پنجشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۲ جمادى الاول ۱۴۲۹
Thu, May 8, 2008
زنان
۳۹۲۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
تهران
سياسى و بين الملل
اجتماعى
انديشه
فرهنگ و هنر
زندگى
خانواده
اقتصادى
زنان
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
دريچه اى به زندگى يك زن اميدوار
قدم
يك، دو، سه
نجوا
تقويم حقوقى
تازه ها
متفاوت
تهديد سلامت با مواد آرايشى
جامه
۹ماه انتظار
دستپخت
مادرانه
دريچه اى به زندگى يك زن اميدوار
تنـها يـك آرزو دارم
002223.jpg
آمنه خيلى بچه بوده، بچه اى روستايى در همين اطراف تهران. توى يك خانه كاهگلى به دنيا آمد. سه تا خواهر و چهار تا برادر و مادرى خنده رو. خيلى خوش اخلاق و خنده رو ‎/ هميشه همه مى گفتند، كه خانم فقط هميشه مى گفت: «چشم خانم جان».
حالا از آن روزها خيلى مى گذرد. حدود ۷۵ سال. اما آمنه همچنان از ذوق و شوق پزشك شدنش و علاقه اش به كوه و گلهاى كوهى مى گويد. از اينكه وقتى بهار مى شده، مى زد، به كوه و از ميان گل هاى زرد و سفيد، صورتى و بنفش دامن دامن مى چيده و آنهايى را كه براى زخم ها و دودها مناسب بوده براى اهالى ده نگه مى داشته.
آمنه خانم، الان ۷۵ ساله است، هنوز هم از كوه بالا مى رود، هنوز هم توى باغ برادر شوهرها وفرزندان ذكورشان كار مى كند، هنوز هم مزد كارگر مى دهد و هنوز هم دستان چين خورده اش وقتى ميوه ها را مى چيند تاول مى زند.
اما او از همه اين زمين چيزى ندارد. جز سفره حصيرى كه مى اندازد تا رويش بنشيند و چاى دم كند و به كارگرها بدهد.
آمنه خانم از همان موقع كه مادربزرگ شوهرش با آن همه جذبه و ابهت پدر شوهرش را از ارث محروم كرد، آمد به تهران. يعنى بعد از عروسى. او و برادرشوهرها و جارى ها، همه در يك خانه و دور يك حياط زندگى مى كردند.
از آن روزها مى گويد كه خانه ها آشپزخانه اى نداشته و همه جارى ها دور حوض جمع مى شدند و وقتى ظرف ها را مى شستند از يكديگر شكر و صابون قرض مى گرفتند. اومى گويد: مردم گوشت نمى خوردند، ميوه نمى خوردند، اين همه لبنيات و مرغ و ‎/‎/‎/ توى آشپزخانه نبود. مردها صبح به صبح خرجى مختصرى مى دادند تا صابون و قند و چاى خريده شود، همين. خرج خانه همين بود. گوشت هم به اندازه اى كه آبگوشت بار كنند و بقيه را نخود و لوبيا مى ريختند و بعد هم مى نشستند دور يك سفره و مى خوردند.
از آن روزى مى گويد كه در روستاى خودشان او را فرستادن مكتب. توى مكتب سال اول قرآن ياد مى گرفتند و بعد هر كسى كه درسش خوب بود فارسى و حساب هم ياد مى گرفت. آمنه خانم هم جزو همين شاگردان خوب بود. به پنجم كه رسيد ديگر مدرسه اى در ده نبود كه بخواهد او را به آرزويش يعنى دكتر شدن برساند.
بعد هم در همان سال ها شوهرش دادند و آمد به تهران و در تهران در همان خانه قديمى گروهى زندگى كرد.
دو پسر و سه دخترش در مدرسه هميشه شاگرد اول بودند. هميشه درسخوان و نمره ۲۰‎/
بالاخره توانست خانه كوچكى در اطراف دروازه دولاب بخرد. طلاها را فروخت و كمى هم پول قرض كرد و خانه را ۶۰ هزار تومان خريد. پسرها بزرگ شدند و حالا وقت زن دادن پسر بزرگ بود. رفت خواستگارى و عروسى را پسنديد كه حالا ۲۰ سال است در طبقه دوم همين خانه كوچك دو اتاقه زندگى مى كند.
تعريف مى كند وقتى عروسم را براى وضع حمل بردند جمعه بود. من و مادرش روى چمن هاى بيمارستان بوعلى نشسته بوديم كه خبر دادند عروس دوقلو دارد. مادر عروسم زد توى سرش. گفتم ناراحت نشو، يكى از نوه ها را من نگه مى دارم، يكى را هم تو نگه دار.
بعد هم خبر دادند كه يكى از قل ها بدنيا آمده. من گفتم قل بعدى بعد از نماز جمعه بدنيا مى آيد. همين طور هم شد.
آمنه خانم متخصص مريض دارى است و البته متخصص روحيه بخشيدن به مادران تازه فارغ شده. او مى گويد ما رسم نداشتيم مادر را تا ۱۰ روز تنها بگذاريم. همه دور و برش جمع مى شدند و مى گفتند و مى خنديدند. كسى خبر بد به مادر نمى داد. مادر را سرخاك و سرجنازه نمى بردند. خلاصه تا ۱۰ روز خانه پر بود از شادى. روز دهم برنامه مخصوص خودش را داشت كه همه شعر مى خواندند و دست مى زدند تا نوزاد را حمام كنند.
البته آمنه خانم روزهايى را هم برايت مى گويد كه قطره گوشه چشمش همين طور چشمك مى زند و هيچ سرازير نمى شود. مى گويد كه گاهى مردها خرجى نداشتند به زن ها بدهند و اين خيلى معمول در خانه هايى كه بيشتر مردهايش يا در كوره هاى تهران كار مى كردند، يا مسگر بودند و يا در ذغال فروشى سياه مى شدند. روزهاى كارگرى مردان. وقتى كه در خانه پولى نبود و مهمان خبر مى داد كه مى آيد زن خانه چه كارى مى توانست بكند به جز اينكه چادرش را سرش بيندازد و از خانه برود تا چشم در چشم مهمان نشود
آمنه خانم تا همين امسال كه خانه اش آوار شد، در همان خانه كوچك دروازه دولاب زندگى مى كرد. توى حياط نقلى خانه كه دور تا دورش گلدان و سبزه بود، لواشك درست مى كرد، ترشى مى انداخت، سبزى خرد مى كرد، مربا و شربت مى پخت و همه را از همان روستايى كه حالا ديگر هيچ زمينى در آن ندارد تا باغبانى اش را بكنداما يكى از روزهاى تابستان امسال (اولين سالى كه كشاورزى نكرده است) طبقه بالا خراب شد و همه زندگى پسرش رفت زير خاك. همسايه ساختمان مى ساخت. تا آمنه خانم بخواهد شكايتى كند، از شهردارى آمدند و گفتند: زود اثاثت را جمع كن و از اين خانه برو.
منتظرى خانه روى سرت خراب شود آمنه خانم گفت: كجا بروم آقاجان من خانه اى ندارم.
بالاخره مجبور شد ساكش را ببندد و برود خانه بچه هاى ديگر. فردا صبح بود كه نوه اش خبر داد خانه را دزد زده. آمنه خانم باعجله برگشت و ديد شيشه ها شكسته، درهاى كمدها شكسته، فرشها وسط اتاق است و بقچه ها پهن شده روى زمين و همه اثاث پسر، عروس و نوه هايش تا حتى لباس هاى توى كمد را هم برده بودند.
آمنه خانم شكايت كرد اما از اين شكايت چيزى هنوز نصيبش نشده است و همچنان آواره اند.
او از روز هفدهم شهريور مى گويد، من و پسرم رفته بوديم طرف شهدا، مى خواستيم كاغذ ديوارى بخريم كه يك دفعه صداى تيراندازى بلند شد، همه مردم فرار مى كردند به كوچه ها و صداى تيراندازى همچنان مى آمد.
دو روز بعد باز رفتم سمت شهدا، ديدم سربازها همين طور ايستاده اند، خانمى كه با من بود ترسيد، گفت خطرناكه. گفتم نه اين آقايون كارى به ما ندارند. اينها هم برادر ما هستند و يك شاخه گل به آن سرباز دادم.
او از هيچ خطرى هيچوقت نترسيده. حتى آن روزى كه سرخرمن گرگ بالاى سرش راه مى رفت. مى گفت سرخرمن شب، من و برادرم مانديم تا اول صبح دوباره مشغول خرمن كوبى شديم. من دراز كشيده بودم كه احساس كردم صداى خش خش مى آيد. به برادرم گفتم: صدا را مى شنوى گفت: چيزى نيست.‎/‎/
بعد متوجه شدم گرگ بوده كه برادرم توانسته بود دورش كند. گرگ ها گروهى حمله مى كنند، سه تايى. يك بار ديگر هم از صحرا به سمت ده مى آمدم كه گرگ ديگرى را ديدم. چون سه تايى نبود خطرى احساس نكردم و از كنارش آرام رد شدم.
يك بار هم با بچه هايم كه كوچك بودند توى صحرا يك مار ديديم كه چنبر زده بود. بچه ها تا آمدند جيغ بزنند گفتم ساكت باشيد و آهسته رد شويد. اگر جيغ بزنيد دنبالتان مى آيد.
ما توى روستا مى گوييم براى مار بايد نمك بگذاريم تا كارى به كارمان نداشته باشد. مارها هم به آدم ها اعتماد مى كنند.
«آمنه خانم» همه اينها را كه مى گويد چشمانش درخشانتر مى شود و وقتى از روز مرگ شوهرش مى گويد ديگر طاقت نمى آورد. حالا هم كه سال هاست «بابارضا» را برده اند همان ده و آمنه خانم ظرف هاى عاشورا را كه مى شويد براى بابارضا هم سهمى مى فرستد.
يكى از خاطرات شيرينش هم مربوط به راهپيمايى ۲۲ بهمن است كه هر سال ساعت پنج صبح راه مى افتد و خودش را تا ميدان آزادى مى رساند و وقتى برمى گردد پا دردش خوب مى شود.«آمنه بانو» چيزى نمى خواهد، اما از اين همه سال كار روى زمينى كه هيچ كس آن را مراقبت نكرد حتى يك لقمه هم به او نرسيده است و نيمى از آن يك لقمه هم از هيچ خانه اى در اين دنيا مال او نيست. او فقط يك آرزو دارد: رفتن به مكه ‎/‎/‎/
زنى كه هرسال دانشگاه براى قبولى پسرش يكى از اين كتاب ها را خريده: سال اول، مثنوى، سال دوم، گلستان سعدى، سال سوم، حافظ سال چهارم، شاهنامه فردوسى.
قدم
زايمان ايمن در بيمارستان ام البنين
بيمارستان حضرت ام البنين مشهد، بيمارستان منحصر به فردى است، منحصر به فرد از اين حيث كه با كادر پزشكى و پرسنل زن صرفاً براى زنان خدمات دهى مى كند.
اين مركز درمانى وابسته به دانشگاه علوم پزشكى مشهد در سال ۷۲ با نام بيمارستان حضرت زينب (س) در بخش هاى جراحى عمومى و مامايى با ۶۵ تخت بسترى شروع به فعاليت مى كند اما در ادامه و از سال ۸۴ با تغيير ساختمان و ارتقاى تجهيزات، بخش ها و كادر پزشكى با ۹۵ تخت بسترى و ۳۰ تخت جانبى در بخش هاى جراحى عمومى، كليه و مجارى ادرار، مامايى، ارتوپدى، گوش و حلق و بينى به فعاليت هايش ادامه مى دهد. دكتر منيره پورجواد، عضو هيأت علمى دانشگاه علوم پزشكى مشهد و رئيس بيمارستان با تشريح فعاليت هاى اين مركز درمانى مى گويد: «۱۰ متخصص مامايى، دو جراح عمومى، دو جراح كليه، شش متخصص بيهوشى، هشت متخصص نوزادان، دو متخصص سونوگرافى و راديولوژى و دو آسيب شناس و هماتولوژيست زن در كادر پزشكى بيمارستان مشغول به خدمات دهى هستند، ضمن اين كه از ۲۶۰ پرسنل اين واحد درمانى به استثناى پنج نيروى نقليه و حسابدارى همگى زن هستند. البته ما در صدديم با بهره گيرى از زنان داراى گواهينامه پايه يك رانندگى و تخصص حسابدارى مسئوليت تمام بخش هاى بيمارستان را به زنان بسپاريم.»
اما يكى از ابتكارات بيمارستان ام البنين مشهد در دهه فجر امسال راه اندازى بخش زايمان ايمن در سه زيرگروه زايمان در آب، زايمان با هيپنوتيزم و زايمان بى حسى نخاعى بود. وقتى از دكتر پورجواد استاد گروه زنان و متخصص جراحى زنان درباره ضرورت فعاليت بيمارستان هاى ويژه زنان مى پرسم، مى گويد: به هر حال خيلى از خانم ها ترجيح مى دهند كارهاى درمانى شان را متخصصان زن انجام دهند. تجربه من در كشورهاى ديگر هم همين را نشان مى دهد. زمانى كه دوره فوق تخصصى ام را در انگليس مى گذراندم، تمام كادر پزشكى بخش زنان بيمارستان مريم مقدس، متخصصان زن بودند و به عينه شاهد بودم آن جا هم زنان به شدت استقبال مى كردندكه در يك محيط كاملاً زنانه خدمات پزشكى و درمانى دريافت كنند.
رئيس بيمارستان ام البنين مشهد با بيان اين كه در اين واحد درمانى به طور ميانگين در هر ماه، هزار بيمار زن پذيرش و بسترى مى شوند، مى گويد: مراجعان با هر نوع بيمه خدمات درمانى مى توانند از خدمات اين بيمارستان بهره مند شوند، ضمن اين كه بيماران فاقد بيمه به محض حضور در بيمارستان، «بيمه تخت» مى شوند و با حداقل هزينه از بهترين امكانات استفاده مى كنند.
يك، دو، سه
يك ماه تلاش براى هدف محكم
با انجام حركات زير براى دو تا سه بار در هفته هر بار به مدت ۱۰ دقيقه ديگر به هيچ عنوان نگران وزن بدن تان نباشيد و به هر اندازه كه مى خواهيد غذا بخوريد.
هفته اول
الف) روى پاهايتان بايستيد و سپس درست مثل حالتى كه مى خواهيد روى صندلى بنشينيد قرار گرفته و چمباتمه بزنيد سپس دست هايتان را به جلو آورده و به موازات هم قرار بدهيد. مشت كرده و مشت ها را تا نزديكى چانه بياوريد.
ب) در حالى كه وضعيت تان را حفظ كرده ايد پاى راست را آرام به عقب برده و به گونه اى بكشيد كه سر پنجه هايتان روى زمين قرار گيرد. دست چپ را به موازات شانه بالا برده و مشت تان را تا بالاى پيشانى قرار دهيد. سپس دست راست تان را آويزان كنيد به گونه اى كه سر انگشتان با زمين مماس شود. همين وضعيت را براى پاى چپ تكرار كنيد. اين تمرين را بايد سه بار براى هر كدام از پاها تكرار كنيد.
هفته دوم
روى پاهايتان بايستيد دست هايتان را بالاى سر برده و به موازات هم قرار دهيد. سپس پاى راست را به عقب برده و تا جايى كه مى توانيد از زمين بلند كنيد. همين حركت را براى پاى چپ نيز تكرار كنيد. اين تمرين را براى ۱۲ بار تكرار كنيد.
هفته سوم
الف) روى يك پتو دراز بكشيد. سپس روى قسمت چپ قرار بگيريد. دست چپ تان را دراز كرده و روى پتو بگذاريد و گونه و طرف چپ سرتان را روى بازوى چپ قرار دهيد. در اين حالت گردن زاويه ۴۵ درجه پيدا مى كند. پاى چپ را از زانو خم كرده و به گونه اى قرار دهيد كه انگشتان پاى چپ با زمين تماس پيدا كند. پس پاى راست را از زانو خم كنيد. زانوى پاى راست را روى زمين گذاشته و ساق پا را بالا ببريد به گونه اى كه زاويه ۹۰ درجه پيدا كند. سپس دست راست را در حالى كه پنجه كرده ايد روى پتو بگذاريد.
ب) در حالى كه وضعيت خود را حفظ مى كنيد، آرام پاى راست را بالا برده و به سمت پشت ببريد.
اين تمرين را براى هر كدام از پاها ۱۲ مرتبه تكرار كنيد.
هفته چهارم
روى پاها بايستيد و آنها را از هم باز كنيد. حالت خميده و چمباتمه پيدا كرده و سپس دست ها را مطابق شكل بالاى زانوها قرار دهيد. كمرتان بايد كاملاً صاف قرار بگيرد. روبه رو را نگاه كنيد. اين كار را براى ۱۲ مرتبه بايد تكرار كنيد و هر بار ۴۰ ثانيه در اين وضعيت بمانيد.
نجوا
خدايا! هنگامى كه سايه ها طولانى مى شوند، و بركت كم رنگ مى شود، بگذار قلبم در اطمينان به وجود تو ثابت قدم باشد.
تقويم حقوقى
۱۸۴۶- در سوئد به زنان مجرد اجازه شركت در مشاغل مربوط به تجارت همانند مردان داده شد.
تازه ها
افسردگى پس از زايمان
افسردگى بعد از زايمان، يكى از بيمارى هايى است كه ۸۰ درصد از زنان پس از زايمان به آن مبتلا مى شوند. شدت اين بيمارى در افراد مختلف متفاوت است. علت اصلى آن به دليل تغيير ميزان ترشح هورمون ها پس از زايمان است.
حداكثر زمانى كه زنان دچار افسردگى هستند دو هفته است و معمولاً پس از اين مدت علائم افسردگى كم رنگ شده و مادران به زندگى عادى باز مى گردند.
با اين حال در ۱۰ درصد از زنان، اين بيمارى خطرناك مى شود. مشاهده علائم زير را در زنان پس از زايمان بايد جدى گرفت:
- احساس پوچى و خشم شديد دو هفته پس از زايمان
- اختلال در خواب و يا تغيير عادات غذايى
- احساس غم، نگرانى و گناه كه روز به روز شديدتر مى شود.
- از دست دادن انگيزه براى برخاستن از خواب و انجام فعاليت هاى روزانه مانند حمام كردن، لباس پوشيدن و.‎/‎/
- احساس ترس شديد در زمان تنها بودن با نوزاد تازه متولد شده.
- متنفر بودن از نوزاد و ترس از آسيب رساندن به او.
متفاوت
مدير برتر دانشگاه
نانسى اندرو در ۲۹ نوامبر سال ۱۹۸۵ متولد شد. او تحصيلاتش را در شهر نيويورك، در رشته بيوفيزيك مولكولى و بيوشيمى تا مقطع كارشناسى ارشد به اتمام رساند و پس از آن موفق به اخذ مدرك دكترا از دانشگاه هاروارد شد. «اندرو» سپس طرح خود را در بيمارستان كودكان بوستون در زمينه خون شناسى و تومورشناسى گذراند و در سال ۱۹۹۱ به عنوان عضو هيأت علمى دانشگاه هاروارد انتخاب و در سال ۲۰۰۳ مسئوليت رياست بخش سرطان و علوم پايه اين دانشگاه به او واگذار شد.
نانسى اندرو در سال ۲۰۰۷ به عنوان نخستين رئيس زن دانشگاه پزشكى «داك» انتخاب شد. هم اكنون نانسى اندرو تنها زن آمريكايى است كه رياست يكى از ۱۰ دانشگاه برتر دنيا را برعهده دارد.
دروازه سلامتى
تهديد سلامت با مواد آرايشى
رنگ هاى مصنوعى مشتق شده از آلومينيوم و زغال سنگ كه در ساخت رژ لب ها به كار مى روند، جذب بدن شده و در بافت هاى چربى و ديگر اعضاى بدن ذخيره مى شوند. اين مواد در افراد مستعد و حساس مى تواند باعث بروز مشكلاتى مانند حالت تهوع، سردرد، مشكلات پوستى و خستگى شود. در تحقيقات انجام گرفته روى حيوانات رنگ هاى گرفته شده از زغال سنگ، سرطان زا بوده و موادى تحت عنوان BHA كه به عنوان نگهدارنده هاى معمولى در رژ لب ها به كار مى رود ، براى بدن مضر است. توجه به برچسب مندرج روى رژ لب ها و خواندن مواد تشكيل دهنده آنها مى تواند در پيشگيرى از ابتلا به بيمارى هاى گوناگون مؤثر باشد. در اينجا برخى از مواد تشكيل دهنده رژ لب ها و تأثير آن بر بدن ذكر شده است.
موم هاى مشتق شده از زنبور عسل(وكس بى): اين موم ها بدون ضرر هستند.
كارمين: ماده اى است مشتق شده از پوسته خارجى حشرات قرمز رنگ و در ساخت رنگ قرمز رژ لب ها استفاده مى شود و مى تواند باعث حساسيت شود.
موم گرفته شده از گياه كندليلا بى خطر است.
رنگ هاى اف دى پى: از زغال سنگ (نفت خام) ساخته مى شود و سرطان زا است.
اكسيد آهن: تهيه شده از تركيب اكسيژن و آهن براى تهيه رنگ استفاده مى شود كه بى ضرر است.
رنگ هاى لاكز: مشتق شده از آلومينيوم، باريم، پتاسيم و استرانتيوم كه همه آنها سمى است.
لانولين: ماده اى است كه از غدد چربى گوسفند مى گيرند و مى تواند حساسيت زا باشد.
نفت خام: براى لب هاى حساس مضر است.



جامه
پوششى ديگر
002226.jpg
پريچهر رحيمى - استاد دانشگاه
يكى ديگر از لباس ها و پوشش هاى مربوط به بانوى عيلامى - شوش طرح زير است. زنان پيراهن آستين بلند با يقه گرد و بالاتنه تنگ به صورت بلوز كه روى دامن مى افتاد و لبه آن تزئين مى شد، به تن مى كردند.
اين پيراهن داراى دو دامن بود. يك دامن كه زير قرار مى گرفت بلند و ساده با لبه دالبر شده بود و دامن دوم كه مانند لنگ روى دامن اول قرار مى گرفت و لبه هاى آن نيز دالبر داشت. زنان در آن زمان موى خود را كوتاه كرده و از وسط فرق باز مى كردند و يك مو بند كه به كلاه شباهت داشت به سر مى گذاشتند. اين كلاه با يك پارچه بلند تزئين مى شد. همچنين زنان گردنبندى با دانه هاى گرد و يك آويز به گردن مى بستند.
بانوى عيلامى پوشش ديگرى نيز بر تن دارد.
002232.jpg
اين لباس پيراهنى است زير با يقه گرد و آستين هاى بلند كه در محل آرنج با يك بازوبند تنگ شده است. پيراهن رو با يقه باز و آستين حلقه اى كه روى سينه و زير بغل حاشيه دوزى شده اش زيبايى به اين لباس داده است. قد پيراهن بلند و پائين دامن آن حاشيه دوزى است.
روى شانه راست يك شال حاشيه دار قرار دارد كه لبه بيرونى آن ريشه اى و منگوله دار است و چند رديف طوق زرين در گردن و چند النگو به همان شكل در دست دارد.
۹ماه انتظار
هفته يازدهم
تغييرات كودك
جوانه ۳۲ دندانش زده شده است. در اين هفته او نخستين تمرين ها را براى مكيدن آغاز كرده است. تمرين دادن به عضلات در اين زمان در او شروع شده است.
تغييرات مادر
در اين هفته تغيير چندانى در خود احساس نمى كنيد. بايد به راحتى و ورزش و تغذيه تان توجه بيشترى داشته باشيد. به مطالعه در مورد دوران باردارى، شيردهى و ‎/‎/‎/ بپردازيد. هرچه اطلاعات دقيق ترى داشته باشيد، باردارى راحت ترى را سپرى خواهيد كرد.
دستپخت
غذاى يك روز تعطيل
002229.jpg
مواد لازم براى شش نفر:
شش عدد از قسمت بالاى ران
۹۰۰ گرم سيب زمينى
۳۰۰ گرم قارچ ورقه شده
شش عدد موسير بزرگ
چهار حبه سير
دو قاشق مربا خورى برگ رزمارى تازه
يك قاشق مربا خورى نمك
نصف قاشق مرباخورى فلفل
يك و نيم قاشق مربا خورى سركه يا آبليمو
طرز تهيه
تمام مواد را به جز سركه در يك آرام پز ريخته و براى مدت پنج ساعت بگذاريد تا با هم پخته و نرم شوند پس از آن مواد را در شش ظرف جداگانه مناسب بريزيد و روى هر كدام كمى سركه يا آبليمو بپاشيد.
هنگامى كه قصد داريد يك روز تعطيل را در بيرون از خانه بگذرانيد، مى توانيد اين غذا را پخته و با خود ببريد زيرا علاوه بر طعم خوبى كه دارد، آبكى نبوده و با نان مى توانيد آن را ميل كنيد توجه داشته باشيد كه اين خوراك خوشمزه تا سه روز در يخچال و يك ماه در فريزر قابل نگه دارى است.
محتويات: 415 كيلو كالرى، ۴۷ گرم كربوهيدرات، پنج گرم فيبر، ۱۲ گرم چربى۲۲، گرم پروتئين ‎/
مادرانه
جنين و آسم مادر
جنين زنان باردار مبتلا به آسم ۳۱ درصد بيش از ديگران در خطر نقص عضو هستند. اين نقض عضو به علت نرسيدن اكسيژن كافى به جنين است.
آسم يك بيمارى مربوط به دوران كودكى است، اما بيشتر مواقع در بزرگسالى تشخيص داده مى شود. تقريباً چهار تا هشت درصد از زنان باردار دچار آسم مى شوند اما تعداد زيادى از آنها تشخيص داده نمى شوند.

|   تهران   |   سياسى و بين الملل   |   اجتماعى   |   انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   زندگى   |   خانواده   | 
|   اقتصادى   |   زنان   |   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |