|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
سقوط هواپيما در خانه ويلايى
براثر سقوط يك فروند هواپيماى آموزشى روى خانه ويلايى در شهر «كاتيالا مار» در سواحل كارائيب، چهار نفر كشته و چهار تن نيز زخمى شدند.هنوز علت سقوط اين هواپيما مشخص نشده است. يك سخنگوى اداره آتش نشانى ايالات «وارگاس» ونزوئلا گفت: به دليل اين كه اجساد قربانيان حادثه كاملاً سوخته است هنوز نمى توان آنها را شناسايى كرد. از تعداد دقيق سرنشينان هواپيماى شخصى مدل «سسنا ۴۰۴» كه از فرودگاه بين المللى سيمون بوليوار در شمال كاراكاس به پرواز درآمده بود، اطلاعى در دست نيست. خلبان اين هواپيما اندكى پس از برخاستن از زمين، از بروز اختلالاتى در موتور هواپيما خبر داده بود.
|
|
|
|
|
گردباد در آمريكابا۲۰۰ مجروح
وقوع سه گردباد در «ويرجينيا»ى آمريكا باعث واژگونى خودروها و مجروح شدن بيش از ۲۰۰ نفر شد. گردباد همزمان با طى يك مسير مارپيچ باعث تخريب چند خانه و پرتاب قطعات مختلف به اطراف شد. «تيموتى كين» فرماندار ويرجينيا در بسيارى مناطق جنوب شرق اين ايالت كه محل وزش گردبادها بوده اند اعلام وضعيت اضطرارى كرده است. سازمان هاى هواشناسى سرعت اين گردبادها را بين ۸۶ تا ۱۰۰ مايل در ساعت عنوان كرده اند. گزارش ها از مجروح شدن ۲۰۰ نفر حكايت دارد.
|
|
|
|
|
مسابقه هندوانه خورى در ونزوئلا
مسابقه هندوانه خورى با حضور ده ها دختر خردسال و نوجوان در «كاراكاس» ونزوئلا برگزار شد. شركت كنندگان در مقابل داوران، بدون استفاده از دست به هندوانه ها گاز زدند كه با تشويق پدران و مادرانشان روبه رو شدند. رقابت هندوانه خورى، چند سالى است كه در ونزوئلا برگزار مى شود. قرار است به هر يك از برندگان مسابقه جوايز نقدى و ۱۰۰ كيلو هندوانه اهدا شود. گورخرى در آكسفورد پليس دانشگاه «امورى» در آكسفورد در يكى از ساختمان هاى دانشكده، يك رأس گورخر پيدا كرد. نيروهاى پليس كه احتمال مى دهند اين حيوان ربوده شده است هم اكنون در تلاش براى شناسايى متهمان هستند. اين حيوان در طبقه سوم سالن «سينى» دانشكده توسط كاركنان امنيتى دانشگاه پيدا شد. پس از مدت كوتاهى مقامات كنترل حيوانات توانستند صاحب گورخر را كه «باركد» نام دارد، پيدا كنند.
|
|
|
|
|
قتل مرد دندانپزشك در آفريقاى جنوبى
سه آفريقايى به اتهام قتل يك دندانپزشك دستگير شدند. «اندروز»- 55 ساله- كه ساكن منطقه «كوازولو ناتال» بود در خانه اش به قتل رسيد. نخستين شواهد نشان مى دهد سه دزد با شليك دو گلوله مرد صاحبخانه را به قتل رسانده و اموال با ارزش خانه اش را دزديده اند. پليس با بدست آوردن سرنخ هايى سه نفر را به اتهام قتل و سرقت بازداشت كرده است. از متهمان يك كلت نيز كشف شد.
|
|
|
|
|
ازدواج مرد زندانى در دادگاه
|
|
|
دخترى براى ازدواج با نامزدش كه به اتهام سرقت زندانى است از قاضى دادگاه كمك خواست. به گزارش خبرنگار ما، چندى قبل دختر ۲۲ ساله اى به نام «ليلا» با مراجعه به مجتمع قضايى بعثت و ارائه نامه اى به قاضى پرونده گفت: «فرزند خانواده اى هستم كه وضعيت مالى مناسبى ندارد. پدرم كارگر ساختمان بود و مادرم نيز براى كمك هزينه زندگى، در خانه مردم كار مى كرد. از زمانى كه خودم را شناختم لذت خوشبختى و شادى را نچشيدم. در نتيجه وقتى كلاس سوم راهنمايى را پشت سر گذاشتم ترك تحصيل كرده و براى كمك به تأمين مخارج زندگى خانواده، در يك فروشگاه پوشاك مشغول كار شدم. وقتى ۲۰ ساله شدم پسر دايى ام احمد، به من پيشنهاد ازدواج داد. اما به دليل اين كه وضعيت مالى مناسبى نداشتيم درخواستش را رد كردم. مدتى بعد هم پدرم هنگام كار در يك ساختمان از طبقه پنجم سقوط كرد و مرد. از آن روز ما بى سرپرست شديم. در نتيجه پس از سه سال به پسر دايى ام جواب مثبت دادم و نامزد شديم. بعد هم قرار شد يك سال بعد با برگزارى جشن عروسى زندگى مشترك مان را شروع كنيم. ليلا ادامه داد: با تهيه جهيزيه در تدارك مقدمات عقد و عروسى بوديم كه ناگهان متوجه شدم كه نامزدم به همراه چند تن از دوستانش به اتهام دزدى از چند خانه و مغازه دستگير و زندانى شده است. اول باور نكردم. تا اين كه به شعبه ۱۱۴۴ دادگاه عمومى - جزايى دادسراى ناحيه ۱۶ تهران مراجعه كرده و دريافتم خبر واقعيت دارد. آنها با شكايت ۷۰ مالباخته به اتهام دزدى به زندان و بازگرداندن اموال مسروقه محكوم شده بودند. نامزدم هم بايد دو سال زندانى باشد. وقتى پى بردم همسر آينده ام يك دزد است تصميم گرفتم با او براى هميشه قطع رابطه كنم بنابراين چند ماهى به ملاقاتش نرفتم. سرانجام يك روز زن دايى ام - مادر احمد- به خانه ما آمد و گفت: احمد تو را دوست دارد و از خطايى كه مرتكب شده بشدت پشيمان است و ابراز ندامت مى كند. ضمن اين كه قول داده هرگز دنبال كار خلاف نرود. از تو مى خواهم براى ملاقاتش به زندان بروى. با وجود اين كه از احمد دلسرد شده بودم سرانجام براى ملاقات به زندان رفتم. او به دليل اشتباهش مرتب خود را سرزنش مى كرد و قول داد با دوستان نابابش قطع رابطه كند وديگر سراغ كار خلاف نرود. من هم به قولش اعتماد كردم و در زندان با هم روز عقد و جشن عروسى را تعيين كرديم. ضمناً احمد از زندان نامه اى براى دادگاه نوشته و براى ازدواج درخواست كمك كرده است. ليلا در حالى كه اشك مى ريخت با صداى بغض آلودى ادامه داد: 9 ماه از دوره زندان نامزدم - احمد- باقى مانده است. از شما مى خواهم به يك دختر تنها و بى پناه كمك كنيد تا بتواند پس از ازدواج با پسر مورد علاقه اش زندگى جديدى را آغاز كند. ضمناً خانواده احمد هم با شاكى ها گفت وگو هايى انجام داده اند بلكه بتوانند رضايت آنها را جلب كنند.قاضى «رحيمى» وقتى حرف هاى دختر جوان را شنيد به او گفت: «اگر شما به اين واقعيت رسيده ايد كه با اين ازدواج خوشبخت خواهيد شد و او هم مرد زندگى خواهد بود، مى توانيد عاقدى به دادگاه بياوريد و من هم داماد جوان را از زندان احضار مى كنم تا در همين جا خطبه عقد جارى شود. اميدوارم احمد با كمك شما ديگر مرتكب خطا و اشتباه نشود و براى شما زندگى مناسبى فراهم كند. ضمن اين كه دادگاه هم پس از بررسى مجدد پرونده درباره تخفيف مجازات وى تصميم گيرى مى كند.
