مريم درستانى
تهيه و توليد سريال هاى تاريخى به دليل زمان و هزينه و البته گروه تحقيقاتى كه اگر در پروژه ها موجود باشد! ساخت اين گونه كارها را با مشكل مواجه مى كند. شايد اين طولانى بودن به دلايل عديده اى برگردد مثل آماده نبودن فيلمنامه، مثل انتخاب بازيگرها و سياهى لشكرها و دكور و شايد هم به بحث توليد و تهيه برگردد كه ديگر جاى هيچ بحث و شبهه اى را باقى نمى گذارد. آنچه مسلم است اين است كه امروزه كارگردانانى سريال هاى تاريخى مى سازند كه هم صبر و حوصله بالايى داشته باشند هم اين كه منتظر باشند در هر مرحله از توليد به دليل كمبود بودجه، پروژه متوقف شود. در هر حال با ادامه ساخت سريال هاى تاريخى، سريال «نردبامى بر آسمان» كه قرار بود قسمت اول پروژه «شهر آشوب» به كارگردانى يدالله صمدى باشد به كارگردانى محمد حسين لطيفى در حال ساخت است. اين سريال تاريخى اگر نگوييم دومين سريال تاريخى درباره شخصيت علمى برجسته كشورمان است، شايد سومين سريال تاريخى بعد از بوعلى سينا و ملاصدرا است كه به شخصيت غياث الدين جمشيد كاشانى مى پردازد كه هم رياضيدان بوده، هم منجم و هم كسى كه عدد پى را كشف كرده و تا ۱۹ رقم توانسته آن را محاسبه كند و تا الآن هم كسى نتوانسته چنين كند. شايد كمتر مخاطبان تلويزيونى يا مردم با اين شخصيت، ويژگى هاى رفتارى، اخلاقى و زندگى اين آدم آشنا باشند. اما اگر بخواهيم شخصيت غياث را بيشتر به شما بشناسانيم بايد بگوييم او حتى اولين كسى بوده كه اولين مدار زمين را نيز به نام خود كرده است. حالا او را شناختيد !
* غياث كودكى بازيگوش و جست وجوگر
«شهرك سينمايى غزالى»، «كاشانه» اكثر سريال هاى تاريخى است و اكنون كه من در شهرك هستم گروه توليدى سريال «كلاه پهلوى» به كارگردانى ضياءالدين درى نيز در حال فيلمبردارى است. اميرعباس لطيفى (برنامه ريز) دكورهاى شهر كاشان را نشان مى دهد و توضيح مى دهد كه روز گذشته صحنه آتش سوزى داشتند كه غياث الدين ... آهنگرى شوهر خواهرش را آتش مى زند. وارد بازارچه كاشان كه مى شويم گارى هاى متفاوتى از انواع ميوه ها و مركبات وجود دارد، شبيه بازار مسگرهاى ما كه يكى پتك بر سندان مى كوبد، يكى خربزه و هندوانه مى فروشد و مرغ و خرو س ها آن وسط براى خودشان جولان مى دهند و ديگ آش شله قلمكار يا آش بلغور هم در حال جوشيدن است. محمدحسين لطيفى ديگ را هم مى زند و مى گويد: «بچه ها مواظب باشيد ته نگيرد.» به ميدانگاه اصلى شهر كاشان مى رسيم. در اين ميدان او توضيح مى دهد كه ماجراهاى زيادى مثل گردن زدن صفدر عيار را داريم و همين طور اتفاقاتى كه براى عبدالغفور سنجرى رخ مى دهد و انوشيروان ارجمند ايفاگر نقش آن است. مسجد كاشان و همين طور محوطه كاشان را مى بينيم كه با ديوارهاى كوتاه و تقريباً كاهگلى ساخته شده اند و چيزى شبيه ساختمان هاى ابيانه كاشان است. دارالحكومه مقابل اين محوطه است و كوچه هايى كه باعث ايجاد ارتباط مى شوند. گروه لطيفى زير بارش آفتاب نسبتاً گرم بهارى چترى بزرگ را روى سر گرفته اند و مقابل بازارچه كاشان مستقر شده اند. مى توان كودكى هاى غياث الدين جمشيد كاشانى را با ديدن بازيگر خردسالى كه به جاى كودكى او بازى مى كند، در آن بازارچه حس كرد. تصور كنيد خيلى جالب است كه از دل منابع و مآخذ و از دل تاريخ شخصيتى را بيرون بكشيد و به شكل امروزى به مخاطبان نشان دهيد. اين كه او كه بوده چه مى كرده چگونه زندگى داشته و سؤالاتى از اين قبيل كه مسلماً ابتدا براى خود لطيفى و حامد عنقا كه نويسنده سريال است جذاب بوده است. «عليرضا مظفرى» همانطور كه لطيفى مى گويد مثل كودكى غياث شيطون و سر به هواست به شكلى كه هميشه كفشش را لنگه لنگه مى پوشد. او يار غارى دارد كه معين نام دارد و پسر خواهر غياث است و البته از او بزرگتر. اما حريف زبان چرب و نرم و جست وجوگر غياث نمى شود. مظفرى مى گويد: «غياث خيلى شر و شيطون است از ديوار صاف بالا مى رود و پدرش را اذيت مى كند، مى خندد و اين پا و آن پا مى كند. تا سه سال پيش معدلش ۲۰ بوده اما حالا كه كلاس چهارم كمى سخت تر است به دليل بازى ۱۹/۷۲ گرفته، بازمى خندد و مى گويد: بچه ها اولين فيلمى كه بازى كردم من را شناختند. او مى گويد: ديالوگ هاى اين كار يك جورى است مثلاً ديروز در آهنگرى ديالوگى داشت كه خودم نفهميدم چطورى آن را گفتم. «داريوش كاردان» نقش مسعود طبيب پدر غياث الدين ... را بازى مى كند، لباس سبزرنگ بلندى مانند كلاهش به تن دارد و ريش حنايى رنگ نسبتاً بلندى نيز نقش يك طبيب را تكميل مى كند. مجريان چهره پردازى به همراه طراح چهره پرداز (محسن بابايى) مراقب گريم بازيگران هستند. لطيفى با غياث و معين صحبت مى كند و مى گويد: بايد با هم صحبت كنيد و بگوييد ستاره ها پشت ابر مانده اند و خورشيد جلو آنها را گرفته يا اين كه ستاره ها كه مى آيند خورشيد در پشت آنها پنهان مى شود يا بالعكس هر جور كه دوست دارى اين را معين بگو. لطيفى ادامه مى دهد: بعد مى گى: درست راه برو، غياث مى گه: نمى دونم چرا نمى تونم درست راه برم! به معين مى گه: حتماً دوباره كفشهاتو عوضى پوشيدى ... دو كودك با هم تمرين مى كنند و بعد كارگردان ادامه مى دهد: خب تو مى پرسى، جواب منو بده غياث هم مى گه: از خواص استوقدوس هر چى بگى مى دونم اما از آسمون نه...
به كلمه استوقدوس كه مى رسند، هى مى خندند. اون يكى مى گه مودوتس و باز هم مى خندند.
داريوش كاردان به جمع اضافه مى شود و مى گويد: مى تونى بگى سنبل تيو و ...
* درامى كه بر دوربينD.H ضبط مى شود
«يعقوب غفارى» دستيار اول كارگردان با بلندگوى بزرگى كه در دست دارد تلاش مى كند صحنه را آن طور كه لطيفى مى خواهد آماده كند، ندا قائدى (منشى صحنه) نيز در كنار كارگردان شماره سكانس ها را مى نويسد. بعد از ۱۶ ـ ۱۵ بار برداشت بالاخره صحنه مورد نظر گرفته مى شود و جابه جايى كفش غياث در زمان كمى و به سرعت صورت مى گيرد. از كارگردان مى پرسم با اين همه برداشت چگونه صحنه آتش سوزى ديروز را در يك روز تمام كرديد. مى خندد و مى گويد: «محال است دو روز طول بكشه!» او درباره اقدامات تازه اى كه براى عريض و طويل كردن بازار به لحاظ كامپيوترى انجام دادند، مى گويد: «ايجاد پرده سبز و تروكاژهاى تصويرى كه در بازار انجام داديم و با حضور محسن روزبهانى مسئول جلوه هاى ويژه و هديش بيگدلى شاملو كه مسئول جلوه هاى كامپيوترى ما بودند، دو برداشت داشتيم. يكى بك گراند بود و يكى براى فوروارد. به اين شكل بازار را عظيم تر كرديم. او توضيح مى دهد غياث آتش دم را بيشتر مى كند، مغازه آتش مى گيرد. سر و صورتش مى سوزد و شاگرد آهنگر (شيرمحمد) كه مرد لالى است نيز به سر و كله خود مى زند چون مغازه به او واگذار شده است و از اين قبيل اتفاقات...» لطيفى بعد از اين كه تصميم مى گيرد كارگردانى كار را برعهده بگيرد دو متن مربوط به حسين ترابى و هوشمند را كنار مى گذارد و از ابتدا با همكارى حامد عنقا و سيد سعيد رحمانى طرح قصه را تكميل مى كند. سريال او از ابتداى تولد و حمله تيمور لنگ آغاز مى شود و تا مرگ غياث ادامه مى يابد، اما شهر آشوب به قصه زندگى غياث بعد از مرگ اين شخصيت مى پردازد. لطيفى در اين باره مى گويد: «ما فقط شخصيت ها و مسائل تاريخى را كه مشترك است از تاريخ گرفتيم ولى درام ما از ب بسم الله تا تاى تمت متفاوت است.» يكى از امتيازات ويژه اين مجموعه تلويزيونى استفاده از دوربين پيشرفته D.H است كه با توجه به حجم بالاى تروكاژ و ايجاد جلوه هاى بصرى خاص، مناسب ترين روش جهت انجام ضبط تصاوير اين مجموعه تلويزيونى است. بر اين اساس لطيفى مى گويد: خساست به خرج نمى دهيم و تمرين ها را هم مى گيريم. چون در متريالمان پول هم نمى دهيم.
كارگردان درباره قصه نردبامى بر آسمان مى گويد: «قصه از لشكر كشى تيمور لنگ در اصفهان شروع مى شود و بخشى درگيرى است كه به درگيرى آهنگرى با سربازان مغول پرداخته مى شود. سرباز مغول دخترى دارد به نام ويس كه نقش آن را صدف اختر بازى مى كند و اتفاقات ديگر كه معتقدم پى درپى رخ مى دهد. اما آنچه من به آن توجه كردم براى اين كه تفاوت كار من با ديگر كارهاى تاريخى باشد اين است كه تجربه هايى كه در كارهاى تاريخى ديدم را تكرار نكنم.» لطيفى در پاسخ به اين سؤال كه آيا شما توانسته ايد براى يك شخصيت قرن ۸ و ۹ هجرى زبان محاوره امروزى را درنظر بگيريد، گفت: «هميشه تلاش شده براساس كتب گذشته ديالوگ ها مطرح شود و اين به نظرم اشتباه است و من قرار نيست آن را ادامه دهم و قرار نيست من از زبان و لغات ۶۰ ـ ۵۰ سال گذشته استفاده كنم. چون هرچه داستان جلو مى رود مسائل علمى عنوان مى شود كه درباره جدول ضرب و محاسبه محيط دايره و... صحبت مى كند و اين قابل فهم عموم جامعه نيست. اما اين سختى به آن معنا نيست كه نشود.» لطيفى به درام زيباى اين كار اشاره مى كند و ادامه مى دهد: «درام اين كار به غير از عشق همه چيز است. از جذابيت يك كودك پر از سؤال بگيريد تا زمانى كه خودش را به مباحث ازدواج اين آدم و عشق اين آدم مى دهد، نظر كرده اى كه از كودكى داشته و ارتباط با معين و بحث پيشگويى و علوم ممنوعه و جادوگرى مطرح مى شود. بعد حركت غياث به سمرقند، حتى جبر و اختيار و سعايت هايى كه عليه او مى شود و اتفاقاتى كه پيش مى آيد اين شخصيت را پخته مى كند و درنهايت يك انتقام سنگين كه از ابتداى قصه توسط دخترى به نام «آى بانو» كه به خونخواهى از پدرش كمر به قتل غياث الدين... مى بندد.» جالب است كه درام يا بار عشقى سريال باز توسط فتنه يا آشوب يك زن شكل مى گيرد. مثل تجربه اى كه قطام در سريال امام على (ع) داشت. حالا آى بانو با بازى ماه چهره خليلى كمر به قتل غياث مى بندد، اما در ميانه راه تحت تأثير غياث... قرار مى گيرد و عشقى اتفاق مى افتد و به اين شكل بيننده را با خود همراه مى كند.
* غياث... طبيب، رياضيدان، منجم و كاشف عدد پى
حامد عنقا (نويسنده) تحقيقات گسترده اى درباره اين شخصيت داشته و آن هم به دليل اين كه او كتابى به نام «تاريخ الهيات علم در اسلام» را به پايان رسانده و براى اين كتاب به سراغ شخصيت غياث الدين... نيز رفته است. او نيز اتفاقات سريال نردبامى بر آسمان را سوار بر درامى مى داند كه اتفاقاً شخصيت غياث داخل اين درام شكل مى گيرد و ادامه مى دهد: «ما با توجه به منابعى كه موجود بود فيلمنامه را شكل داديم اما منابع تنها ۲۰ صفحه بود، خوشبختانه منابع غياث... از بين نرفته و تنها ۲ كتاب وِِِِِتر و جِيب موجود نيست كه چون در قصه ما به آن اشاره مى شود از آنها نام مى بريم و همانطور زمان تيمور والغ بيگ كه منابع زيادى وجود دارد اما باقى فيلمنامه را براساس قرائن من به عنوان نويسنده و يا تخيل محمد حسين لطيفى شكل داديم.»
او معتقد است مثلاً در هيچ كدام از كتاب ها وجود نداشت كه غياث آيا خواهر و برادر ديگرى نيز دارد يا نه ولى ما از روى شخصيت معين به خواهرزاده او پى مى بريم كه خواهرى داشته، خب شوهرش آهنگر بوده و...» عنقا توضيح مى دهد: «فراموش نكنيد ما كار نمايشى مى كنيم، گاه گاهى لازم نيست نعل به نعل تاريخ را بازگو كنيم.به اين شكل بايد مستند بسازيم. در حالى كه بايد بعد نمايشى و سرگرمى و جذابيت را نيز در نظر بگيريم.» او همينطور درباره زبان شخصيت هاى نردبامى بر آسمان مى گويد: «متن ها منطبق بر ادبيات قرن ۸ و ۹ هجرى است اما اين اثر را در محاوره وگويش ترجمه كرديم و نوع گويش ها به ادبياتى كه ما از زبان ۸ و ۹ هجرى داريم نزديك است.» عنقا تلاش كرده كه اين بار لطيفى با متن كامل و درام جذابى همراه باشد تا خودش دست به قلم نشود و تمام ذهنيتش معطوف به كارگردانى باشد. او از تجربيات و مشاوره دكتر آرش گودرزى دكتراى تاريخ اديان از دانشگاه كمبريج نيز استفاده كرده است.
* جمع ضدين بودن غياث
براساس اين درام شخصيت غياث... بايد شخصيت جالبى باشد كه با بازى وحيد جليلوند گوينده راديو و با توجه به صدايى كه دارد، شكل مى گيرد. جليلوند در اين رابطه مى گويد: «با اين كه شخصيت عجيب و غريبى بوده اما الآن نمى شود گفت با آن آشنا شدم، شايد كمى پرطمطراق باشد اگر بگويم الآن حس مى كنم شخصيت غياث الدين... هستم و بر خلاف تصور ما، فكر مى كنم مى رسيم به آنجا كه بگوييم اين شخصيت متعلق به امروز است.» و او نتيجه اين ويژگى را فيلمنامه و همينطور تجسمى مى داند كه كارگردان از اين شخصيت به او ارائه داده است. او درباره اين تجسم مى گويد: «غياث پيش از اين كه يك دانشمند باشد يك آدم دوست داشتنى است كه در ظلمات ازل تا ابد بسيار مهربان و در عين حال كمى مجنون و بشدت شطحى است، موضوعات جدى را تا انتها مى پيمايد و به موضوعات غيرجدى بى تفاوت است.» او ادامه مى دهد: «من حس مى كنم حسين لطيفى با جنون اين آدم زندگى كرده، با غيرمتعارف بودن و خلاف عادت بودن اين آدم زندگى مى كند.» جليلوند به جمع ضدين بودن اين آدم اشاره مى كند و مى گويد: «غياث شمشير مى زند، سوار كار حرفه اى است، نجوم مى داند، فلسفه، رياضيات و علوم غريبه را مى داند ولى در عين حال مانند يك بچه است و نگاه فيلمنامه بر روى اين ويژگى غياث باعث تلطيف اين شخصيت شده است.»
|
|
|
* بودجه ۲ ميليارد تومانى
صحنه داخل بازارچه گرفته شده است. آيا آن زمان كاهو نيز مورد استفاده قرار مى گرفته است. از محمدحسين لطيفى مى پرسم، او مى گويد: به شخصى گفتند اينجا مركز زمين است، گفت: از كجا معلوم. گفتند: شما ثابت كنيد اينجا مركز زمين نيست! حالا اين كاهو را هم كسانى كه مى گويند آن زمان كاهو نبوده ثابت كنند. ما چيزى نداريم كه صحنه مان را پر كنيم! در فرصتى كه گروه استراحت مى كنند تا براى صحنه بعدى آماده شوند «محسن على اكبرى» گزينه خوبى است براى اختتاميه گزارش. او ابتدا با اشاره به علاقه خود درباره كارهاى تاريخى مى گويد: «كمتر سريال هاى تاريخى به شخصيت هاى علمى ما مى پردازد و من علاقه دارم اين نسل سردرگم را مطلع كنم تا به گنجينه دانش و علم اين كشور بيشتر پى ببرند.» على اكبرى با توجه به انصراف صمدى از ساخت اين پروژه گفت: «اين هم مى تواند دليلى باشد بر اين كه يك هنرمند در هر زمينه اى مى تواند به هر دليلى يك پروژه را رها كند، شايد به دليل فيلمنامه، شايد تهيه كننده و يا ساير عوامل. در هر حال يك كارگردان مؤلف مى تواند اين استقلال را داشته باشد كه حتى به دليل خستگى انصراف دهد.» او به كمبود بودجه اشاره مى كند و مى گويد: «به شكل كلى در سيستم سريال هاى تاريخى كه نياز به هزينه هاى بيشترى براى هنرور، اسب و دكور دارند نقدينگى كم است.» او هزينه مصوبه اين سريال را قبل از عيد ۲ ميليارد تومان اعلام كرد و اميدوار است كه در سال جارى با توجه به تورم ۲۰ درصدى اين مصوبه نيز افزايش يابد. تهيه كننده شهر آشوب همين طور درباره كارگردان نردبامى بر آسمان گفت: «شايد يكى از ركورددارترين مجموعه هاى تاريخى چه به لحاظ سرعت و چه به لحاظ كيفيت نردبامى بر آسمان است كه بخش اعظم آن به كارگردانى پرانرژى لطيفى برمى گردد كه به اين شكل سريال تا آخر سال روى آنتن خواهد رفت. به نظر من اين سريال يك سريال تاريخى با كيفيت بسيار خوب خواهد شد و آن قسمت هايى را كه من ديدم فوق العاده است.» او با توجه به اين ويژگى اشاره كرد كه مى توان سريال خوب تاريخى در مدت زمان بسيار كوتاه هم ساخت به شكلى كه مردان آنجلس را در۵ ماه ساختيم، مريم مقدس را ۶ ماهه ساختيم.
گروه نردبامى بر آسمان بعد از شهرك سينمايى غزالى به اطراف كاشان و سمرقند مى روند تا داستان زندگى غياث الدين جمشيد كاشانى وارد مرحله تازه اى شود.
ديگر عوامل سريال: مشاور تاريخى پروژه: دكتر على اكبر ولايتى، مجرى طرح و مدير توليد: على غفارى، طراح صحنه و لباس: ايرج رامين فر، فيلمبردار: مهدى امير، صدابردار: سيامك نيازى و ديگر بازيگران: فرامرز قريبيان، اكبر عبدى، محمدرضا داوودنژاد، شبنم قلى خانى و... و عكس: محمدحسن نامى.