• تهران در حال حاضر پارك منطقه اى ندارد و پارك هاى بزرگ در مقياس ناحيه استفاده مى شوند
• هر كس بنا به سليقه خود نمى تواند فضاى سبز همگانى پايتخت را طراحى كند ولى اكنون نوعى بى برنامگى و سردرگمى در اجراى پروژه ها وجود دارد
يكى از مشكلات اساسى تهران اين است كه پارك هاى بزرگ آن در دسترس همه مردم نيست؛ البته اين پارك ها به نسبت تهران، آنقدر هم بزرگ نيست ولى در هر حال از برخى بوستان ها وسيع تر است.
شهر تهران هم اكنون از نبود چند پارك و تفريحگاه «بزرگ» و «در دسترس» رنج مى برد؛ چرا كه مردم به خاطر مشكلات ترافيكى نمى توانند به راحتى به برخى پارك هاى شهر دسترسى داشته باشند.
|
|
|
از آنجا كه تفريح و گذراندن اوقات فراغت به شكلى مناسب، يكى از نيازهاى اصلى همه مردم بويژه پايتخت نشينان است، نبود پارك هاى جامع موجب مى شود كه مردم براى گذراندن وقت با خودروى شخصى و يا وسايل نقليه همچون تاكسى هاى دربست و غيردربست، به خيابان ها بيايند و به قولى به «خيابان گردى و مشاهده ويترين مغازه ها» بپردازند. «به نظر مى رسد كه هم اكنون مسئولان شهرى به جاى طراحى فضاى سبز شهرى و پارك هاى پايتخت، فقط به ساخت و كميت آن ها توجه مى كنند و از اصول و معيارهاى طراحى در اين باره غافل شده اند.» مهندس مهدى شريعتى رئيس انجمن مهندسين فضاى سبز با بيان اين مطلب و با انتقاد از عملكرد مسئولان ذى ربط درباره توجه نداشتن به اصول و معيارهاى طراحى فضاى سبز شهرى و دوباره كارى در ساخت و تخريب پارك ها در سطح شهر تهران مى گويد: «آنچه در پشت پرده ساخت پارك هاى تهران در حال انجام است، نوعى بى برنامه گى و يا سردرگمى در اجراى پروژه ها است، به نظر مى رسد يكى از علل ايجاد اين مسئله استفاده نكردن از كارشناسان و طراحان متخصص فضاى سبز شهرى در ايجاد پارك ها و فضاى سبز اين كلانشهر است.»
وى مى گويد: «يكى از مشكلات اساسى بر سر راه به سرانجام نرسيدن اغلب پروژه هاى فضاى سبز شهر تهران تغيير فضاى سبز پايتخت، با تغيير مديران است، در حقيقت با انتصاب شهردار جديد، پروژه و طرح هاى گذشته نيمه كاره باقى مانده و از نو طرح جديدى آغاز مى شود. به نوعى فضاى سبز پايتخت متناسب با شعارها و برنامه هاى شهردار جديد، تغيير پيدا مى كند و از مسير قبلى خود خارج مى شود. براى مثال در حال حاضر شهردار فعلى تهران پروژه مسيرهاى سبز و يا راه باغ ها را مطرح كرده است و اين در حالى است كه شهردار اسبق تهران اولويت هاى ديگرى را در رأس برنامه هاى خود قرار داده بود.»
به اعتقاد عضو مؤسس كانون عالى گسترش فضاى سبز و حفظ محيط زيست ايران، اين نوع مديريت كه براساس تفكر فردى جديد و نه مطابق نيازهاى شهروندان تهرانى است، جز اضمحلال فضاى سبز شهرى و عقب نشينى چيز ديگرى در برنخواهد داشت.
شريعتى با اشاره به طرح هاى شهردارى تهران مبنى بر توسعه فضاى شهرى پايتخت مى گويد: «به طور حتم، در اين رويكرد، فضاى سبز شهرى نخستين بخشى است كه بشدت آسيب مى بيند، زيرا تخريب فضاى سبز و قطع درختان به بهانه ساخت اتوبان و يا ايجاد تونل مترو نه فقط به توسعه منجر نمى شود كه عقب ماندگى فضاى شهرى را هم بدنبال دارد.»
وى با انتقاد از اين كه تاكنون طرح جامع و تفصيلى شهر تهران به هيچ نتيجه اميدواركننده اى نرسيده است، تصريح مى كند: «جدا از ساخت تونل توحيد، مابقى طرح ها و برنامه ها از جمله طرح شهر محله اى و يا بافت هاى فرسوده كه از سوى تعدادى مكرر مطرح مى شود، در حد شعار دادن است، زيرا براى اجراى آن ها هيچ برنامه منسجم و هدفمندى تعريف و ارائه نشده است.»
رئيس انجمن مهندسين فضاى سبز با اشاره به اين كه اهداف و برنامه هاى سازمان ها بايد براساس شاخصه هايى تعيين شود، مى گويد: «براى مثال، طرح كمربند سبز تهران كه ۱۵ سال است مكرر از سوى مسئولان مختلف مطرح مى شود، اگر قرار بود در اين سال ها به نتيجه برسد به طور حتم اكنون دور پايتخت چندين لايه كمربند سبز كشيده شده بود! اين در حالى است كه به علت كمبود آب و خاك مناسب در برخى نقاط حاشيه اى شهر تهران امكان رويش گياه و كاشت درخت وجود ندارد.» هم اكنون به گفته برخى مسئولان شهردارى تهران سرانه فضاى سبز پايتخت ۱۱/۲ متر است كه تا رسيدن به فاصله ايده آل يعنى ۱۸ تا ۲۰ متر فاصله زيادى باقى مانده است، اين آمار از سوى شهردارى تهران در حالى مطرح مى شود كه فارغ از همه كمبودهاى موجود در اين حوزه، رئيس شوراى شهر تهران با اعلام سرانه دو مترى فضاى سبز پايتخت، حكايت از نبود آمار مشخص در اين باره دارد.
مهندس مهدى شريعتى با رد هرگونه آمار كمى و تقريبى درباره سرانه فضاى سبز شهر تهران و با تأكيد بر اين كه فضاى سبز سرانه نمى پذيرد، مى گويد: «سرانه به مفهوم يك يا دو يا صد متر فضاى چمن كارى شده نيست، سرانه فضاى سبز يعنى شهروند تهرانى پس از پيمودن مسير ۱۵ الى ۲۰ دقيقه اى به پارك ايده آل خود دسترسى پيدا كند، نه اين كه براى رفتن به يك پارك دسته چندم، حداقل چندين ساعت معطل شود و بالاخره هم ناراضى و ناراحت به خانه بازگردد.»
وى با بيان اين كه هر شهرى نيازمند چندين پارك منطقه اى، محلى و ناحيه اى است، اضافه مى كند: «در حال حاضر هيچ پارك منطقه اى در تهران وجود ندارد و اغلب پارك هاى بزرگ نيز در مقياس ناحيه استفاده مى شوند، براى مثال بيشتر شهروندان جنوب شهر و حتى شرق تهران به پارك چيتگر مى روند و عاقلانه نيست فردى از ميدان راه آهن براى تفريح چندساعته به پارك ملت بيايد. بنابراين با اين توصيف و با توجه به جمعيت جنوب شرق پايتخت مى توان وضع نامناسب پارك چيتگر را حدس زد!»
وى با بيان اين كه فضاى سبز پايتخت در حال مردن است، مى گويد: «ايجاد فضاى سبز در محيط شهرى فقط به كاهش آلودگى هوا و افزايش اكسيژن كمك نمى كند، بلكه در درجه اول آلودگى هاى روحى و روانى را از بين مى برد و نشاط و شادى را بر روح جامعه حاكم مى كند. در حقيقت ما بدون ايجاد فضاى سبز هم مى توانيم، از طريق درياها اكسيژن مورد نياز خود را تأمين كنيم، اما آنچه هم اكنون براى نجات پايتخت لازم است، به جريان انداختن شادى و نشاط در ميان شهروندان است.» عضو مؤسس كانون عالى گسترش فضاى سبز و حفظ محيط زيست ايران مى افزايد: «در حال حاضر پارك هاى تهران بيش از ظرفيت و امكانات خود، پذيراى شهروندان هستند و اين مسئله موجب شده تا بيشتر فضاهاى سبز آن ها تخريب شود. »
مهندس شريعتى در اين باره معتقد است: «ما اكنون بيشتر از گنجايش پارك هاى تهران، از آن ها بهره مى كشيم، به طورى كه يك پارك متوسط با گنجايش ۵۰۰ نفر روزانه، يك هزار تا يك هزار و پانصد نفر را در خود جاى مى دهد، در اين ميان وضع پارك هاى بزرگ و معروف پايتخت از جمله ملت، چيتگر و لاله به مراتب وخيم تر است. زيرا افراد در نقاط مختلف شهر به اين مكان ها هجوم مى برند و گاهى جاى سوزن انداختن نيز در اين پارك ها وجود ندارد.»
وى با بيان اين كه شهروندان تهرانى، اولويت نخست در طراحى پارك ها هستند، اضافه مى كند: «هم اكنون مشخص نيست شخصى كه وارد پارك هاى تهران مى شود با چه حالتى از آن ها خارج خواهد شد، آيا اين شخص آرامش پيدا مى كند يا بالعكس با ديدن صحنه هاى نابهنجار، آلودگى هاى محيطى، فضاهاى دلگير، چمن هاى تخريب شده و غيره، ناراحت و ناراضى از پارك بيرون مى آيد.»وى جامع بودن يك پارك را متأثر از توجه داشتن به همه عوامل مؤثر در ايجاد پارك ها مى داند و معتقد است: «پارك مناسب، پاركى است كه همه اقشار با ويژگى ها و نگرش هاى متفاوت در آن احساس آرامش و رضايت كنند، بنابراين بايد همه نيازها و نيازمندى هاى اقشار جامعه به طور اصولى در پارك هاى پايتخت ديده شود». وى مى گويد: «يكى از طرح هاى كم هزينه و ساده اى كه مى تواند تا حد زيادى به افزايش فضاى سبز پايتخت كمك كند، ساخت حياط منازل به سمت كوچه بدون قرار دادن هرگونه مانع خارجى از جمله ديوار است.
در اين صورت هر شهروندى مى تواند در جلوى خانه خود، پارك كوچك اختصاصى داشته باشد و با سليقه و نياز خود نيز آن فضا را شكل دهد». شريعتى با اشاره به اين كه در پارك سازى شهرها، تخصص افراد ناديده گرفته مى شود، مى گويد: «اصول طراحى پارك بسيار پيچيده و تخصصى است و هر شخصى بنا به سليقه و نظر خود نمى تواند فضاى سبز همگانى پايتخت را طراحى كند، اما در حال حاضر اين رويه در حال شكل گيرى و اجراست. به طورى كه هم اكنون هيچ پارك جامعى در تهران وجود ندارد و اين براى كلانشهرى همچون تهران زشت و تأسف آور است».
وى با اشاره به اين كه در كشورهاى اروپايى در طراحى پارك ها حتى به برگ ريزان درختان هم توجه مى شود، مى افزايد: «معمارى گياهان بحث عجيبى است كه در طراحى پارك ها و فضاى سبز پايتخت ناديده گرفته شده است، براى مثال اكنون در همه جاى تهران از كنار پياده روها گرفته تا پارك ها و حتى اطراف بزرگراه ها درخت توت كاشته مى شود، اين در حالى است كه با توجه به معمارى گياه، جاى درخت توت در كنار سنگفرش هاى خيابان نيست، زيرا بشدت سطح معابر را كثيف مى كند و موجب ليزخوردن شهروندان مى شود».