|
|
|
|
|
دختر جوان، قربانى سوء ظن
|
|
|
پسر جوانى كه به خاطر سوء ظن شديد، با همدستى پسرعمويش، خواهر خود را به قتل رسانده بود، در رديابى هاى پليسى دستگير شد.به گزارش خبرنگار ما، راز اين جنايت عصر ۲۵ فروردين زمانى فاش شد كه چوپانى هنگام بازگرداندن گوسفندان از چراگاه، با جسد دختر جوانى روبه رو شد.مرد چوپان بلافاصله موضوع را به مأموران پليس اطلاع داد. ساعتى بعد نيز گروهى از كارآگاهان پليس جنايى استان خوزستان در محل كشف جسد ( جاده ميان كوه بهبهان ) حاضر شدند. در نخستين بررسى ها مشخص شد دختر جوان ناشناس با ضربه هاى كارد به قتل رسيده است.وجود رد لاستيك موتوسيكلت در اطراف محل و كشيده شدن جسد روى زمين نشان مى داد دختر جوان در محل ديگرى به قتل رسيده و سپس جسدش به آنجا منتقل شده است.از سوى ديگر كارآگاهان با كشف يك تلفن همراه در اطراف محل كشف جسد و بررسى دقيق آن، هويت الهام - 25 ساله - را شناسايى كردند.خانواده قربانى در نخستين تحقيقات گفتند: الهام روز قبل از جنايت براى خريد از خانه خارج شده و پس از آن به شكل مشكوكى ناپديد شده بود.كارآگاهان پليس جنايى كه در رديابى هاى ويژه پليسى، به برادر الهام مشكوك شده بودند، او را تحت بازجويى هاى فنى _ پليسى قرار دادند تا اين كه سرانجام «نيما» لب به اعتراف گشود و اعتراف كرد: خواهرش را با همدستى پسرعمويش به قتل رسانده است.نيما درباره انگيزه ارتكاب جنايت گفت: چند روز قبل متوجه شدم خواهرم با پسر جوانى رابطه پنهانى دارد، به همين خاطر تصميم به قتلش گرفتم. بنابراين روز حادثه با همدستى پسرعمويم، او را به محل خلوتى كشانده و نقشه قتل را اجرا كرديم.بعد هم جسدش را به جاده ميان كوه - بهبهان منتقل كرده و همان جا رهايش كرديم.سرهنگ مختارى فر رئيس پليس آگاهى استان خوزستان نيز در اين باره به خبرنگار ما گفت: با اعتراف هاى «نيما»، كارآگاهان همدست او را هم دستگير كردند. دو متهم همدستى در جنايت با قرار قانونى روانه زندان شدند.
|
|
|
|
|
قاچاقچى حرفه اى اعدام مى شود
|
|
|
حكم اعدام قاچاقچى حرفه اى كه تاكنون ۳۰ بار به اتهام حمل و نگهدارى مواد مخدر محاكمه شده است، از سوى ديوان عالى كشور تأييد شد. رئيس شعبه اول دادگاه انقلاب كرج پيش از اين احمد را به اتهام حمل ۵۱ گرم هروئين در زندان و سوابق كيفرى متعدد مفسد فى الارض شناخته بود. به گزارش خبرنگار ما، ۳۰ تير سال گذشته، مأموران زندان قزل حصار كرج هنگام انتقال يك قاچاقچى از دادگاه انقلاب كرج به زندان، به رفتارهاى او مشكوك شدند. آنها در بازرسى بدنى مرد زندانى ۵۱ گرم هروئين كشف كردند. مرد قاچاقچى در بازجويى ها گفت: صبح امروز براى محاكمه به دادگاه انقلاب كرج منتقل شدم. به دليل اين كه راهروهاى دادگاه شلوغ بود، از مراجعه كننده اى خواستم برايم مقدارى مواد مخدر تهيه كند. او هم مرا با دو زن آشنا كرد. آنها نيز ۵۱ گرم هروئين به من دادند و قرار شد پول آن را به يكى از زندانيان بدهم.به دنبال اظهارات متهم، مأموران تحقيقات خود را در اين رابطه آغاز كردند، اما مرد قاچاقچى نتوانست فرد زندانى اى راكه قرار بود پول مواد را به او بدهد، شناسايى كند. سپس پرونده مرد قاچاقچى براى محاكمه به شعبه اول دادگاه انقلاب كرج فرستاده شد. در جلسه محاكمه كه به رياست قاضى موسى آصف الحسينى برگزار شد، احمد ادعاهاى قبلى خود را تكرار كرد. بررسى سوابق احمد نيز نشان مى داد او قبل از اين نيز ۳۰ بار به اتهام قاچاق مواد مخدر محاكمه و به حبس هاى طولانى محكوم شده است. رئيس دادگاه پس از شنيدن دفاعيات مرد قاچاقچى او را به دليل سوابق كيفرى متعدد و انتقال ۵۱ گرم هروئين به زندان، مفسد فى الارض شناخت و به اعدام محكوم كرد. پرونده مرد قاچاقچى ديروز پس از تأييد حكم از سوى ديوان عالى كشور به اجراى احكام دادگاه انقلاب كرج فرستاده شد تا اين حكم بزودى در زندان اجرا شود.
|
|
|
|
|
معماى قتل تازه داماد
|
|
|
گروه حوادث- يك زن كه با همدستى پدرش نقشه قتل شوهرش را اجرا كرده بود در دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه شد. هيأت قضايى شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى نيز به دليل تناقض گويى هاى عاملان جنايت پرونده را براى تحقيقات بيشتر به دادسراى جنايى تهران باز گرداند.به گزارش خبرنگار ما، ۲۵ تير ۸۴ دو موتوسيكلت سوار وقتى از خيابانى در منطقه افسريه تهران عبور مى كردند با ديدن كمد لباسى توقف كردند. آنها كه به موضوع مشكوك شده بودند براى مشاهده محتويات كمد نزديك شدند. اما پيرمرد و دختر جوانى كه كنار كمد ايستاده بودند مانع شدند. آنها نيز بلافاصله پليس ۱۱۰ را در جريان قرار دادند. مأموران هم با حضور در محل و باز كردن در كمد با پيكر خونين مرد جوانى روبه رو شدند.در نخستين تحقيقات آزيتا -همسر ۳۲ ساله مقتول- و جبار - پدر ۶۵ ساله اش- دستگير شدند. آنها در حالى كه چاره اى جز بيان حقيقت نداشتند در تمام جلسات بازجويى به مشاركت در قتل اعتراف كردند. پرونده نيز با صدور كيفرخواست براى رسيدگى به دادگاه كيفرى فرستاده شد. صبح ديروز جبار- متهم رديف اول- در دفاع از خود گفت: حدود ۱۸ ماه قبل از حادثه دخترم «آزيتا» با «صفر» ازدواج كرد، اما آنها در زندگى زناشويى بشدت اختلاف داشتند. به همين خاطر هم دائم با يكديگر قهر بودند. هر بار من و همسرم با پادرميانى آنان را آشتى مى داديم تا اين كه روز حادثه به خانه دخترم رفتم، ساعتى بعد «صفر» همراه دوستش به خانه آمد و با عصبانيت به طرف آشپزخانه رفت. وقتى دخترم از او علت عصبانيتش را پرسيد او گفت: بيرون از خانه با چند رهگذر درگير شده است، من هم سكوت كردم و آن شب به اصرار دخترم در خانه شان ماندم. نيمه هاى شب در خواب بودم كه صداى درگيرى و مشاجره دخترم و شوهرش را شنيدم. وقتى هراسان از خواب پريدم دامادم را ديدم كه با قندشكن به سرش مى كوبد. لحظاتى بعد هم بى جان كنار مبل افتاد. من هم براى اين كه خون روى فرش نريزد كيسه اى زير سرش گذاشتم. در حالى كه ترسيده بوديم با همكارى دخترم پيكر خونين او را داخل كمد گذاشتم و روز بعد وانتى اجاره كردم تا جسد را به بيرون شهر ببريم. اما در ميانه راه راننده وانت شك كرد و كمد را از ماشينش پائين آورد.«آزيتا»، متهم رديف دوم نيز با حضور در جايگاه در دفاع از خود گفت: چند روز قبل از حادثه با همسرم به خانه خواهرشوهرم در اردبيل رفتيم. در آنجا نيز من و صفر با هم درگير شديم. او هم مرا از خانه خواهرش بيرون انداخت. با چشمانى گريان و تنها به تهران برگشتم و موضوع را با پدرم در ميان گذاشتم. روز حادثه پدرم براى اين كه تنها نباشم به خانه ما آمد چند دقيقه اى نگذشته بود كه شوهرم همراه دوستش به خانه برگشت. سعى كردم در حضور دوستش آبرودارى كنم. اما او با عصبانيت به طرف آشپزخانه رفت. وقتى فهميدم عصبان است سكوت كردم. چند ساعت بعد دوست همسرم خداحافظى كرد و رفت. شب هم براى جلوگيرى از درگيرى با همسرم، يك قرص خواب آور خوردم و خوابيدم. اما نيمه هاى شب با شنيدن صداى فريادهاى او از خواب آوررپريدم. وقتى از اتاق بيرون آمدم با پيكر خونين او روبه رو شدم. پدرم در حالى كه گريه مى كرد گفت هنگام دفاع از خودش اين اتفاق افتاد.هيأت قضايى شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران به رياست قاضى عزيزمحمدى، پس از شور، به دليل تناقض گويى متهمان، پرونده را براى تحقيقات بيشتر به دادسراى جنايى بازگرداند تا پس از انجام تحقيقات تكميلى و رفع ابهام ها در اين باره تصميم گيرى شود.
|
|
|
|
|
ردپاى كلاهبردار فرارى در قتل زن ناشناس
|
|
|
كارآگاهان جنايى اميدوارند با كشف كپى شناسنامه كنار پيكر بى جان زن جوان ناشناس، راز يك جنايت را فاش كنند. به گزارش خبرنگار جنايى ما، ۱۸ فروردين ۸۶ مأموران كلانترى ۲۰۸ تهران در محوطه فضاى سبز ترمينال جنوب، با پيكر خونين زن جوانى روبه رو شدند. نخستين تحقيقات بازپرس جنايى و كارشناسان پزشكى قانونى حكايت از آن داشت كه زن ناشناس بسيار رعدآسا و بى صدا به قتل رسيده است. از سوى ديگر كارآگاهان در تجسس هاى خود كپى صفحه دوم شناسنامه مردى را درنزديكى پيكر زن ناشناس پيدا كردند. بازپرس اصغرزاده - رئيس شعبه دوم دادسراى جنايى تهران- نيز دستور شناسايى صاحب شناسنامه را صادر كرد. مدتى بعد كارآگاهان صاحب شناسنامه را در اسلامشهر شناسايى كردند. مريم -25 ساله- در بازجويى هاى پليسى به مأموران گفت: «من همسر مرد ۳۰ ساله اى به نام مظاهر بودم كه يك فرزند ۸ ساله هم دارم. اما مدتى قبل از او طلاق گرفتم. چون شوهرم كلاهبردار وخلافكار بود. الان نيز فقط مى دانم او در شهرستان صومعه سرا زندگى مى كند. بدين ترتيب كارآگاهان با دستور قضايى بازپرس جنايى راهى محل موردنظر شدند. اما در تحقيقات محلى مشخص شد مظاهر به علت كلاهبردارى متوارى است. از آن جا كه متهم فرارى، نخستين مظنون قتل زن جوان ناشناس است بازپرس جنايى تهران با درخواست چاپ عكس متهم در روزنامه از مردم خواست وى را شناسايى و اطلاعات خود را با تلفن ۲-66974370 ، در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهى تهران، يا شعبه دوم بازپرسى دادسراى جنايى تهران- ناحيه ۲۷ - قرار دهند.
|
|
|
|