سه شنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۷ جمادى الاول ۱۴۲۹
Tue, May 13, 2008
حوادث
۳۹۲۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
تهران
سياسى و بين الملل
سياسى
اجتماعى
زنگ اول
بادبادك
زندگى
خانواده
فرهنگ و هنر
زنان
ورزشى
حوادث
اقتصادى
صفحه آخر

*همسرم ناراضى و پرتوقع بود و از ميهمانى هم خوشش نمى آمد، او را كشتم و فرزندمان را هم كه بلاتكليف مى ماند، كشتم
* الهام به خاطر جهيزيه و سيسمونى آن قدر سرم منت گذاشت كه مى خواستم خانه مان را هم به آتش بكشم

همسر ناراضى و فرزند بلاتكليفم راكشتم
*همسرم ناراضى و پرتوقع بود و از ميهمانى هم خوشش نمى آمد، او را كشتم و فرزندمان را هم كه بلاتكليف مى ماند، كشتم
* الهام به خاطر جهيزيه و سيسمونى آن قدر سرم منت گذاشت كه مى خواستم خانه مان را هم به آتش بكشم
001344.jpg
001347.jpg
001353.jpg
مرد جنايتكار كه پس از قتل هولناك همسر و فرزند خردسالش به خارج از كشور گريخته بود اما به خاطر عذاب وجدان به كشور بازگشته است در اعتراف هاى تكان دهنده انگيزه و جزئيات قتل را فاش كرد.
مهدى ۳۰ ساله، شامگاه يازده ارديبهشت امسال الهام ۲۵ ساله و عرشيا دو ساله را در خانه شان واقع در خيابان رباط كريم تهران به قتل رساند.
او پس از قتل طبق نقشه قبلى به دبى و از آنجا به مالزى گريخت تا به يكى از كشورهاى اروپايى برود اما سرانجام چند روز بعد به خاطر عذاب وجدان به ايران بازگشت. او در حالى كه تصميم داشت همراه پسرخاله اش خودكشى كند از سوى مأموران پليس شناسايى و دستگير و براى انجام تحقيقات قضايى به دادسراى جنايى تهران منتقل شد.
خبرنگار ما نيز صبح ديروز با عامل جنايت و پسرخاله اش كه به دادسراى جنايى تهران منتقل شده بودند، گفت وگو يى انجام داد. او درباره نحوه آشنايى با همسرش گفت: چهار سال قبل از طريق يكى از بستگانم با همسرم الهام آشنا شدم. او كارمند يك شركت هواپيمايى بود، من هم تحصيلدار يك شركت موتورسازى. او ديپلم داشت اما من نداشتم. با اين حال قبول كرد با من ازدواج كند. مادرش سال ها قبل طلاق گرفته بود بنابراين الهام و خواهر كوچكترش همراه مادرشان در خانه پدربزرگ پيرشان زندگى مى كردند.به خاطر اين كه مى دانستم فرزند طلاق است و مشكلات زيادى در زندگى داشته با خودم عهد بستم به او محبت كنم و اجازه ندهم در زندگى كمبودى احساس كند. اما الهام دخترى ناراضى و پرتوقع بود. اختلاف هاى ما هم از همان روزهاى نامزدى آغاز شد. سر هر موضوعى بهانه جويى مى كرد و دائم ايراد مى گرفت اما من تحملم زياد بود.
الهام بر خلاف من كه بسيار اهل رفت و آمد و تفريح بودم از حضور در جمع و ميهمانى هاى خانوادگى خوشش نمى آمد. در اين چهار سال كارى كرد كه با همه دوست و فاميل قطع رابطه كنيم. وقتى عرشيا به دنيا آمد تصور كردم اخلاقش بهتر مى شود، اما بدتر شد. به هر بهانه اى من و عرشيا را كتك مى زد. وقتى پسرمان را مى زد به او اعتراض مى كردم او هم مى گفت: «من برايت مهمتر هستم يا عرشيا »
انگار حسادت مى كرد. دائم تحقيرم مى كرد و جلوى خانواده ام به من ناسزا مى گفت. از كوچكترين رفتار و گفتارم ايراد مى گرفت و توهين مى كرد.
- چرا طلاقش ندادى
- نمى خواستم آواره شود چون مطمئن بودم بعد از طلاق جايى براى زندگى ندارد، دلم براى آينده اش مى سوخت.
- از چه زمانى تصميم به قتل گرفتى
- فروردين امسال. شب عيد وقتى پاى سفره هفت سين بوديم به او التماس كردم و از او خواستم هر چه در اين سال ها گذشته را فراموش كند. گفتم با هم زندگى را از اول شروع مى كنيم اما او توجهى نكرد و من هم از همان موقع فهميدم كه ديگر اين زندگى درست نمى شود.
- از شب حادثه بگو.
- چهارشنبه ۱۱ فروردين الهام از محل كارش به خانه آمد. گفت قرار است شب مادرش به خانه ما بيايد. گفتم تلفن بزن كه نيايد امشب با تو كار دارم. او هم قبول كرد. بعد رفتم از بيرون غذا گرفتم چون الهام خسته بود گفت نمى تواند غذا درست كند. شام كه خورديم الهام به اتاق خواب رفت. دنبالش رفتم تا با هم حرف بزنيم اما دوباره بحث مان شد. من هم يك دفعه دستم را روى دهانش گذاشتم. چند دقيقه اى دست و پا زد اما بالاخره تمام شد.عرشيا كه با شنيدن فريادهاى مادرش به اتاق آمده بود دائم گريه مى كرد. وقتى الهام را كشتم به طرف عرشيا رفتم. او را بغل كردم و گفتم: «مامانت خوابيده گريه نكن بيدار مى شه!»
يك ساعتى گذشت با خودم فكر كردم حالا الهام مرده و من هم مى خواهم از ايران بروم پس تكليف عرشيا چه مى شود بنابراين بهتر است او هم كنار مادرش آرام بگيرد. كم كم دستم را جلوى دهان و بينى اش بردم و فشار دادم چند ثانيه بيشتر طول نكشيد و كار او هم تمام شد.
نگاهى به خانه و زندگى ام انداختم. به هر وسيله اى كه نگاه مى كردم يادم مى آمد كه الهام چقدر به خاطر آنها سرم منت گذاشته بود. مگر بقيه دخترها جهيزيه نمى برند. مگر همه مادرها به دخترشان سيسمونى نمى دهند. پس چرا الهام آنقدر سر من منت مى گذاشت از همه آنها بدم آمد. مى خواستم خانه را به آتش بكشم اما نشد. فقط تا توانستم پرده ها را پاره كردم، عكس ها را از بين بردم و بعد هم مداركم را برداشتم و به فرودگاه رفتم. از آنجا به دوبى و بعد هم به مالزى رفتم. سه روز آنجا بودم اما ياد و خاطره عرشيا يك لحظه هم رهايم نمى كرد. بچه ام طلا بود. الآن افسوس مى خورم كه چرا عرشيا را با خود نبردم. عرشيا همه زندگى ام بود. شب هايى كه الهام سر كار بود خودم از او نگهدارى مى كردم. سه روز بعد طاقت نياوردم و به جاى اين كه به طرف مقصدم كه يك كشور اروپايى بود بروم به ايران برگشتم تا خودم را بكشم تا مرا در كنار بچه ام دفن كنند. الان هم آرزويى غير از مرگ ندارم اما مى گويند بايد مراحل قانونى كار طى شود تا اعدامم كنند.پسرخاله مهدى نيز كه به اتهام مساعدت در فرار متهم و اختفاى وى از سوى بازپرس روشن رئيس شعبه سوم دادسراى جنايى تهران، بازداشت شده است نيز به خبرنگار ما گفت: روز چهارشنبه گذشته مهدى تلفن كرد و از من خواست به خانه آنها بروم. تعجب كردم. مى دانستم از كشور خارج شده اما چرا برگشته نمى دانم. مهدى گفت: «مى خواهم خودم را بكشم. برايم سم بخر و بياور.»
من هم سم خريدم و به خانه مهدى رفتم. چند دقيقه اى با هم گريه كرديم اما بعد مهدى انگار كه ديوانه شده بود مى خنديد و دور خودش مى چرخيد. از اين كه مى خواست خودكشى كند خوشحال بود. مى گفت طناب خريده و خودش را حلق آويز كرده اما نمرده است. بعد هم شير گاز خانه را باز گذاشته تا خفه شود اما باز هم موفق نشده. به دليل اين كه از بچگى با مهدى دوست بودم و از برادر هم بيشتر او را دوست داشتم تصميم گرفتم با او خودكشى كنم. با وجود اين كه زن و بچه دارم نمى خواستم مهدى را تنها بگذارم. پس از اين كه سم را خورديم با كارد رگ دستم را بريدم. مهدى هم گلويش را بريد اما در همين موقع مأموران كلانترى وارد خانه شده و ما را دستگير كردند.بازپرس روشن پس از بازجويى از متهمان مهدى را به اتهام قتل عمد و پسرخاله او را نيز به اتهام مساعدت در فرار متهم بازداشت كرد.
اظهار نظر يك جرم شناس
دكتر على نجفى توانا جرم شناس و استاد دانشگاه با ابراز تأسف از وقوع اين جنايت و پرونده هاى مشابه بروز سوءتفاهم هاى ساده كه به تدريج به اختلاف هاى مزمن مبدل مى شوند را از عوامل اصلى قتل هاى خانوادگى دانست.
وى گفت: متأسفانه خانواده ها به علت ناآشنايى و كم اطلاعى درباره نحوه برخورد و كنترل بحران هاى ناشى از برخوردهاى سليقه اى و برطرف كردن سوءتفاهم ها از طريق مذاكرات دوستانه، با قهر و لجبازى واكنش هاى شديدى نسبت به يكديگر نشان مى دهند. در نتيجه بعد از مدتى دو طرف سعى در انتقام جويى و تلافى خواهند داشت.به اعتقاد وى، در زندگى، قديمى يا جديد بودن ريشه هاى اختلاف اهميت چندانى ندارد بلكه همين قدر كه طرفين نتوانند با گذشت و محبت مشكل خود را رفع كنند اختلاف ها به برخوردهاى خشن تبديل مى شود.در اين ماجرا - قتل مادر و فرزند به دست همسر و نوع قتل (خفگى) نشان مى دهد از لحاظ روانشناسى مرد طبع خشن و مهاجمى نداشته است. بلكه در لحظه بحران آستانه تحملش كاهش يافته و تصميم به قتل گرفته است. پس از كشتن همسرش نيز سعى كرده يادگار او را هم از بين ببرد.به گفته دكتر نجفى توانا، بعد از ازدواج بسيارى از پندارهاى گذشته زوجين از يكديگر چهره مى كند و همين موضوع باعث بروز سوءتفاهم ها مى شود.بنابراين براى پيشگيرى از وقوع چنين حوادثى در جامعه، دختران و پسران و زوج هاى جوان بايد آموزش هاى لازم براى مقابله با بحران هاى زندگى را بياموزند. در موقع بروز اختلاف هاى كوچك با حفظ خونسردى و درك طرف مقابل شرايط را تعديل و آرامش را برقرار كنند. هنر موفقيت در زندگى خانوادگى تنها به داشتن پول و خانه و كار مناسب نيست بلكه هنر تحمل ديگرى و گذشت در مقابل اشتباه ديگران است كه توفيق در زندگى خانوادگى را به همراه دارد.
سرنخ متهم فرارى در تلفن همراه مقتول بود
001350.jpg
پليس پس از ۲۲ ماه تحقيق سرنخ دستگيرى متهم به قتل فرارى را در تلفن همراه قربانى ماجرا كشف كرد. به گزارش خبرنگار جنايى ما، عصر ششم مرداد ۸۵ مأموران پليس ۱۱۰ در جريان تصادف يك دستگاه موتوسيكلت با سه سرنشين در بزرگراه حقانى تهران قرار گرفتند، پليس پس از حضور در محل تصادف دريافت عليرضا - 18 ساله - به علت شدت جراحات جان باخته و دو پسر جوان ديگر نيز كه به شدت مصدوم شده بودند به بيمارستان منتقل شده اند.
پس از تشكيل پرونده در دادسراى ناحيه ۳ تهران بازپرس پرونده در تحقيق از مصدومان حادثه پى برد اين تصادف عمدى بوده است. بنابراين پرونده به دادسراى جنايى تهران فرستاده شد. بدين ترتيب بازپرس شاملو - رئيس شعبه يكم ويژه قتل - رسيدگى به پرونده براى كشف حقيقت را آغاز كرد.
نخستين تحقيقات نشان داد روز حادثه عليرضا - مقتول - همراه دو تن از دوستانش سوار بر موتوسيكلت براى تفريح به پارك طالقانى رفته بودند كه با پسر جوانى به نام ناصر درگير شدند. ناصر نيز در تماس با دوستانش از آنها كمك خواسته بود.
بدين ترتيب عليرضا و دوستانش سوار بر موتوسيكلت فرار كردند. اما همان موقع ناصر و دوستانش نيز با موتوسيكلت ديگرى به تعقيب آنها پرداختند. سرانجام بين راه يكى از سرنشينان موتوسيكلت تعقيب كننده با اصابت ضربه اى به موتوسيكلت عليرضا تعادل آنها را به هم زد. در نتيجه موتوسيكلت با حفاظ آهنى كنار بزرگراه برخورد كرد كه در اين ماجرا عليرضا جان باخت و متهمان متوارى شدند.
بازپرس شاملو نيز با به دست آوردن اين اطلاعات بلافاصله دستور شناسايى متهمان را صادر كرد. سرانجام پس از گذشت چند ماه كارآگاهان با بررسى تلفن همراه مقتول شماره تلفن متهم فرارى را پيدا كردند.
بازپرس شاملو در اين رابطه گفت: در تحقيقات ويژه دريافتيم روز حادثه مقتول شماره تلفن متهم را در گوشى تلفن همراهش ذخيره كرده بود تا با او تماس بگيرد و قرار يك درگيرى و نزاع را بگذارند. بدين ترتيب با استفاده از همين شماره تلفن متهم را شناسايى و دستگير كرديم.
ناصر كه صبح ديروز به شعبه يكم بازپرسى احضار شده بود در بازجويى ها ضمن انكار ماجرا گفت: روز حادثه در پاك نبودم و با كسى هم درگير نشدم.
سپس بازپرس شاملو شاهدان حادثه را با متهم روبه رو كرد. آنها پس از شناسايى وى با اطمينان گفتند او همان پسرى است كه روز حادثه با عليرضا درگير شد.
بازپرس پرونده گفت: با وجود انكار متهم شواهد و مدارك نشان مى دهد وى روز حادثه با مقتول درگير شده است اما براى افشاى حقيقت حاضر به همكارى نيست و دو همدستش را نيز معرفى نمى كند. در حال حاضر از آنجا كه هنوز نمى دانيم كداميك از سرنشينان موتوسيكلت تعادل موتور مقتول را به هم زده و باعث اين تصادف شده تحقيقات همچنان ادامه خواهد داشت.
بدين ترتيب ناصر در بازداشت است و براى ادامه تحقيقات در اختيار كارآگاهان پليس آگاهى تهران قرار گرفت.
مدير آژانس قلابى با گذرنامه هاى مردم وام مى گرفت
مدير يك آژانس مسافرتى قلابى كه با گرو گذاشتن گذرنامه مشتريان خود، وام مى گرفت به اتهام كلاهبردارى چند ميليونى دستگير شد.
به گزارش خبرنگار ما، راز فعاليت هاى مجرمانه وى با شكايت چند تن از مسافران در كلانترى ۱۷ مهرويلاى كرج فاش شد.
يكى از شاكى ها به مأموران گفت: چند روز قبل آگهى يك شركت مسافرتى به اسم «نداى كعبه» توجهم را جلب كرد. وقتى همراه دوستانم براى ثبت نام و عزيمت به عتبات به محل شركت در خيابان طالقانى كرج رفتيم، مدير شركت خواست فرم هاى مخصوص را همراه گذرنامه و ۲۵۰ هزار تومان پول نقد به منشى تحويل دهيم تا با اولين كاروان، من و دوستانم را به عراق بفرستند.
بلافاصله مداركمان را آماده كرده و تحويل دفتر داديم اما هرچه منتظر مانديم براى سفر با ما تماس گرفته نشد. وقتى به محل شركت رفتيم متوجه شديم متهم پس از تعطيل كردن شركت متوارى شده است.
همزمان با افزايش شكايت از مديرعامل شركت، پرونده براى رسيدگى به اداره آگاهى استان تهران فرستاده شد. كارآگاهان پس از استعلام از سازمان حج و زيارت كرج دريافتند اين شركت مجوزى براى اعزام كاروان نداشته است.
بنابراين پس از پلمب شركت تحقيقات براى دستگيرى حميد - متهم فرارى - آغاز شد.
كارآگاهان كه پاتوق هاى وى را شناسايى كرده بودند سرانجام موفق شدند او را در يكى از محله هاى كرج دستگير كنند.
متهم پس از انتقال به اداره آگاهى در بازجويى ها گفت: گذرنامه هاى مشتريان را به صورت ضمانت به يكى از دوستانم سپرده و از او وام مى گرفتم.سرهنگ اسماعيل هادئى، رئيس پليس آگاهى استان تهران در اين باره گفت: تاكنون ۴۳ نفر از متهم شكايت كرده اند. حميد نيز در بازجويى ها به ميليون ها تومان كلاهبردارى اعتراف كرده است. هم اكنون متهم با قرار قانونى در بازداشت به سر مى برد و گذرنامه شاكى ها نيز به آنها بازگردانده شده است.رئيس پليس آگاهى استان تهران همچنين با هشدار به هموطنان گفت: مردم قبل از ثبت نام در كاروان هاى زيارتى از معتبر بودن آنها اطمينان حاصل كنند و در صورت مشاهده موارد مشكوك موضوع را به پليس اطلاع دهند.
سقوط تريلر از روى پل كارون
در حادثه اى عجيب يك دستگاه تريلر حامل گندم از پل سوم كيانپارس اهواز به رودخانه كارون سقوط كرد.
رئيس راهنمايى و رانندگى خوزستان علت اين حادثه را بى احتياطى راننده و ناتوانى در كنترل خودرو به دليل خواب آلودگى عنوان كرد.به گفته سرهنگ «فرج بيرانوند» در اين حادثه راننده و كمك راننده تريلر به صورت سطحى مجروح شدند.تريلر عصر يكشنبه از انديمشك به سمت ميدان چهار شير اهواز در حركت بود كه با انحراف به راست از بالاى پل به داخل آب سقوط كرد.به گفته شاهدان عينى سقوط اين تريلر از بالاى پل ۸۰ مترى خسارت سنگينى به خودرو و نرده هاى حفاظتى پل وارد كرد.مردم از اينكه دو سرنشين تريلر از اين حادثه جان سالم به دربرده اند شگفت زده اند.
مار سمى، داخل پژو ۲۰۶
امداد رسانان آتش نشانى تهران يك مار سمى كه داخل پژو ۲۰۶ پنهان شده بود را به دام انداختند.
به گزارش خبرنگار ما، ديروز صاحب اين خودرو پس از پايان كار روزانه اش به محل پارك خودرويش در يكى از پاركينگ هاى عمومى شهر رفت. او وقتى وارد خودرو شد، ناگهان با مارى روى صندلى روبه رو شد. مرد بلافاصله وحشت زده بيرون پريد و موضوع را به آتش نشانى اطلاع داد. مأموران ايستگاه ۲۱۱ نيز با حضور در محل به بازرسى دقيق اتاق خودرو پرداختند. دقايقى بعد هم مار سمى با استفاده از تجهيزات و گاز كربنيك به دام افتاد.
پسر جوان، قربانى لاغرى
001362.jpg
پسر جوان چهار ماه پس از عمل جراحى لاغرى بر اثر عوارض ناشى از آن جان سپرد.
به گزارش خبرنگار ما، كيوان دى ماه سال گذشته براى كم كردن وزن خود به مطب يكى از پزشكان اصفهان مراجعه كرد. او پس از انجام آزمايش هاى لازم به پسر جوان پيشنهاد كرد براى كاهش وزن تحت عمل جراحى قرار گيرد.كيوان نيز به خاطر مشكلات روحى، روانى ناشى از چاقى قبول كرد در يكى از كلينيك هاى تخصصى زيرتيغ جراحى برود.پس از عمل همه چيز خوب بود تا اين كه چند روز بعد عوارض ناشى از آن مشكلاتى را براى كيوان به وجود آورد. او بارها به پزشك جراح مراجعه كرد اما نتيجه اى نگرفت.سرانجام چهارماه پس از جراحى پسر جوان جان سپرد. در حال حاضر اين پرونده در دادسراى جنايى اصفهان تحت رسيدگى است.
ده ها هزار كشته، مجروح و ناپديد در زلزله چين
001419.jpg
گروه حوادث - آخرين گزارش ها از كشته شدن ۱۰ هزار نفر و هزاران مجروح و ناپديد در زلزله چين خبر مى دهد.
به گزارش خبرگزارى ها ديروز زمين لرزه اى با قدرت ۷‎/۸ ريشتر بخش هايى از استان «سى چوان» و ۱۵ استان ديگر چين را لرزاند كه بر اثر آن هزاران نفر از جمله هزار دانش آموز يك مدرسه در زير آوار ماندند. زلزله ساعت ۱۴‎/۳۸ دقيقه روز گذشته در شهر بى چوان از توابع استان سى چوان، ۸۰ درصد از ساختمان هاى اين شهر را با خاك يكسان كرد. دبيرستان «بى چوان» با هفت طبقه ساختمان كه اكنون به تلى از خاك تبديل شده است، هنگام وقوعزمين لرزه بيش از هزار دانش آموز را در خود جاى داده بود كه اين ساختمان بر اثر زمين لرزه فرو ريخت و تنها شمار اندكى از دانش آموزان موفق به فرار شدند. براساس اين گزارش، بر اثر اين زلزله تاكنون بيش از ۱۰ هزار نفر كشته و ۱۰ هزار نفر نيز ناپديد شده اند و ده ها هزار نفر نيز مجروح هستند كه در چند بيمارستان بسترى شدند. رسانه هاى رسمى چين اعلام كردند ۳۷ گردشگر كه با اتوبوس مسافرت مى كردند در زمين لرزه ديروز در استان سى چوان (جنوب غربى چين) كشته شدند. خبرگزارى شين هوا به نقل از سخنگوى دستگاه هاى امدادى منطقه اعلام كرد اتوبوس حامل اين گردشگران بر اثر رانش زمين كه در ناحيه مائوشيان در منطقه خودگردان آباى ثبت در استان سى چوان به وقوع پيوست زير خاك مدفون شد. سخنگوى دستگاه هاى امدادى منطقه افزود: در بين دو هزار گردشگرى كه در استان سى چوان گرفتار شده اند ۱۵ انگليسى نيز وجود دارد و برقرارى تماس با آنها امكان پذير نيست.
وخامت اوضاع در مناطق زلزله زده
«ون جيابائو» نخست وزير چين اعلام كرد اوضاع در جنوب غرب كشور كه در اثر زمين لرزه بشدت بحرانى شده است. نخست وزير چين گفت: اوضاع بسيار وخيم تر و بحرانى تر از آن چيزى است كه ابتدا تخمين زده بوديم و در حال حاضر نياز بيشترى به كمك هاى ديگران داريم. براساس آخرين آمار تا كنون حدود ۱۰ هزار نفر در زمين لرزه چين كشته شده اند.

|   تهران   |   سياسى و بين الملل   |   سياسى   |   اجتماعى   |   زنگ اول   |   بادبادك   |   زندگى   | 
|   خانواده   |   فرهنگ و هنر   |   زنان   |   ورزشى   |   حوادث   |   اقتصادى   |   صفحه آخر   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |