مهتاب (نيكى كريمى) همسر دوم بهرام (محمدرضا فروتن) مى شود، در حالى كه مى داند همسر اول او كتايون (آناهيتا نعمتى) به همراه دختر كوچكشان رويا، بهرام را ترك كرده و بيش از پنج سال است كه به خارج از كشور رفته اند. از ازدواج دوم بهرام با مهتاب هيچ يك از افراد فاميل و خانواده خبر ندارند، فقط دوستى به نام فرزانه (سحر ذكريا) و خانواده اش از اين ازدواج خبر دارند.
مهتاب نيز قبلاً با پسرعموى خود «امير» ازدواج كرده است كه به علت جانباز شدن امير، امير نمى خواهد مورد ترحم واقع شود و از مهتاب جدا شده است. در حالى كه مهتاب و بهرام سومين سالگرد عشق شان را در ويلايى برف آلود جشن مى گيرند، كتايون همسر اول بهرام زنگ مى زند و ورود قريب الوقوعش به ايران را اعلام مى كند. مهتاب و بهرام به هم مى ريزند، خصوصاً كه مادر بهرام (مهتاج نجومى) به آمدن نوه و عروسش علاقه زيادى نشان مى دهد.
با آمدن همسر اول، مهتاب سعى مى كند بگريزد و از زندگى بهرام و همسر و فرزندش بيرون برود. بهرام كه به هيچ وجه اين عشق در اوج را نمى تواند زير پا بگذارد به دنبال مهتاب مى رود و نسبت به همسر اولش كتايون بى اعتنايى نشان مى دهد. مهتاب در شيراز به همسر سابقش يعنى همان پسرعموى جانباز (امير) بر مى خورد و همه چيز را به او مى گويد.
امير برايش كارى در كيش پيدا مى كند و خود را همسر مهتاب معرفى مى كند. به زودى مهتاب در مى يابد كه باردار است. در جلسه كتاب، بهرام به عنوان نويسنده نمونه اعلام مى شود و كتابش را به مهتاب تقديم مى كند در راه برگشت به اصرار كتايون مى گويد كسى كه كتاب را به او تقديم كرده دوستى به نام «كسرى» بوده است.
روز بعد جلوى دفتر بهرام، فرزانه و مهتاب با كتايون و دختر بهرام روبه رو مى شوند. كتايون كه فرزانه را دوست خانوادگى شوهرش مى داند به محض دست دادن با مهتاب و شنيدن نام فاميلى «كسرى» جا مى خورد و ناراحت مى شود و با سردى خود را پس مى كشد. مهتاب بدون اين كه بهرام را ببيند باز مى گردد و امير از او مى خواهد كه پس از به دنيا آمدن كودك براى او شناسنامه با نام فاميلى «كسرى» بگيرند. نوزادپسر «بهرام كسرى» نام مى گيرد و امير را تا ۱۲ سال بعد پدر اصلى خود مى داند.
امير بيمارى اش اوج مى گيرد و در بيمارستان كيش بسترى مى شود او كه قبل از فوت، همه چيز را به پسر مهتاب گفته است. «بهرام كسرى» آن گاه براى شركت در المپياد راهى تهران مى شود. وقتى اول مى شود در برنامه اى تلويزيونى كه با بهرام كسرى و مادرش مهتاب كسرى مصاحبه اى مى شود. بهرام در خانه اين مصاحبه را مى بيند و در مى يابد كه فرزندى پسر از مهتاب دارد.//
در اين فيلم باوجود پرداخت خوب و فيلم نامه طولانى و قوى در قسمت هايى آن قدر سكانس ها نمادين مى شود كه گاه بيننده را به خنده اى حاكى از احساس تصنعى بودن نمادها وا مى دارد. يافتن مهره توسط مهتاب كنار آرامگاه حافظ، افتادن انگشتر مرواريد مهتاب در سوراخ راه آب آشپزخانه.//
اگرچه عملكرد كتايون قشنگ نيست؛ بدون همسرش با بچه به خارج رفتن و پنهان كردن خود از دسترس بهرام براى مدتى زياد، برگشت ناگهانى و محق دانستن خود.// و از همه بدتر وقتى كه دائم از همسرى كه به او هيچ توجهى ندارد تكدى محبت مى كند و تا پايان به صورت عضوى زائد كه فقط به علت ثبتى در صفحه دوم شناسنامه اش حقوقى در چارچوب قانون يافته است حرمت انسانى خود را زير پا مى گذارد و به احساسات همسرش بهرام به عنوان انسانى صاحب حق و اختيار نگاه نمى كند.
در مقابل عملكرد مهتاب با اين كه باز هم او نظر بهرام را نمى پرسد و به آن اصلاً بها نمى دهد، قابل تعمق تر است.
اصولاً در اين فيلم با روح و جان بهرام كه از طرفى مورد جفاى همسر اولش قرار مى گيرد و سلطه جويى هاى مادرى غيرصميمى را دريافت مى دارد و از سمت عشق برگزيده اش نيز طرد مى شود، بسيار بدرفتار شده است و اين سوء رفتار يا به قول روان شناسان نوين «بدرفتارى عاطفى اى» است كه با بسيارى از بهرام ها و انسان ها صورت مى گيرد.
«دريافت ها»، «ادراكات» و احساساتشان به طور كلى انكار و ناديده انگارى مى شود و با زخم هايى پياپى و دمادم مورد شماتت و سركوب عزت نفس شان قرار مى گيرند و از همه بدتر اين كه به جاى ايشان تصميم گيرى مى شود و وادار به تسليم و سكوت مى شوند. جا دارد كه در نمايش ها و فيلم نامه هاى ديگر بيشتر به اين مقوله كه فراوانى اش بسيار ديده مى شود، يعنى «سوء استفاده يا بدرفتارى عاطفى» پرداخته شود.
از سوى ديگر نكات جديد روان شناختى عشق در اين فيلم به گونه اى واضح بخصوص در رفتارهاى همسر دوم مهتاب (نيكى كريمى) به روشنى ديده مى شود،كه اگر منجر به اشاعه اين نكات مهم شود (كه حتماً شده است) شاهد روابط عاطفى زيباتر و سلامت روان بيشترى در جامعه خواهيم بود:
- به قدر استحقاق خود بايد مهر دريافت كنيد و نه كمتر.
- مهر بايد از درون هر دو نفر بجوشد و بيرون بيايد، بنابراين ديگر فرقى نخواهد داشت كى ظرف ها را شسته، كى ماشين را برده، كى چى و چقدر خريد كرده است.//
- شخص با احساسات خود صادق باشد و اگر احساس خشم، اجحاف يا رنجش كرد، آن را واپس رانى نكند و ناديده نينگارد. (ناديده انگارى در احساس خود نكند)/
- شخص درباره احساسات خود با همسرش صحبت كند و تا به حرف هاى رنج آور احساسى رسيدند، موضوع را عوض نكنند، گوشى را قطع نكنند يا از محيط فرار نكنند.
- همسر، شخصى است كه در دسترس باشد و تمام محبت ها و توجهات و عشقش معطوف به همسرش باشد. البته اين موضوع حاكى از آن نيست كه به طرزى وسواس گونه و عصبى، بر توجه و تأييدطلبى صحه گذاشته شود.
- ادامه رابطه اى كج دار و مريز كه در آن شخص دچار دوسوگرايى عاطفى باشد و نتواند تمام و كمال به سمت و سويى بپردازد، صحيح نيست و موجب آسيب هاى جدى بر روح و روان جمع مى شود. در ضمن به اطرافيان تا شعاع يك ميليون كيلومترى! هم الگوى غلط و نادرستى مى دهد كه هر آن ممكن است سر از زندگى آنها درآورد.
ما تنها براى خودمان زندگى نمى كنيم، چه بخواهيم و چه نخواهيم در ارتباط با ديگران هستيم و تأثير مى دهيم و تأثير مى پذيريم.
- جرم شناسى هاى مختلف نمايانگر آن است كه روابط چندگانه به مرور زمان مشكلات و معضلات روحى ايجاد مى كند و منجر به اتفاقات ناگوار و جبران ناپذيرى مى شود.
*روان شناس و عضو هيأت علمى دانشگاه