چهارشنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۲۳ ربيع الثانى ۱۴۲۹
Wed, Apr 30, 2008
زندگى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
تهران
سياسى و بين الملل
اجتماعى
زندگى
خانواده
زنان
ورزشى
حوادث
اقتصادى
صفحه آخر
سكو
رايحه هاى شفابخش
مانا
طراوت
گفت و گو با قهرمان قهرمانان ايثارگر و همسرش
رنگ هاى معجزه گر
ذهن برتر
سكو
خواب و چاقى
ارتباط مستقيمى ميان خواب كودكان و وزن آنها در بزرگسالى وجود دارد. دانشمندان يكى از دلايل اضافه وزن را كم خوابى در دوران كودكى مى دانند. تحقيقات نشان مى دهد خواب كمتر از ۱۲ ساعت در روز براى نوزادان علت اصلى اضافه وزن آنها در بزرگسالى است. همچنين چاقى در كودكان نيز مى تواند ناشى از اين موضوع باشد.
كيميا
اينكه ما بدون رسيدن به آرزو هايمان بميريم، فاجعه نيست، فاجعه اين است كه ما هيچ آرزويى نداشته باشيم.
رايحه هاى شفابخش
گرفتگى بينى
مواد لازم
۱۵قطره اوكاليپتوس
۱۳ قطره روغن كاج
۲ قطره نعناع بيابانى
طرز تهيه
روغن ها را در يك ظرف شيشه اى تيره رنگ و تميز به خوبى با هم مخلوط كنيد. (بهتر است كه اين ظرف يك سوراخ كوچك براى استفاده داشته باشد، مانند قطره چكان ها)، دو يا سه قطره از آن را روى يك تكه پنبه ريخته و هر از گاهى استشمام كنيد تا بينى تان باز شود.
مانا
ازدواج در لهستان
در مراسم عروسى لهستانى ها، وجود نان و نمك بسيار مهم است. نان نشانه آن است كه هيچگاه گرسنه نمانند و نمك بيانگر اين است كه به رغم وجود لحظات دشوار در زندگى، اين زوج جوان با همه چيز كنار مى آيند. و مشكلات را حل مى كنند.
برداشتن روبنده عروس بيانگر آن است كه او اكنون زن محسوب مى شود. زنان مجرد دور او حلقه مى زنند. سپس يكى از آنان روبنده عروس را بر مى دارد ديگرى كلاهى سر عروس مى گذارد. هنگامى كه اين مراسم انجام شود، عروس رسماً متأهل به حساب مى آيد. در اين مراسم عروس روبنده خود را به جاى دسته گل براى دختران مجرد پرتاب مى كند.
ايده
DNA و پروستات

تشخيص سرطان پروستات قبل از بروز علائم بيمارى با استفاده از DNA روشى است كه دانشمندان اخيراً به آن دست يافته اند. بررسى ها نشان مى دهد، در صورت غيرعادى بودن چهار نقطه از پنج جايگاه بر كدهاى ژنتيكى موجود در DNA مردان، مى توان تقريباً از وجود سرطان پروستات در فرد مطمئن شد. گفتنى است تشخيص اين بيمارى از طريق اين آزمايش در حال حاضر مستلزم پرداخت هزينه هاى سنگين است، ولى در آينده نزديك، افراد مى توانند با انجام آزمايش و تشخيص زود هنگام به درمان آن اميدوار باشند.
حبه
000432.jpg
فرداى چهار نفر
روزى از روزها بود. چهار نفر بودند و در يكى از ساعت ها نشسته بودند.
اولى گفت: فردا براى من آفتاب است.
فردا آفتاب شد، اولى به روشنايى رسيد.
دومى گفت: فردا بارانى است.
فردا باران شد، دومى از تيرگى هايش بيرون آمد و سبز شد.
سومى گفت: فرداى من مبهم است.
فردا مه غليظ شد، سومى راه را گم كرد.
چهارمى آه كشيد و گفت: چه فردايى
فردا علامت سؤال شد، چهارمى پشت ترديد ماند.
طراوت
خشكى مو
روغن زيتون گرم را روى دستمال كوچكى بريزيد و با آن كف سر و موها را ماساژ داده و مرطوب كنيد. سپس يك حوله داغ و خيس را روى سرتان ببنديد و ۱۵ دقيقه بعد حوله ديگرى را با آب داغ مرطوب كرده و با آن كف سرتان را ماساژ دهيد. سپس موها را با شامپو شست و شو دهيد.روغن نارگيل و زرده تخم مرغ را به شامپوى تان اضافه كرده و سپس موهايتان را ماساژ دهيد.با روغن كرچك و يا نارگيل موها را چرب كرده و پس از يك ساعت آن را بشوييد.
گفت و گو با قهرمان قهرمانان ايثارگر و همسرش
اين عشق فرو نمى ريزد
000408.jpg
*** چه زمانى وارد كشتى شديد
سال ۱۳۳۹ از ۱۸ سالگى كشتى را شروع كردم و به باشگاه البرز وارد شدم و زير نظر منصور ايرانلو ادامه دادم. بعد از پنج سال به شميران رفتم و ۹ سال در آنجا كشتى گرفتم.
*** چه مقام هايى كسب كرديد
قهرمان كشورى استان مركزى شدم. پنج بار براى قهرمان كشورى رفتم و يك بار براى كشتى پهلوانى استان مركزى انتخاب شدم و در سطح ايران به مقام ششم دست يافتم.
*** چه سالى ازدواج كرديد
سال ۱۳۳۹‎/
*** به صورت سنتى ازدواج كرديد
همسرم در آن زمان ۱۵ سال داشت و ما با وجود سن كم، يكديگر را دوست داشتيم و با هم نسبت فاميلى داشتيم.
*** بچه ها چه زمانى به دنيا آمدند
وقتى ۱۹ ساله بودم «ايرج» متولد شد و پس از آن صاحب سه پسر ديگر شدم.
*** پسرها چندسالگى وارد كشتى شدند
هر چهار پسرم از شش سالگى ورزش كشتى را شروع كردند و در استان مركزى و كشورى مقام آوردند.
*** از روزى كه پسرهايتان شهيد شدند بگوييد.
۲۴ بهمن ماه سال ۶۵ بود. خانه ما در صادقيه تهران بود. آن روز رفته بوديم باشگاه صنايع براى تمرينات ورزشى. پسرهايم هم با من بودند. بعد از تمرين به ما اصرار كردند كه براى ناهار باشگاه بمانيم ولى چون مى دانستم همسرم ناهار درست كرده و منتظر است،تصميم گرفتيم به خانه برويم. دو ميهمان هم داشتيم كه با ما به خانه آمدند. ناهار خورديم. ساعت دو بعدازظهر بود كه من و خانم و تورج به اتاق ديگرى رفتيم و ايرج و سيروس و شاهين و دو دوستشان در اتاق ديگرى در حال صحبت بودند كه ناگهان وضعيت قرمز و صداى آژير بلند شد و عراقى ها خانه روبه رويى ما را بمباران كردند. تركش هايى از آن به اتاقى كه سه پسرم در آن بودند، اصابت كرد و ما شاهد حادثه تلخ بوديم.
*** در آن لحظات چه كرديد
به طرف اتاق دويدم. شاهين شهيد شده بود. خودم را بالاى سر سيروس رساندم او هم شهيد شده بود. به سمت ايرج رفتم. سرش را در آغوش گرفتم. چشم هايش را باز كرد نگاهم كرد. آخرين كلمه اى كه گفت «بابا» بود.
*** در آن زمان چند ساله بودند
ايرج ۲۵ ساله بود. سيروس ۲۲ ساله و ۱۶ ماه از خدمت سربازى اش را گذرانده بود وشاهين ۱۷ سال داشت.
*** چه شد كه به آلمان رفتيد
بعد از دو سال همسرم بيمار شد و پزشكان توصيه كردند كه براى معالجه او را به آلمان ببريم. پس از مدتى رفت و آمد به علت طولانى شدن مداواى همسرم و مستمر بودن درمان، ناچار شديم در آلمان اقامت كنيم.
*** از شما در تجليل از شهداى ورزش تقدير شد
در آن مراسم من را به عنوان نفر اول اعلام كردند.
*** در آن زمان كه كاپ قهرمان قهرمانان را دريافت كرديد چه احساسى داشتيد
مديون اين ملت هستم، به ايرانى بودنم افتخار مى كنم و از يك روزه تا صد ساله دست ملت ايران را مى بوسم.
*** مهمترين ويژگى قهرمان قهرمانان
آن شب كه مراسم بود من مطلع شدم بايد به ايران بيايم. نمى دانستم انتخاب شده ام. براى من اين انتخاب افتخارى است و باعث دلگرمى مى شود. انسان به اميد زنده است.
*** در آن لحظات به چه فكر مى كرديد
اكثر خانواده هاى جانبازان در سالن بودند، خيلى تحت تأثير قرار گرفته بودم. وقتى كاپ را گرفتم و شال را دور گردنم اند اختند، ميكروفن را گرفتم و گفتم: اين زمين را مى بوسم كه شما جانبازان روى آن روزى راه رفته ايد. آن وقت زمين را كه ويلچر جانبازان روى آن چرخيده بود، بوسيدم.
*** از بيمارى همسرتان نگفتيد.
همسرم از دو ماه ۳۵ روز را به دكتر مى رود. نارسايى خون به مغز دارد به همين علت بود كه به آلمان رفتيم. سردرد هاى شديدى مى گيرد.
*** در اين مراحل همراهش هستيد
بله. من همراهش هستم و پسرم تورج. او تنها پسر ماست كه اين بار سنگين را مى كشد. در آلمان زندگى مى كند و در هفته يكى، دو روز وقت استراحت كارى اش را دنبال مادرش است.
*** در آلمان چه مى كنيد
پسرم بعد از بيمارى مادرش ناچار شد به آلمان منتقل شود. ازدواج كرد و ما صاحب دو نوه هستيم. يك پسر ۱۲ ساله به نام شاهين كه در آلمان كشتى مى گيرد و يك دختر هفت ساله به نام شانيا. در آلمان به خاطر نوه و پسرم سه بار در هفته به باشگاه مى روم. ولى سعى مى كنم همسرم را زياد تنها نگذارم. او تنها يادگارى است كه از بچه ها برايم مانده است. تا آنجا كه قدرت دارم به پايش ايستاده و مى ايستم.
*** رابطه تان با نوه ها چطور است
دو نوه ام حدود ۶۰ درصد مسائل ما را حل كردند. قسم نوه ام، «عموها» است.
*** در آنجا احساس دلتنگى نمى كنيد
20 سال است در فرانكفورت هستيم. همه ما را مى شناسند و حرمت مى گذارند ولى ايران يك چيز ديگرى است. در ايران جامعه ورزشى بدون استثنا به ما محبت دارند.
*** ورزش را دنبال مى كنيد
بله، از شبكه جام جم و شبكه خبر، ورزش ايران را زياد دنبال مى كنم. در برنامه هاى كشتى اكثر دوستانم را مى بينم. از طرف ديگر اخبار را پيگيرى مى كنم، سه فرزندم را از دست داده ام و مى خواهم بدانم چه اتفاقى در ميهنم مى افتد.
*** چه خاطره اى از نوه هايتان داريد
هر دو نوه ام روزهاى شنبه درس فارسى در سفارت مى خوانند. يكبار معلم سركلاس گفته يك صلوات بفرستيد. شاهين از جا بلند مى شود و مى گويد: من سه عموى شهيد دارم، سه صلوات بفرستيم. اين نشان مى دهد كه فرهنگ ايرانى در هر كجا كه باشد، تغيير نمى كند و اثر گذار است.
***هنگام ناراحتى و دلتنگى
شايد باورتان نشود. وقت هايى كه ناراحت مى شويم اتفاقاتى مى افتد كه احساس مى كنيم سه پسر شهيدمان پيش ما هستند. زندگى خيلى قشنگ و زيبا است ولى ما چون زندگى را زود شروع كرديم و زود هم به پايان رسانديم به همين علت بودن و رفتن با بچه هايمان را دوست داريم.
*** چه آرزويى داريد
انسان اگر ۱۲۰ ساله هم شود باز دوست دارد زندگى كند ولى من دوست دارم بروم چون از سيروس سير نشدم. دوست دارم بروم و پيش او بيشتر باشم.
*** خواب آنها را هم مى بينيد
يكبار خواب ديدم رفته ام و به آسمان رسيده ام. سيروس با لباس مشكى آنجا ايستاده بود. يك كيك به من داد و گفت: تولد تورج است.
از خواب كه بيدار شدم خيلى تحت تأثير قرار گرفتم زيرا همان شب، تولد تورج بود و ما براى تولد او كيك نخريده بوديم.
*** عشق شما
وطنم، همسرم، تورج و ديد ن بچه هاى شهيدم.
*** اگر قرار باشد كبوتر نامه بر، نامه اى از شما ببرد، اين نامه را چگونه و براى چه كسى مى نويسيد
مى نويسم با ياد شما زنده ام و به عشق شما زنده خواهم ماند و مى دهم تاكبوتر نامه بر براى سه پسرم ببرد.
*** حرف آخر.
ما گرفتار خفاشان صدام شديم ولى من بچه هايم را در راه مملكت داده ام و به حرمت خون آنها تا آخر راهشان را ادامه مى دهم و از پسرهاى جوان مملكت ام مى خواهم به سوى اولين جرقه انحراف كه سيگار است، نروند.
دنبال ورزش باشند و دختران مان نيز بزرگوار بوده و به حرف والدين شان گوش كنند. هيچ پدر و مادرى به اندازه اى كه اولادش با او بلند حرف بزند، ناراحت نمى شود.
يك دامن گل رز، نذر نگاه مادر
000381.jpg
*** چه سنى داشتيد كه مادر شديد
۱۶ ساله بودم.
*** در آلمان چه مى كنيد
هر هفته به ياد سه پسرم سه گل رز مى خرم. فروشنده يك زن مسيحى اهل اسپانيا است بعد از مدتى از من پرسيد چرا هر هفته سه گل مى خريد. برايش توضيح دادم كه سه جوانم را در جنگ از دست داده ام. آن زن از شنيدن اين مسئله بشدت ناراحت شد و از آن به بعد به حرمت خون آنها و عشق من هر هفته خودش يك گل رز هديه مى كند.
*** دور از وطن با اين غم بزرگ، احساس دلتنگى نمى كنيد
هر وقت بيرون از خانه مى روم و خارجى ها مرا مى بينند، جلو مى آيند و مى پرسند چرا اين قدر غمگين هستى وقتى حرف هايم را مى شنوند و گريه ام را مى بينند، غم مرا حس مى كنند و همراه من گريه و همدردى مى كنند. با تمام اين ها و با وجود تنها پسرم، عروسم و دو نوه ام و توجهى كه آنها به ما دارند ولى ما ساعت هاى تنهايى با هم و در كنار هم حزن و اندوه داريم. عكس بچه ها را مى بينيم و ‎/‎/‎/
ما زود ازدواج كرده بوديم. چهار پسر ورزشكار داشتيم. قشنگ ترين لحظه زندگى من آمدن آنها از باشگاه بود. يادم نمى رود كه پسر كوچكم جلو مى دويد و مى خواست از آنها سبقت بگيرد و مى گفت: مامان اول من كارهايم را انجام مى دهم.
*** چه آرزويى داريد
آرزويم اين است كه در سراى باقى بچه هايم را ملاقات كنم.
*** از اين كه همسر قهرمان قهرمانان هستيد چه احساسى داريد
هميشه از اين كه شوهرم ورزشكار بود، افتخار مى كردم. آن شب هم كه قهرمان قهرمانان شد به خودم مى باليدم كه او همسر من است. او غير از اين كه شوهرم بود، مرا مادر فرزندان خوبى كرد و راهنماى خوبى هم براى من بود و هست، او تمام جوانى اش به پاى من نشست.
*** بهترين خصوصيت پهلوان پورزند از نگاه همسرش
همه خصوصياتش خوب است هيچ بدى از او نديده ام، خيلى صبور است.
*** چه نامه اى مى نويسيد تا كبوتر نامه بر ببرد
براى ايرج مى نويسم و مى گويم: دوستت دارم. ايرج جان! هيچ وقت آن لحظه را فراموش نمى كنم كه در كنار نامزدت نشستى و زيباترين عكس ات را به يادگار گرفتى.

رنگ هاى معجزه گر
نقش نامحسوس
كريستال هاى با رنگ تيره ارتباط ما را با هر چيز فيزيكى عميق تر مى كند، ترس را از ما دور مى كند مخصوصاً ترس هايى كه از جهان مادى داريم، مانند يك سپر عمل كرده و ما را در برابر افكار منفى محافظت مى كنند. از اين رنگ هنگا مى استفاده كنيد كه مى خواهيد نقش نامحسوس داشته باشيد و يا خود را براى چيزهاى ناشناخته آماده مى كنيد.
قدرت رنگ سياه
اگر مى خواهيد قدرت اين رنگ را احساس كنيد لباس سياه بپوشيد. حال جواهراتى شامل اونيكس سياه يا جت يا آبسى ديان يا تور مالين سياه بيندازيد.
فراموش نكنيد جوراب و كفش نيز سياه باشد و يا اگر كت مى پوشيد كت نيز سياه باشد. حال چه احساسى داريد
قطعاً احساس مثبت، جرأت و شهامت، جذاب و مستقل اين ها همه آن چيز هايى است كه رنگ مشكى به شما مى دهد.
ذهن برتر
هوش چندگانه
000405.jpg
براى اينكه از نظر هوشى تقويت شويد، روش هاى زير را به كار گيريد. با تقويت هوش بصرى، زبانى، گفتارى و.‎/‎/ در كارها و زندگى تان موفق تر خواهيد بود.
پوستر
اين روش هوش بصرى فضايى، زبانى را فعال مى كند.تعريف: افراد اگر نمايش منطقى مفاهيم كليدى را به صورت بصرى ببينند اطلاعات را بهتر جذب مى كنند. اين پوسترها حتى فراگيران را قادر مى سازد تا تلفيق سازى و دستيابى اطلاعات بهتر صورت گيرد. با نشانه گذارى، بزرگنمايى و عكس دار كردن مفاهيم مى توانيد از اين روش بهره بگيريد.
صوت
اين روش هوش گفتارى و گفتار درون فردى را فعال مى كند.با اين روش كه امروزه استفاده از آن بسيار آسان تر شده است افكار، احساسات و عكس العمل ها سريع تر و دقيق تر صورت مى گيرد.
نمايش دادن
اين روش تمام هوش ها را فعال مى كند. اين روش را مى توان براى تمام موضوعات به كار برد، به دليل پويا و اكتيو بودن اين روش براى افراد بسيار جذاب تر نيز هست. اين روش در استفاده از كامپيوتر، طرز استفاده از يك دستگاه آموزش هنر و.‎/‎/ به كار مى رود.
موسيقى
اين روش هوش موسيقى را فعال مى كند. تقريباً همه افراد تجربه كرده اند كه با شنيدن يك موسيقى خاص يك تصوير، فكر و يا خاطره براى آنها زنده مى شود. موسيقى مى تواند احساسات را برانگيزد و باعث افزايش يادگيرى شود. مى توانيد با گوش دادن به يك قطعه موسيقى ملايم هنگام فعاليت و يا كار، بهره ورى را افزايش داد و به يادآورى مجدد كمك مى كند.

|   تهران   |   سياسى و بين الملل   |   اجتماعى   |   زندگى   |   خانواده   |   زنان   |   ورزشى   | 
|   حوادث   |   اقتصادى   |   صفحه آخر   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |