
او كه سال ۸۲ نمايش «در مصر برف نمى بارد» را اجرا كرده بود، اين بار قصد دارد يكى از نمايشنامه هاى خودش را اجرا كند. رفيعى نمايش « شكار روباه » را با حضور بازيگرانى مانند سيامك صفرى، حسن معجونى، سهيلا رضوى، مهرداد مينايى و.‎/‎/ در تالار وحدت به صحنه خواهد برد. گفته مى شود اين نمايش ميهمان مهرماه تالار وحدت است. حسن فتحى هم كارگردان ديگرى است كه زمزمه هايى براى حضور دوباره اش در تئاتر شنيده مى شود. فتحى بعد از يك غيبت طولانى مدت و بعد از ساخت چندين سريال موفق تصميماتى براى اجراى نمايش «مردى براى تمام فصول» دارد، هرچند كه خودش معتقد است هنوز در اين باره به نتيجه قطعى نرسيده است.
سينماى خانگى
داستان سينما
000252.jpg
موضوع سينما يكى از موضوعات مورد علاقه كارگردانان براى استفاده در آثار خود است. در سينماى جهان هم همينطور بوده، اما در سينماى ايران اين علاقه قدرى پررنگ تر است. از جمله فيلمسازانى كه علاقه مندى شان را براى ساخت فيلمى درباره پشت صحنه سينما نشان داده اند، فريدون جيرانى را مى توان نام برد. اين كارگردان يك طرح سه قسمتى را با نام ستاره ها جلوى دوربين برد اما در طول كار به اين نتيجه رسيد كه هر قسمت را تبديل به يك فيلم سينمايى كند. «ستاره است» دومين قسمت اين سه گانه است. قسمت اول آن «ستاره مى شود» و قسمت سوم «ستاره بود» هستند. در فيلم «ستاره است» كه با بازى نيكى كريمى، امين حيايى و انديشه فولادوند همراه است، داستان بازيگرى را مى بينيم كه ستاره مشهور سينماست كه قرار است نقش يك زن معتاد را بازى كند و تمرين او براى رسيدن به اين نقش او را وارد ماجراهايى ديگر و زندگى مردم مى كند.جيرانى پيش از اين فيلم هاى پرمخاطبى مثل قرمز، شام آخر، صورتى، سالاد فصل و پارك وى را ساخته بود.در خصوص فيلم «ستاره است» اينطور شروع مى شود: فرزانه مشرقى ستاره مشهور سينماست كه قرار است نقش يك زن معتاد و توزيع كننده مواد مخدر را در فيلمى بازى كند. او با لباس معتادان در پاركى واقع در جنوب شهر مستقر مى شود. يك زن جوان جنوب شهرى در پارك به مشرقى نزديك مى شود و وى به گمان اين كه او نيز هنرپيشه است به دنبالش رفته و از گروه فيلمبردارى جدا مى شود. مشرقى در خانه زن جوان درگير حقايقى تلخ مى شود كه ‎/‎/‎/
ويترين كتاب
رويداد معمارى
000402.jpg
خانه رفيعى‎/ ميراث معمارى روستايى گيلان‎/ محمود طالقانى، كريستيان برومبرژه و مارك گرود ول‎/ موزه ميراث روستايى گيلان، دانشگاه گيلان، دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران، انجمن ايران شناسى فرانسه در ايران، انتشارات معين.
اين كتاب كه مجموعه اى است از عكس ها و طرح ها، معرف «خانه رفيعى»، يكى از رويدادهاى معمارى روستايى گيلان است. خانه رفيعى (به نام صاحب آن)، در محل به كل اجى آق خونه (خانه حاج آقا كربلايى) معروف است و در جلگه مركزى گيلان، در رودبنه، در چند كيلومترى شمال لاهيجان و در شرق آستانه اشرفيه واقع است. اين خانه نمونه بارز و معرف ويژگى هاى يكى از انواع معمارى روستايى جلگه اى گيلان است. كريستيان برومبرژه در اين باره مى نويسد: «بناهاى مسكونى و كارى در محوطه اى قرار دارند كه با پرچين كوتاهى محصور است (۱ متر تا ۱‎/۲۰ متر)؛ وجود باغ در محوطه محصور به مثابه جنگلى مصنوعى و نيز استقرار خانه در نزديكى مزارع جدايى فضاى مسكونى و فضاهاى طبيعى و كشاورزى را كم رنگ مى كند، در حالى كه اين جدايى در ساير نقاط فلات ايران بسيار مشهود است؛ به عبارت ديگر مسكن در گيلان در پيوستگى بين طبيعت و كشاورزى قرار مى گيرد.» كربلايى حاجى [صاحب اين خانه] كشاورز مرفهى بود و در ۱۳۱۷ اين خانه را ساخت. خانه مسكونى او- كه از معتمدان محلى بود- هم محل پذيرايى از بزرگان و مأموران دولتى بود و هم مركز سربازگيرى. حوادث مرتبط با اين بنا، در برهه هاى تاريخى مختلف داراى نقش اجتماعى و سياسى مهمى بوده اند.
در چهار گوشه جهان
شيرشاه مولير را گرفت
000423.jpg
شيرشاه جزو معدود شخصيت هاى محبوب كودكان و بزرگسالان است كه علاوه بر فيلم انيميشن آن نسخه نمايش آن نيز در برادوى با استقبال مواجه شد و حال اجراى تازه اى از آن به زبان فرانسوى موفق به دريافت سه جايزه معتبر «مولير» در حوزه تئاتر فرانسه شده است. اين نمايش در سه شاخه بهترين نماش موزيكال، بهترين طراحى لباس براى جولى تيمور و بهترين نورپردازى براى دونالد هولدر روز گذشته در مراسمى معتبرترين جوايز تئاتر فرانسه معروف به «مولير» را از آن خود كرد. ديگر جوايز مولير در اين مراسم به جان مالكوويچ، هنرپيشه معروف آمريكايى براى كارگردانى نمايشى به نام «قنارى خوب» نوشته زاچ هلم و نيز پير فرانسواليمبوش براى طراحى صحنه اين اثر اهدا شد. زندگى برنده نوبل بهترين فيلم مستند تماشاگران بود
يك فيلم مستند درباره زندگى برنده نوبل «وانگارى ماتاى» و تلاش هاى او براى به راه انداختن يك جنبش زيست محيطى در كنيا جايزه تماشاگران جشنواره فيلم هاى مستند«هات داكز»(Hot Docs) در كانادا را از آن خود كرد. اين فيلم كه به دست ليزامرتون و آلان ديتر ساخته شده روز گذشته اين جايزه را به دست آورد. در اين جشنواره يازده روزه كه شمار شركت كنندگان آن نسبت به سال گذشته ۲۵ درصد افزايش يافته بود، ۱۷۲ فيلم مستند از كانادا و كشورهاى مختلف به نمايش گذاشته شدند.
سرزمين برادران كوئن در ونيز
برادران كوئن بار ديگر خبرساز شده اند و اين بار بهانه اين خبر افتتاح شدن جشنواره فيلم ونيز امسال با فيلم جديد كمدى-جاسوسى آنهاست. «سوخته پس از مطالعه» عنوان اين فيلم جديد با بازى چند ستاره پرفروش همچون جورج كلونى، برادپيت و جان مالكوويچ است كه داستان يك مأمور سابق سازمان سياست كه دفترچه خاطراتش به دست دو كارمند يك باشگاه ورزشى مى افتد.


همراه با پروانه معصومى
سريال هاى تلويزيونى را دوست دارم
000441.jpg
پروانه معصومى بازيگر باتجربه سينما و تلويزيون تحصيلات خود را در رشته زبان هاى خارجى به اتمام رسانده و از سال ۱۳۵۱ به طور حرفه اى فعاليت خود را آغاز كرده است. وى به تازگى در سريال «نشانى» كه در ايام نوروز از تلويزيون پخش شد نيز با شخصيتى متفاوت به ايفاى نقش پرداخت.
*** در سال هاى اخير شاهد حضور بيشتر شما در سريال هاى تلويزيونى بوده ايم ، دليل شما براى انتخاب بازى در اين سريال ها چيست
با وجود اين كه به فيلم هاى سينمايى به شدت علاقه مند هستم، اما با توجه به اين كه مفاهيم سريال ها مى تواند با تعداد مخاطب بيشترى كه دارند، كمك بيشترى به اوضاع اجتماعى و فرهنگى در جامعه كند، ترجيح مى دهم از اين پس بيشتر در كارهاى دنباله دار تلويزيونى فعاليت داشته باشم. از اين نظر بار آموزشى در سريال هاى تلويزيونى بيشتر از فيلم هاى سينمايى است.
*** به چه دليل با توجه به حضور هنرمندانه شما در تئاتر «جنايت و مكافات» ساخته على رفيعى ديگر شاهد ايفاى نقش از شما در تئاتر نبوده ايم
از نظر من تئاتر هنرى ارزشمند، جذاب و پر محتوا است. اما همان طور كه اشاره كرديد، من تنها در يك نمايش بازى كرده ام، البته پيشنهاد هايى در اين باره به من شده است كه متأسفانه به علت نداشتن فرصت كافى براى شركت در تمرين هاى مداوم و تقريباً دو ماهه هر تئاتر و پس از آن ايفاى نقش طى يك ماه آنها را نپذيرفته ام اما به اين هنر علاقه مند هستم و آن را دنبال مى كنم.
*** در زمينه كارگردانى هم اكنون مشغول به چه كارى هستيد
000354.jpg
در حال حاضر در انتظار پايان بازنويسى هاى فيلمنامه اى با نام «جايى دور از هرجا» به نويسندگى انسيه روشن و طرحى از خودم هستم تا بتوانيم پس از انجام كارهاى ادارى، در فصل پائيز فعاليت هاى مربوط به فيلمبردارى آن را آغاز كنيم.
*** معمولاً سوژه هاى فيلم هايتان را چگونه انتخاب مى كنيد
تا كنون دو اثر را كارگردانى كرده ام كه يكى از آنها اثرى كوتاه و مستند و ديگرى فيلمى داستانى درباره جانباز بود. معمولاً در پى سوژه هايى هستم كه مرا جذب كند و سعى مى كنم نگاهى كه به آن سوژه مى كنم ، نگاهى نو و در عين حال جذاب باشد.
نگاه
شبح امپرياليسم و تپانچه اش
توصيف يك مزرعه پنبه قديمى در جنوب آمريكا چنان رئاليستى و واقعى مى نمايد كه آدم را به سكوت و تأمل وا مى دارد؛ تأملى براى تصور و حس كردن زمان واقعى و تاريخ و نه زمان درام. تصوير سهمناك آمريكاى كلاسيك در اين تئاتر، حسى از تأسف و ترحم توأمان را نسبت به آن آدم هاى مظلوم سياهپوست به وجود مى آورد. آنها به جرم پوست سياه و ژنتيكى خود چه سرنوشتى دارند! بازيگر تنها به يك «كنش دراماتيك» و استفاده از فيزيك اكتفا نمى كند؛ او شلاق را چنان بر گرده بازيگر ديگر فرو مى آورد كه صدايش در دل سالن تئاتر مى پيچد. بازيگر ريز نقش نيز با گريم و چهره پردازى سياهش زير شلاق مى ايستد تا با سياهپوستى بى گناه در قرنى نه چندان دور همدردى كند. آن سوتر در سالنى كوچك تر سرنوشت دو انسان جهان سومى به تصوير درمى آيد كه به قول بازيگر، قربانى بازى هاى مسخره شده اند. مريم كه خانواده اش را در تهاجم آمريكا به عراق از دست داده است و هونسو اهل روانداى آفريقا كه قبيله اش به دست امپرياليسم نابود شده است. درست در سالن كنارى نيز نمايشى به روى صحنه مى رود كه به قصه يكى از همان برج هاى يازده سپتامبر مى پردازد؛ آنجا كه صاحبان قدرت و سرمايه تصميم مى گيرند با دست خود سرمايه خود را به آتش بكشند، برج خود را منفجر كنند و انفجار آن را بر گردن جهان سومى ها بيندازند.
موج انتقاد به آمريكا و خرابكارى هايش طى همين چند سال اخير در ادبيات و هنر جهان روبه افزايش نهاده است. پيش از اين وضع به روال ديگرى بود. ادبيات «پست كلونياليسم» يا ادبيات پس از استعمار يگانه ويژگى كشور شرقى، آسيايى و آمريكاى لاتين بود؛ غول هاى ادبى آمريكاى لاتين به فرهنگ بومى خود پناه بردند و تيراژ ده ها ميليونى رمان هاى آنان هوش كمپانى هاى خبرى و امپرياليسم رسانه اى را برد. كمپانى هايى كه پول مى دادند و ميليون ها نسخه از كتاب نويسندگان خود را چاپ مى كردند، پول مى دادند و از آدم كوتوله ها، غول مى ساختند. شهرت آنان را به جهان تبليغ مى كردند ومثل عطر و ادكلن و ديگر كالاها به صادر كردن ادبيات و هنر خود مى پرداختند، اما اين بار همان آدم هاى ساده و جهان سومى آنها را دور زده بودند. از سوى ديگر ناكاتا نامى مى آمد و با بى خيالى جايزه نوبل را مى گرفت. كورو ساواها، يلماز گونى ها و ديگر هنرمندان بزرگ مشرقى مى آمدند و در هنر جهان موج به راه مى انداختند. از سوى ديگر دانشگاه هاى اروپا شعر و شناخت قله هاى ادبى ايران را جزو واحدهاى درسى خود قرار مى داند؛ فردوسى، مولانا، حافظ، سعدى و قله هاى ديگر كه انگار پشت سرهم به صف مى ايستادند. رمان نويسى اروپا و آمريكا هنوز از روى تولستوى و داستايوفسكى، شلوخوف، پاسترناك و ‎/‎/‎/ مشق مى نوشت. شايد اينها به مذاق كمپانى هاى رسانه اى خوش نمى آمد و مدل هاى ارتباطى شمال و جنوب در حال رنگ باختن بود. با اين حال امپرياليسم كار تئورى مى كرد و انگار تئورى هم در مقابل جهان معانى ومفاهيم تمدن هاى كهن به بى مفهومى مى گرايد و معنى مى باخت. البته در خود آمريكا هم نويسندگانى مثل همينگوى و فاكنر بودند كه ادب جهان به آنان احترام مى گذاشت. آنها از فرهنگ مردم بودند و نوشتن رمان به دست يك كارگر معدن در هر حال قابل احترام بود.با اين حال جهان ادبى كار خودش را مى كرد و امپرياليسم سياسى و رسانه اى انگار كاريكاتور شده بود، اما چندسالى است كه دوباره حس گانگستريسم، تپانچه را در دستان امپرياليسم گذاشته است. به همين دليل در سال هاى اخير بسيارى از نويسندگان و هنرمندان به طور مستقيم، امپرياليسم، جنگ طلبى و خود بوش را به رگبار كلمات بسته اند. رمان هاى ضد آمريكايى، تئاتر، فيلم، هنر، نقاشى، ويدئو آرت و پرفورمنس ضد آمريكايى همچنان در حال گسترش است. اجراى سه نمايش و پرداختن به چهره خشن آمريكا با هنر مندى بچه هاى تئاترى ما در تئاتر شهر نيز از همان حساسيت هنرمندان به خشونت امروز خبر مى دهد.

|   تهران   |   سياسى و بين الملل   |   اجتماعى   |   زندگى   |   خانواده   |   زنان   |   ورزشى   | 
|   حوادث   |   اقتصادى   |   صفحه آخر   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |