سه شنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۷ جمادى الاول ۱۴۲۹
Tue, May 13, 2008
زنگ اول
۳۹۲۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
تهران
سياسى و بين الملل
سياسى
اجتماعى
زنگ اول
بادبادك
زندگى
خانواده
فرهنگ و هنر
زنان
ورزشى
حوادث
اقتصادى
صفحه آخر
احترام به عقايد بچه ها خلاقيت آنها را شكوفا مى كند
صديقه پارسانيا
خلاق بودن يعنى پديده هاى عالم را متفاوت از ديگران ديدن، همانند نيوتن؛ وقتى كه سيب از درخت بر زمين مى افتد او چرخش سيب را به گونه اى متفاوت از ديگران مى بيند و به طرح مسئله و پاسخ به چرايى افتادن سيب از درخت مى پردازد. تحقيقات انجام شده در زمينه خلاقيت با آموزش نشان مى دهد بر خلاف عقيده نظريه پردازان گذشته كه خلاقيت را فرايندى ارثى و ذاتى تلقى مى كردند، به كارگيرى خلاقيت را مى توان به افراد به ويژه به كودكان و نوجوانان آموزش داد. به عبارت ديگر برخلاف تصور عامه مبنى بر اين كه فقط افرادمعدودى خلاق به دنيا مى آيند، واقعيت اين است كه همه با اين استعداد پا به اين دنيا مى گذارند و اين آموزش و تجربه است كه مى تواند زمينه هاى شكوفايى و غنابخشيدن هرچه بيشتر به اين استعداد را فراهم كند. از اين رو در كشورهايى كه از آموزش و پرورش پويا برخوردارند، پرورش خلاقيت به عنوان يكى از مهم ترين هدف هاى آموزش و پرورش مورد توجه قرار گرفته است. براى پرورش خلاقيت در كودكان بايد به تمام ابعاد وجودى آنان از جمله بعد عاطفى، اجتماعى، شناختى و آموزشى توجه شود. پرورش خلاقيت با عوامل محيطى مثل خانواده و اجتماع رابطه تنگاتنگى دارد.
۱- فراهم كردن محيط غنى از فرهنگ ۲- برقرارى جو عاطفى مناسب بين افراد خانواده ۳- توجه به تخيلات بچه ها و سوق دادن آن به سوى واقعيت ۴- توجه به پرورش حواس پنج گانه بچه ها
۵- فراهم آوردن محيطى كه امكان اشتباه و تجربه را به بچه ها بدهد ۶- استفاده از اسباب بازى هاى فكرى و ساختنى كه بچه ها بتوانند ايده هاى مختلف را روى آن پياده كنند مانند استفاده از انواع پازل ها و مدل سازى جدول ها ۷- ساخت كاردستى، استفاده بهينه از وسايل دورريختنى و تهيه كلاژ ۸- تشويق بچه ها به داشتن انديشه هاى بكر و تازه ۹- توجه به سئوالات عجيب و غيرمعمول بچه ها ۱۰- توجه و احترام به عقايد و پيشنهادهاى بچه ها ۱۱- مقايسه نكردن بچه ها با هم ۱۲- حذف تنبيهات بدنى ۱۳- تشويق بچه ها به دستكارى اشيا و تفهيم اين نكته به آنان كه مى شود نظرات را تغيير داد يا از بعد ديگرى آنها را بررسى كرد، از جمله عواملى است كه در پرورش خلاقيت دخالت دارند.
مدارس كوچك با گام هاى بزرگ
001287.jpg
زيور رضايى ـ كارشناس ارشد مديريت آموزشى
به نظر مى رسد مدرسه بزرگ نفوذ دارد. ابعاد خارجى آن، راه هاى طولانى و اتاق هاى زياد و گروه هاى بزرگ دانش آموزان همگى اشاره به قدرت و خوبى آن دارند و مدرسه كوچك فاقد اين اطمينان است. ساختمان متوسط آن، راه هاى كوچك و اتاق هاى كم تعداد و دانش آموزان كم آن به صورت گروه هاى كوچك است و حسى از يك محيط سطحى و نه چندان علمى را به ما منتقل مى كند. اما اينها تنها يك نظريه سطحى است. مدارس با اندازه هاى مختلف از ديدگاه دانش آموزان چگونه به نظر مى رسند آيا ارزيابى دانش آموزان در فعاليت هاى فوق برنامه در مدارس كوچك و بزرگ تفاوت دارند واضح است كه بخش زيادى از تأثير مدرسه در انتقال ارزش هاى فرهنگى و اجتماعى از سوى اين فعاليت هاى فوق برنامه انجام مى گيرد.
نزاع بر سر مدارس بزرگ از اواسط دهه ۶۰ با كتاب «مدارس بزرگ و كوچك» آغاز شد.باركر(Barker) و گامپ(Gump) به بررسى و مقايسه تفاوت هاى مدارس بزرگ و كوچك در رفتار دانش آموزان پرداختند. اما قبل از بسط موضوع، اين سؤال مطرح است كه معيار شناخت مدارس بزرگ از مدارس كوچك چيست
بيشتر محققان معتقدند كه مرز توافق شده اى براى مشخص كردن مدرسه بزرگ از مدرسه كوچك نداريم. در برخى تعريف ها مدارس كوچك براى تعداد ۳۵۰ نفر در ابتدايى و كمتر از ۴۰۰ نفر براى دبيرستان پيشنهاد شده است، اما يك ميانگين براى مدارس ابتدايى۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر و دوره متوسط ۴۰۰ تا ۸۰۰ نفر مى تواند تعريف مدارس كوچك باشد.
از سال ۱۹۸۰ به بعد مطالعات زيادى نشان داد كه مدارس و كلاس هاى كوچك تر سودمندترند.
تاكر((Tucker دريافت كه مدارس كوچك داراى جو يادگيرى بهترى نسبت به مدارس بزرگ هستند زيرا در مدارس كوچك تعامل بين معلمان و دانش آموزان بيشتر است و همچنين نتايج تحقيقات پيتمن (Pittman) و هاوت (Haughwout) نشان مى دهد ارتباط قوى بين اندازه كوچك مدارس و مشاركت دانش آموزان، تعامل معلم و دانش آموزان وجود دارد. از اهداف عمده مدارس كوچك، بالا بردن مشاركت معلم و دانش آموز و كمك به دانش آموزان براى ياد گرفتن استفاده از مهارت هايشان است. اين نوع از مدارس در بالا بردن ميزان دستاوردهاى دانش آموزان و ميزان رضايت مندى از مدرسه نتايج ارزشمندى داشته اند.
باركر و گامپ در كتاب خود اشاره مى كنند كه هم تعداد و هم تنوع فعاليت هايى كه دانش آموزان در آن شركت مى كنند در مدارس كوچك افزايش پيدا مى كند.
در اين مدارس دانش آموزان دوست دارند در فعاليت ها نقش مثبتى را ارائه كنند، حتى دانش آموزان منزوى نيز در اين نوع مدارس احساس تعلق بيشترى دارند و تمايل به مشاركت در آنها افزايش مى يابد.
آنها معتقدند هر چه مدارس بزرگتر مى شوند، هر چه امكانات و فرصت ها بيشتر مى شود اين امر به صورت يك مقياس نسبى برترى را نشان نمى دهد. بنابراين در مدارس بزرگ، تعداد بسيارى از دانش آموزان نياز به مشاركت را احساس نمى كنند.
در يك مطالعه ديگر نتايج نشان مى دهد در مدارس بزرگ دانش آموزان عمدتاً به عنوان ناظر در فعاليت آموختن عمل مى كنند ولى در مدارس كوچك، دانش آموزان سعى مى كنند از طريق مشاركت بياموزند.
در مدارس كوچك احتمال پيشرفت نكردن دانش آموزان به ميزان زيادى پائين مى آيد. در اين مدارس دانش آموزان نگرش و علاقه مثبت ترى به مدرسه دارند و رفتار بهترى از خود نشان مى دهند. احساس مسئوليت دانش آموزان نسبت به موضوع يادگيرى در مدارس كوچك بيشتر مى شود.
يادگيرى در مدارس كوچك به صورت فردى تر و در ارتباط بيشتر با دنياى بيرون مدرسه است. ضمن اين كه تجربه اين مدارس در برقرارى ارتباط، مطالعه گروهى و يادگيرى دسته جمعى بهتر است.
معلمان در مدارس كوچك نسبت به شغل خود احساس رضايت بيشترى مى كنند و نسبت به استفاده از هوش و تجارب خود براى كمك به دانش آموزان تشويق مى شوند و در واقع در مدارس كوچكتر معلمان به خلاقيت بيشتر و دانش آموزان به مشاركت بيشتر تشويق مى شوند.
* كوچكى هميشه زيبا نيست
با وجود آنچه درباره فوايد مدارس كوچكتر گفته شد، بر اين مطلب هم مى توان اشاره كرد كه كوچكى هميشه زيبا نيست. در نقد مدارس كوچك عنوان مى شود كه وقتى دانش آموزان با تعداد محدودى معلم در ارتباط هستند تأثير تجارب بد، هرچند ناچيز مى تواند بزرگ باشد، بنابراين همه مدارس نبايد كوچك باشند چرا كه برخى از بچه ها در مدارس بزرگتر بهتر راهنمايى مى شوند و از آنجا كه دانش آموزان تفاوت هاى بسيارى با هم دارند، براى آنها كه پيشرفت و ترقى آنها در مدارس بزرگ بهتر صورت مى گيرد، بايد فرصت استفاده از آنها را قرار داد.
* هزينه مدارس كوچك
از مهمترين پرسش ها در مدارس كوچك، موضوع هزينه آنهاست كه بسيارى از اين مدارس را پرهزينه ارزيابى مى كنند. اما در يك مطالعه وسيع براى اثبات نسبى بودن هزينه چنين عنوان شده است كه اگر هزينه ها را براساس سرانه در نظر بگيريم به لحاظ آمارى نسبت هزينه به فرد، اين مدارس گران تر به نظر خواهند آمد، اما اگر هزينه را براساس تعداد دانش آموزان دانش آموخته و فارغ التحصيل شده و ميزان موفقيت آنها را در نظر بگيريم آن وقت خواهيم يافت كه آن مدارس در مجموع از مدارس بزرگتر و مدارس متوسط ارزان تر خواهند بود.
در فاصله سال هاى بين ۱۹۹۷تا ۱۹۹۹ مطالعه اى درباره مدارس كوچك شيكاگو انجام گرفت. نتايج تحقيقات نشان داد كه در مدارس كوچك خشونت به ميزان محدودترى ديده مى شود به طورى كه گزارش هاى مركز ملى آموزش نشان مى دهد در مدارس كوچك (با تعداد كمتر از ۳۵۰) ميزان وقوع نزاع و اشكال ديگر خشونت در مقايسه با ديگر مدارس با بيش از ۷۵۰ دانش آموز كمتر است و در گزارش ديگرى آمده است كه از هر سه مدرسه با تعداد بيش از هزار دانش آموز، يك مدرسه با وقوع خشونت جدى رو به رو است.
* الگوهاى مختلف مدارس كوچك
مدارس كوچك بر اساس نيازهاى آموزشى مورد نظر خود، انواع مختلفى دارند. تفاوت هاى ميان آنها در نحوه آموزش، مديريت و شكل گيرى فضاى فيزيكى مدرسه است.
مدرسه شبه غيرانتفاعى (Free stading school)
از انواع مدارسى است كه داراى بودجه اختصاصى، فضاى مخصوص به خود، كارمندان و معلمان مخصوص به خود است و ممكن است كه جز بنايى باشد كه در مدارس ديگر هستند. برخى از اين نوع مدارس در يك ساختمان بزرگ واقع اند.
مدارس چندهسته اى (mutli school)
اين نوع مدارس از كنار هم قرار گرفتن چند مدرسه تشكيل مى شوند كه در برخى از خصوصيات با يكديگر مشترك هستند، اما هر مدرسه فضاى مخصوص به خود، معلمان مخصوص به خود را دارد و تفكيك مدرسه ها مى تواند به صورت تفكيك پايه هاى تحصيلى مختلف باشد.
مدرسه درون مدرسه (School within school)
طرح مدرسه داخل مدرسه از زمره طرح هايى است كه براى تحقق اهداف مدارس كوچك ارائه شده است. در اين نمونه ها مدارس مى توانند در ساختمان با يكديگر مشترك باشند، اما به طور مستقل از يكديگر كار كنند. در اين مدل يك مدرسه كوچكتر در داخل يك مدرسه بزرگتر قرار مى گيرد و از حمايت هاى آن استفاده مى كند، اما بودجه، كاركنان و برنامه درسى خود را دارا است. اين مدل شبيه خانه هايى است كه بچه ها در سطوح مختلف در آنها گذاشته مى شوند و هر خانه قوانين سازمان دهنده خود، فعاليت منحصر به فرد خود و فعاليت هاى جمعى خاص خود را دارد. بنابراين مدل SWS با هدف كم كردن اثرات منفى مدارس بزرگ و براى هدايت دانش آموزان به گروه هاى كوچكى است كه در برخى مواقع اين دسته از گروه ها را خانه مى نامند، با وجود نتايج مثبت در اين الگو، برخى از نظريه پردازان معتقدند مدرسه كوچك بايد يك مدرسه باشد نه مدرسه داخل مدرسه.
بنابراين مدارس كوچك باعث صميميت محيط يادگيرى مى شوند، چرا كه دانش آموزان به خوبى يكديگر را مى شناسند، باعث كاهش انزوا مى شوند كه از عوامل به وجود آمدن خشونت است و موجب كم شدن شكاف ميان دانش آموزان كم بضاعت و ثروتمند مى شوند.معلمان در مدارس كوچك به استفاده از هوش و تجارب خود تشويق مى شوند. همچنين ضمن آن كه موضوع اتكا به خود در مدارس كوچك بيشتر به چشم مى خورد. البته اشتياق دانش آموزان و احساس تعلق دانش آموزان در مدارس كوچك بيشتر است.روابط بين فردى (شاگرد - شاگرد، معلم - شاگرد، شاگرد - مدير) در مدارس كوچك مثبت تر است، ميزان مشاركت والدين و احساس مسئوليت دانش آموزان نسبت به يادگيرى در مدارس كوچك بيشتر است. با توجه به آن كه يادگيرى بر اساس نياز فردى و ارتباط با دنياى بيرون مى باشد، يادگيرى مشترك و فعاليت گروهى در مدارس كوچك بيشتر است. در مدارس كوچك معلمان روحيه انتقادى را در دانش آموزان پرورش مى دهند و تفكر انتقادى آنان رشد پيدا مى كند و فرصت هاى آموزشى در مدارس كوچك افزايش پيدا مى كند.

|   تهران   |   سياسى و بين الملل   |   سياسى   |   اجتماعى   |   زنگ اول   |   بادبادك   |   زندگى   | 
|   خانواده   |   فرهنگ و هنر   |   زنان   |   ورزشى   |   حوادث   |   اقتصادى   |   صفحه آخر   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |