|
گزارش پشت صحنه آخرين سريال احمد امينى
زخم كهنه بر قلب بى گناهان
|
|
|
]مريم درستانى] يكى از اتفاقات جالب و شايد تكرار نشدنى در يك پروژه (سريال يا فيلم) اين است كه جمع بازيگر - كارگردانى در يك كار دور هم جمع شده باشند. اين ويژگى از طرفى كار را براى كارگردان آن پروژه سخت شايد هم آسان كند. «بى گناهان» آخرين سريال در حال ساخت احمد امينى اين ويژگى را دارد. «داريوش فرهنگ» و «مسعود كرامتى» به اضافه يك دوست ديگرى كه تنها دوران جوانى او را در فلاش بك هاى سريال مى بينيم سه رفيقى هستند كه به گفته امينى در جريان يك سرقت ميان آنها جدايى رخ مى دهد. اين جدايى ۲۵ شايد هم ۲۶ سال طول مى كشد و وقتى به زمان حال مى آئيم قصه با بازگشت يكى از اين سه رفيق از خارج كشور شروع مى شود. در كنار اين دو شخصيت اصلى كه هر كدام داراى ويژگى ها و شاخصه هاى خاصى به لحاظ بازى و به لحاظ شخصيت پردازى در قصه سعيد شاهسوارى دارند، شخصيت هاى ديگرى نيز وارد قصه خواهند شد كه اتفاقاً هر كدام داستان مربوط به خودشان را دارند و به شكل پيوسته و زنجير وار و همزمان با هم پيش مى روند تا نشان دهنده يك درام اجتماعى در شبكه سه سيما باشند. به عنوان مثال جداى از حضور فرهنگ و كرامتى در نقش هاى جلال و عاصف به عنوان بازيگران اصلى اين سريال «همايون اسعديان» و «محمد على نجفى» نيز از ديگر بازيگر - كارگردانان اين سريال هستند، اسعديان نقش يك دكتر روانپزشك را بازى مى كند و امينى معتقد است كه نجفى نقش مكمل كليدى و خوبى را در كنار فرهنگ ايفا مى كند. * قصه اجتماعى - پليسى قصه «بى گناهان» دو سال پيش درست بعد از پايان يافتن سريال «اولين شب آرامش» (اسفند ۸۵) به نويسندگى شاهسوارى و همفكرى احمد امينى شروع مى شود، شايد هم بهتر است بگوييم با همفكرى ديگر بازيگر كارگردانان اين سريال كه بعضاً پيشنهاداتى را ارائه دادند كه لازمه آن وجود صميميت و حتى رفاقتى است كه نه در قصه شاهسوارى بلكه در ميان تك تك اين چهار بازيگر - كارگردانان وجود دارد. در هر حال تم اصلى بى گناهان را مى توان مانند سريال قبلى امينى تمى اجتماعى دانست و ساختار داستان آن را چيزى شبيه اولين شب آرامش؛ كه چند قصه و داستان موازى با آدم هاى مختلف در حال وقوع و يا در حال جريان هستند. امينى ادامه مى دهد: «قصه با بازگشت يكى از اين سه رفيق آغاز مى شود. كسى كه خانواده خود را رها كرده و حالا برگشته و با شرايط و محيط تازه اى روبه رو شده است. او تلاش مى كند خودش را با شرايط فعلى جامعه و خانواده اش وفق دهد اما طبيعى است كه با عدم تجانسى روبه رو مى شود كه مشكلاتى را براى او به وجود مى آورد.» در واقع ساختمان اصلى قصه بى گناهان را همين برخورد آدم ها با شرايط جديد شكل مى دهد. بى گناهان اواخر تيرماه بعد از آماده شدن ۷ قسمت از سريال همزمان با انتخاب بازيگران توسط «پيام دهكردى» و روخوانى بازيگران آغاز مى شود و از دوازدهم شهريور سال گذشته بى گناهان كليد مى خورد. امروز كه ما در حال تهيه گزارش هستيم روزهاى پايانى تصوير بردارى اين سريال است. البته قرار است بخش عمده سريال بى گناهان مربوط به ساخت و ساز دكور در حساس ترين صحنه سريال يعنى چهارراهى باشد كه مربوط به سال هاى گذشته است و توسط «فاضل ژيان» طراح صحنه و لباس در منطقه اى اطراف رباط كريم در حال ساخت است. از اين نظر بى گناهان تجربه جديدى در كارنامه كارگردانى احمد امينى است زيرا ضمن در برداشتن درامى اجتماعى و خانوادگى مايه هاى پليسى هم دارد. امينى دراين باره مى گويد: «مطمئناً ساختار، ساختارى تعليقى و پركشش است زيرا به دليل نبود يكى از شخصيت هاى قصه، خيلى از مسائل از او پنهان مانده و او دچار ابهاماتى است كه قرار است آنها را حل كند. او با موانعى روبه رو مى شود كه كشش هايى را به وجود مى آورد و باعث پيشرفت قصه مى شود.» تصويربردارى بى گناهان در دانشكده روانپزشكى واقع در يكى از خيابان هاى اطراف ميدان مادر ادامه مى يابد. مكانى كه به عنوان كلانترى از آن استفاده شده است. كارگردان توضيح مى دهد كه به دليل آرام بودن فضاى اين دانشكده و همين طور استفاده چندين روزه ما از اين فضا و راهروهاى دانشكده عملاً حضور ما در مكان هايى مثل كلانترى به دليل شلوغى و رفت و آمد بسيار امكانپذير نبود. گروه امينى، گروه آرامى هستند از كيوان معتمدى مدير تصويربردارى بگيريد تا ناصر شكوهى نيا صدابردار، الهام صالحى طراح گريم و همين طور عليرضا بزدوده كه به عنوان برنامه ريز و دستيار اول در كنار احمد امينى حضورى پررنگ دارند. با هماهنگى «بهداد امينى» پسر احمد امينى به عنوان دستيار دوم كارگردان آن روز اكثر بازيگران سريال حتى يك سكانس كوچك هم بازى داشتند و به اين ترتيب تا قبل از ظهر كم كم بازيگران ديگر به گروه اضافه مى شوند. «امير آقايى» ديگر بازيگرى كه در اين صحنه حضور دارد، نقش بازپرس كلانترى را ايفا مى كند. از فرصت استفاده مى كنم تا نور صحنه و سيم كشى آن داخل سقف راهرو انجام مى شود، از امينى در اين رابطه مى پرسم. او مى گويد: «به دليل مايه هاى پليسى كه سريال دارد، در جريان يك حادثه قتلى هم اتفاق مى افتد كه پاى پليس به ميان مى آمد...» صحنه آماده شده و به اين شكل جلال بايد كسى باشد كه مظنون به قتل است و بايد قصاص شود. در هر حال بايد ديد در قصه شاهسوارى اين ميزان تعليق و كشش چه پرداختى خواهد داشت. بر اساس دكوپاژى كه امينى در ذهنش دارد، زواياى مختلف دوربين را براى تصويربردارى به تصوير مى كشد، اما به دليل ظرافتى كه تصويربردارى روى دست دارد، دستيابى به نتايج مطلوب امكانپذير نيست. كيوان معتمدى در اين باره مى گويد: «وقتى سكانس ها را روى دست مى گيريد، كنترل حركات دوربين سخت تر است تا اين كه دوربين روى سه پايه باشد. به آن شكل وقتى مى خواهيد از يك نقطه به نقطه ديگر برويد، حركاتى لازم است كه يك مرتبه به يك نتايج ديگرى مى رسيد كه ممكن است آن چيزى باشد كه مد نظر كارگردان نيست، به اين شكل تعداد برداشت ها بالا مى رود.» معتمدى به عنوان تصويربردار قبل از شروع تصويربردارى طراحى لازمه هر صحنه را بر اساس فيلمنامه اى كه خوانده در ذهنش به تصوير مى كشد. او در همان دانشكده اى (سينما - تئاتر) فيلمبردارى خوانده كه احمد امينى و سعيد شاهسوارى نيز تحصيل كرده اند. دستبند كه از دستان داريوش فرهنگ باز مى شود، با او صحبت مى كنم، جالب است كه او با هر نوع گزارش پشت صحنه چه تصويرى و چه روزنامه مخالف است، دليلش هم اين است: «به نظرم زندگى پشت دوربين نسبت به جلوى دوربين يك چيز خصوصى است. شما تصور كنيد پدرى بچه ۹-۸ ساله اش در يك شب بارانى مريض شده، هيچ وسيله اى موجود نيست و هيچ كس در خانه نيست. او بايد دوان دوان زير شلاق باران بدود و به بيمارستان برسد. اين صحنه تأثيرگذارى است ولى وقتى پشت صحنه را نشان مى دهيم كه چطور باران مى دهند، شلنگ گرفتند و يا ماشين آتش نشانى آوردند، جوهره اين صحنه گرفته مى شود. لطف و جاذبه اين صحنه به آن است كه مخاطب خودش را با حس آن صحنه ها شريك كند.» فرهنگ درباره نقش جلال مى گويد: «جلال شخصيت ميانسالى است، مردى است با زخمى كهنه بر قلب و اين ويژگى جلال را خيلى دوست داشتم.» فرهنگ در پاسخ به اين سؤال كه ويژگى اين جنبه از بازى جلال چگونه است، مى گويد: «او اين زخم را ۲۵ سال با خود حمل مى كند و به دنبال مرهمى بر اين زخم است.» فرهنگ معتقد است «جلال از اين آدم هاى مقوايى سريال هاى رايج نيست كه ويژگى و شناسنامه مشخصى نداشته باشد.» مسعود كرامتى نيز با تأييد صحبت هاى فرهنگ درباره نقشش مى گويد: «نقش عاصف يكى ديگر از نقش هاى كليدى سريال است كه خيلى مثبت نيست. اين كاراكتر صاحب يكسرى موقعيت هايى است كه فراز و نشيبى دارد و باعث جذابيت آن مى شود و همينطور براى بازيگر موقعيت هايى را فراهم مى كند كه متفاوت تر است.» احمد امينى براى انتخاب شخصيت هاى داستانش به تركيب تقريباً جديدى رسيده است. يكى از نقش ها هم نقش عاصف است كه به گفته كارگردان به سختى به آن رسيده اند. امينى در اين باره مى گويد: «به دشوارى به كرامتى رسيديم چون بازيگر خاصى مى خواستيم و اين نقش، نقش پيچيده و عجيب و غريبى است. شخصيت عاصف غيرقابل پيش بينى است كه در بخش عمده اى از كار وجهه خاصى از او را مى بينيم و از يك جايى به بعد يك مرتبه متوجه مى شويم كه تمام قضاوت ها راجع به اين آدم اشتباه بوده. به اين خاطر سخت بود بازيگرى را پيدا كنيم كه اين ويژگى ها را داشته باشد.» امينى معتقد است با حضور كرامتى به نتايج شگفت انگيزى رسيديم كه به نظرم بازى استثنايى خواهد شد. صحنه هاى بازى فرهنگ در راهروى كلانترى با برداشت صحنه هايى از راه رفتن او در راهرو گرفته مى شود، مهدى پاكدل هم از راه مى رسد تا براى صحنه هاى بعدى آماده باشد. حضور امير آقايى و پاكدل به دليل تجربه خوبى كه در «اولين شب آرامش» داشتند در اين كار نيز ادامه پيدا كرده است. كرامتى درباره عاصف و همينطور ديگر نقش ها ادامه مى دهد: «اگر دو قطب در اين سريال باشند آن هم جلال و عاصف هستند ولى نقش هاى ديگر مثل نقش هاى آقايى و پاكدل، ساره بيات و نازنين احمدى و... نقش هاى خوبى هستند و صاحب قصه و موقعيت هاى دراماتيك هستند.» عاصف را مى توان نمونه آدم هاى پولدار و تازه به دوران رسيده اى به حساب آورد كه با دغل بازى موقعيت خود را حفظ كرده اند ولى اكنون در جايگاه خودشان قرار ندارند به اين شكل مشكلاتى هم براى خود و هم براى ديگران ايجاد مى كنند. آيا عاصف داراى گريم خاصى نيز هست كرامتى مى گويد: «نه گريم خاصى ندارد، فقط يك پادردى است كه گاهى در اثر عصبانيت بيشتر مى لنگد. ولى در كل عاصف آدمى است صاحب پيچيدگى هاى كاراكترى، يعنى هم جنبه مثبت دارد و هم منفى. به اصطلاح امروزه، آدم است و عشق را هم مى شناسد و...» بساط ناهار كه بر روى ميزهاى سفيد و پلاستيكى دانشكده روانپزشكى چيده مى شود، هنوز احمد امينى و گروهش در طبقه پائين مشغول ضبط صحنه هايى از جلال و همينطور لحظه ورود آنها از اتاق به راهروى كلانترى هستند. بايد ديد قصه بى گناهان، قصه چگونه آدم هايى است، آدم هايى بى گناه، آدم هايى فقير، آدم هايى تحصيلكرده و يا به تعبير داريوش فرهنگ آدم هايى با زخم هايى كهنه بر قلب هايشان. ديگر عوامل بى گناهان عبارتند از: مدير توليد: شهنام شهباززاده و عكاس: مهدى دل خواسته.
|